روحانیت منهای شریعتی؟

 

هفتمین شماره مجله فرهنگی «تقریرات» را هم به لطف خدا منتشر کردیم.

اغلب صفحات این شماره به دو پرونده «خشونت دینی و امکان تقریب و مدارا» و «بازخوانی انتقادی نگاه دکتر شریعتی به شیعه و روحانیت» اختصاص دارد. در سرمقاله‌ و یادداشتی که نوشته‌ام، به نسبت میان شریعتی و نسل امروز روحانیت و طلاب حوزه‌های علمیه پرداخته و از «روحانیت منهای شریعتی» سخن گفته‌ام. همچنین در گفتگوهایی با دکتر سارا شریعتی، دکتر آقاجری و استاد طارمی‌راد به بازخوانی نگاه شریعتی به شیعه و روحانیت پرداخته‌ایم و از جمله دکتر آقاجری و استاد طارمی به نقد آرای شریعتی درباره صفویه و روحانیت شیعه پرداخته‌اند. دکتر سارا شریعتی نیز ضمن ارائه نگاهی جامع به آرای پدر به این نتیجه رسیده که دکتر شریعتی بر خلاف آنچه که مشهور شده است، باوری به حذف روحانیت نداشت. گفتگو با مرحوم دکتر ابراهیم یزدی درباره روابط امام خمینی و نواندیشان دینی با محوریت دکتر شریعتی، از دیگر مطالب این پرونده است.

بخش «تقریرات گعده» که از جذاب‌ترین بخش‌های ثابت مجله تقریرات به شمار می‌رود این بار به انعکاس آرای آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی درباره طب اسلامی، فتوای جدید نماز و روزه مسافر و برخی موضوعات متنوع دینی دیگر پرداخته و از قول این مرجع تقلید برجسته شیعه آورده که اغلب روایات طبی سند معتبری ندارند.

پرونده مفصل این شماره تقریرات درباره امکان تقریب و مدارا در دنیای کنونی است که خشونت‌های دینی افزایش قابل توجهی دارند. آسیب‌شناسی وضعیت کنونی تقریب مذاهب اسلامی، ارائه راهکارهایی عملی برای کاهش خشونت‌های دینی، گزارشی از وضعیت اهل سنت مشهد و انگیز‌ه‌شناسی داعش در کشتار شیعیان از دغدغه‌ها و موضوعات اصلی این شماره است. همچنین به بهانه هجدهمین سالگرد مناظره آقایان مصباح یزدی و حجتی کرمانی به نقد و بررسی این مناظره پرداخته شده است. علاوه بر این پرونده، مقدمه من بر کتاب «ایمان و رجعت» نیز در این شماره آمده که به بررسی زمینه‌های رشد سلفی‌گری در ایران اختصاص دارد.

به مناسبت سالگرد آیت‌الله دکتر بهشتی، در گفتگوی صریح و مفصل با دکتر سید علیرضا بهشتی به بررسی کارنامه فکری و سیاسی یکی از اثرگذارترین چهره‌های تاریخ جمهوری اسلامی پرداخته شده و پرونده‌ای نیز به معرفی کتاب «کتابشناسی انتقادی جامعه‌شناسی تشیع» اختصاص دارد. دیگر یادداشت من نیز به نقد نگرانی‌های نوگرایان دینی نسبت به مناسک نوظهور پرداخته است.

 

شماره هفتم تقریرات در ۸۴ صفحه و با قیمت چهار هزار تومان در این مراکز قابل تهیه است:

✔تهران: دکه‌های مطبوعاتی مناطق دروازه دولت، امیرآباد، انقلاب، سید خندان، قلهک، بلوار کشاورز، چهارراه ولیعصر و میدان‌های هفت تیر و بهارستان

✔قم: همه دکه‌های مطبوعاتی و کتابفروشی‌های خانه کتاب (چهارراه بیمارستان) و کلبه شروق (ابتدای صفائیه)

✔اصفهان: دکه‌های فلکه فیض، میدان انقلاب، حکیم نظامی،  انقلاب و دروازه شیراز

✔مشهد: دکه‌های خیابان‌های دانشگاه، اندرزگو، شیرازی، بهجت، آخوند خراسانی (و از هفته بعد در کتابفروشی امام)

✔شیراز: دکه‌های خیابان‌های ملاصدرا، آزادی، زند و چهاراه ادبیات

✔یزد: دکه‌های میدان مجاهدین و خیابان دانشجو

✔کرج، تبریز، ارومیه و اهواز: دکه‌های مهم شهر

✔زنجان: دکه‌های چهارراه انقلاب و سبزه‌میدان

✔بهبهان: دکه‌های میدان هلال احمر، میدان بیمارستان و جنب سالن علامه طباطبایی(دایی‌زاده)

ارسال شده در خودمانی, فرهنگ و هنر | برچسب‌شده , , , , , , | پاسخ دهید:

جهان اسلام یا جهان مسلمانان؟

 

۱- ریال‌های کثیف برای دین‌شویی

چند روزی برای سخنرانی تاسوعا و عاشورا مهمان گروهی از ایرانیان مقیم کوالالامپور؛ پایتخت مالزی بودم. این مراسم تحت‌الشعاع حمله پلیس مذهبی مالزی برای تعطیلی مجالس عزاداری شیعیان مالزی و عراق قرار گرفت. میزبانان نگران بودند که این حملات، دامن مراسم عزاداری آنها را نیز بگیرد و این سخنرانی‌ها همراه با نگرانی از حمله احتمالی پلیس برگزار شد.
پلیس مذهبی مالزی در جریان حملات چند روز گذشته خود اقدام به دستگیری برخی عزاداران و جریمه مالی آنها کرد و مجالس آنها را به تعطیلی کشاند.
گویا در سال‌های اخیر به واسطه کمک‌های مالی گسترده سعودی به روحانیون و نهادهای مذهبی مالزی، وابستگی آنها به وهابیت افزایش محسوسی یافته و بدبینی مسلمانان شافعی‌مذهب مالزی به شیعیان تشدید شده است. جنگ سوریه نیز بهانه و انگیزه دیگری برای این تبعیض‌ها عنوان می‌شود.
شیعیان مالزی که شامل چند هزار ایرانی نیز هستند، گویا کمتر از پنجاه هزار نفرند و نگرانی از فعالیت مسالمت‌آمیز این اقلیت کم‌جمعیت، دلیلی جز ریال‌های سعودی نمی‌تواند داشته باشد که در اغلب کشورهای اسلامی، نقشی جز نفرت‌پراکنی مذهبی، افراطی‌گری و تشدید خشونت‌های دینی خون‌بار نداشته است. فضای سنگین حاکم سبب شده که بسیاری از شیعیان، اعتقادات و مذهب خود را مخفی کنند تا دچار دردسرهای شغلی و تحصیلی نشوند.
کافر و مشرک دانستن شیعیان و اعتقاد آنها به قرآنی متفاوت با قرآن مورد قبول اکثریت مسلمانان از جمله باورهای نادرستی است که به تازگی در میان اهل سنت مالزی رواج بیشتری یافته است. پمپاژ سازماندهی نفرت وهابیت علیه شیعیان در حالی است که اغلب کشورهای دنیا در دو دهه گذشته قربانی خشونت افسارگسیخته گروه‌های مختلف وهابی و سلفی بوده‌اند و بشریت و خصوصا شیعیان باید تا اطلاع ثانوی، تاوان تحقق رؤیای احیای خلافت سُنّی را بدهد.
مالزی کشوری با ادیان و‌ مذاهب مختلف و مردمانی آرام و خوش‌اخلاق است که بسیاری از آنها موافق سرمایه‌گذاری‌های معنادار سعودی نیستند و حتی کار به اعتراضات خیابانی هم کشیده است. فقط ریال‌های کثیف می‌تواند این جامعه آرام و متکثر را به تفرقه و ناآرامی بکشاند. به نظر می‌رسد که ضعف علوم انسانی و کم‌رونقی آن نیز مزید بر علت شده و بستر را برای رشد سلفی‌گری فراهم‌تر می‌کند. اینجاست که نقش متفکران نوگرا و میانه‌روی اهل سنت اهمیت می‌یابد تا مانع از نفرت‌پراکنی مذهبی در شرق آسیا شوند‌.

۲- اتوپیای جهان اسلام!

در راه بازگشت از مالزی با جوان ۳۳ ساله الجزایری همسفر شدم که می‌گفت بعد از سال‌ها کار در دبی و کوالالامپور به اروپا می‌رود تا به خواهرش در پاریس بپیوندد و در آنجا مشغول به کار شود. چند بار تلاش کردم به زبان عربی حرف بزنیم ولی با اینکه با دوست مصری‌اش به عربی حرف می‌زد و انگلیسی‌اش هم لهجه غلیظ عربی داشت، ولی ترجیح داد که به انگلیسی با من حرف بزند.

وقتی از عمار اوزگان، محمد بوضیاف، بوتفلیقه و عباس مدنی نام بردم ذوق‌زده شد که اطلاعات نسبتا خوبی درباره تاریخ کشورش دارم. پرسیدم چرا در زادگاهت الجزیره نمانده‌ای؟ گفت که الجزایر کشور قشنگی است ولی مردم آن ترجیح می‌دهند که برای زندگی بهتر در کشورهای اروپایی از جمله فرانسه مشغول کار شوند. برای همین است که الجزایر پیشرفت نمی‌کند. گفت که در دبی هم پول حرف اول را می‌زند و زندگی‌مان آرامش ندارد. مالزی هم چند سالی است که گرفتار رشوه و مافیا شده و دیگر جای خوبی برای کسب درآمد نیست. اروپا الان بهترین جا برای ماهاست.

گفتم رفتار فرانسوی‌ها با اعراب مسلمان مهاجر چطور است؟ گفت که رفتار خیلی خوبی دارند و خواهرم آنجا زندگی می‌کند و راضی است. با تعجب گفتم که من شنیده‌ام در پاریس، رفتار خوبی با مهاجران مسلمان نمی‌شود. تعجب مرا که دید کمی از قطعیت کلامش کاست و گفت که معمولا رفتار بدی با ما ندارند.

اینها را که شنیدم فهمیدم که چرا ترجیح می‌داد با من به انگلیسی حرف بزند. جالب اینکه وقتی حرف‌مان به ایران و ایرانی‌ها کشیده شد گفت که ایرانی‌ها را خیلی دوست دارد چون در برابر غرب ایستاده‌اند. دیگر به او نگفتم که ایستادگی در برابر غرب چه هزینه‌های سنگینی به حکومت و مردم ایران تحمیل کرده و اساسا چرا باید فقط ایران، بار سنگین احیای عزت از دست‌رفته مسلمین را به دوش بکشد و بقیه به دنبال جای بهتری برای درآمد و راحتی بیشتر باشند؟! خلاصه کلامش این بود که گفت به آینده جهان اسلام هیچ امیدی ندارد!

ارسال شده در اجتماع, سیاست | برچسب‌شده , , , , , , | ۴ پاسخ

مناسک و واقعیت

 



ورود زائران پیاده نیمه شعبان به حرم امام حسین(ع)

 

صبح چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت (۱۳ شعبان) که از نجف به سمت کربلا حرکت کردیم، جاده پر از عراقی‌هایی بود که با پای پیاده برای زیارت امام حسین(ع) در شب نیمه شعبان به سمت کربلا حرکت می‌آمدند. زنان و مردان و کودکانی که در گرمای چهل درجه با اشتیاق طی طریق می‌کردند و این صف زائران پیاده تا کربلا مشهود بود.

بر خلاف زیارت پیاده اربعین که حضور ایرانیان در آن کاملا محسوس است، در زیارت پیاده نیمه شعبان به ندرت شاهد حضور ایرانی‌ها بودم. حتی روز پنج‌شنبه که جمعیت زائران در کربلا پنج شش برابر روز قبل شده بود، باز هم تعداد ایرانی‌ها بسیار کمتر از زائران عراقی بود.
دومین تفاوت مهم زیارت نیمه شعبان با زیارت اربعین، تأکید خاص امامان شیعه بر اهمیت و فضیلت ویژه زیارت امام حسین(ع) در شب نیمه شعبان است. دست‌کم از سه امام شیعه (امامان چهارم، پنجم و ششم) در متون روایی شیعه نقل شده که شیعیان تا بکوشند شب نیمه شعبان خود را به کربلا برسانند و آیین و آداب توبه و استغفار را در کنار مزار حسینی انجام دهند.

الان در نیمه‌های شب نیمه شعبان، ظرفیت بسیاری از خیابان‌ها و کوچه‌های کربلا پر شده و حرکت به سختی انجام می‌شود. با وجود گرمای ۳۴ درجه‌ای نیمه‌های شب، تعداد زیادی از مردم روی زمین نشسته و به نشانه شادی تولد آخرین منجی، شمع روشن کرده‌اند و یا هلهله‌کنان و کف‌زنان در حال حرکت هستند.

بعید نیست که با حرکت شب نیمه شعبان به سمت روزهای خنک ابتدای بهار، جمعیت ایرانیان زائر نیز افزایش یابد. بی‌گمان تصور و انگیزه بسیاری از این زائران، ربطی به جدال‌های سیاسی دولت‌های منطقه ندارد و از واقعیتی قابل استمرار برخوردار است.
ویتگنشتاین معتقد بود که آیین‌ها و مناسک همواره رو به زوال و فرسودگی می‌روند، جز آیین‌هایی که واقعی هستند. او از «بوسه» به عنوان آیینی واقعی و زوال‌ناپذیر یاد کرده بود. اما آیین‌های فزاینده و کاملا واقعی شیعیان را باید یک استثنای دیگر برای این سخن ویتگنشتاین دانست.

حکایت مناسک و شعائر شیعی، واقعیت خونی است که نه فقط در رگ‌ و ذهن شیعیان، بلکه هنوز در رگ‌های شهیدان کربلا جریان دارد.
بنا به نقل استاد بزرگ‌مان آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی از خاندان مادری برادران زنجانی (آیت‌الله سید ابوالفضل و آیت‌الله سید رضا زنجانی؛ دو مجتهد مشهور آزادی‌خواه و حامی مصدق و بازرگان)، در جریان حمله وحشیانه وهابی‌های حجاز به کربلا در اوایل دوره قاجار (حدود دو قرن پیش) که منجر به قتل‌عام وسیع شیعیان و غارت و تخریب حرم امام حسین(ع) شد، جد مادری حضرات آیات سید ابوالفضل و سید رضا زنجانی به همراه استادش که مجتهد مطرح کربلا بوده است در گوشه‌ای مخفی شده و از قتل‌عام مصون می‌مانند. بعد از هجوم وهابی‌ها به سمت نجف، این دو روحانی به مزار امام حسین(ع) می‌روند و می‌بینند نه تنها ضریح چوبی سوزانده شده و با آتش آن قهوه درست کرده‌اند، بلکه قبر مطهر امام نیز تخریب شده و گوشه‌ای از آن نیز شکاف برداشته است.
آنها دست در داخل آن شکاف کرده و با پیکر سالم امام مواجه می‌شوند که خون از آن جاری است. مقداری از خاک خونین اطراف جنازه مطهر را به تبرک برمی‌دارند و قبر را می‌پوشانند.

آن خاک چندین دهه در اختیار فرزندان این دو روحانی بوده و کرامت‌های خاصی از آن مشاهده کرده‌اند که در کتاب «جرعه‌ای از دریا» مفصلا از آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی نقل شده است.

ارسال شده در دین | برچسب‌شده , , , , , , | ۲ پاسخ

وبلاگی که بود، وبلاگی که هست

بیش از شش سال است که تورجان فیلتر شده و حالا اولین بار است که آن را بدون فیلترشکن به‌روز می‌کنم. البته از شهر نجف!
امروز در باب القبله حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع) یک زائر با من از آشنایی چند ساله‌اش با تورجان گفت و پرسید: شما چرا در این روزهای داغ انتخابات از ایران خارج شده‌ای؟!
دوستان دیگری هم می‌پرسند که چرا سال‌هاست سیاسی نمی‌نویسم.
راستش شش سال است که حس می‌کنم اطلاعاتم در حد تحلیل مسائل روز و ارائه آن به مخاطب نیست. شاید از تبعات ناخواسته دوره پایان‌نامه‌نویسی‌ام هم باشد که یادم داد به راحتی نظر ندهم. ذهن مخاطب ارزشمند است و اصرار بر نظر دادن درباره هر موضوعی، وقتی اطلاعات کاملی ندارم، چیزی جز توهین به مخاطب نیست، اگرچه چند صباحی هم خوشش آید و استقبال کند.
منی که نه فعال سیاسی و حزبی بوده‌ام و نه قرار است باشم، چرا باید ذهن مخاطب را درگیر جدال‌های روزمره بکنم وقتی که از عمق ناآگاهی نسل خود خبر دارم.
البته نیاز به جدال‌های سیاسی روزمره را نمی‌شود انکار کرد، اما کار من چیز دیگری است‌. من اگر جایی حرفی از سیاست زده‌ام تنها از باب همراهی با دغدغه‌های انسانی مردمم بوده و بس …

ارسال شده در خودمانی | برچسب‌شده | یک پاسخ

انتشار نخستین اثر گروه جامعه‌شناسی تشیع

 

خیلی خوشحالم که اولین نوشته وبلاگی‌ام در سال ۹۶ به انتشار کتاب «کتاب‌شناسی انتقادی جامعه‌شناسی تشیع» اختصاص دارد. این کتاب که حاصل زحمات «گروه مطالعاتی جامعه‌شناسی تشیع» تحت سرپرستی خانم دکتر سارا شریعتی است، نخستین کار پژوهشی در نوع خود به شمار می‌رود و می‌تواند مورد استفاده طیف‌های مختلف حوزوی و دانشگاهی قرار گیرد.

من هم ده مقاله از ۹۷ مقاله این کتاب را تألیف کرده‌ام. گزارشی درباره بخش «روحانیت و مرجعیت» این کتاب نوشته‌ام که می‌توانید از اینجا بخوانید. خوشبختانه با وجود قیمت بالا و تخصصی بودن این کتاب، اخبار اولیه حکایت از استقبال خوب خوانندگان دارد که می‌تواند ما را به انجام پروژه‌های بعدی گروه، مشتاق‌تر کند.

ارسال شده در اجتماع, اندیشه, حوزه | برچسب‌شده , , , | پاسخ دهید: