کارنامه علامه

allameh

۲۸ سال پس از پایان حیات پرثمر مفسر، فیلسوف و عارف بزرگ معاصر آیت الله علامه محمد حسین طباطبایی شاید زمان بررسی انتقادی و واکاوی عالمانه آثار و دیدگاه های این متفکر بزرگ اسلامی فرارسیده باشد. به راستی علامه چگونه علامه شد؟ چگونه به یک مفسر اثرگذار و صاحب سبک بدل شد؟ چگونه توانست در دوران غربت قرآن در مدارس علوم دینی موفق به یک انقلاب بزرگ قرآنی شود؟ بازخوردهای کارنامه فکری او تا چه حد به رشد و باروری علمی جامعه کمک کرد؟ و آیا شاگردان او توانسته اند همچون استادشان بازار تفسیر را پررونق نگه دارند؟

۱-      علامه طباطبایی پرورده فقهی، اصولی، عرفانی، اخلاقی و تفسیری حوزه علمیه نجف بود. او زمانی در این حوزه هزار ساله تحصیل کرد که استادان بزرگ و درخشان معاصر به تربیت شاگرد مشغول بودند. حضرات آیات میرزای نائینی، غروی اصفهانی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین بادکوبه ای و سید علی قاضی از مشهورترین علمای معاصر شیعه اند که علامه نزد آنان شاگردی کرده است. البته مهم تر از همه، آن است که او با بهره گیری از توان علمی و عملی این استادان بزرگ توانسته به جامعیت نسبتاً مقبولی در علوم مختلف دست یابد و همین جامعیت، او را در رسیدن به اندیشه و نظام فکری جامع در مسیر شناخت دین یاری کرد. شاید امروزه با تخصصی شدن علوم، کمتر کسی از جامعیت در علوم مختلف دفاع کند، ولی نظام مند بودن گزاره های دینی و پیوستگی علوم دینی آنقدر در شناخت دین مؤثر است که حتی بتواند نگرش فرد را به دین و گزاره های دینی دگرگون کند.

۲-      علامه طباطبایی در زمانه ای به تدریس فلسفه اسلامی در قم می پرداخت که این کار، مخالف مهمی چون آیت الله العظمی بروجردی داشت. اما پافشاری علامه بر تداوم تدریس فلسفه سبب شد که او شاگردان مهمی در فلسفه اسلامی تربیت کند و تأثیر مکتب درسی وی حتی مستشرقینی چون پروفسور هانری کربن را نیز فراگیرد. علاوه بر آنکه دو فیلسوف معاصر ایرانی (حسین نصر و داریوش شایگان) از او بهره های فراوانی بردند. در حوزه نیز وی در شمار استادانی بود که به شاگردپروری شهره شد و ده ها تن از بزرگان کنونی حوزه علمیه در محضر وی درس خواندند و شاگردی کردند.

۳-      سومین ویژگی برجسته علامه طباطبایی روش تفسیری او و نقش این روش در احیا و گسترش علم تفسیر در دوره معاصر بود. کتاب «المیزان» توانست روش تفسیر قرآن به قرآن را به عنوان یکی از مهم ترین روش های تفسیری تثبیت کند و علم تفسیر را ارتقا بخشد. تا پیش از وی مفسرین از گزاره های برون متنی برای توضیح آیات قرآن استفاده می کردند، اما علامه بر بهره گیری از گزاره های درون متنی در تفسیر قرآن اصرار داشت و البته در کنار این مؤلفه از آموخته های فلسفی خویش، روایات و تواریخ و نیز دانش های تجربی روز نیز در تفسیر کتاب خدا بهره می گرفت. هرچند در سرتاسر المیزان می توان گرایش و شیفتگی علامه را به فلسفه و عرفان اسلامی حس کرد.

۴-      علامه در منش و سلوک اجتماعی خویش نیز درخشان و ممتاز بود و همه شاگردان و دوستان خود را شیفته خود ساخته بود. او که در درس سید علی قاضی در نجف به مراتبی از عرفان عملی دست یافته بود، در طول ۳۵ سال حضورش در قم توانست سایه سنگین همین مرتبت عرفانی و اخلاقی را بر اطرافیان خود تحمیل کند. حتی دانشجویان عضو انجمن اسلامی در سال های دهه سی و چهل به یاد می آورند که این استاد بزرگ حوزه چگونه در کمال سادگی به تهران می آمده و در جلسات دانشجویی آنها شرکت می کرد و پاسخگوی شبهات و پرسش های آنان بود. طباطبایی حتی از هم صحبتی با غربی ها هم ابایی نداشت و آنها را نیز مجذوب دانش و فضایل انسانی خویش می کرد.

۵-      جایگاه سترگ علمی و اخلاقی علامه سبب می شد که گاه او به عنوان میانجی برخی جدال های درون حوزوی مطرح شود. داستان اختلاف امام خمینی و آیت الله شریعتمداری بر سر دارالتبلیغ  از نمونه هایی است که تاریخ، نام علامه را به عنوان یکی از میانجی های مرضی الطرفین ثبت کرده است.

۶-      اکنون جای این پرسش هنوز باقی است که آیا هنوز هم المیزان پاسخگوی جامعی برای نیازهای قرآنی زمانه است؟ به نظر می رسد که شاگردان علامه راه زیادی تا تکمیل پروژه استادشان پیش رو دارند و توقف در المیزان دیگر کافی است.

——
این نوشته در روزنامه جهان اقتصاد روز یکشنبه ۲۴ آبان ماه ۱۳۸۸ منتشر شد. PDF این صفحه را می توانید در اینجا ببینید.

همین نوشته در موج سبز آزادی

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اندیشه, حوزه ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 پاسخ به کارنامه علامه

  1. همه پرسی می‌گوید:

    سلام علیک
    لطفا این نقد رو بخونید و نظرتون رو بگید،به نظر من جالبه!!
    http://www.montajabnia.com/?xid=0004020031000000001&id=7635

  2. شایق می‌گوید:

    آقای فتحی با احترام من عبارت گستاخی علامه برای تدریس فلسفه را نمی پسندم و به نظرم تهور و ابرام را بیشتر مناسب می دانم.

    ابوالفضل حاجي زاده پاسخ در تاريخ آبان ۲۶ام, ۱۳۸۸ ۸:۵۳ ب.ظ:

    به نام خدا
    جناب فتحی ؛ سلام ، خسته نباشی .
    بنده هم فکر می کنم کلمه گستاخی مناسب نیست ، بهتر نیست اصلاحش کنی ؟!

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۷ ق.ظ:

    با اینکه گستاخ لزوماً بار معنوی منفی ندارد، ولی اصلاح کردم. ممنون از تذکرتان

  3. سپهر می‌گوید:

    چرا یا وحود اینکه ما این همه مرجع بزرگ داشتیم و داریم اکثر کارهای فکری و نظری حوزه از طرف قشر دیگری از حوزوی ها تولید میشن. یعنی مثلا آقای مکارم هم راجع به قرآن کتاب مینویسه ولی هیچوقت اون جنبه ی علمی کارهای آیت الله معرفت یا علامه طباطبایی یا علامه حعفری رو نداره. چرا از زمان آخوند خراسانی و میرزای نایینی به بعد این فاصله بوحود آمده؟

  4. آسو می‌گوید:

    نمیدانم چرا همه از فلسفه میترسند در حالی که ایمانی که با پشتیبانی فسفه باشد هم قویتر است هم سازنده تر مثل ایمان علامه طباطبائی و همشهری بزرگوارش علامه جعفری

    علی آقا میشه بگین چرا تبریز که زمانی چنین بزرگانی رو تحویل داده چی شده که الان این قد خالیه نکنه پاقدم منه

  5. من درد می‌گوید:

    آقا از رابطه علامه طباطبایی با علامه جعفری هم بگین. اصلا هم رو می شناختن. 😡 باید جالب باشه.

  6. سید مرتضی می‌گوید:

    مثل همیشه آموزنده بود. اما یک نقد فرمی دارم؛ در ابتدای مقاله یک ادعا را مطرح کردید با عنوان لزوم نقد و بازنگری در تفسیر و آثار علامه و در آخر هم این دعا را به همین شکل تکرار کرده اید. در حالی که در بین ابتدا و انتها به چنین چیزی نپرداخته بودید و ضرورت آن را بازشناسی نکرده بودید بنابراین همان ادعای خام اولیه باقی ماند. می خواهم بگویم بد نیست باز سری به این ادعا بزنید و بگویید که چرا باید آثار او بازنگری شوند؟ چگونه؟ اگر در میان تفاسیر معاصر چنین نقد و جستار هایی دیده می شود، کدام ها هستند؟ و قس علی هذا!

  7. محرمانه می‌گوید:

    علی جان منظورت از توقف در المیزان و تکمیل پروژه استاد چیه؟یعنی کسی نتونسته المیزان رو درک کنه یا شرایط علمی زمانه به بالاتر از المیزان نیاز داره؟در ضمن یه فضولی 😳 منم احساس می کنم واژه گستاخی زیاد جالب نیست اونم از قلم شما مخصوصا وقتی که یه عده برای گرفتن آتو بیان متنتونو بخونن لطفا جواب سوالاتمو بده.

  8. علی رضا می‌گوید:

    با سلام اول اینکه واژه گستاخی در شان علامه نیست(هر چند فکر می کنم سهوی بوده اما با توجه به اینکه مقاله توی روزنامه چاپ شده لازمه بیشتر در این موارد دقت کنید) ۲ اقای بروجردی تا اونجا که من می دونم شخصا مخالفتی با فلسفه نداشتن وحتی فلسفه هم خونده بودن ولی به خاطر فشارهایی که به ایشون می اومده می گفته هر کسی فلسفه درس نده هر کسی هم فلسفه نخونه فکر می کنم تحقیق بیشتری لازم داره!!راستی این نصر و شایگان همونایی نیسستن که کیهان به خاطر ارتباط با شاه و فرح تو این دو ماهه حسابی نواختتشون!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  9. mehradd می‌گوید:

    اولا گستاخ تو و اون روزنامه ای است که این مطلب کاملالغو وبیهوده ای را در روزنامه چاپ کرده اند ثانیا جناب به کجا چنین شتابان ! فکر میکنی با دو تا مقاله تو دو تا روزنامه نوشتن می تونی هر کسی و شخصیتی که مخالف خط سیاسی تو هستند بنویسی .وای به حال روزی که تو تازه به دوران برسی!!
    در ضمن شخصیت علامه انقدر بزرگ است که با این اراجیف شما هیچ خللی در شخصیت علمی وعملی علامه وارد نمیشود.
    شما بهتر است امروزه به دنبال نقد اثار افراد مطرودی نظیر منتظری و یوسف صانعی و شریعتمداری و داماد ها باشیید.. 💡

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    اولاً اون روزنامه کلمه گستاخ رو چاپ نکرده!
    ثانیاً گستاخ لزوماً بار منفی ندارد و می تواند معنای مثبت هم داشته باشد
    ثالثاً درباره تیرگی شدید روابط علامه و آقای بروجردی ظاهراً ذره ای اطلاع نداری
    رابعاً ظاهراً نفهمیدی این متن صد در صد در ستایش علامه نوشته شده!

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۴ ق.ظ:

    با هوش یه نگاه بنداز تازه به دوران رسیده ها رو میبینی
    اون بزرگان رو هم که اسم بردی دهنت رو آب بکش لیاقت تو امثال همین یزدی و جنتیه

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۸۸ ۱:۵۰ ب.ظ:

    سلمونی شدی علی آقا مو کوتاه میکنی

دیدگاه‌ها بسته هستند.