آخرین نماد مرجعیت واحد شیعی، نخستین مرجع جهانی شیعه

آیت الله العظمی بروجردی هنگام پیاده شدن از کالسکه

پنجاه سال قمری از درگذشت آیت الله العظمی سید محمد حسین طباطبایی بروجردی گذشت، اما شیعیان در این نیم قرن پرحادثه که دست کم در دو مقطع آن (انقلاب اسلامی ایران و وقایع چند سال گذشته عراق)، مرجعیت شیعه تأثیرات جهانی و منطقه ای مهمی از خود بر جای گذاشت، از مراجع تقلید متعددی پیروی کرده اند و هنوز هم مرجع یکپارچه ای چون میرزای شیرازی، سید ابوالحسن اصفهانی و یا آیت الله بروجردی ظهور نکرده است.

دیروز در مسجد اعظم قم، یعنی همان جایی که آیت الله بروجردی بانی آن بود، مراسم پنجاهمین سال رحلت این پیشوای تاریخ ساز شیعه برگزار شد و شهر قم در هقته گذشته مزین به تصاویر دیدنی این مرجع فقید شده است. بروجردی که استاد مسلّم نسل کنونی و قبلی مراجع تقلید شیعه بود، هنوز هم مرجع تقلیدی منحصر به فرد است. او واپسین مرجع تقلید مطلق العنان شیعه بوده و پس از او هیچ گاه هیچ مرجع تقلیدی – حتی امام خمینی – نتوانسته در زمان خود یگانه زعیم دینی شیعیان باشد. در عصر مرجعیت امام خمینی که پس از درگذشت مرحوم بروجردی آغاز شد و سه دهه ادامه داشت، مراجع تقلید مهمی چون حضرات آیات عظام حکیم، خویی، شریعتمداری و گلپایگانی از مقلدین فراوانی برخوردار بودند. حتی رهبری سیاسی امام در دهه پایانی عمرش نیز نتوانست انحصار مرجعیت دینی را برای ایشان رقم بزند.

نسل کنونی مراجع نیز که نزدیک دو دهه است به هدایت دینی پیروان خود مشغولند، از تعدد بیشتری نسبت به نسل قبلی برخوردار است. بر پایه برخی آمار غیر رسمی، اکنون بیش از هفتاد مجتهد در حوزه های علمیه شیعه اقدام به انتشار رساله توضیح المسائل کرده اند و دفاتر یا سایت های اینترنتی آنها به استفتائات مقلدین پاسخ می دهند. شهرهای قم، نجف، تهران، مشهد و اصفهان نیز محل سکونت و فعالیت های حوزوی بیش از ۱۵ مرجع تقلید مهم و برجسته است.

تلاش های آشکار و پنهان برای جلوگیری از تعدد مراجع تقلید تاکنون با شکست مطلق مواجه شده و نظریه پردازان «مرجعیت واحد» هر روز بیش از پیش از رسیدن به اهداف خود ناامید می شوند. یکی از مهم ترین نظریه پردازان این مسأله، حمید انصاری قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و برادر مجید انصاری است که در میانه دهه هفتاد با انتشار کتابچه ای با عنوان «مرجعیت و رهبری؛ تفکیک یا وحدت؟» خواهان مرجعیت انحصاری ولی فقیه شده و امام خمینی را نیز مدافع این نظریه دانست. اما شواهد و قرائن حاکی از آن است که تعدد مراجع تقلید شیعه در نسل آینده مرجعیت نیز ادامه خواهد داشت و شبه دموکراسی موجود در نهاد مرجعیت، مانع از تکرار تجربه مرجعیت مطلق و یکپارچه آیاتی چون بروجردی یا میرزای شیرازی خواهد بود.

اما منحصر به فرد بودن بروجردی تنها در این ویژگی برجسته وی نبوده است. اقدامات وی بدون تردید عامل اصلی اقتدار حوزه قم و به موازات آن، یکی از عوامل به حاشیه رفتن حوزه هزار ساله نجف بوده است. اگر آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی را احیاگر حوزه خاموش قم بدانیم، به یقین باید بروجردی را نخستین مرجع تقلید این حوزه – به معنای واقعی کلمه – به حساب آوریم. او با بینش و تدبیر منحصر به فردی توانست قم را به مرکز اصلی شیعیان جهان بدل کند و پس از وی نیز شاگردان وی نگذاشتند که چنین دستاورد بی نظیری از دست برود. تصور اینکه مرکزیت دینی و علمی شیعه، پس از هزار سال از عراق به ایران منتقل شود، برای بسیاری دشوار و دور از ذهن بود. اما کاریزما و اتوریته آیت الله بروجردی بود که چنین دستاورد شگرفی را رقم زد.

این بروجردی بود که به قیمت سکوت سنگین سیاسی اش توانست قم را به بستر مهمی برای فعالیت های فرهنگی عالمان شیعی بدل کند و حوزه نجف را پشت سر بگذارد. شاید هنوز هم بسیاری از روشنفکران و مبارزان آن دوران از بروجردی به خاطر صدور پیام تبریکش خطاب به محمد رضا شاه پس از بازگشت پیروزمندانه اش در جریان کودتای ۲۸ مرداد دلگیر و گله مند باشند، ولی کیست که نداند بروجردی در دوران نخست وزیری مصدق، کمترین دخالت را در کار او می کرد و نزدیکان مصدق می توانند شهادت بدهند که مصدق، همواره بروجردی را بر کاشانی ترجیح می داد و حرمت او را حفظ می کرد؟ کیست که نداند بروجردی مخالف اصلی اقدامات فدائیان اسلام بود و حتی با وجود اصرار فراوان امام خمینی، حاضر به میانجی گری در قضیه اعدام آنان نشد؟ (ماجرای این میانجی گری ناموفق را همسر امام خمینی روایت کرده است.)

دیدار آیت الله العظمی بروجردی با آیت الله ابوالقاسم کاشانی در مراسم درگذشت آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری در قم - سال 1331 شمسی

بروجردی در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد همانند همیشه عمل کرد و هیچ تغییری در سیاست های وی ایجاد نشد. برای او مهم این بود که حوزه قم را اقتدار بخشد و جهانی کند که کرد. هرگونه مقاومت وی در برابر کودتاگران – که نه حرمت سیاستمدار کهنسالی چون مصدق را حفظ کردند و نه احترام روحانیون باسابقه ای چون آیت الله کاشانی یا آیت الله حاج آقا رضا زنجانی را پاس داشتند –  می توانست زحمات چند ساله وی در جهت تقویت حوزه قم را به باد دهد. او از تجربه استادانش آخوند خراسانی و میرزای نائینی آموخته بود که کار فرهنگی بر فعالیت سیاسی اولویت دارد و بدون فرهنگ سازی و آموزش اعتقادی مردم، تکرار شکست مشروطه یا جنبش ملی شدن نفت همواره اجتناب ناپذیر است. او آموخته بود که بهتر است کار سیاست ورزی و حکومت داری را به اهلش بسپارد و همواره می گفت که دخالت وی در سیاست، ممکن است به دلیل ناآگاهی از جزئیات و مسایل پشت پرده آن، به زیان دین و مردم تمام شود.

او نه ادعای سیاستمدار بودن می کرد و نه خود را مرد این میدان می دانست. او فقط و فقط خواهان استقلال حوزه علمیه و مرجعیت از قدرت و افزایش اقتدار و کارآمدی آنها بود. برای این دو هدف، با هیچ کس تعارف نمی کرد و حتی در برابر مبارزین مخلص و دینمداری چون کاشانی و نواب صفوی می ایستاد و اشتباهات آنان را برنمی تابید. با وجود آنکه امام خمینی در آمدن آیت الله بروجردی به قم و اقامت ۱۵ ساله ایشان در این شهر بسیار مؤثر بود، حتی میانجی گری وی را نیز نپذیرفت.

آیت الله العظمی بروجردی

کار فرهنگی برای این رهبر مقتدر و هوشمند شیعی آنقدر مهم بود که برای نخستین بار به صورت سازمان یافته مبلغین و نمایندگان برجسته ای به کشورهای مهم غربی اعزام کرد. (اینجا را بخوانید) نخستین نشریات حوزوی – دینی در زمان وی و با تشویق و حمایت او در قم منتشر شد. نهادها و بناهای فرهنگی و دینی در زمان وی با شتاب و وسعت بیشتری ایجاد شد و شیعیان توانستند پس از قرن ها به جایگاه واقعی خود در سطح منطقه و جهان نزدیک تر شوند.

او به اختیارات وسیع حکومتی فقیهان و حتی حاکمان غیر فقیه اعتقاد داشت. قمی ها نقل می کنند که پس از احداث خیابان آستانه بر روی مقبره بسیاری از روات و بزرگان قرون گذشته شیعه، متدینین و علما از این خیابان برای رفتن به حرم استفاده نمی کردند. ظاهراً نخستین بار آیت الله بروجردی بوده که با اشاره به اختیارات حکومت برای آبادانی شهرها، شخصاً از این خیابان عبور کرده و حرمت این کار را برداشته است. همچنین در جریان اعتراض برخی متدینین و علما به تخریب بناهای سمت غربی حرم حضرت معصومه برای احداث مسجد اعظم، وی به معترضین گوشزد کرده بود که فقها دارای اختیارات حکومتی گسترده ای بوده و مجاز به برخی تصرفات هستند. (این را حجه الاسلام و المسلمین سید حسین خمینی از پدربزرگ مادری اش آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی برایم نقل کرد.)

آیت الله العظمی بروجردی

این باورهای وی در زمینه سازی برای طرح نظریه ولایت فقیه از سوی امام خمینی نقش داشت. امام خمینی این نظریه را هشت سال پس از درگذشت آیت الله بروجردی در نجف مطرح کرد. با این حال آیت الله بروجردی هیچ گاه در صدد عملی کردن تئوری فقهی خود برنیامد. شاید او نیز همچون آخوند خراسانی نسبت به توانایی حوزه برای اداره جامعه تردید داشت. برخی شنیده ها و نقل قول های نزدیکان مرحوم بروجردی نیز بر این باور وی صحه می گذارد.

بروجردی در علوم رایج حوزوی نیز ابتکارات و نوآوری های مهمی داشت که در کارآمدی و به روز شدن حوزه های شیعه مؤثر بوده است. در یک کلام باید گفت که او در نهایت استقلال عمل کرد و برای توانمند کردن علمی و اجتماعی حوزه علمیه از هیچ فرصتی نگذشت. امروز شاید بتوان آیت الله العظمی سیستانی را مشابه او دانست. سیستانی که از حوزه درسی بروجردی هم بهره برده است، اکنون چند سالی است که مشی مشابه استادش را در پیش گرفته و در صدد احیای حوزه تضعیف شده نجف است. باید دید که آیا این مرجع تقلید پرنفوذ کنونی می تواند اقتدار از دست رفته نجف را بازگرداند؟

در همین باره:

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی

آیت الله العظمی بروجردی در ویکی پدیا

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, سیاست ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

60 پاسخ به آخرین نماد مرجعیت واحد شیعی، نخستین مرجع جهانی شیعه

  1. مستانه می‌گوید:

    کمی هم سیاسی بنویسید آقایان
    طیف مخاطبین خود را به حوزوی ها و علاقمندان به حوزه محدود نکنید

    نه اینکه بد باشدها! من خودم شخصا به اخبار و فضای حوزه علاقمندم

    ولی اگر کمی گسترده تر نگاه کنید قطعا مطالب مهم زیادی این روزها وجود دارد
    که قلم شما را به خود می خواند

    قلمتان سبز

    [پاسخ]

  2. آبدارچی می‌گوید:

    آخ جون
    تورجان
    باز هم بازدید وبلاگم می ره بالا
    آخه ما تازه کاریم

    [پاسخ]

  3. تسلی می‌گوید:

    با سلام و سپاس از مطالبتان
    من شنیده ام زمان ایشان دو مرجع دیگر هم در ایران مطرح بوده اند(آیات خوانساری و صدرالدین صدر) و مجموعا به این ۳ نفر مراجع ثلاث گفته میشده و در واقع ایشان هم مرجع واحد نبوده.
    درست نیست؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۸۸ ۴:۳۹ ب.ظ:

    بعد فوت شیخ عبدالکریم تا سال ۱۳۲۵ سه مرجع در قم بودند که مقلدینی داشتند: حضرات صدر، خوانساری و حجت که به مراجع ثلاث (سه گانه) معروف بوند. به دلیل نیاز به یک مرجع مقتدر و فراگیر، بزرگان حوزه از آقای بروجردی که برای معالجه از بروجرد به تهران آمده بودند خواستند در قم ماندگار شوند. با آمدن ایشان و درگذشت مراجع ثلاث، ایشان مرجع بلامناع شیعه شد. هرچند در زمان آیات ثلاث هم با بزرگواری آنها ایشان زعیم همه شیعیان بودند

    [پاسخ]

  4. مستانه می‌گوید:

    یک سوال شاید تکراری جناب فتحی

    در صحبت های آیت الله دستغیب دیده می شود که ایشان اشاره به دست های مرموز حجتیه در حوادث اخیر دارند

    این صحبت ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

    شاید توضیح و ذکر تاریخ این فرقه دستمایه خوبی برای نوشته های همیشه فصیح شما باشد.

    [پاسخ]

  5. سوماپا می‌گوید:

    به فتحی : باز ازین پستای سخت سخت گذاشت !

    به ابطحی : به جای اینکه اینقدر اون بالا رو تغییر دکور بدی زبان پیش فرض اینجا رو فارسی کن.

    [پاسخ]

  6. علی می‌گوید:

    احسنت!
    فقط همین 🙂

    [پاسخ]

  7. رهگذر می‌گوید:

    این گزاره که “او نه ادعای سیاستمدار بودن می کرد و نه خود را مرد این میدان می دانست. او فقط و فقط خواهان استقلال حوزه علمیه و مرجعیت از قدرت و افزایش اقتدار و کارآمدی آنها بود.” گزارۀ ابطالپذیری است و به نظر من ارزش صدق آن نیز یک است یعنی معتبر و درست است. اما این که می فرمائید “کار فرهنگی بر فعالیت سیاسی اولویت دارد” چند اشکال دارد: ۱٫ بیش از اندازه کلی است و مقتضیات مکان و زمان را در نظر نمی گیرد (به همین دلیل ابطالپذیر هم نیست). ۲٫ درک محدودی از سیاست و فرهنگ عرضه می کند. سیاست را به زدو بند، روابط پشت پرده، قدرت سیاسی تقلیل می دهدو فرهنگ را نیز به عرصۀ خنثایی می کشاند که لاجرم باید “جریده رود که گذرگاه عافیت تنگ است”.
    رابطۀ سیاست و فرهنگ بسیار پیچیده تر از یک ثنویت مانع الجمع است. این دو لایه در لایه در هم نفوذ و تأثیر دارند.

    [پاسخ]

  8. رام می‌گوید:

    یعنی نظریه ولایت فقیه رو ایت الله بروجردی مطرح کرده بوده؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۸۸ ۶:۱۵ ب.ظ:

    بله اتفاقاً آقای منتظری که تئوریسین اصلی ولایت فقیه حساب می شه به رگه هایی از این نظریه در مباحث آقای بروجردی اشاره کرده. آقای منتظری از مهم ترین تقریرنویسان درس آقای بروجردی بوده

    [پاسخ]

  9. مجتبی می‌گوید:

    😳 😳 😳 😳 😳 😳

    [پاسخ]

  10. م.م.ب می‌گوید:

    آقای بروجردی اصلی ترین بخش نظریه حکومت اسلامی را اثبات کرد. وی پس از رد دلایل نقلی در این باره به اقامه ی این دلیل عقلی می پردازد که به دلیل وجود احکامی در اسلام که نیاز به حکومت برای اجرا دارد، حکومت اسلامی وجوب دارد
    البته این استدلال ردی دارد، که چون مفصل و مال خودمه :mrgreen: اینجا نمیارمش. ولی خواستم بدونید که ایشون در واقع سرسلسله ی مکتب قم هستند

    [پاسخ]

  11. رام می‌گوید:

    چه جالب، من فکر می کردم این نظریه از کتاب ولایت فقیه امام خمینی نشات گرفته.ولی با این وجود آخوند خراسانی و علامه نایینی که اساتید ایت الله بروجردی بوده اند نسبت به جمهوری نظر مساعد تری داشته ن، پس چرا ایت الله بروجردی که از نظر علمی در مرتبه ی پایین تری نسبت به آن دو قرار داشته نظریه ولایت فقیه رو ارایه میده در حالیکه خودشون هم جدیت چندانی در دخالت در امور مملکتی نداشته.یعنی نظریه ایشون صرفا جنبه تئوریک و نظری داشته؟

    [پاسخ]

    امان پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۸۸ ۲:۳۴ ب.ظ:

    ۱-نظریه ولایت فقیه از لحاظ تئوریک و فقهی در میان بسیاری از علما از جمله در میان علمای برجسته متاخر کسانی چون شیخ انصاری و آخوند خراسانی، هرگز به این صورت و با این محدوده از اختیارات مطرح نبوده است.
    ۲- به لحاظ تاریخی اکثر علما برای آلوده نشدن به سیاست و آفات قدرت از دخالت در سیاست دوری می جستند.
    از همین علمای معاصر نمونه ها آنقدر زیاد است که احتیاج به نام بردن نیست.
    ۳- به لحاظ فکری و در میان عموم جامعه روحانیت، اصلا تصور اینکه روزی در راس امور قرار گرفته و قدرت مطلق جامعه شوند حتی در مخیله شان نیز نمی گنجیده است!

    بنابر این نظریه ولایت فقیه با این شکل و شمایل، نه از جایگاه تئوری و فقهی، نه از پیشینه تاریخی و نه از پشتوانه ذهنی و اجتماعی برخوردار نبوده و بدعتی است که در دین و فقه اهل البیت (ع) نهاده شده است.

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۸۸ ۴:۲۴ ب.ظ:

    جناب امان!
    من نمی دانم شما به چه مرحله ای از علم رسیده اید ولی من تا به حال نشنیده ام بزرگان حوزه بگویند ولایت فقیه بدعت است!

    [پاسخ]

    رام پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۸۸ ۸:۲۸ ب.ظ:

    کاش خود آقای فتحی جواب می داد.

    رام پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۸۸ ۸:۲۹ ب.ظ:

    کاش آقای فتحی جواب می داد.یا خود شما.

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۸۸ ۸:۴۲ ب.ظ:

    مگر پاسخ نمی دهیم؟!

  12. بازتاب: links for 2009-10-02 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز

  13. یه آشنا می‌گوید:

    آنچه که از مباحث حوزوی قدما در مورد ولایت فقیه تنیجه می شود به زعم بنده این است که موافقین این نظریه دو شرط اصلی برای اجرای آن قائلند:
    ۱- عدالت فقیه
    ۲- حفظ شان و احترام فقیه حاکم با عدم دخالت در جزئیات و عدم تصمیم گیری انفرادی

    برای مطالعه بیشتر به ج ۳ اجماعیات فقه الشیعه مراجعه نمایید.

    [پاسخ]

  14. من درد می‌گوید:

    خواندیم. بهره اکمل بردیم.
    میگن وقتی مصدق دستگیر شد عده ای اومدن پیش آقای بوجردی که میانجی بشه اما حاج آقا بروجردی گفته بوده که مصدق تو صورت بد کسی (انگلیس) چنگ انداخته و نمیشه کاری کرد.
    فقط اینکه میگی امام، تقیه است و برای مصلحت یا نه وافعا امام هست و یا یک عادت؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۸۸ ۱:۱۷ ب.ظ:

    اصلاً نفهمیدم چی گفتی شهاب جان!

    [پاسخ]

  15. الهام می‌گوید:

    نقل قولی که از مرحومه همسر ایت الله خمینی داشتید منبع خاصی دارد یا صرفا از کسی شنیده اید؟ اگر منبع دارد لطف کنید معرفی کنید

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۸۸ ۱:۱۴ ب.ظ:

    بله منبع دارد. کتاب سیره امام خمینی و نیز خاطرات همسر ایشان که از سوی مؤسسه نشر آثار امام منتشر شده

    [پاسخ]

  16. محمد می‌گوید:

    با سلام

    اگر هم بر فرض رگه هایی از تفکری با بوی ولایت فقیه در مبانی فقهی آیت الله العظمی بروجردی استشمام شود ( بر فرض ) این صرفا طرح تئوریک یک مساله است . ولی قطعا ایشان به هیچ وجه مداخله مستقیم فقیه را در امور اداری و اداره کشور نمیپسندیند . و این به این معناست که اگر هم یک مساله از نظر تئوری قابل دفاع باشد عملی شدن آن مبتنی بر بسیاری از امور است که بعضا جمع شدن آن مقدمات و امور از محالات است . لذا این تئوری صرفا باید در حد یک تئوری باقی بماند . و از علائم اینکه مرحوم آیت الله بروجردی به روند ورود روحانیت به سیاست موافق نبودند مبتوان به روی خوش نشان ندادن ایشان به جریان نواب و …. حتی شخص آقای خمینی اشاره کرد .

    [پاسخ]

  17. مستانه می‌گوید:

    به گزارش پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی آیت‌الله العظمی بیات، ایشان در این تماس، پیرامون مسائل مختلف از جمله بیانات حضرت آیت الله العظمی دستغیب(دامه برکاته) در اجلاس اخیر خبرگان با آیت‌الله دستغیب گفتگو کردند.

    حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله) در این گفتگو مواضع اخیر حضرت آیت الله العظمی دستغیب(دامه برکاته) را جهاد در راه خدا نامیده و از معظم له به عنوان اسوه علمی و عملی یاد کردند.

    منبع: http://www.mowjcamp.com

    [پاسخ]

  18. مستانه می‌گوید:

    اینها بخش هایی از صحبت های آیت الله خامنه ای در تاریخهای ۱۳۸۱/۰۱/۱۶، ۱۳۸۳/۰۱/۲۶، ۱۳۸۳/۰۲/۲۷ است:

    – قبل از اینها هم در طول تاریخ در دنیا و حتّی در زمان خود ما کسانی بودند که خیال می‏کردند با زور و سرنیزه می‏شود بر ملتهای خودشان یا ملتهای دیگر سوار شد و حکمرانی کرد. دنیا هیتلرها را دیده است، رهبرانِ اوایل کارِ شوروی را دیده است؛ دنیا بعضی از قدرتهای دیگر را هم این زمان و قبل از این زمان دیده است؛ اینها شکست خوردند.

    – دولت جعلی صهیونیست […] مرد و زنی را که دم تیغشان بیاید، می‏کشند و هیچ ملاحظه نمی‏کنند. شنیده‏ام جوانان و مردان را – از سنین سیزده سال تا پنجاه سال – دستگیر می‏کنند و […] به مناطقی برده‏اند که معلوم نیست کجاست! خبرهایی که از داخل بازداشتگاهها بعضاً به بیرون درز کرده و در مطبوعات دنیا منعکس شده است، خبر می‏دهد که اینها را شکنجه و آزار می‏کنند […] حتّی بیمارستانها و داروخانه‏ها را مورد تهاجم قرار می‏دهند. […] خلاصه وضع عجیبی به‏وجود آورده و صدای دنیا را در آورده‏اند!

    – ماجراى زندان «ابو غریب» […] داغ ننگى بر پیشانى امریکاییها شد؛ و این داغ به این آسانیها پاک نخواهد شد. آن وقت رؤساى امریکایى[…] مى‏گویند ما خبر نداشتیم؛ عذرخواهى‏شان این است! مى‏گویند ما اطلاع نداشتیم؛ […] مگر فرق مى‏کند که چه کسى مردم را شکنجه کند؛ صدام یا شما؟! شکنجه، شکنجه است. […] معلوم مى‏شود که از مدتها قبل این کار اتفاق افتاده و حالا آشکار شده است؛ بنابراین باید خبر به اینها رسیده باشد و اگر نرسیده، این موضوع، خودش جرم دیگرى است. وانگهى، مگر صدام خودش به سلولها مى‏آمد و شکنجه مى‏کرد؟ صدام هم مأمورینش مى‏کردند، شما هم مأمورینتان دارند مى‏کنند.

    – من وجدان جهانی را به داوری و قضاوت دعوت می‏کنم. همه حرفهایی که به عنوان تحلیل سیاسی، راه‏حل، توصیه می‏زنند، در مقابل این واقعیت، افسانه و موهوم است. واقعیت این است که ملتی در خانه خود تحقیر می‏شود، دستگیر می‏شود، کشته می‏شود، جوانش از او گرفته می‏شود، امنیتِ جان و مال و مسکنش به‏وسیله غاصبان همان سرزمین تهدید می‏شود. حال وجدان جهانی قضاوت کند؛ این جا حق با کیست و وظیفه انسانها چیست؟ ما به هیچ چیز دیگری احتیاج نداریم؛ همین واقعیت را مقابل خودشان بگذارند ببینند چه اتّفاقی در حال وقوع است؟

    – در اوّلِ کار […] نگذاشتند دنیا بفهمد که اینها چه فجایعی انجام می‏دهند؛ اما امروز دنیا می‏بیند. البته تلویزیونها و دوربینها قادر نیستند حقیقت را نشان دهند. فقط بخشی از حقیقت؛ یک تصویر و شبحی از حقیقت را نشان می‏دهند؛ حقیقت خیلی بیشتر از اینها و خیلی تلختر از اینهاست. واقعیت را از روی همین فیلمهای تلویزیونی که در دنیا پخش می‏شود – آن‏جاهایی که پخش می‏شود – قضاوت کنند.
    – کی حاضر است جوانش برود در یک واقعه خونین و یک ساعت دیگر به قتل برسد! این است که یک مادر، جوان خودش را در آغوش می‏گیرد، می‏بوسد اما گریه نمی‏کند. می‏گوید من این را می‏فرستم. ببینید شما بر سر این مادر چه آورده‏اید؟! شما ببینید بر سر این ملت چه آورده‏اید که حاضر است به این نحو جوانش را به میدان بفرستد و می‏گوید اگر صد جوان هم داشته باشم می‏فرستم که این گونه کشته شوند. […] شما همه راهها را جلوِ اینها بسته‏اید.
    – کشورى با آن فرهنگ عریق و عمیق و داراى سابقه، و یک ملت تاریخى و غیور و داراى هویت را مقهور کردند و در پنجه‏ى خود گرفتند و انواع اهانتها را به او مى‏کنند؛ توقع دارند این ملت علیه آنها برنگردد و وضعى که امروز مشاهده مى‏کنید، پیش نیاید.

    – اگر شما مى‏بینید امروز جوان عراقى […] اگر دستش برسد، بى‏تردید ضربه وارد مى‏کند، این کارى است که خود امریکایى‏ها کرده‏اند؛ تقصیر کسى نیست. مثل دیوانه‏یى که هى به این و آن مى‏پرد، بى‏جهت این و آن را متهم مى‏کنند؛ «از فلان‏جا تحریک شدند، از فلان‏جا دخالت کردند»؛ نه، تحریک کسى نیست؛ این هویت ملت عراق است که دارد بروز مى‏کند. وطن یک ملت را بگیرید، سربازتان را در کوچه و خیابانِ او راه بیندازید، به زن او بى‏حرمتى کنید، جوان او را جلوى چشم همه روى زمین دمرو بخوابانید و کف پوتینتان را روى سر او بگذارید؛ من که این‏جا نشسته‏ام، طاقت نمى‏آورم این وضعیت را ببینم؛ چطور یک انسان با ایمان و با غیرت عراقى این وضعیت را تحمل مى‏کند؟ لازم نیست کسى تحریک کند؛ خود شما بزرگ‏ترین و پلیدترین تحریک‏کننده‏ى ملت عراق هستید. چرا وارد خانه‏ى او شدید؟ چرا دروغ گفتید؟

    – کارشان به جایى رسیده است که تحمل وجود یک پیرمرد روحانىِ فلج را هم که باید روى چرخ راهش ببرند، ندارند. کسى مثل شیخ احمد یاسین را نمى‏توانند تحمل کنند. […] خیال مى‏کنند این سیاست به جایى خواهد رسید. روزنامه مى‏بندند، مطبوعات را توقیف مى‏کنند؛ از این‏جا بگیرید تا کشتار مردم.

    – آنها اشتباه مى‏کنند؛ خیال مى‏کنند مردم دنیا نمى‏فهمند؛ خیال مى‏کنند مى‏شود این‏طورى ادامه داد. اسم دمکراسى مى‏آورند: به عراق آمده‏ایم براى مردم‏سالارى! مردمسالارىِ بى‏مردم! مردم‏سالارى نیست، مردم کشتارى است. […] اینها اشتباه مى‏کنند، موفق هم نخواهند شد

    [پاسخ]

  19. reza می‌گوید:

    منم موافقم که زبان پیش فرض اینجارو فارسی کنینا 😉 مطلب خیلی عمیقی بود. راستش این واقعا جالبه که از بعد از آقای بروجردی دیگه کسی نتونسته مرجع واحد بشه. به نظرم دلیل اصلیش هم همین ورود به سیاست چند تا از مراجع بزرگ هستش که خوب باعث میشه اونایی که با دید سیاسیشون مخالفن برن سراغ یک مرجع دیگه…آقای سیستانی داره خیلی خوب عمل میکنه…فکر کنم سنشون خیلی بالاست ولی فکر کنم در نهایت موفق بشن که مرکز شیعه رو به نجف منتقل کنن خصوصا اگر مراجعی از ایران هم با ادامه فشارها به نجف برن

    [پاسخ]

  20. سیدحمیدهاشمی می‌گوید:

    ســـــــلام
    چه کار خوبی کردید با راه اندازی این سایت
    یه جورایی نماد صفحه فرهنگ اعتمادملی شدید!
    موفق و در مسیر اهدافتون پای بست باشید

    [پاسخ]

  21. محمد می‌گوید:

    جالب بود؛ ولی یه سؤال: شما عدم دخالت صریح مراجع فعلی در جریانات سیاسی اخیر رو به خاطر حفظ حوزه علمیه قم می‌دونید؟ ❓
    در این که در جریان قضایای اخیر به دین خیلی ضربه وارد شد شکی نیست، ولی شاید این بار حفظ عظمت شیعه با موضع‌گیری صریح‌تر مراجع ممکن می‌شد…

    [پاسخ]

  22. مجتبی می‌گوید:

    تشکر از مستانه بابت یادآوری ❗

    [پاسخ]

  23. نیستان می‌گوید:

    سلام
    ما که اهل حوزه نیستیم وایضأ با ولایت فقیه il کاری نداریم چه کنیم ؟
    نمیشه شما مثل سابق چیزهای بدرد بخور بنویسید ؟

    [پاسخ]

  24. زهرا می‌گوید:

    من همچنان نگرانم، حتما شما باز هم صبر توصیه می کنید! به چشم. ولی آخر این صبر چیزی هست؟
    راستی یکی از کامنت گذارای پروپا قرص این وبلاگ این دفعه نظری نداده، نگرانش شدم :mrgreen:

    [پاسخ]

  25. م. می‌گوید:

    موج سبز، آیت الله بروجردی، آزادی، اعتماد ملی … عجب سرگیجه ای!

    [پاسخ]

  26. محرمانه می‌گوید:

    سلام دوستان محترم
    واقعا خسته نباشید . وب جالب و پر از چالشی دارید .
    سوالی داشتم : بالاخره کلاس درس استاد سید حسن خمینی ، درس کفایه ، تشکیل شد یا نه ؟
    اگه لطف کنید و جواب سوالم رو بدید ممنون میشم ، آخه رسم بر اینه که آدما حرف هاشون رو با عاقبت به مردم بگن ، گرچه الان این رسم خیلی رعایت نمی شه.
    راستی سلام سرشار از ارادت ما را به حضرت معصومه (س) برسانید .
    و از شما دو طلبه گرانقدر و حضرات آیات عظام و اساتیدتان التماس دعا داریم .

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۸۸ ۷:۵۹ ق.ظ:

    سلام
    بله. دیروز سید حسن آقا دیروز کلاس داشتند.
    ما هم محتاجیم به دعا

    [پاسخ]

  27. 110 می‌گوید:

    سلام آقا علی اشرف
    فرزند سردار شهید از روستای گلابر زنجان در همسایگی جوقین
    موفق باشی

    [پاسخ]

  28. محرمانه می‌گوید:

    اول از همه تشکر صمییمانه به خاطر پاسخ سوالم ای وای ببخشید سلام آقا سید راستی چرا شما اینقدر غلط املایی و انشایی و لپی و تایپی و … دارید ❓ ❗
    یک سوال مهم چرا بعد از ده سال هنوز معمم نشدید 😈 🙄 😳
    آهان به قول ارشمیدس یافتم وسواس دارید 😯 :mrgreen:
    سلام به علی اشرف خان برسانید.

    [پاسخ]

  29. آسو می‌گوید:

    علی آقا نگفته بودی با ۱۱۰ ارتباط داری 😕 تحویلمون ندی بفرستن کهریزک اون وقت مجبورم تو دادگاه علیهت اعتراف کنم که با سوروس ارتباط داری جنس جورابتم مخملیه

    [پاسخ]

  30. محرمانه می‌گوید:

    سلام علی آقا این سید خدا که ما رو تحویل نگرفت حداقل شما جوابمون رو بده 💡 جدی جدی لباس روحانیت ندارید ❗ نکنه شما هم مثل شخصیت اصلی و محبوب فیلم زیر نور ماه هستید ❓
    اگر اینطوریه خیلی کار درستید :mrgreen: ببخشید یادم رفت ادبیات حوزه با این جمله آخرم جور در نمیاد 😳

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۸۸ ۶:۵۴ ق.ظ:

    طلبه ها بعد اتمام سال ششم حوزه می توانند معمم شوند. البته اختیاری است نه اجباری

    [پاسخ]

  31. محسن کمالیان می‌گوید:

    یادداشت خیلی خوبی بود. ممنون. اما به نظر من نخستین مرجع بزرگ حوزه علمیه قم در عصر حاضر، همان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری بود. او هم مؤسس بود و هم مرجع. میدانید که مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی احتیاطات خود را به ایشان ارجاع میکرد. در زمان حیات ایشان نیز نه تنها مردم قم، که بسیاری از مردم ایران، مقلد آن بزرگوار بودند. مرحوم آیت الله بروجردی نیز خیلی احترام ایشان را داشت و حتی در حضور رضا خان ایشان را بر خود ترجیح داد. بعدها که آیت الله بروجردی آمدند، ایشان حوزه علمیه قم را به نحو بی سابقه ای توسعه دادند و ضمن احیای مجدد این حوزه، بعد از درگذشت آیات ثلاث، مرجع مطلق عالم تشیع هم شدند.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۳۲ ب.ظ:

    ممنون جناب کمالیان عزیز. البته منظور من هم همین بود. جهانی شدن حوزه قم بیش از همه مدیون مرحوم بروجردی است

    [پاسخ]

  32. العبد می‌گوید:

    سید حسین هاشمی نژاد نقل میکرد که آیت الله بهجت فرمود تنها کسی که در درس مرحوم آیت الله العظمی بروجردی از مستشکلین بود و مورد عنایت استاد حاج آقا علی صافی بود و این نقل را در زمان حیات آقای بهجت گفت.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۸۸ ۴:۲۶ ب.ظ:

    قطعا این مطلب درست نیست چرا که اساسا مرحوم آیت الله بهجت ، شاگرد مرحوم آیت الله بروجردی نبوده که بخوان این نقل قول رو بفرمایند . دیگر اینکه مرحوم بروجردی شاگردان فراوانی داشته اند که از استوانه های علمی درس ایشان بوده اند .
    مطلب دیگه اینکه روحانیت ما باید در منابرشون مردم رو باحقیقت تعقل و تفقه در دین آشنا کنن ولی بعضی از منبری ها تنها کاری که بلدن بکنن نقل خواب و نقل قول از دیگرانه که بیشترش هم تازه سند نداره .

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۸۸ ۷:۱۶ ب.ظ:

    اتفاقاً آقای بهجت از شاگردان آقای بروجردی هم بوده

    [پاسخ]

    امان پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۸۸ ۲:۲۳ ب.ظ:

    ولی این که تنها کس خیلی بعیده. شما همین خاطرات آقای منتظری را مطالعه کنید حتی بعضا طلبه عادی هم ایراد می گرفته چه برسد به امثال بزرگان. حالا شاید آن جلساتی که آقای بهجت حضور داشته اند به آن صورت بوده.

  33. برودرروبروی آینه خرراتماشاکن می‌گوید:

    برودرروبروی آینه خرراتماشاکن

    [پاسخ]

  34. خودم می‌گوید:

    جناب رئیس
    یه مقداری برامون از دادگاه ویژه روحتنیت هم بنویسین.
    اینکه چیا جرمه و اینکه چقدر زندگی خصوصی یک آخوند کنکاش میشه.

    [پاسخ]

  35. العبد می‌گوید:

    همانطور که اقای فتحی فرموده اند مرحوم آیت الله بهجت از شاگردان آیت الله العظمی بروجردی بوده اند و کسانی که شک دارند فیلم سخنرانی آقای هاشمی نژاد موجوده و بخواهند نشانشان میدهیم ما متاسفانه بعضیهامون بدون شناخت سخنانی را میکنیم خداوند به همه یما بصیرت در دین عنایت فرماید اما جهت اطلاع آیت الله العظمی حاج آقا علی صافی گلپایگانی از اعضای استفتا مرحوم آقای بروجردی بودند و از کسانی که در بیت آقا از نزدیکترین اشخاص به ایشان بوده اند و…..

    [پاسخ]

  36. العبد می‌گوید:

    آقای امان ما گفتیم که مورد عنایت استاد یعنی اشکال وارد بوده نه اینکه همینجوری اشکال بگیرند که یکی از بزرگان حوزه نقل میکرد نمیخواهم اسمشونو ببرم از مجتهدان بزرگ هستند که در حد مرجعیت که یکی سر درس ایت الله بروجردی اشکال کرد که اگر عمدا سهوا کاری را بکنه چجوریه که تمام طلبه ها زدند زیر خنده.

    [پاسخ]

  37. علي می‌گوید:

    سلام
    امشب وبلاگ شما رو اتفاقی دیدم و رسیدم به این سایت که متاسفانه وقت نمیشه امشب همه اش رو بخونم .
    این مطلب شما در مورد حضرت آیت الله العظمی بروجرودی رحمه الله علیه بسیار جالب و قابل تامل بود .
    ای کاش کمی هم در مورد قدرت معنوی ایشان مطلب مینوشتید .
    مرحوم حضرت آقای حسن علی اصفهانی ( نخودکی ) از مقلدین حضرت آیت الله العظمی بروجردی بودند و این نشون میده که ایشان چقدر مقام بالایی داشتند که شخص والا مقامی مانند مرحوم نخودکی مقلدشون بوده .
    این آقایان چیزایی رو میدانند که ما نمیدانیم ، در مورد مداخله نکردن ایشان در سیاست من یاد مطلبی از کتابی افتادم که براتون نقل میکنم .
    یک روزی عده ای میروند نزد حضرت آقای نخودکی میگویند حکومت پدر ما رو در آورده شما کاری کنید ایشون می فرمایند که ” این مسایل به من و شما مربوط نیست حضرت آقا ( اشاره به امام عصر ) هر موقع صلاح بدونند کار رو درست میکنند ”
    این در کتاب نشان از بی نشان ها نوشته فرزند مرحوم نخودکی هست .
    در مورد دیگر هم فکر کنم آیت الله کاشانی بود که گفته بود خواب دیدم اباعبدالله الحسین ( ع ) با عبای خود آتشی رو خاموش میکنند و تعبیرش هم این هست که فرزندی از نسل ایشان در زمان مقرر می آیند و آتش این حکومت رو خاموش میکنند .
    برای همین من فکر میکنم عدم دخالت ایشان در سیاست آن روز به خاطر آینده نگری ایشان و عدم دخالت در دستورات بوده .
    البته من مرد حوزه و دین و بحث و فلسفه نیستم مثل شما و این هم که من گفتم خوب میدونید که قابل اثبات نیست ولی به هر حال این نظر من بود . رد و یا قبولش با شما …..

    یک پیشنهاد هم دارم ، نظرات رو خوندم یک سریش اصلا زبطی به موضوع یعنی ربطی به آقای بروجردی نداره و یک سری هم که دایم دنبال سیاست هستند …. برای من که این مسایل خیلی جالب تر و مفید تر هست تا مسایل سیاسی … امیدوارم اگر هم مطلب سیاسی نوشتید سایتتون با مشکل بر نخوره .

    یا علی

    محمد علی از تهران

    [پاسخ]

  38. حسين می‌گوید:

    چه خوب که ایشان نظریه ولایت فقیه رو عملی نکردن..وگرنه به این خوبی ازشون یاد نمی شد..روحش شاد

    [پاسخ]

  39. بازتاب: تورجان » این روزهای قم

  40. بازتاب: تورجان » » سومین ثلمه

  41. بازتاب: تورجان » Blog Archive » شیخ الرئیس

  42. بازتاب: تورجان » Blog Archive » درباره نقش ناچیز آمریکا در کودتای 28 مرداد!

  43. بازتاب: مرجعیت و شرایط مشروطه « تورجان

  44. بازتاب: مبارزه – رسانه دانشجویان خط امام » درباره نقش ناچیز آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد!

  45. بازتاب: آیت‌الله بروجردی، پهلوی‌ها و غربی‌ها « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *