عبور از یادگار

نگاهی به کارنامه سیاسی حجه الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی


علی اشرف فتحی: سخنرانی ناتمام حجه الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در ۱۴ خرداد امسال، اولین سخنرانی او در کنار آرامگاه پدربزرگ ها، مادربزرگ و پدرش نبود. او ۱۵ بار دیگر نیز در آیین ۱۴ خرداد به رهبری و زائران حرم امام خیرمقدم گفته و درباره پدربزرگش سخن رانده بود. بارها و بارها نیز در این مکان برای مهمانان و زائران حرم سخنرانی کرده بود. اما فقط دو سخنرانی او در حرم امام، در اذهان مردم و نیز در حافظه تاریخی همه ما ماندگار شده است.

فرزند یادگار و سخنرانی ماندگار

ساعت چهار و نیم عصر شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۷۳ بود که نخستین سخنرانی رسمی طلبه جوان ۲۲ ساله ای به نام حجه الاسلام سید حسن خمینی به طور مستقیم از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و مردم، چهره غمگین روحانی جوانی را دیدند که سعی داشت در لحظات دفن پدرش مرحوم حجه الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی انبوه عزاداران را آرام کند. اینها نخستین کلماتی بود که مردم در نخستین حضور نوه امام شنیدند: «خانواده امام همیشه وامدار محبت های شما مردم بوده است. شما مردم لحظه ای امام را تنها نگذاشتید و ما خانواده امام لحظه ای احساس تنهایی نکرده ایم … امروز زبان من الکن از این است که احساس خودم، خانواده امام، برادرانم و خواهران مرحوم حاج احمد آقا را از شما بیان کنم.»

فرزند ارشد یادگار امام در ادامه نخستین سخنرانی خود در حالی که پیکر پدرش در حال دفن در کنار امام بود چنین گفت: «امروز ما گنجینه اسرار انقلاب را به خاک سپردیم. مهم ترین ضایعه ای که اکنون بر انقلاب ما وارد شده دفن تمام اسرار ناگفته نظام است. اسراری که در سینه چون دریا و دل چون کوه پدرم در دل خاک ها شد و اینک آن فقید از دست رفته با اسراری که در دل خود داشت در کنار پدرش آرمیده است.»

حجه الاسلام سید حسن خمینی که از آن روز به عنوان «فرزند یادگار امام» از او یاد می شد، به دو ویژگی پدرش هم اشاره کرد: «غیر از مسایل عاطفی که خانواده ما پس از ارتحال پدرم با آن درگیر است، من احساس می کنم دو ویژگی حاج احمد آقا باعث می شود که ما امروز داغدار آن عزیز از دست رفته باشیم. اول آنکه حاج احمد آقا گنجینه اسرار انقلاب بود و امروز این گنج عظیم و این دریای مواج از دست رفته است و این ضایعه ای است که دیگر کسی نمی تواند آن را جبران کند. اما خصلت دوم ایشان این بود که همواره به عنوان مؤیدی برای نظام، حامی برای مقام معظم رهبری و پشتیبان بسیار بسیار عظیم برای ولایت فقیه بود … اگر ویژگی اول ایشان از دست رفته است و گنجینه اسرار انقلاب از میان ما رخ برکشیده اما ویژگی دوم بر دوش من و شما و خانواده امام است.»

سخنرانی ۲۶ اسفند ۱۳۷۳ از دو جهت در اذهان مردم ماند. یکی آنکه نخستین بار بود که این نوه امام که با درگذشت پدر، متولی بیت و حرم امام و سخنگوی خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی شده بود در رسانه ملی دیده شد و سخنرانی اش را مردم شنیدند. از میان نوه های امام، مردم تا آن زمان فقط حجه الاسلام و المسلمین سید حسین خمینی (پسر عموی سید حسن و فرزند ارشد مرحوم آیت الله مصطفی خمینی) و نیز تصویر دوران کودکی حجه الاسلام سید علی خمینی (کوچک ترین برادر سید حسن) را دیده بودند. اگرچه تصاویر دیگر اعضای خاندان امام بارها نشان داده می شد اما چون هیچ حضور رسانه ای دیگری نداشتند کسی آنها را به نام و نشان نمی شناخت.

