اصول تاریخ نگاری اسلامی

سید مرتضی ابطحی: بررسی تاریخ به عنوان حافظه تجربی زندگی بشر در علوم انسانی، از جمله راه های مطمئن برای جلوگیری از تکرار تجربه های تلخ در زندگی بشر به شمار می رود. در علم تاریخ سخن از شایست و ناشایست نیست، سخن از بود و نبود است. البته این بود و نبودها می تواند نقش مهمی در شناخت خوب و بد ایفا کند. از همین رو، این علم به همان اندازه که می تواند یک جامعه را به پیش ببرد، می تواند آن را از حرکت بازدارد و حتی به پس رفت یک فرد یا جامعه منجر شود.

اگر چه تا کنون تواریخ متعددی تألیف شده است و کم نیستند محققان علوم انسانی که به منابع تاریخی استناد می کنند اما متأسفانه تا کنون اصول مدونی به عنوان معیار سنجش روایات تاریخ ارائه نشده است و از همین روی بیشتر کتب تاریخی(به زبان فارسی) که حتی در عصر حاضر نیز تدوین شده اند، گرفتار نوعی اخباریگری هستند.

این ضعف تا آن زمان که کتاب های تاریخی برای پر کردن کتابخانه ها و یا حداکثر برای استفاده در موعظه و منبر به کار می رفت، نمود خارجی خاصی نداشت اما توجه به تاریخ صدر اسلام از سوی سیاستمداران دینی برای طرح ریزی سیاست های کلان و راهبردی جامعه، خصوصا در سال های پس از انقلاب نتایج دیگری را بر این ضعف علم تاریخ در کشور ما به بار آورد.

گروهی برای حل این مشکل معتقد به اهمیت مضاعف علم فقه در مقابل تاریخ، در اداره جامعه هستند. حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان از جمله حامیان این نظریه است. وی چندی پیش در مقاله ای با عنوان «نظام اسلامی با فقه می ماند نه با تاریخ» صریحا بر لزوم رجوع به فقه در مقابل تاریخ تأکید کرد.

روح سخن جعفریان این است که عمق پایه های علمی علم تاریخ در مقابل علم فقه کمتر است و از همین روی امکان سوء استفاده از  تاریخ به مراتب بیشتر از فقه است. وی برداشت های بدون پشتوانه از تاریخ و تطبیقات آن را بر موضوعات خارجی، بدون پیروی از یک منطق مشخص به ضرر جامعه اسلامی می داند و معتقد است:«در بیشتر این تطبیقات، مغالطه‌هایی وجود دارد که باید سرجایش به لحاظ منطقی، نقد شود.» (همان)

جعفریان در عین حال معتقد است تاریخ هیچگاه نمی تواند به پای فقه برسد. نهایتا وی می گوید: «نهایت پیشنهادی که دارم این است که اگر ما می‌خواهیم از تاریخ اسلام و رودیدادهای آن استفاده کنیم باید برای آن، یک علم اصول تدارک ببینیم. علم اصول و درایه قبل از هر چیز به این بحث می‌پردازد که این حدیث درست است یا نه.» (همان)

اما با تمام این انتفادات به نبود اصول تاریخ نگاری می توان قدم های ابتدایی این اصول را در آثار اساتید برجسته علم تاریخ مشاهده نمود. در این نوشتار به اختصار به بخش هایی از تلاش های دو استاد برجسته تاریخ در زمینه تدوین اصول تاریخنگاری پرداخته می شود.

قواعد درون متنی:

مرحوم استاد سید جعفر شهیدی از جمله اساتید بنامی است که روایت تاریخی خود را از صدر اسلام بر اساس اصولی مدون ارائه می کند. شهیدی که اجتهاد خود را در فقه و اصول در حوزه نجف به پایان رساند، با رویکردی اجتهادی به تاریخ روی آورد. «تاریخ تحلیلی اسلام» از جمله کتبی است که از وی به یادگار مانده است و جزء منابع مهم تاریخ صدر اسلام به زبان فارسی به شمار می رود.

مرحوم شهیدی در لابلای سطور این کتاب به خوبی نشان می دهد که لازمه انسجام در یک روایت تاریخی، تبعیت از اصول مشخص و مدون است. با نگاهی اجمالی می توان دریافت که شهیدی تمرکز خود را بر متن، می گذارد و کمتر سعی می کند در روایت های خود، پا را از متن فرار گذارد.

از جمله اصولی که شهیدی بدان اشاره می کند، توجه به قرائن خارجی است. وی تأکید می کند«در تحلیل حادثه های سده یکم و دوم هجری تنها به سندهای گردآورده سده سوم و چهارم نمی توان بسنده کرد، بلکه برای اطمینان خاطر باید از قرینه های خارجی یاری جست.» (تاریخ تحلیلی اسلام، از آغاز تا نیمه نخست سده چهارم/ شرکت انتشار علمی و فرهنگی: مرکز نشر دانشگاهی/ چاپ سوم: بهار ۱۳۸۶/ص۱۷۱) و از همین رو است که «در بحث های تاریخی آنچه می تواند ما را بهتر(از بحث های عقلی صرف) یاری دهد مطالعه وضع اجتماعی عصر و جریان سیاسی-اجتماعی حاکم بر حوزه مورد بحث است.»(همان، ص۳۰۴)

اما در نظر شهیدی، قرائن همه چیز نیست و تکیه تاریخ نگار بر متن است به گونه ای که «جدا ساختن حقیقت تاریخی از داستان، هنگامی ممکن است که به سندهای قطعی تکیه کنیم.»(همان، ص۴۰) از همین رو است که وی از استناد به آیات قرآن به عنوان قطعی ترین سند تاریخی برای مطالعه تاریخ صدر اسلام ابایی ندارد.

با تمام این احوال حتی در همین نوع رویکرد به اسناد تاریخی، وجود احادیث تاریخی جعلی از جمله مشکلات پیش روی یک تاریخ نگار است و نباید این نکته را از نظر دور داشت که«آن که حدیثی را می سازد و بر زبان می انداز می کوشد تا به هر گونه که ممکن است، راه انگشت نهادن بر متن و سند را نیز ببندد.»(همان، ص۱۷۱)

بر همین اساس مرحوم دکتر شهیدی دقت های خاصی در منابع تاریخی دارد. از نگاه شهیدی «نوشته های تاریخ نویسان از دگرگونی و تصرف خالی نیست و در نتیجه گیری از تاریخ باید جز آنچه مورخ نوشته نکته های دیگر را هم در نظر داشت.»( همان، ص۲۹۷)

وی در مواردی این توجهات را مبذول می کند. برای نمونه وی در رابطه با تاریخ طبری و کامل ابن اثیر می گوید: «طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در الکامل فی التاریخی وی(منصور عباسی) را به بخشش و بلاغت و شدت اهتمام به کار مردمان ستوده اند ولی چون این دو تاریخ در دوره خلافت این خاندان نوشته شده نمی توان به تمام آنچه در آن ها آمده اعتماد کرد.»( همان، ص۲۸۸)

نکته دیگری که شهیدی در این رابطه مورد توجه قرار می دهد، نوع روایت کتب تاریخی درباره افراد منتقد قدرت حاکمیت است. وی این روایات را مخدوش می داند. برای نمونه وی می گوید:«آیا براستی چنان که در برخی کتاب ها از جمله تجارب السلف آمده است،(مقنع) خود را مظهر خدا می خواند و پیروان او وی را سجده می کردند؟ یا چون بر خلیفه شورش کرد، مخالفام او تهمت خدا خواندن را بر وی زده اند.»(ص ۲۹۰) و یا در جای دیگر می نویسد:«تاریخ نگاران او (امین برادر مأمون) را متمایل به خوش گذرانی و سرگرمی و بی اعتنایی به آنچه در کشور می گذشت شناسانده اند و چنین اظهار نظرها را درباره سران شکست خورده فراوان می بینیم.»(همان، ۳۰۲)

قواعد برون متنی:

دکتر غلامحسین زرگری نژاد از دیگر اساتید صاحب سبک در تاریخنگاری اسلامی است. آنگونه که در پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه تهران آمده است:«دکتر غلامحسین زرگری‌نژاد در سال ۱۳۲۹ در شهرستان بجنورد متولد شد. وی پس از طی مراحل تحصیل مقدماتی، راهنمایی، دبیرستان، در سال ۱۳۵۲ به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را یافت. در سال ۱۳۵۷ دوره تحصیل لیسانس خود را به پایان برد و بلافاصله در آزمون ورودی کارشناسی ارشد تاریخ شرکت کرد و به ادامه تحصیل در این دوره پرداخت . پس از اتمام این دوره در آزمون دکتری دانشگاه تربیت مدرس قبول شد و در سال ۱۳۷۲ درجه دکترای تخصصی تاریخ را از این دانشگاه دریافت داشت. دکتر زرگری‌نژاد  همزمان با تحصیل در دوره کارشناسی ارشد در آموزش و پرورش زادگاهش به تدریس اشتغال داشت. او سپس از بجنورد به تهران انتقال یافت و به مدت سه سال مدیر گروه تاریخ  در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی درسی وزارت آموزش و پرورش بود‌. وی در سال ۱۳۶۴ به دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه منتق شد و به مدت سه سال نیز در آن دانشکده به تدریس تاریخ دیپاماسی و تاریخ اسلام و اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران پرداخت.»

تأکید اصلی زرگری نژاد بر توجه به متن قرآن و نهج البلاغه است. زرگری نژاد قرآن را متنی می داند که هیچ خدشه ای در نقل آن وجود ندارد و از همین روی، آیات قرآن را معیاری برای سنجش روایات تاریخ نگاران از وقایع صدر اسلام می داند.

«تاریخ صدر اسلام» کتاب معروف دکتر زرگری نژاد است که  وی در این کتاب اصول خاص خود را عملا ارائه می کند. اصول دکتر زرگری نژاد را می توان به روشنی در این اثر مشاهده نمود. برای نمونه، دکتر زرگری نژاد ارائه گزارش تاریخی خود را از نحوه برخورد پیامبر در تلاش وحدت با اهل کتاب را به طور کامل بر آیات قرآنی مبتنی می سازد. وی ابایی ندارد تا در پرتوی آیات قرآن به «بازسازی گوشه هایی از گفتگوهای پیامبر با اهل کتاب در سال سوم مدنی» بپردازد. (تاریخ صدر اسلام(عصر نبوت)/ چاپ پنجم: زمستان ۱۳۸۷/ چاپ: مهر/ ص ۴۲۵)

رجوع به نهج البلاغه بیش از همه در بررسی سیره علوی به عنوان اصل محوری در نظریه دکتر زرگری نژاد مطرح می گردد.

دیگر اصل اساسی زرگری نژاد، توجه به عقل عرفی است. عقل گرایی در نظر زرگری نژاد مشروط به قوانینی خاص است. بر اساس همین اصل است که زرگری نژاد، به نوعی پا را از دایره متن بیرون می نهد. البته این به معنای بی قانونی نیست و این عقل گرایی اصول خاص خودش را دنبال می کند.

از جمله این قوانین، پیش زمینه فکری ما درباره روایات تاریخی است:«در پژوهش های مرتبط به تاریخ صدر اسلام و سیره حضرت رسول، اگر بر این اعتقاد باشیم که اولا تمام سیره ها و اطلاعات منابع اولیه کاملا گزینشی است و ثانیا به دلایل گوناگون از بسیاری از اطلاعات مربوطه غفلت شده است و برای ثبت و ضبط به دست نویسندگان سیره نرسیده است، آنگاه می توانیم و مجاز خواهیم بود به یاری تعقل تاریخی و به استناد شواهد و طرح فرضیه های ویژه، راه را برای پر کردن برخی از گزارش های ساقط شده و ثبت نشده فراهم سازیم.»(همان، ص۲۷۰) و بر همین اساس است که وی به پر کردن بخش های خالی پازل تاریخ اسلام بر اساس اصول خود می پردازد.

دیگر قانون زرگری نژاد برای استفاده از اصل عقل، «روح سخن رسول خدا» است. از نگاه دکتر زرگری نژاد یک روایت تاریخی از صدر اسلام، نباید با شخصیتی که از پیامبر بر اساس مجموع گفته ها و کردار ایشان به دست ما رسیده است سر جنگ داشته باشد. چنین روایتی در درون خود حامل نوعی تناقض است. و بدون شک روایت متناقض نمی تواند روایت صحیح و مطابق با واقع باشد.

نتیجه عملی استفاده از این اصل را می توانیم در قرائت متفاوت زرگری نژاد در داستان هجرت مسلمین به حبشه ببینیم. از نگاه وی این هجرت، فرار مسلمانان از وضعیت موجود در مکه نبوده است بلکه این سفر، حرکتی سیاسی از جانب پیامبر برای ایجاد یک پایگاه خارجی، در خارج از مرزهای عربستان به شمار می آید. از همین زاویه دید، مأموریت نمایندگان کفار که وظیفه بازگرداندن مسلمانان از حبشه را داشتند، «طرح درخواستی معقول، یعنی درخواست ممانعت نجاشی از تبدیل حبشه به پایگاه مسلمین بود.»(همان، ص۲۷۶)

——–

این مقاله در شماره دوم نشریه «سپندارمن» (نشریه انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی) منتشر شده است.

این نوشته در تاریخ, حوزه, دین ارسال و , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 پاسخ به اصول تاریخ نگاری اسلامی

  1. ن.ک. می‌گوید:

    وای وقتی می بینم یک عده هستند که اینقدر عقلی به قضیه نگاه می کنند و صحبت کردن در مورد تاریخ صدر اسلام یا احادیث رو الحاد نمی دونند خیلی خوشحال می شم.
    بارها شده وقتی کسی گفته از کجا معلوم این حدیث صحت داشته باشه وقتی با روح اسلام نمی خونه بهش به چشم منافق نگاه کردن!!
    ممنون بابت مطلب پربارتون

    [پاسخ]

  2. غرام خجیر می‌گوید:

    استفاده کردم ممنون . اگر خلاصه بیوگرافی دکتر زرگری نژاد رو در پا ورقی مقالتون میآوردین متن انسجام بهتری پیدا میکرد(جسارت بنده رو ببخشید). در واقع دکتر زرگری نژاد به همان قوانینی ملتزم هستند که یک فقیه در مقام رفع تعارض دو دلیل . تطابق روایات تاریخی با قرآن و روح سخن رسول خدا هم در واقع سنجیدن روایت است با قرآن(روایات علاجیه) و سنت نبوی. این جاست که انسان واقعا به اهمیت دانش اصول به عنوان شاه کلید تولید علم پی میبرد. باز هم ممنون

    [پاسخ]

  3. پویا می‌گوید:

    لینک «نظام اسلامی با فقه می ماند نه با تاریخ» اشتباهه.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۸۹ ۸:۱۲ ب.ظ:

    اصلاح شد

    [پاسخ]

  4. بازتاب: تاریخ یعنی علم اکنون « تورجان

  5. بازتاب: حسین(ع) یا بابک! مسأله این است؟! « تورجان

  6. محمدرضا می‌گوید:

    سنت مگر خودش جز منابع فقه نیست
    اگر اینطور باشد تاریخ نگاری صدراسلام که خودش جز اصلی ترین منابع فقه میشود؟؟؟؟

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *