جدال بر سر هلال

علی‌اشرف فتحی: هر ساله در نزدیکی‌های عید فطر، جناب آقای هاشمی رفسنجانی که بیش از ربع قرن است متولی رسمی «تشخیص مصحلت نظام» هستند، احساس می‌کنند که باید مصلحت عبادی مسلمین را هم تشخیص داده و متذکر شوند. بر همین اساس، معمولا با لحن تندی نسبت به اختلاف نظر علما درباره چگونگی رؤیت هلال ماه هشدار می‌دهند و آن را مایه تفرقه بین مسلمین می‌شمرند. گاهی هم سایت رسمی و یا  رسانه‌های حامی ایشان، سخنان قبلی ایشان را بازنشر می‌کنند تا مسلمانان مراقب این خطر جدی باشند.

امسال نیز سایت رسمی ایشان با انتشار دوباره سخنان ۱۳ سال پیش ایشان، از قول از این سیاستمدار ۸۱ ساله آورده است: «چنین اختلافی می‌تواند در عقاید ما شبهه‌انگیز باشد. یعنی همین مسأله کافی است که عده‌ای در دنیا بگویند این چه دین جامعی است که نتوانسته این مسأله را حل کند؟ چرا مسلمان‌ها نمی‌توانند این را حل کنند؟ این مسائل، عادی و معمولی نیستند. حتّی از لحاظ شخصی هم انسان را با تکالیفی که بین خودش و خدا دارد، دچار مشکلات روحی می‌سازد . این که گفته شود یوم‌الشک این‌طور باشد و یا هنگام عید فطر عده‌ای برای اینکه مسأله‌شان را حل کنند به مسافرت بروند، شایسته زمان ما نیست. می‌توانیم این مسائل را حل کنیم. اکنون ضروری است که آن را در مقیاس بین‌المللی حل کنیم».

باید از ایشان پرسید که طبق چه مبنایی باید مصلحت مورد نظر شما را ملاک قرار داد و نظرات اجتهادی اکثریت فقها را نادیده گرفت؟ اساسا چگونه به این نتیجه رسیده‌اید که اختلاف مسلمین در رؤیت هلال ماه منجر به چنین خسارات بزرگی می‌شود؟ اگر برای شارع مقدس موضوعیت و اهمیت داشت که همه مسلمین جهان در همه مناطق، در یک روز و یک زمان، عید بگیرند حتما متذکر می‌شد و آن را موکول به «رؤیت» نمی‌کرد. همین الان هم در خود ایران، اقلیت اهل سنت در تعیین روز عید اختلاف دارند و در جهان اسلام هم تا بوده، همین بوده و کشورها همگی در یک روز اعلام عید نکرده و نمی‌کنند و بر خلاف گمان آقای هاشمی، مشکلی هم برای «جامعیت دین اسلام» ایجاد نکرده است.

از طرفی طبق معیار جناب آقای هاشمی، باید در کشور ایران که مساحت آن متوسط مساحت کشورهای جهان است و سرزمین بزرگی نیست، زمان نمازهای یومیه در شرق و غرب آن هم یکسان شود تا به جامعیت دین اسلام خدشه وارد نشود و مشکلات روحی به وجود نیاید. می‌دانیم که وقت شرعی نماز در شرق و غرب ایران قریب یک ساعت فرق دارد و اهالی غرب آذربایجان حدود یک ساعت پس از اهالی شرق خراسان نمازهای یومیه خود را می‌خوانند. رادیوی هر استانی هم طبق اوقات شرعی آن استان  روزی سه وعده اذان می‌گوید و تابع اذان رادیو ایران نیست. همیشه هم همین‌طور بوده و خواهد بود. بنابر این نباید در مسأله‌ای که سالی یک بار مورد ابتلای عموم مردم قرار می‌گیرد، با اظهارات نسنجیده و غیرعلمی، ایجاد تشویش کرد.

مسأله در رؤیت هلال کاملا مشخص است و نمی‌شود همه فقها را با این مصلحت‌سنجی‌های شخصی و نه عمومی، وادار به پذیرش یک نظر واحد کرد. درست یا غلط، روزه یک امر مناسکی و تعبدی است و قواعد آن را باید از زبان شارع مقدس شنید. برداشت اکثریت شیعه و سنی این است که «رؤیت» و دیدن هلال ماه در آغاز و پایان یک ماه قمری معتبر است و فقهای زیادی هم رؤیت را تنها با چشم عادی و غیرمسلح معتبر می‌دانند. حتی آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی که تا پنج سال پیش رؤیت با چشم مسلح را معتبر می‌دانستند، از این نظر عدول کرده و همانند دیگر فقها رؤیت با ابزار نجومی را غیرمعتبر دانستند.

راه حل ساده این مسأله این است که برخی حضرات روحانی و طلبه که دسترسی گسترده به رسانه‌های اصلی کشور دارند، به جای فحاشی‌ها و خط و نشان‌های سیاسی به رقبای خود، بدیهی‌ترین وظیفه شرعی و صنفی خود را انجام داده و به مؤمنین روزه‌دار یاد بدهند که تکلیف‌شان در چنین مواقعی چیست. یاد بدهند که فقها در تعریف «رؤیت» دو دسته‌اند و مسأله رؤیت هلال هم تقلیدی هست و هم نیست؛ یعنی باید در مبنا مقلد باشند و در تشخیص مصداق به یقین خود عمل کنند. مثلا اگر مرجع تقلید کسی می‌گوید که چشم مسلح معتبر نیست، از این جهت باید مقلد به نظر مرجع خود عمل کند. ولی اگر گفت امروز برای من ثابت نشده که ماه با چشم عادی قابل رؤیت بوده، ولی برای مقلد ثابت شده که ماه با چشم عادی قابل رؤیت است، اینجا دیگر جای تقلید نیست.

واقعیت این است که بسیاری از ما طلبه‌ها وظایف اولیه خود را به خوبی انجام نداده‌ایم و مردم در همه شهرها و روستاهای دور و نزدیک، بسیاری از احکام بدیهی شرعی خود را نمی‌دانند. البته این نمی‌تواند بار از دوش مقلدینی بردارد که به راحتی می‌توانند از رساله مرجع تقلیدشان یا سایت و دفتر و سایر ابزار موجود، نظر مرجع‌شان را جویا شوند.

گذشته از همه اینها به نظر می‌رسد آقای هاشمی از نظر فقهی در جایگاهی نیست که بتواند در یک تریبون عمومی و نه تخصصی، با این لحن برای فقها تعیین تکلیف کند. این‌گونه سخنان فقط به به تشویش ذهن مؤمنین و تضعیف فقها و متخصصینی می‌انجامد که به مراتب کمتر از آقای هاشمی به رسانه‌ها دسترسی دارند.

  

فقه برجام، عصر برجام

علی‌اشرف فتحی: حوزه علمیه و روحانیون و طلاب آن نیز همچون دیگر بخش‌های جامعه طی ۱۲ سال گذشته درگیر پرونده هسته‌ای کشورمان بودند. این دل‌مشغولی سال گذشته با برگزاری همایشی به نام «فقه هسته‌ای» رسانه‌ای‌تر شد. این همایش از سوی برخی نهادهای رسمی حوزوی برگزار شد تا مبانی فتوای رهبری مبنی بر تحریم ساخت سلاح‌های اتمی و کشتارجمعی را مورد مداقه فقهی قرار دهد. سخنرانان و برگزارکنندگان این همایش از نیروهای میانه‌رو در حوزه قم بودند که تلاش داشتند با همراهی دولت حسن روحانی، به اعتمادسازی بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای کشور کمک کنند.

در سطوح بالاتر نیز می‌توان به همراهی گسترده مراجع با تیم جدید دیپلماتیک کشورمان اشاره کرد که در دولت‌های قبلی سابقه نداشت. به گونه‌ای که محمدجواد ظریف به دیدار مراجع قم می‌رود و به گفته استاندار وقت قم، مراجع نیز در این دیدارها از عملکرد تیم ظریف اعلام حمایت می‌کنند و حتی کهنسال‌ترین مرجع حوزه قم؛ آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی خطاب به ظریف می‌گوید: «از اینکه دل مردم را شاد کردید ما هم خوشحالیم».

در سطوح پایین‌تر نیز پیگیری مذاکرات هسته‌ای در این سال‌ها جزو برنامه روزنامه همه خانواده‌های حوزوی بود و در هر گعده‌ طلبگی نیز سخن از این مذاکرات زده می‌شد. حالا که پس از ۱۲ سال تنش و چالش، مذاکرات هسته‌ای در قالب طرحی با عنوان «برجام» به انجام و فرجام رسیده و موج شادی و رضایت در کشورمان به خوبی محسوس است، امید آن می‌رود که با کاهش تنش‌ها و فشارها و رشد تدریجی اقتصادی کشور، بزرگان و سیاست‌گذاران برای افزایش نشاط علمی در محافل حوزوی و دانشگاهی فکری تازه و طرحی نو (نه در قالب برگزاری سمینارها و همایش‌های پرخرج و بی‌فرجام) ارائه دهند تا عصر تازه دیپلماتیک را با عصر تازه نشاط روحی و علمی همراه کنیم.

۱۲ سال تنش هسته‌ای را اگر به ۲ سال تهدید ایران پس از واقعه ۱۱ سپتامبر اضافه کنیم و اتفاقات داخلی سال‌های اخیر را هم در نظر بگیریم، می‌توان به راحتی درک کرد که نسل کنونی تا چه حد زیر بار روانی تنش‌های داخلی و خارجی قرار داشته و محتاج آرامش روحی و فکری است تا بتواند بهتر و بیشتر درس بخواند و کار کند و زندگی سالمی در پیش گیرد. مدیریت اوضاع کنونی چیزی کم از مدیریت دوران پس از جنگ ندارد. کاش این دوره سازندگی روانی و فکری را با آسیب‌های کمتری نسبت به دوره سازندگی پس از جنگ طی کنیم.

  

مجله تقریرات و راه دشوار ژورنالیسم حوزوی

این گزارش در سایت فرارو درباره مجله تقریرات منتشر شده است.

فرارو- عمر ژورنالیسم حوزوی – دینی به سبک ایرانی‌اش چندان متأخر از عمر ژورنالیسم ایرانی نیست. از نخستین سال‌های سلطنت مظفرالدین شاه، طلاب ایرانی مقیم حوزه علمیه نجف مجلات گوناگونی در باب دغدغه‌های دینی و صنفی خود به زبان فارسی در نجف منتشر می‌کردند. قم نیز از اوایل سلطنت محمدرضا شاه در این زمینه فعال شد که اوج آن را می‌شود در نشریه مکتب اسلام دید؛ مجله‌ای که مدیران و نویسندگان آن بعدها جزو مراجع تقلید و مجتهدین مطرح شدند.

به گزارش فرارو، با این حال پس از انقلاب اسلامی، ژورنالیسم حوزوی چندان جدی گرفته نشد. با اینکه روحانیون بسیاری در رأس نظام جدید قرار گرفته بودند و برخی از آنان نیز نویسنده کتب و نشریات مطرح عصر پهلوی بودند، به نظر می‌رسد احساس کردند که با در اختیار داشتن ابزار بی‌رقیبی چون رادیو و تلویزیون و چندین روزنامه قدیمی یا پرتیراژ، نیازی به تقویت نشریات حوزوی و دینی با رویکرد حرفه‌ای ندارند.
با این حال روزنامه جمهوری اسلامی که ارگان حزب جمهوری اسلامی بود و در اختیار روحانیون حزب‌گرا قرار داشت، صفحه‌ای به نام حوزه و روحانیت در فعالیت خود تعریف کرد که به یکی از منابع ژورنالیسم حوزوی بدل شد. هرچند فعالیت این صفحه، به دلیل رویکرد نه‌چندان حرفه‌ای آن اثرگذار نشد و مورد استقبال عموم قرار نگرفت.
دیگر تجربه مهم ژورنالیسم حوزوی را تیم‌های اصلاح‌طلب رقم زدند. نشریات شهروند امروز، اعتماد ملی، مهرنامه و جهان اقتصاد  صفحاتی را به صورت منظم به مطالب حوزوی اختصاص دادند که اگرچه مورد استقبال واقع شد، اما استمرار نیافت. با این حال، مخاطبان احساس کرده بودند که نیاز به وجود نشریاتی با رویکرد حرفه‌ای در زمینه روحانیت و دین است تا خلأ ناشی از گسست رسانه‌ای میان نهاد دین با جامعه دینی پر شود. از سوی دیگر طی سال‌های اخیر و با رواج اینترنت، سایت‌هایی با رویکرد حرفه‌ای درباره روحانیت و دین قلم زده‌اند و از قضا مورد اقبال مخاطبان عام نیز واقع شده‌اند.
در تازه‌ترین رخداد، مجله‌ای فرهنگی به نام «تقریرات» با تکیه بر رویکرد دینی و حوزوی در قم منتشر و در شهرهای مختلف کشور توزیع می‌شود. این نشریه که تاکنون دو شماره از آن منتشر شده است، از سوی همان نویسندگانی اداره و تهیه می‌شود که در نشریات و سایت‌هایی که سخن از آنها رفت قلم می‌زده‌اند.
صاحب‌امتیاز و مدیرمسؤول این ماهنامه؛ علی‌اشرف فتحی است که علاوه بر تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم، با نام وبلاگش «تورجان» نزد مخاطبان اینترنتی شناخته می‌شده است. وی در سرمقاله نخستین شماره تقریرات گفته است که قصد دارد به همراه یک تیم با سابقه حوزوی و دانشگاهی به گزارش بی‌طرفانه مسائل مربوط به دین و خصوصا حوزه علمیه بپردازد. وی همچنین یادآور شده که این مجله نه مجوزی برای فعالیت سیاسی دارد و نه قصد دارد مسائل دینی و حوزوی را تحت‌الشعاع مسائل سیاسی پوشش دهد.
نخستین شماره این مجله با گفتگوهایی حول محور «مرجعیت دوگانه» منتشر شد تا به بررسی تفاوت‌های علمی (و نه سیاسی) دو حوزه نجف و قم بپردازد. مصاحبه با حضرات آیات گرامی قمی، علوی بروجردی و سید منیر الخباز از جمله گفتگوهای شماره نخست است که در کنار گفتگویی منتشر نشده با مرحوم دکتر سید صادق طباطبایی و نخستین گفتگوی مفصل با دو نوه مرحوم آیت‌الله‌العظمی خویی (مهندس سید موسی خویی و حجة‌الاسلام سید امین خویی) به واکاوی مختصات نجف  و قم و اثرگذاری آنها پرداخته‌اند.
این نشریه همچنین در دو شماره خود گفتگوهایی با دو شیعه‌شناس اروپایی انجام داده است: خانم پروفسور سابرینا مروین از فرانسه و آقای دکتر رافائل مائوریلو از ایتالیا. یکی دیگر از جذاب‌ترین مطالب شماره دوم تقریرات، گفتگو با سید حسین میردامادی؛ دایی آیت‌الله خامنه‌ای است که نخستین گفتگوی این استاد بازنشسته دانشگاه فردوسی مشهد محسوب می‌شود. همچنین این نشریه گزارشی از وضعیت علمای مهم مستقر در شهرستان‌ها منتشر کرده است.
در نیمه دوم مجله که از سوی تیم دانشگاهی مجله اداره می‌شود، گفتگوهایی با دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر عبدالله نصری در دو شماره مجله منتشر شده که به بررسی مسائل فکری موجود در جامعه پرداخته‌اند.
مجله تقریرات که سایت اینترنتی خود را هم در این نشانی به راه انداخته، فروش اینترنتی شماره اول خود را نیز آغاز کرده است که از اینجا می‌توانید خرید کنید.
  

شرح حال و قیل و قال

یکم: شرح حال

علی‌اشرف فتحی: خیلی اتفاقی به یاد تابستان سال ۸۷ افتادم که وبلاگ‌نویسی را بعد از مدت‌ها شل و سفت کردن، جدی گرفته بودم. دوره رونق وبلاگ‌ها بود و همگی‌مان انگیزه‌های زیادی برای نوشتن داشتیم. هنوز بلای خانمان‌سوز شبکه‌های اجتماعی بر سر وبلاگ‌ها هوار نشده بود و تبادل فکری و اطلاعاتی دل‌نشینی در فضای نت فارسی حاکم بود. بسیاری از اتفاقات خوب زندگی‌ام را مدیون همان روزهای داغ نوشتن و خواندن هستم.

ورود به وادی روزنامه‌نگاری مرا طولانی‌نویس‌تر کرد و کم‌کم از فضای وبلاگی دور شدم. آخرین انگیزه‌ام برای وبلاگ‌نویسی، شبکه اجتماعی گوگل‌ریدر بود که آن هم سال ۹۰ از بین رفت. انگیزه من و خیلی‌های دیگر تضعیف شد. حالا دیگر برایم خیلی سخت است که مثلا دویست کلمه به عنوان پست وبلاگی بنویسم و یک عکس هم کنارش بگذارم و منتظر نقد و نظر خوانندگان باشم. فکر می‌کنم اگر کمتر از هزار کلمه بنویسم، به شأن خودم بی‌توجهی کرده‌ام!

دیدار حسن روحانی با آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی؛ کهن‌سال‌ترین مرجع قم. ششم اسفند ۹۳

دوم: قیل و قال

آنها که از چند و چون ظهور پر حرف و حدیث احمدی‌نژاد خبر داشتند و شنیده بودند که او سال ۸۳ ادعا کرده که – العیاذ بالله – ریاست‌جمهوری‌اش را امام زمان(ع) در شب ۲۳ رمضان امضا کرده‌اند، چندان از مخالفت اکثر علمای بزرگ قم با قدرت یافتن وی بی‌خبر نبودند، ولی نخستین چالش جدی با برخی بزرگان قم در اوایل سال ۸۵ بر سر مسأله ورود زنان به ورزشگاه‌ها بروز پیدا کرد. سه مرجع مهم آن زمان؛ حضرات آیات عظام مرحوم فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی در صدر معترضین بودند. این چالش اگرچه با عقب‌نشینی دولت پایان یافت، ولی تحلیل خیلی‌ها این بود که دولت عامدانه وارد این جدال شده تا وجهه مرجعیت را تخریب کند. شاید این وصله را بشود به دولت احمدی‌نژاد چسباند، ولی مشخص نیست که الان چرا دولت چنین ناشیانه و بی‌حساب و کتاب وارد این جدال شد؟!

حرف‌ اخیر مقام دولتی که گفته دولت به احترام مراجع از مسأله ورود زنان به ورزشگاه‌ها عقب‌نشینی کرد، آن‌قدر مضحک است که ذهن را لاجرم به سوی بدبینی به این رفتار دولت می‌کشاند. آیا دولت (و یا بهتر بگوییم دولت‌ها) به همه نظرات مراجع این‌چنین بها می‌دهند؟ جواب قطعا منفی است. اساسا از دید برخی مراجع معظم، موسیقی حرام است، دیرکرد وام‌ها حرام است، حتی نشان دادن مسابقات کشتی شبهه‌ناک است و ده‌ها مورد دیگر. اما دولت‌های مختلف (اعم از چپ و راست و اصولگرا و اصلاح‌طلب و معتدل و رادیکال و امیرکبیر ایران و پدر گفتگوی تمدن‌ها و …) به دلایل موجه و غیرموجه کار خود را کرده‌اند. مراجع تقلید هم نظر خود را داشته‌اند و هر کجا دولتی تشخیص داده که عمل به نظر مراجع ایرادی ندارد، آن را انجام داده و هر کجا که دیده به مصلحت نیست، نظر مراجع را نادیده گرفته است. حرف‌های هاشمی در مصاحبه‌ای که با وی داشتم، در این‌باره خواندنی است. او صریحا در پاسخ به پرسش من گفت: «هیچ دولتی نمی‌تواند ادعا کند که به تمام نظرات علما و مراجع کاملاً عمل می‌کنم. شاید در قم رعایت کند ولی در سراسر کشور نمی‌شود. »

به نظر می‌رسد حالا که دولت روحانی با حمایت قاطع مراجع شیعه روی کار آمده، بهتر است کمی به فکر انتخاب یک واسطه و رابط قوی و خبره بین خود و مراجع باشد و اگر توان انجام کاری را ندارد، اساسا آن را کلید نزند، نه اینکه کلید بزند و مثل برخی‌ها بگوید که فلان و بهمان مانع شدند. احمدی‌نژاد نشان داد که رییس‌جمهور و دولت اختیارات کافی دارند و نالیدن از این و آن، راه‌حل خوبی برای اداره کشور نیست. تخریب رابطه میان دولت و مراجع، یقینا به سود مصالح مردم و کشور نیست.

  

درددلی با خوانندگان تقریرات

تا چند روز دیگر شماره دوم ماهنامه تقریرات توزیع می‌شود و فروش اینترنتی شماره اول را هم در سایت مجله شروع کرده‌ایم. وضعیت توزیع نسخه کاغذی در شماره اول، برای ما و بسیاری از خوانندگان مجله رضایت‌بخش نبود و تجربه تلخی برای‌مان به جا گذاشت. گویا اگر به باندهای چپ و راست متصل نباشی، یا از طرف فلان و بهمان حمایت نشوی، حتی اگر خواهان و خواننده داشته باشی و به ویژه اگر بخواهی در حوزه دین قلم بزنی و کار کنی، باید زمین‌گیر شوی!

در کشوری که میلیاردها تومان بودجه دولتی و غیردولتی در سال‌های متمادی صرف موارد موهومی تحت عنوان «امور فرهنگی» و «کار فرهنگی» شده و می‌شود، کار مستقل فرهنگی نیاز به اعصاب پولادین و صبر بنیادین! دارد. به هر حال لطف خدا شامل حال‌مان شد و توانستیم شماره دوم را با پرونده‌هایی درباره «علمای بلاد» و «اشتراکات فکری شهیدان مطهری و صدر» تهیه و روانه چاپ‌خانه کنیم. دلگرمی ما لطف خوانندگانی است که طی سال‌های گذشته به ما اعتماد و لطف داشته‌اند و از خدا می‌خواهیم که ما را لایق این لطف و اعتماد قرار دهد و یاری‌مان کند که آزادمنشی را قربانی فلان باند و بهمان قدرت کذایی نکنیم.

می‌توانید با خرید نسخه اینترنتی شماره اول مجله از اینجا ما را در ادامه این مسیر دشوار یاری دهید. درباره توزیع شماره دوم نیز به زودی اطلاع‌رسانی خواهیم کرد.