اما دومین عاملی که به ماندگاری نخستین سخنرانی وی انجامید سخنانی بود که او درباره پدرش گفت و همان روزها دهان به دهان می گشت و تفاسیر مختلفی را برمی تابید. سید حسن خمینی پس از این سخنرانی ترجیح داد به تحصیلات خود در حوزه علمیه قم ادامه دهد و کمتر در رسانه ها ظاهر می شد. البته کمابیش پیدا بود که او هم مانند دیگر اعضای بیت امام خمینی، به اصلاح طلبان گرایش بیشتری دارد. اما کنش سیاسی سید حسن خمینی به گونه ای بود که تا سه سال پیش هیچ گونه قول و فعلی که دلالت بر حمایت علنی وی از اصلاح طلبان داشته باشد از وی شنیده و دیده نمی شد. به ویژه آنکه سعی داشت کمتر رسانه ای شود. حتی زمانی که در سال ۱۳۷۹ همسر عمادالدین باقی خبر از نامه ای داد که نوه امام در تأیید برخی ادعاهای باقی درباره چگونگی درگذشت یادگار امام نگاشته است، باز هم جنجالی بر سر این موضع گیری سید حسن خمینی آفریده نشد و قضیه مسکوت ماند.

حرکت از حاشیه به متن

در این سال ها سید حسن خمینی به یکی از فضلای برجسته و استادان سطوح عالی حوزه علمیه قم بدل شده و کلاس های وی مورد استقبال طیف های گوناگون طلبه های قم واقع شد. تمام تلاش وی آن بود که بیت امام را از جنجال های سیاسی روزمره دور نگه دارد و از حاشیه سازی های رسانه ای می گریخت. اما هرچه به مرز اجتهاد در علوم حوزوی نزدیک تر می شد این رویه نیز بیشتر رنگ می باخت. اما انتخابات سوم تیر ۸۴ بیت امام را نیز همچون دیگر چهره های گوشه گیر عالم سیاست به تحرک واداشت. حجه الاسلام محمد علی انصاری به عنوان دومین چهره متنفذ بیت امام پس از سید حسن خمینی، سخنرانی شدیداللحنی علیه احمدی نژاد و در حمایت از هاشمی در مسجد امام حسن عسگری (ع) قم انجام داد و از حمایت بیت امام از ریاست جمهوری هاشمی سخن گفت. در ماه های بعد با افزایش تنش میان دولت نهم و مخالفان، سید حسن خمینی و برخی دیگر از اعضای بیت امام همچون زهرا و علی اشراقی (عمه زاده های سید حسن) و یاسر و علی خمینی (برادران سید حسن) نیز از حاشیه به متن آمدند. رد صلاحیت علی و زهرا اشراقی در جریان انتخابات مجلس هشتم و سخنرانی جنجالی حجه الاسلام سید علی خمینی در نوزدهمین سالگرد امام خمینی را باید مهم ترین خبرسازی های بیت امام در چند سال اخیر دانست. علی خمینی که همگان بوسه کودکانه او بر گونه های امام را به یاد دارند، پس از آنکه با شیما شهرستانی (نوه دختری آیت الله العظمی سیستانی) وصلت کرد، ۱۴ خرداد ۸۷ در سخنانی در مسجد حظیره یزد وارد عرصه سیاست شد و با لحن تندی خطاب به برخی جریان های سیاسی گفت: « نظام جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از رای مردم گرفته است. جمهوری اسلامی همراه با امام، مورد وثوق مردم قرا گرفت و جمهوری اسلامی منهای امام مشروعیت ندارد. اگر جمهوری اسلامی منهای امام می خواهید، مطرح کنید ولی بایستی آن را به رفراندوم بگذارید.»

به موازات خروج دیگر اعضای بیت امام از انزوا و سکوت، مرد شماره یک این بیت نیز در سال ۸۶ به بسط و شرح موضوع «اجتهاد در اندیشه های امام» همت گمارد. علی درستکار از مجریان مشهور تلویزیون گفتگویی با نوه امام در شبکه سه سیما انجام داد که بعدها به عنوان یکی از بنیان های مهم فکری حاج سید حسن خمینی مطرح شد. وی در این درگفتگو که در شب سالگرد ارتحال امام پخش شد، صراحتا از «اجتهاد در اندیشه های امام» سخن گفت و خواهان نگاه اجتهادی به آرای امام شد. وی معتقد بود: «باید در افکار و آرای امام اجتهاد کرد… تفسیرهای انحصاری از اندیشه امام خطرناک است. نباید بگذاریم یک فرد یا یک نهاد رسمی تفسیر معینی از امام ارائه دهد باید دیگران نیز بتوانند از این متن مقدس انقلاب تفسیرهای اصولی خود را ارائه کنند.»

این سخنان نوه امام با حمایت هاشمی رفسنجانی و مخالفت حسین شریعتمداری رو به رو  شد. هاشمی ضمن تأیید سخنان حاج حسن خمینی گفت: «فکر می‌کنم حاج حسن آقا افکار امام را قدری روشن‌تر برای نسل امروز گفتند. بنابراین راه اجتهاد همیشه باز است. چون اگر فکر کنیم خاتمیت دین بدون اجتهاد پویا می‌تواند مؤثر باشد، اشتباه کردیم. دین اسلام در زمانی، آن هم در عربستان آمد که مسایل محدودی بود. ولی این دین براساس ویژگی خاتمیت باید در عصر کنونی که عصر فضا، اتم، ذره، نانو و … است، عملیاتی شود. قطعاً با این همه دانش و تخصصی که هر روز دنیا را احاطه می‌کند، باید یک اجتهاد پویا داشته باشیم. دین اسلام و پیامبر اکرم (ص) اصولی را گفتند که باید براساس اصول و تابع شرایط زمان و مکان اجتهاد کنیم.»

اما حسین شریعتمداری نسبت به امکان سوء استفاده از سخنان نوه امام هشدار داد و گفت: « زمینه سوءاستفاده احتمالی برخی افراد و جریان‌های سیاسی برای تحریف کلام و نظر حضرت امام را فراهم می‌آورد.» انتقاد مدیر مسؤول کیهان با پاسخ عملی سید حسن خمینی مواجه شد و او باز هم بر دیدگاه خود پای فشرد و علاوه بر آن، به مخالفت با رد صلاحیت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم برخاست. همچنین در گفتگوی صریحی با هفته نامه توقیف شده شهروند امروز از دخالت نظامیان در سیاست به شدت انتقاد کرد و گفت: « به نظر بنده، تنبه امام به اینکه نظامی‌ها نباید در سیاست دخالت بکنند، یکی از این دغدغه‌ها و مسائل است. چون که تفاوت عنصر نظامی و سیاسی تنها در این است که نظامی تفنگ دارد. یکی از بزرگترین معیارهایی که می‌توان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است یا نه؟! «حضور نظامیان در عرصه سیاست» است. کسانی که مدعی هستند که به امام(ره) وفادارند، باید نسبت به دستور صریح امام(ره) با تمام وجود حساسیت نشان دهند. همانطور، در زمانی که فردی مدعی شود، ولایت از آن فقیه نیست، همه باید بگویند، در اندیشه امام هست و نسبت به این موضع حساسیت نشان ‌دهند، باید در برابر «ورود نظامیان به عرصه سیاست» هم حساسیت داشته باشند. اگر اینگونه نباشد یا دروغ می‌گویند و یا دچار تناقض هستند.»

ورود غیرمنتظره خاندان امام خمینی و به ویژه سید حسن خمینی در عالم سیاست که عملا به سود اصلاح طلبان تمام می شد، برخی از حامیان دولت نهم را به تکاپو انداخت. سایت نوسازی که از سوی گروهی از جوانان حامی احمدی نژاد اداره می شد و نزدیکی زیادی به مشایی داشت، با ایراد برخی اتهامات درباره زندگی شخصی سید حسن خمینی، وی را به باد انتقاد گرفتند. آنها تیتر «راز لپ های گل انداخته سید حسن خمینی» را برای نوشته خود برگزیده بودند. این نوشته موجی از اعتراضات را در حمایت از نوه امام خمینی برانگیخت و پس از آنکه آیت الله محمد رضا توسلی از چهره های شاخص دفتر امام خمینی هنگام اعتراض به این اهانت، در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام دچار سکته قلبی شده و درگذشت، مسأله ابعاد گسترده تری به خود گرفت.

کنش فعال، واکنش فعال

مرگ نابهنگام آیت الله توسلی هنگام دفاع از نوه امام، ضربه عاطفی شدیدی به همه اعضای بیت و نزدیکان امام وارد کرد. در این میان، سید حسن خمینی که از کودکی تعلق عاطفی زیادی به مرحوم توسلی داشت، تأثر خود را از فقدان این حامی جدی بیت امام و اصلاح طلبان پنهان نکرد. شاید بتوان گفت که این واقعه تلخ، در ذائقه او و دیگر دوستداران بیت امام هنوز ماندنی است و همین مسأله، سبب شد که این بیت خاموش و آرام، تحرک خود را افزایش دهد و شفاف تر از همیشه به سود اصلاح طلبان وارد صحنه شود. سید حسن خمینی روز ۱۴خرداد ۱۳۸۷ پس از سخنرانی، به جای آنکه هنگام سخنرانی رهبری مطابق هر سال در کنار سران قوا بنشیند به میان جمعیت آمد و کنار محمد خاتمی نشست.

نوشته های گاه و بیگاه فاطمه رجبی و دیگر حامیان دولت درباره منش اصلاح طلبانه سید حسن خمینی نتوانست تغییر چندانی در پررنگ شدن حضور سیاسی و اجتماعی این نواده امام بگذارد. از اواخر سال ۸۷ که بحث انتخاب نامزد اصلاح طلبان برای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری آغاز شد، پیدا بود که گرایش نوه امام به خاتمی، بیشتر از کروبی است. همین نکته سبب گلایه کروبی در یکی از موضع گیری هایش هم شد. اما با اجماع نسبی بیشتر گروه های اصلاح طلب بر سر نامزدی میرحسین موسوی، سید حسن خمینی نیز به جمع آنها پیوست و تلاش نمود با بهره گیری از جایگاه و محبوبیت خود، شکاف ناشی از انصراف ناگهانی خاتمی به سود موسوی را ترمیم کند. با این حال، وی موضع گیری علنی به سود نامزد خاصی نداشت و تا مدتی پس از انتخابات نیز خاموشی اختیار کرده بود.

در ماه های پر التهاب پس از انتخابات، سید حسن خمینی به همراه برادرانش یاسر و علی به ملاقات زندانیان سیاسی و خانواده های آنها می رفت و پس از قربانی شدن خواهرزاده میرحسین در وقایع روز عاشورا برای تسلیت و همدردی به خانه وی رفت. نوه امام بر خلاف همیشه، در مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد برای دوره دوم ریاست جمهوری اش شرکت نکرد. وی همچنین برای نخستین بار در مراسم هفته دولت در حرم امام از احمدی نژاد استقبال نکرد.

تنها موضع گیری صریح وی دراین مدت را باید اعتراض او به پخش مستند «شاخص» از تلویزیون دانست که حملات به وی را شدت بخشید. وی در نامه ای به ضرغامی نوشت: « چنانکه از منابع موثق شنیده‌ام، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می‌شود و به گونه‌ای غیر صادقانه و تحریف‌آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده‌است. جامعه‌ جوان امروز ما به وسیله آن‌چه در این برنامه پخش می‌شود، شخصیت واقعی امام را نمی‌شناسد و تنها با شخصیت دست ساخته‌ صداوسیما آشنا می‌شود که متاسفانه فرسنگ‌ها با حقیقت امام که به فرموده‌ رهبری انقلاب همه هویت جمهوری اسلامی است، فاصله دارد … جای تاسف است که در صداوسیما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکا‌ی به جوهره اسلامی و روح بلند مذهب شیعه اثنی عشریه آفریده شد، چشم پوشیده می‌شود و بدون اشاره به شرایط زمانی خاص به بزرگ نمایی غلط و تحریف گونه قضایای گذشته همت می‌گمارید و به غلط درصدد مشابه‌سازی تاریخی هستید. اینجانب جناب‌عالی را از علاقمندان امام راحل می‌شناسم و به حکم وظیفه فرزندی امام نسبت به این اشتباه فاحش صداوسیما و تصمیم گیرندگان چنین موضوعاتی، اعتراض جدی دارم و معتقدم اگر حقیقتا به دنبال شناخت واقعی امام هستید، باید از یاران نزدیک امام دعوت نمایید تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بیان نمایند و هم ناگفته‌های زندگی امام را بیان کنند…»

اما پاسخ ضرغامی به نوه امام صریح، تند و عتاب آمیز بود. رییس رسانه ملی همان حرف هایی را به سید حسن خمینی گوشزد کرده بود که نقل محافل و رسانه های حامی دولت بود. او با پرخاش به نوه امام نوشت: « سخن این است همانگونه که به حکم وظیفه فرزندی امام، اعتراض جدی به اقدامات صدا و سیما دارید ای کاش همین گونه هم نسبت به حوادث ۸ ماه گذشته و جفایی که دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام کردند، و بغض و کینه سالیان خود را در کوچه و خیابان فریاد زدند، بیانیه می‌دادید و آن اقدامات شرم‌آور را نیز محکوم می‌کردید.»

چند ماه پس از نامه نگاری میان نوه امام و ضرغامی، سایت خبری وابسته به بیت امام خمینی در نوشته ای به قلم « یکی از دوستان دوره دبیرستان سید حسن خمینی» درباره آن نامه نگاری چنین آورد: « سید عزیزم را پس از برنامه شاخص دیدم. غرق اندوه بود. می گفت من وظیفه دارم که به نسل خود بگویم افراطیون ادامه امام نیستند. از اینکه وارد نزاع با صدا و سیما شود نهی اش کردم. استدلال های خود را داشت. ماه ها بعد همواره از اینکه نتواسته است تمام آنچه را می خواسته بدست آورد اندوهگین بود.»

ضرغامی چند روز پس از واقعه ۱۴ خرداد و سخنرانی ناتمام نوه امام در سخنرانی شدیداللحنی بار دیگر به اعتراض سید حسن خمینی به مستند شاخص اشاره کرد و با لحن تندی گفت: «زمانی از امام صدها مستند از تلویزیون پخش می ‌شد و موجب تشکر همگان بود اما در دوران فتنه، سخن امام خوشایند بعضی ‌ها نبود و به همین دلیل موجب اعتراض آنها شد. ما در برنامه شاخص چیز جدیدی ارائه ندادیم و همان‌هایی بود که در چند سال پیش با پخش آنها موجبات تشکر همین آقایان را فراهم می‌کرد. برای مثال وقتی سخن امام در مورد فلسطین پخش می شود به آقایان بر می‌خورد، چرا که شعار ”نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران“ را سر می دادند. فتنه سال گذشته به ما نشان داد که بصیرت به چه معناست و مشاهده کردیم کسانی که همه‌چیز داشتند اما از بصیرت لازم برخوردار نبودند با یک مطرب فراری در یک مسیر واحدی قرار گرفتند. حتی در مواقعی که احتیاج بود حداقل در بعضی نکات جدایی خود را از آنها اعلام کنند لال می‌شدند. باید بگویید که شما با گوگوش فرق می کنید.»

سخنرانی ناتمام یادگار

شرکت سید حسن خمینی و برادرش یاسر در عروسی فرزند محسن میردامادی که از زندانیان شاخص حوادث اخیر بود بهانه کافی را برای مخالفین منش سیاسی او فراهم کرد تا هنگام سخنرانی او در آیین سالیانه سالگرد امام، به مواضع وی اعتراض کنند. زمینه سازی برای این اعتراض کم سابقه از اوایل خرداد در سایت ها و وبلاگ های حامی دولت آغاز شد و حتی پوسترهایی برای معترضین تدارک دیده شد. آنها تصریح می کردند که برای حفظ اصول، از نوه امام هم عبور خواهند کرد و با هیچ کس تعارف نخواهند داشت. بدین ترتیب مهم ترین سخنرانی سالیانه چهره شاخص بیت امام فقط ده دقیقه توانست ادامه یابد و او با گفتن جمله تلخ و گلایه آمیز « تا بوده چنین بوده. هنوز بیست سال از ارتحال امام نگذشته است … »، جایگاه را به نشانه اعتراض به اخلال معترضین ترک کرد.

موجی که پس این اتفاق در میان بخش وسیعی از مردم، نخبگان و رسانه ها به راه افتاد به گفته یکی از بزرگان حوزه (آیت الله محقق داماد) بر عزت بیت امام افزود. حرکت کم سابقه مراجع تقلید و بزرگان حوزه در محکوم کردن این واقعه سبب شد که دومین سخنرانی اثرگذار نوه امام در تاریخ ماندگار شود. تصریح آیت الله العظمی مظاهری اصفهانی – که یکی از مراجع تقلید و استادان برجسته اخلاق حوزه است – مبنی بر اینکه همه مراجع تقلید، سید حسن خمینی را فردی عالم و متدین و امید آینده حوزه های علمیه می دانند، بر وزانت و مکانت علمی نوه جوان امام افزود.

پروژه «عبور از یادگار» به تثبیت موقعیت حوزوی، سیاسی و مردمی نوه ۳۸ ساله امام خمینی انجامید و سخنان تند و توهین آمیزی که در تجمعات روزهای پایانی خرداد در قم علیه نوه امام زده شد بازتاب شکست سنگین این پروژه بود. اکنون باید منتظر مهرماه ماند تا مشخص شود که تهدید برخی حامیان دولت در به تعطیلی کشاندن تدریس حجه الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی عملی خواهد شد و یا شرایط آن روزها نیز اجازه عبور از یادگار امام ره به آنها نخواهد داد؟

در همین باره:

پرونده ای برای یادگار

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, سیاست ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 پاسخ به عبور از یادگار

  1. بازتاب: تورجان » Blog Archive » پرونده ای برای یادگار

  2. بازتاب: تورجان » Blog Archive » پرونده ای برای یادگار

  3. مهدی می‌گوید:

    منظم، دقیق و روان بود

    [پاسخ]

  4. حشمدار می‌گوید:

    با عرض ادب واحترام
    بی احترامی به هر فردی باالاخص نوه امام اشتباه است
    بخشش نوه برزگ امام پس از بازگشت از آمریکا اشتباه است
    توهین به رهبری اشتباه است
    کهریزک و … اشتباه است
    بخشش فرزند محسن رضایی اشتباه است
    بی احترامی به خاتمی اشتباه است
    کتک زدن مردم توسط بسیج اشتباه است
    توهین به آرمان بسیج اشتباه است
    پرورش طلبه در حوزه بدون توجه به نیاز جامعه اشتباه است
    آموزش دانشجو در دانشگاه بدون توجه به بینش تکامل اشتباه است
    پارتی بازی در صف نانوایی اشتباه است
    بخشیدن بحرین هم توسط شاه سابق اشتباه است
    بخشیدن خوزستان توسط آصف الدوله در دوره قاجار اشتباه است
    بی اعتنایی خشایار شاه به آرتمیس فرمانده زن سپاه ایران اشتباه است
    ……………. اشتباه است
    …………… اشتباه است

    فکر کردم سخنان تکراری من هم که پشت کامپیوترم در مالزی نشسته ام اشتباه است
    خسته ام از تازیانه های خودی بر خودی

    [پاسخ]

  5. بهار می‌گوید:

    یه سیر تاریخی کوتاه ولی جامعی بود. همه ما با اینکه دوره امام راحل رو از لحاظ اقتضای سنی درک نکردیم ولی در وجودمون علاقه عجیبی به این خاندان وجود داره.

    [پاسخ]

  6. بهار می‌گوید:

    آقای فتحی به نظر شما که به قول خودتون با برخی از نوشته هاتون باعث تعطیلی یه روزنامه محلی شدین یه نوشته معمولی یا یه انتقاداز رسانه باید مشمول قانون سانسور شما بشه اگه انقدر واهمه دارین چرا اصلا دارین تو وبلاگتون از مسائل سیاسی – فرهنگی می نویسین بهتر نیست موضوعتون رو عوض کنین و مثلا در مورد مد و وضعیت آب و هوا و … بنویسین شاید دیگه اون موقع کمتر مبتلا به ویروس سانسور بشین 😎

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۷ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۶ ب.ظ:

    من کی گفتم نوشته من باعث تعطیلی یه روزنامه محلی شده؟! من فقط گفتم توی دو نشریه محلی چند تا نوشته م چاپ شد که اون نشریات بعدها توقیف شدن اونم نه به دلیل نوشته من

    [پاسخ]

    بهار پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۸۹ ۷:۳۸ ب.ظ:

    طلبه عزیز این جواب من نبود جواب من چرایی سانسوره فقط یه دلیل قانع کننده ؟ ❗ از چیزی واهمه دارین ؟

    [پاسخ]

  7. حسین خمینی می‌گوید:

    سلام من واقعا نمی دونم اگه سید حسین خمینی بد بوده پپیش سد حسن چیکار میکنه اگه خوب بوده خمینی چرا باش بد بوده.حسن جان اینها کارهای می کنند که تو زمون بابا بزرگت می کردن اگه بد بوده پس بابا بزرگت چی بوده.چه نقیضی شد این اجماع
    فتحی یاد وبلاگ قئیمات بخیر چقدر باحات حال می کردیم اما از روزی که با اسن فتحی(همشهری ما)می پری دیگه حال نمی دی

    [پاسخ]

  8. حسین خمینی می‌گوید:

    نمی دونم امشب دوست دارم حرفای یک سالمو به این تورجان بزنم اول بگم
    تورجان فقط جایی نبوده که بابای علی شهید شده وقتی که فرمانده بوده جایی هم بوده که بعضی بچه شهیدا (شایدم شهیدا شایدم هیچکس)ناراحت شدن وقتی علی فرمونده اینجا بود.
    اخه می گفت :من به خاطر فرزند شهید بودن و روحانی بودن سعی می کنم وارد جریانهای سیاسی نشم.اما اون چیزی که حس شد اینه که شد.اینقدر مطالبو خوندم تا این تورجان یک ذره یه کوچولو با هزار کرشمه یه انتقاد از صانعی بکنه مگه کرد.علی جون در صدد دفع شبهه حد قذف واینا واینا بودند.بابا اخه حد نه معلوم بودنداره ضرب المثله اما تابلو نبود مخاطب کیه واصلا زشتیش تو چشم نبود .حالا بیا هی بگو حد نداره .یک کلوم ما از شما انتظار داشتیم .یا اصلا دفاع نمی کردی از صانعی.بابا وقتی عکستو با سد حسن میندازی دیگه ما تکلیفمونو می فهمیم از انتقاد از سد حسن.علی جون بیا باز از این مرتضی جدا شو.تو طعم تلخ کنایه هات مارو عذاب می داد و هزار بار می گفتی بیطرفم.
    از هوندای بسیجیا تو نماز جمعه و از مطلبت در مورد حسن زاده املی .یجوری نوشتی که هر کس ندونه فکر میکنه این بنده خدا اصلا زد رهبریه.اول کتاباش ملاقاتش با رهبر حرفای خودش و صمدی املی اینا واینا و مطلب تو.از فوت منتظری و این همه تمجید بدون حتی گفتن اختلافاتش با خمینی از شنیدن اینکه حمله به سفارت غلط بود و ساکت موندنتون واز واز واز
    بیا جونه من یکاری کن .توهم قطعه بزن بزار قطعه ۲۸ چون ۲۷ ماله منه ایشالا.وتکلیفتو روشن کن و خطی عمل کن مثله این سد مرتضی.واون قدیانی.
    ما از بیطرف اینجوری انتظار نداریم.یاد یکی دوسال پیش تورجان بخیر چه فازی میداد .خیلی حرفا هست حتی .ای کاش میشد نامه نوشت به تو

    [پاسخ]

  9. برج مینو می‌گوید:

    سلام. من اون روز یعنی ۱۴ خرداد اونجا بودم. شما هم بودی یا فقط شنیدید؟ مردم سید حسن اقا رو دوست دارن که فریاد اعتراضشون رو اینطوری به گوشش رسوندن. مگه جای دیگه هم میشد مردم با ایشون در ارتباط باشند؟
    چرا نگفتی ضرغامی به ایشون گفت بهتر بود حداقل تلوزیون رو خودتون روشن میکردید و برنامه رو میدید! واقعا از یه ادم باسواد ۳۸ ساله اونم تو بیت امام انتظار نمیره بگه به من گفته اند . . .
    در ضمن در مورد اینکه ایشون گفته اند ردای رهبری باید به بیت امام برگرده چه نظری دارید؟ در مقابل توصیه حاج احمد اقا به بچه هاش که فرموده بودند پشتیبان این اقا باشید.
    امیدوارم که سید علی که حضرت امام بهش خیلی علاقه داشت راهش وصیت پدرش باشه.
    یا علی

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۶:۵۳ ب.ظ:

    تا جایی که من می دونم حاج حسن آقا اصلا اهل تلویزیون نگاه کردن نیستن و واسه همین گفتن که از منابع دیگه شنیدن. درباره وصیت پدرشون هم من قضاوتی نکردم و اتفاقا در گزارشم حرف های ایشون در مراسم تشییع پدر رو نقل کردم و فقط سعی کردم گزارشگر باشم و بس. درباره سید علی هم زیاد به شایعات اخیر برخی رسانه ها توجه نکنید چون بعدا شوکه می شین

    [پاسخ]

    برج مینو پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۷:۳۷ ب.ظ:

    علی اقا وقتی من میخوام در مورد چیزی قضاوت کنم به جای شنیده ها میرم سراغ اصلش. حداقل این کار رو که میتونست انجام بده. نمیتونست؟ خدا هممون رو هدایت کنه.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۸:۱۰ ب.ظ:

    واقعیت اینه که اگه اصلش رو هم می دیدن قضاوتشون عوض نمی شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *