گعده مکتوب

علی اشرف فتحی: یکی از روزهای تابستان سال ۷۲ بود که به کتاب فروشی علویّون در بازار قیصریه زنجان رفتم تا کتابی را که در هیچ یک از کتاب فروشی های شهر نیافته بودم در آنجا سراغ بگیرم. صاحب این کتاب فروشی، حاج سید جعفر علویون بود که نمی دانم هنوز زنده است یا نه، ولی اگر زنده است خدا او و فرزندش را که دبیر جامعه شناسی ام بود به سلامت دارد. سید جعفر علویون از بازاریان کهنسال و معتمد بازار زنجان بود که خاندان او از خاندان های نامدار و ثقه شهر به شمار می رفت و خود آقای علویون نیز از نزدیکان بیت با سابقه مرحوم امام جمعه زنجانی و نیز آیت الله العظمی عزالدین حسینی زنجانی بوده است.

خلاصه آنکه وارد کتاب فروشی علویون شدم و پرسیدم: کتاب «الکلام یجرّ الکلام» را دارید؟ آقای علویون با شگفتی تمام، کمی مرا نگاه کرد. لابد به یک نوجوان ۱۲ ساله نمی آمد که سراغ چنین کتاب کمیاب و نه چندان رایجی را بگیرد. برای آنکه مطمئن شود پرسید: چه کتابی؟ گفتم: الکلام یجرّ الکلام. پرسید: برای چه این کتاب را می خواهی پسرم؟ گفتم: خوب می خواهم بخوانم دیگر! پرسید: مطمئنی می خواهی بخوانی؟ از چشمان آقای علویون که آن روزها بالای ۶۰ سال داشت فهمیدم که ذوق زده شده و بسیار شادمان است که کتاب یکی از علمای بزرگ زنجان را قرار است یک نوجوان ۱۲ ساله بخرد و بخواند! با اشتیاق تمام، یکی از قفسه ها را نشانم داد و گفت که همان کتاب آبی رنگ را دربیاور. فقط یک جلد از این کتاب مانده بود و چون مشتری نداشته نه تجدید چاپ شده بود و نه در کتاب فروشی های دیگر شهر پیدا می شد. البته کتاب در سال ۶۸ تجدید چاپ شده بود ولی تا سال ۷۲ که من نامش را در یکی از کتاب های مربوط به تاریخ حوزه علمیه زنجان دیدم و به دنبال خریدش رفتم، کمیاب شده بود. هرچند مشتری آن هم کسانی بودند که هنوز هم اشتیاقی به خواندن کتاب های تاریخی داشتند و کم و بیش به کتاب های مربوطه آشنا بودند.

آیت الله سید احمد حسینی زنجانی در اواخر عمر

کتاب «الکلام یجرّ الکلام» از تألیفات مرحوم آیت الله العظمی سید احمد زنجانی پدر بزرگوار آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی است که در اواخر حکومت رضاشاه (سال ۱۳۵۶ قمری) به زبان فارسی نوشته شده است. این در حالی است که هنوز هم نوشتن کتاب به زبان فارسی برای استادان با سابقه حوزه چندان رایج نیست. به ویژه آنکه موضوع کتاب هم بیان مباحث متنوعی چون تاریخ، جغرافی، کلام و … در قالب داستان و لطیفه باشد. مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی هنگام تألیف این کتاب، بیش از ۵۰ سال سن داشته و حدود سه دهه در حوزه های علمیه زنجان و قم، سطوح مختلف حوزوی را تدریس کرده بود.

نام این کتاب همان جمله متداول عربی «الکلامُ یَجُرُّ الکلام» است و به زبان عامیانه ما یعنی: حرف، حرف می آورد. مبنای کتاب نیز همین است و از ماجرایی و سخنی به ماجرا و سخن دیگری گریز زده شده و در نتیجه، مجموعه متنوعی از آموزه های تاریخی، ادبی، سیاسی، فرهنگی، فکری و … به خواننده منتقل شده است. حتما همه شما نیز تجربه چنین گپ ها و جلسات دوستانه ای را داشته اید که از هر دری سخنی می رود. پیشتر درباره گعده نوشته بودم و به نظر می رسد که مرحوم زنجانی سعی کرده به نوعی، تجربه خلق یک «گعده مکتوب» را محک بزند.

مرحوم آیت الله زنجانی در مقدمه کتاب آورده است: « أمالی مرحوم سید مرتضی علم الهدی راهنمای نگارنده شد که رشته تألیفی در تحت عنوان (الکلام یجرالکلام) به دست گیرم. چون در آنجا دیدم که از یک مطلب به مناسبتی به مطلب دیگر منتقل گردیده و از آن نیز به دیگری. از اینجا بنده خیال کردم که اگر رشته مطالب و قضایای گوناگون به همین وتیره کشیده شود تا به هر جا که برسد چگونه می شود؟ آیا به جایی منتهی می شود یا نه؟ روی همین خیال قلم برداشتم …»

نگاهی به سرفصل های کتاب نیز نشان دهنده ذهن جوّال و معلومات متنوع این فقیه بزرگ معاصر است:

«قتل ملخ در عراق، در اروپا خرچنگ می خورند، اختلاف طبایع در مأکولات، ضرر تریاک، عادت به دود بدترین عادت است، دفع وسوسه به مبنای علمی، اتابک و عشق او، نکته حد زنا، جعفر برمکی، تیمورتاش وزیر دربار، جنگ بین الملل، انگلیس در عراق، آتاترک، آخوند و ملا، فیض امام غائب، وجه اختلاف مجتهدین، خدمت روحانی مجانی است، اشعار ایرج میرزا، نوادر طبیعت، تجزیه و انشعاب علم طب، بحث با وهابیه، اعتدال اسلام، اصلاحات مشروطه، جنگ حیدری و نعمتی، امیرکبیر، حفر کانال سوئز، زهد، طوفان در ژاپون، شبیه مسجدالحرام و کربلا در هند، ارسطو، خودکشی، برده فروشی و…»

امام خمینی و آیت الله سید احمد زنجانی

اینها نمونه هایی از صدها مطلبی است که آیت الله سید احمد زنجانی در این کتاب دو جلدی (مجموعاً ۵۴۴ صفحه) آورده است. یکی از نکات جالب این کتاب، ذکر نام امام خمینی در صفحه ۱۹ جلد اول است. نویسنده ضمن بیان مطالبی درباره مرض وسواس، آورده است: «آقای حاج آقا روح الله خمینی از یکی از اعاظم نقل کرد که فرمود شخصی از اهل وسوسه با این که چند لباس روی هم پوشیده بود یک دفعه خیال کرد که از خارج، ترشحی به لباس او برخورد و از لباس ها هم سرایت کرده به تن او رسیده، پس لخت شده هم لباس های تنش را به آب ریخت و هم خود توی آب رفت …»

این کتاب در زمانی نوشته شده که امام خمینی ۳۶ سال داشته و از استادان جوان حوزه قم بوده است. یعنی مشابه جایگاهی که اکنون نوه اش حجه الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا خمینی در ۳۸ سالگی دارد. نحوه ذکر نام امام در این کتاب نشان می دهد که امام از شهرت نسبی خوبی در قم برخوردار بوده و نویسنده نیازی ندیده که امام را معرفی کند. همچنین این مطلب، شاهد خوبی بر دوستی نزدیک و دیرینه امام و مرحوم آیت الله زنجانی است. هرچند امام خمینی بسیار بیش از حد معمول به آیت الله سید احمد زنجانی احترام می گذاشته است. آنگونه که آیت الله العظمی شبیری زنجانی نقل کرده اند، امام به برخی طلاب گفته بود: «در عدالت آقای زنجانی شک و تردیدی نیست، در باب عصمت او باید بحث و کاوش کرد.» (کتاب سلطنت علم و دولت فقر،نوشته علی ابوالحسنی، جلد اول، ص ۶۱۷)

درباره شرح حال مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی پیشتر نیز نوشته بودم. وی پس از درگذشت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی به عنوان یکی از ۹ عالم بزرگ حوزه قم مطرح شد و اگرچه خود هیچ گاه به وادی مرجعیت نزدیک نگشت، اما جایگاه علمی و عملی وی مورد پذیرش مراجع بزرگ شیعه بود. نام در بیانیه ۹ نفره مراجع قم علیه دولت وقت به چشم می خورد. همچنین جلسه مهم و تاریخی علمای قم در پی واقعه خونین ۱۵ خرداد در منزل وی تشکیل شد. با وجود آنکه وی و پدرش از شاگردان و ارادتمندان مرحوم آخوند ملا قربانعلی زنجانی (مشهور به حجه الاسلام) از رهبران برجسته دینی مخالف مشروطه بودند با این حال، وی در کتاب «الکلام یجر الکلام» لحن موافقت آمیزی نسبت به مشروطه دارد و در عین حال نیز، احترام مرحوم حجه الاسلام را کاملا مراعات کرده است.

وصف آیت الله سید احمد زنجانی از دوره استبداد صغیر خواندنی است:

«دوره سلطنت محمد علی شاه دوره تلخ و ناگواری بود که مردم با تلخکامی و نگرانی گذرانیدند. چون سلطنت استبدادی از قدرت افتاده و سلطنت مشروطه نیز رسمیت نیافته بود. نه تکلیف دولتیان معلوم بود و نه حدود مداخلات ملت معین بود. در نتیجه مردم نوعاً مبتلا به جنگ خانوادگی گردیدند. هیچ مجلسی منعقد نمی شود مگر اینکه پای مشروطیت و استبداد به میان می آمد و یک خانواده با هم این بحث و جدال را داشتند. خیلی اتفاق می افتاد که از این قیل و قال ها جنگ و جدالی و از آن جنگ و جدال ها قتل و قتالی زائیده می شد. اگر این مذاکرات از اشخاص منورالفکر روی صلاح صادر می شد سعادت این آب و خاک بود و لکن غالباً مصدر این مذاکرات، اشخاص نادان  بی اطلاع بود.» (الکلام یجر الکلام، ج۱، ص ۱۱۶)

نماز جماعت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی در مدرسه فیضیه قم، دهه ۶۰ شمسی

مرحوم آیت الله زنجانی که در عین شوخ طبعی، خوش مشربی و بذله گویی، از الگوهای برجسته اخلاقی طلاب دهه های بیست، سی و چهل شمسی به شمار می رفت، سال ها در مدرسه فیضیه امام جماعت طلبه ها و روحانیون قم بود و امام خمینی نیز همواره در نماز جماعت وی شرکت می کرد. پس از وی نیز حدود ۳۷ سال است فرزند گرانقدرش آیت الله العظمی شبیری زنجانی به اقامه نماز جماعت در مدرسه فیضیه و حرم مطهر می پردازد. تواضع و فروتنی ذاتی این پدر و پسر سبب شده که بسیاری از زوایای علمی و عملی این بیت اثرگذار و تاریخ ساز پنهان بماند. امیدوارم شاهد تجدید چاپ کتاب خواندنی «الکلام یجرّ الکلام» با مقدمه و توضیحات آیت الله العظمی شبیری باشیم. این کتاب بی شک از منابع دست اول تاریخ معاصر است و محتوای آن می تواند کمک بزرگی به شناخت برخی زوایای تاریک تاریخ معاصر ایران و به ویژه تاریخ روحانیت شیعه باشد.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به گعده مکتوب

  1. سلام
    جالب بود برام . ما این کتاب رو داریم و من دوباری دوره اش کرده ام تابحال . در کل کتاب شیرینی است

    [پاسخ]

  2. بازتاب: تورجان » Blog Archive » نخستین آخوند رمان نویس

  3. بازتاب: تورجان » Blog Archive » چگونه آیت الله می شوند؟

  4. بازتاب: دفاع روشنفکرانه از سنت « تورجان

  5. بازتاب: در جستجوی «تیپ خدا» | تورجان

  6. بازتاب: شاهی که نباید فاتح‌اش بدانند | تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *