این آخوندهای درباری

سید مرتضی ابطحی : یکی از تندترین تعابیر علنی امام خمینی درباره «آخوندهای درباری» را می توان در کتاب ولایت فقیه ایشان که مجموعه دروس ولایت فقیه در نجف اشرف است خواند: «اینها از فقهای اسلام نیستند. و بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد نتوانست به زور و جبر ائمه جماعات را وادار کند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا «جلّ جلاله» بگویند! اخیرا لقب «جلّ جلاله» را به او داده اند! اینها فقها نیستند؛ شناخته شده اند؛ مردم اینها را می شناسند. این ها دین شما را از بین می برند. این ها را باید رسوا کرد تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، اما زمان را ساقط می کنند؛ اسلام را ساقط می کنند. باید جوان های ما عمامه ی این ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، اینطور مفسده در جامعه ی مسلمین ایجاد می کنند باید برداشته شود. من نمی دانم جوان های ما در ایران مرده اند؟ کجا هستند؟ ما که بودیم اینطور نبود؟ چرا عمامه های اینها را برنمی دارند؟ من نمی گویم بکشند، اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوانهای غیور ما در ایران موظف هستند که نگذارند این نوع آخوندها(جل جلاله گوها) معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بین مردم بیایند. لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند، لیکن عمامه هاشان را بردارند. نگذارند معمم ظاهر شوند؛ این لباس شریف است. نباید بر تن هر کسی باشد. عرض کردم که علمای اسلام از این مطالب منزه اند و در این دستگاه ها نبوده و نیستند. و آنهایی که به این دستگاه وابسته اند، مفتخورهایی هستند که خود را به مذهب و علما بسته اند، و حسابشان اصلا جداست و مردم آنها را می شناسند.»(۱)

سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه و امام جمعه تهران

آخوندهای درباری که امام در نظر داشته اند به یکی و دو مورد محدود نمی شود اما می توان یکی از مصادیق بارز آن را در خاندان «امام جمعه» دید. خاندانی که نسل اندر نسل امام جمعه تهران بودند و با حاکمان وقت روابط حسنه برقرار کرده و در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور پشت قدرت حاکم را خالی نکردند. امام جمعه های تهران از نسل آیت الله «میرمحمدصالح خاتون آبادی» اصفهانی بودند. منصب امامت جمعه از زمان صفویه در اصفهان به این خاندان سپرده شد و از آن پس این خاندان به خاندان «امام جمعه» شهرت یافت. سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه قاجار و امام جمعه تهران، از نوادگان میر محمد مهدی خاتون آبادی بود. وی در سال ۱۲۸۳ پس از بازگشت از زیارت خانه خدا در سن ۶۳ سالگی از دنیا رفت.(۲) سید زین العابدین  ارتباط خوبی با علمای عراق داشت. نامه نگاری وی در جریان تحریم تنباکو از جانب میرزای شیرازی از سندهای تاریخی به شمار می رود. میرزا وی را با عنوان «جناب مستطاب ملاذالانام ظهیر الاسلام آقای امام جمعه سلّمه الله» مورد خطاب می دهد.(۳) ارتباط خوب امام جمعه و مرجعیت دینی زمان، باعث تثبیت حاکمیت در نگاه میرزای شیرازی بود:«همین قدر عرض می کنم و لازم دانستم که جسارت کنم که قلب مبارک شاهنشاه اسلام پناه راضی به این قبیل امورات که عرض شده و می شود نبوده و نیست و هرگز به این که کفر به اسلام غلبه پیدا نماید نبوده و نیست و نخواهد بود. و همچنین جناب احل زیر اعظم دام علاه که در این جوانی معرّی و مبری از کافه معاصیست و مطیع شرع و شریعت، و اخلاصی نسبت به سادات خاصّه دارد.»(۴)

سید ابوالقاسم امام جمعه داماد مظفرالدین شاه و امام جمعه تهران

با فوت سید زین العابدین منصب امامت جمعه به فرزند ارشد وی سید ابوالقاسم که داماد مظفرالدین شاه نیز  بود محول شد. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه بحث برانگیز بود. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه پس از مهاجرت اول علما به حرم عبدالعظیم حسنی (ع) صورت گرفت. «در همان روزها بود که اما جمعه داماد شاه گردید. موقرالسلطنه که به آزادی خواهان پیوسته و به بدخواهی با شاه شناخته شده بود، در زمان سفر بازپیسن شاه به اروپا که محمد علیمیرزا «نایب السلطنه» گردید، با دستور او موقر را گرفتند و نگه داشتند وبا زور زنش را رها گردانیدند. ملایان این رهایی را زورکی دانسته و چنین می گفتند او را به شوهر دیگری نتوان داد و از حاجی شیخ فضل الله که رهایی در نزد او انجام گرفته بد بد می گفتند. این زمان او را به امام جمعه دادند و عقد را هم حاجی شیخ فضل الله خواند.»(۵) وی تحصیل کرده نجف بود(۶) و از سال ۱۳۱۹ تا  ۱۲۸۸ عهده دار منصب امامت جمعه تهران شد(۷) آنگونه که ناظم الاسلام کرمانی روایت می کند وی بدون داشتن صلاحیت علمی لازم اقدام به انتشار رساله عملیه نمود.(۸)

سید ابوالقاسم امام جمعه و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام

مسجدشاه در تهران محل برگزاری نماز جمعه بود. «مسجد شاه … بهترین مساجد طهران واقع گردید و این مسجد محل بست و مأمن مظلومین بود.»(۹) مشروطه خواهان در چند مورد به بست نشینی در این مسجد اقدام نمودند و در مواردی این مسجد محل اجتماعات مردمی در حرکات اعتراضی بود. مدیریت اصلی مسجد شاه با شخص امام جمعه بود و اگر کسی توجه کافی به امام جمعه نمی کرد مورد عتاب وی قرار می گرفت. رد پای سید ابوالقاسم در مخالفت با مشروطه خواهان به روشنی در تاریخ ضبط شده است. حمایت چشمگیر وی از پادشاهی مظفرالدین شاه و محمد علی شاه به یک یا دو مورد محدود نیست. تصمیم علما برای بست نشینی در زاویه مقدسه عبدالعظیم حسنی (ع) پاسخی بود به واقعه ای که با طرح ریزی وی در مسجدشاه اتفاق افتاد. در این مجلس سید جمال واعظ سخنرانی تندی علیه علاء الدوله نمود به طوری که امام جمعه به شدت با وی برخورد کرد و بین هواداران امام جمعه و مشروطه خواهان درگیری به وجود آمد.(۱۰) سید ابوالقاسم  ۲۷ تیر ۱۲۸۸ توسط مجلس عالی مشروطه خواهان از منصب امامت جمعه تهران عزل شد.(۱۱) وی پس از نشستی که در باغشاه در ۲۲ آبان ۱۲۸۷ برگزار شده بود به همراه شیخ فضل الله نوری و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام در عریضه ای از محمدعلی شاه خواسته بودند از مشروطه صرف نظر کند.(۱۲)

سید جواد ظهیر الاسلام  فرزند سید زین العابدین امام جمعه در اواخر عمر

حاج سید جواد فرزند دیگر مرحوم امام سید ابوالفضل امام جمعه و خواهر زاده مظفرالدین شاه بود که پس از فوت پدر، لقب ظهیر الاسلام گرفت. (۱۳) ظهیرالاسلام نیز همچون برادر بزگترش سید ابوالقاسم، مخالف مشروطه بود و پس از خلع محمدعلی شاه در ۴ مرداد ۱۲۹۰ به همراه عده ای دیگر از مخالفان مشروطه چون امین الدوله و مجد الدوله دستگیر شد.(۱۴) وی برای دوره ای نیابت تولیت آستان مقدسه رضوی را به عهده داشت اما به دستور احمدشاه در ۲۰ خرداد ۱۳۰۰ از این منصب خلع شد.(۱۵) چند ماه بعد وی به همراه گروهی دیگر به جرم طرح سوء قصد علیه سردار سپه و قوام السلطنه به زندان افتاد.(۱۶) اما با تمام این احوال وجاهت شخصی و خانوادگی ظهیرالاسلام به حذف وی از صحنه سیاست کشور نیانجامید. وی در ۱۳۱۱ در افتتاحیه مجلس نهم حاضر بود(۱۷) ظهیرالاسلام عضو هیئتی بود که ۱۸ آذرماه ۱۳۰۶ به قم رفتند تا درباره قانون نظام وظیفه عمومی و پاره ای از مسائل با علما مذاکره کنند. عبدالحسین تیمورتاش و سید محمد امامی امام جمعه وقت تهران نیز در این هیأت بودند. (۱۸)

سید محمد امام زاده

دیگر امام جمعه معروف، سید محمد امام زاده فرزند سید زین العابدین امام جمعه تهران بود. وی به جای برادرش سید ابوالقاسم امام جمعه تهران شد و سی و شش سال امام جمعه تهران بود و در سال ۱۳۲۴ درگذشت.»(۱۹) سید محمد علیرغم برادر بزرگش، مشروطه خواهی سرشناس بود. وی در هیأت ۲۸ نفره ای قرار داشت که پس از سقوط محمدعلی شاه در تیرماه ۱۲۸۸ اداره کشور را به عهده گرفتند.(۲۰) وی در عین حال عضو هیئتی بود که برای محاکمه مخالفان مشروطه تشکیل شد و حکم به اعدام شیخ فضل الله نوری صادر نمود.

سید حسن امامی امام جمعه تهران و محمد رضا شاه

با فوت سید محمد، منصب امامت جمعه به فرزند سید ابوالقاسم یعنی سید حسن امامی رسید. سید حسن امامی علاوه بر اخذ درجه اجتهاد در نجف، علم حقوق را در سوییس آموخته بود و به ایران آمد و عهده دار منصب امامت جمعه گشت. یک روز پس از نطق آتشین دکتر مصدق(شوهر عمه اش) در اعتراض به دخالت در انتخابات پانزدهم مجلس شورای ملی توسط قوام، وی در دی ماه ۱۳۲۵ به همراه عده زیادی از معاریف همچون محمد مصدق، دکتر احمد متین دفتری، سید مهدی فرخ و آیت زاده شیرازی با تحصن در دربار به وضعیت انتخابات اعتراض کرد که البته این تحصن نتیجه ای نداد.(۲۱)

سید حسن امامی امام جمعه تهران در حال ادای احترام به محمدرضا شاه

چهار سال بعد یعنی در ۳۰ مرداد ۱۳۲۹ وی با ضربات دشنه مورد سوء قصد قرار گرفت و پس از آن سر و صورت وی فلج شد.(۲۲) سید حسن در مجلس هفدهم در انتخابات مجلس پیروز شد ولی در ۱۸ اردی بهشت ۱۳۳۱ تصویب اعتبارنامه وی در مجلس تشنج آفرین شد.(۲۳) اعتبار نامه امامی با تمام بحث ها تصویب شد و وی در ۱۰ تیرماه همان سال با ۳۹ رأی از ۷۶ رأی به ریاست مجلس برگزیده شد.(۲۴) اما ریاست وی یک ماه هم نپایید و ۳۱ تیرماه پس از قضایای ۳۰ تیر از سمت خود کناره گیری کرد.(۲۵) وی در ۱۵ مرداد همان سال تهران را به مقصد اروپا ترک کرد. (۲۶)

سید حسن امامی امام جمعه تهران

سید حسن امامی پس از آن دیگر حضور فعالی در صحنه سیاست نداشت. تمرکز اصلی وی بر روی تدریس و تألیف در علم حقوق بود. گاه در بین حقوقدانان ایران از وی به پدر علم یاد می شود و کتب وی در زمینه علم حقوق به عنوان منبع اصلی به شمار می رفته است. آن گونه که  حسین شاه حسینی از معمّرین تهران و فعالین نهضت مقاومت ملی می گوید: «سید حسن امامی در اعیاد به طور جدا از گروه روحانیون به مراسم «سلام» می رفت و عید را به شاه تبریک می گفت. وی سال های آخر عمرش را در خانه شخصی اش در سوییس به سر برد و در سال ۱۳۵۸ در همان جا نیز از دنیا رفت. اموال وی در ایران پس از انقلاب مصادره گشت.»

http://tourjan.com/wp-content/uploads/2010/07/Emamjome.flv

توضیح فیلم: سید حسن امامی در مراسم یکصدمین سالگرد تولد رضا شاه در مقبره وی در نزدیکی حرم عبدالعظیم (ع) حسنی ، اسفند ۱۳۵۶ . مقبره رضا شاه پس از انقلاب به دست آیت الله خلخالی تخریب شد و به جای آن حوزه علمیه ای در آن مکان بنا گردید.

این فیلم را می توانید از اینجا دانلود کنید.

——

  1. ولایت فقیه/ امام خمینی/ ص۱۳۶ و ۱۳۷
  2. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی – باقر عاقلی – ج۱  – ص ۲۱
  3. تاریخ بیداری ایرانیان- ناظم الاسلام کرمانی – مقدمه-ص۳۳
  4. همان-ص ۳۲
  5. تاریخ مشروطه – کسروی- ص ۶۵
  6. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی- باقر عاقلی – ج۱  – ص ۲۱
  7. همان- ص ۲۲۷
  8. تاریخ بیداری- ناظم الاسلام کرمانی –  ج ۲- ص ۲۸۰
  9. همان – ص ۲۷۹
  10. تاریخ مشروطه – کسروی- ص ۶۰
  11. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی- باقر عاقلی – ج۱  – ص۶۵
  12. همان -ص ۵۶
  13. همان – ص ۲۱
  14. همان – ص ۸۲
  15. همان – ص ۱۵۵
  16. همان – ص ۱۶۲
  17. همان – ص ۲۷۰
  18. همان – ص ۲۲۷
  19. همان – ص۶۵
  20. همان – ص ۶۳
  21. همان – ص ۴۰۰
  22. همان – ص ۴۳۷
  23. همان – ص ۴۶۴
  24. همان – ص ۴۶۶
  25. همان – ص ۴۶۸
  26. همان – ۴۷۱

این نوشته در تاریخ, حوزه, سیاست ارسال و , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

56 پاسخ به این آخوندهای درباری

  1. مهدی می‌گوید:

    به نظر من هم انتخاب موضوع خلاقانه بود و هم نگارش متن دقیق و روان. ممنونم.
    از اون قسمتهای تاریک و “عنکبوتو”ی تاریخ معاصره که بعد از انقلاب ظاهرن کسی خیلی نخواسته یا نتونسته بره سراغش.. امیدوارم باطری چراغ قوه تون همیشه برای روشن کردن زوایای پنهان واقعیتها شارژ بمونه

    [پاسخ]

  2. saeed می‌گوید:

    سلام برادر. خسته نباشی 😉

    واقعا باید دست مریزاد گفت به خاطر این مطالب ارزشمندی که با وسواس تمام تهیه می کنید و اینجا میذارید.

    سپاس

    [پاسخ]

  3. nastaran raha می‌گوید:

    مطلب بسیار جالبی بود…اتفاقا همین چند روز پیش بود که درباره این مبحث با چند تن از دوستان گفت و گو داشتیم …پرسش هایی که مطرح شد و پاسخ هایی که به اندازه بضاعتمان دادیم و خوشحالم که مطلب مصداقی شما … به حرف های ما نزدیک بود…
    می بینی ما هنوز داخل حوزه ایم

    [پاسخ]

  4. سيد فريد می‌گوید:

    خانه این آقای سید حسن امامی در خیابان سقاباشی (شهید مهدوی پور) در خیابان ایران بود. از اهالی محله مان شنیده ام هم‌ایشان یک میمون داشت که نوکرش برای گردش و خیابان گردی به خیابان می‌آورده است.
    ببینید وضعیت روحانیت درباری تا چه حد اسفناک بوده است.

    [پاسخ]

    ابابیل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۹:۲۰ ق.ظ:

    آسید !!! فریــــــــد گل
    از یکسری شنیدم یعنی چی !!!
    با شنیدها آبروی یک عالم رو نمیشه تخریب کرد
    مسلمان با دلیل و سند حرف میزنه ! عنایت کن

    [پاسخ]

    سيد فريد پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۷ ق.ظ:

    من ساکن همان محله بوده‌ام، اما در زمان حضور وی در آن کوچک تر از آن بودم که این صحنه‌ها به یاد بیاورم. این واقعیت را از چند نفر از همسایه‌ها شنیدم، که ذکر نامشان تاثیری ندارد. به هر حال این گفته برای من مستند به گفته چند انسان مومن و مسلمان بود.
    بعد هم عالم فاسق که آبرو ندارد. مگر آنکه شما حسن امامی که از درباری ترین آخوندهای تهرانی بوده محترم بدانید، که من این گونه نمی‌دانم.
    این تفکر شما همان چیزی است که فریاد امام خمینی را در منشور روحانیت برانگیخت.
    فرمایش امام صادق(ع) را نیز زینت بخش این تذکر می‌کنم:
    اذا رأیتم العالم محبا لدنیاه فاتهموه علی دینکم

    [پاسخ]

    ابابیل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۸۹ ۹:۰۲ ق.ظ:

    اصلا بحث شما از اساس باطل است و عوامانه !!
    به فرض محال که این افترا واقعیت داشته باشه اخوی ! به شقیقه چه مربوطه !
    نگهداری حیوان مگر خلاف شرعه ! مگر سر بریده !؟؟ شاید حیوان مال همان مستخدم یا کس دیگری بوده ! شما لازم نیست برای ما حدیث امام صادق تذکر دهید ! من منبر ها و تبلیغ هامو دارم میرم خودم آخوندم مستند و منطقی صحبت کنید

    سيد فريد پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    ابابیل! به جای زدن انگ «عوامانه» و صدور احکام صحت و بطلان محتوای مورد نظرت را بگو. یک نگاه به نوشته من بکن، گزارشی است از یک واقعه که برای من صحتش به واسطه بینه(خبر دو نفر عادل) احراز شده است.
    اگر به فقه پای بند باشی می‌دانی بینه حجت است و من بر اساس حجت سخن گفته‌ام. هم اکنون نیز راه تحقیق مهیاست، می‌توانی به ساکنین قدیمی خیابان ایران در دو فرعی سقاباشی و بازارچه سقاباشی مراجعه کنی. خانه قدیمی ایشان در حال حاضر به یک مجتمع دخترانه غیر انتفاعی تبدیل شده است. همسر ایشان نیز تا چند سال پیش در قید حیات بودند، اما هم اکنون بی اطلاعم.
    شما می‌توانی منکر قبح نگهداری بوزینه در خانه شوی و بگویی اصلا زدن برچسب بوزینه باز به خلفای اموی هم کج سلیقگی است، اما این نیز ناقض نقل من نیست.
    علی الظاهر شما با عنوان «آخوند درباری» موافق نیستی و آن را نمی‌پسندی، که این بحث جداییست و ربطی به نقل بنده از واقعه ندارد.

  5. bassiri می‌گوید:

    لینک داونلود فیلم را بگذارید

    [پاسخ]

  6. ا.و می‌گوید:

    با سلام برای من همیشه حمایت مرحوم آشیخ فضل ا… نوری از این آقایان عجیب بوده وهست لطفا روشنگری فرمایید. باتشکر

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۸۹ ۲:۰۸ ب.ظ:

    منظورتون دقیقا چیه؟

    [پاسخ]

    ا.و پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۴ ق.ظ:

    با عرض سلامی دوباره در نوشتتون برای ی بنده خدای دیگه نوشتید قضاوت نمیکنید چرا؟

    [پاسخ]

  7. مرید منتظری می‌گوید:

    سلام
    من یه دانشجوی حقوقم که تو مسائل اعتقادی کپی آقای اشرف فتحی هستم.ولی شما راجع آقای حسن امامی با لحن خیلی بدی صحبت کردید و مطلب نوشتید.آقای حسن امامی نزد حقوقی ها از احترام بالایی برخورداره و من از شما می خوام راجع ایشون بیشتر تحقیق کنید.ایشون یکی از نویسندگان اصلی قانون مدنی ایران است که پس از حدود ۹۰ سال هنوز هم با صلابت در حال اجرا شدنه.در حالی که آقای آیت الله خمینی مرتبا می گفتند که ما می خواهیم قوانین اسلام را اجرا کنیم در حالی که اگر شما از هر حقوقدانی بپرسید به شما خواهد گفت که قوانین قبل از انقلاب به غیر از قوانین جزایی هیچ کدام مخالف اسلام نبودند و همین آقای حسن امامی که شما اینقدر ازش بد گفتید یکی از تهیه کنندگان اصلی قوانین اسلامی بود که هنوز هیچ کس مثل ایشون در زمینه تدوین قوانین در ایران به وجود نیامده است.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۸۹ ۲:۰۸ ب.ظ:

    جز اینکه ایشان رابطه بسیار نزدیک و غیر قابل انکاری با دربار داشته هیچ چیز دیگه ای در این نوشته گفته نشده. فیلم و عکس ها هم گویاست. درباره مقام علمی ایشون هم اشاره شده که از ایشون به عنوان پدر علم حقوق در ایران یاد می شه. منظورتون از توهین چیه دقیقا؟

    [پاسخ]

    مرید منتظری پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۸۹ ۲:۲۷ ب.ظ:

    شما که خودتون طلبه ای، از اصل تبادر در علم اصول فقه خوب اگاهی دارید.شما میدونید که اگر از کسی به شدت بد گویی شود و سپس مقداری تعریف شود اصل تبادر مقتضای این موضوع را دارد که هر وقت اسم شخص برده شود نکات منفی شخصیت او(از دیدگاه شما) متبادر به ذهن می شود اما نکان مثبتی که بعد از تهاجم وسیع به شخصیت او شده است جایی در فکر کسی باز نمی کند و فقط به نکات منفی بسنده می شود.من مطمئن هستم که شما اطلاع زیادی راجع اقای حسن امامی ندارید و تنها به چند گذارش و عکس و فیلم بسنده کردید.تازه اگر یک شخص برای اعتلای کشور خود تلاشهای فراوانی کرده باشد و از ظن بعضی … مورد نکوهش قرار گرفته باشد دلیل می شود حرف او را که معصوم نیست سند بدون تردید قلمداد کنید و شخصی را که علمای حقوق و دانشجویان و حقوقدانان او را یکی از تاثیر گذار ترین اشخاص در ناریخ حقوق ایران می دانند با یک نقد سیاسی به یک عامل دست نشانده شاه و قدرتهای دیگر تبدیل کنید؟به عقیده بنده این موضوع که اگر به سخنان یک شخص غیر معصوم همانگونه یرخورد شود که با یک معصوم برخورد شده است از انحرافات بزرگی است که در … ایران وارد شده است. … زیرا علی(ع) فرمودند:اشخاص را به حق بسنجید نه حق را به اشخاص

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۸۹ ۵:۰۸ ب.ظ:

    دوست عزیز! شما از چی ناراحتی دقیقا؟ از اینکه درباره یک قرن رابطه نزدیک این خانواده با دستگاه سلطنت حرف زده شده؟ یا از فیلمی که گذاشتیم؟ ما قضاوتی درباره درستی یا نادرستی عملکرد مرحوم امامی کردیم؟ غیر از این هست که ما فقط گزارش دادیم؟

    محمد حسن پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۹:۲۳ ق.ظ:

    چیه تورجان جان حرف حق زدم کامنتمو پاک کردی

  8. irani می‌گوید:

    این مطلبو از دورغ گزاری فارس برداشین……………………..

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811160226

    [پاسخ]

  9. مرید منتظری می‌گوید:

    آقای اشرف فتحی عزیز
    نمی خوام ناراحت شید ولی لحن صحبتاتون داره شبیه آقایون حکومتی میشه.من چه کار دارم به این خاندان انحصار طلب و چاپلوس که شما منو محکوم به حمایت از اینا میکنید.من طبق اون چیزایی که تو درس اصول فقه بزرگان خوندم با دلیل و برهان برای شما ثابت کردم که از نظر اصولی کار شما در نظر عامه وجهه ی بدی از مرحوم امامی درست کرد.شما قضاوتی درباره ایشون نکردید ولی کار شما مثل کار دادستان میمونه که اون اعلام جرم علیه شخصی میکنه و علیه اون کیفر خواست صادر میکنه و حکم رو قاضی دادگاه میده.شما از ظن خودتون علیه مرحوم امامی(نه خاندانش) اعلام جرم کردید و حالا میگید ما که قضاوتی نکردیم.از طلبه ای مرحوم آیت الله العظمی منتظری(اعل الله مقام شریف) انتظاری بیش از این داشتم که سریع علیه نظر من مثل آقایون موضع گیری نکنه و نیاد بگه:دوست عزیز! شما از چی ناراحتی دقیقا؟
    اگر میتونید از لحاظ اصول فقه جواب منو بدید.نه با هوچی گری
    اگه دوست دارید نظر منو تو سایتتون مطرح کنید و درباره ی مرحوم امامی اطلاعات کامل بدید بعد بگید نظر بدن اونوقت ببینید من محکوم میشم یا شما.
    (ولی به خدا من به شخص شما آقای اشرف فتحی خیلی علاقه دارم)

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۸۹ ۷:۰۶ ب.ظ:

    من اسمم علی اشرفه و فامیلم فتحی. بهم علی می گن! این اولا. ثانیا این نوشته رو من ننوشتم ولی هنوز نفهمیدم ارائه گزارش بی طرفانه از برخی واقعیات تاریخی بدون هیچ قضاوتی می شه اعلام جرم؟

    [پاسخ]

  10. ایرانی می‌گوید:

    http://shia-online.ir/article.asp?id=13246&cat=1

    حتما این لینک رو ببینید موضوع جالبی است برای تهیه گزارش های بعدی

    [پاسخ]

  11. بهار می‌گوید:

    مطلب خیلی جالبی بود از ویژگی های اصلی این وبلاگ نوشتن رفرنس مطالب درج شدس

    خوشم اومد اشاره ای هم به برخی افراطی کاری های اوایل انقلاب کردین (تخریب یه قبر …)
    (نوشته رو لطفا سانسور نکن اقای علی اشرف 😉 )

    [پاسخ]

    ا.و پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۷ ق.ظ:

    سلام چرا برداشتن گنبد رضاخان افراطه نهایتا باید برداشتن قبر رو افراط بدونیم که بازم در برابر کارای رضا خان چیزی نیست.

    [پاسخ]

  12. karim می‌گوید:

    یک روحانی بزرگوار بوده ایشون.

    (سانسور نکنید لطفاً)

    [پاسخ]

  13. ali می‌گوید:

    گرامی باد یاد و خاطره استاد بزرگ
    دکتر سید حسن امامی

    [پاسخ]

  14. ابابیل می‌گوید:

    آقا جون ! چرا درباره ی آیت ا… سید حسن امامی که علاوه بر درجه اجتهاد حقوقدانی بود که طابق نعل بالنعل متن شرایع و لمعه را ترجمه کرد و داخل قانون مدنی گذاشت بد صحبت میکنی !
    ایشان از بزرگان علمی و دینی ایران است . هنوز بعد از ۳۰ سال بعد از ۵۷ یک قانون جزایی کاملا منطبق با اسلام و از حیث حقوقی ، فنی نداریم !
    ایشان خیلی بزرگوار بودند
    شما به نحوی صحبت کردی و عکس گذاشتی که خواننده فکر میکند ایشان صبح تا شام در دربار مشغول تأیید نظام شاهنشاهی بوده !!
    خوب بسیاری افراد به نحوی قهرا با نظام سیاسی حاکم ارتباط پیدا می کنند کاریشم نمیشه کرد . صرفا ارتباط که دلالت بر تأیید ندارد ! اهل علمی توجه داشته باش !!
    امام هم از ناحیه آیت الله بروجردی بارها برای شاه پیام برد به نوعی که در بین طلاب ایشان به سفیر امور خارجه آقا معروف شده بودند !
    نا امیدمان کردی !!

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۸ ب.ظ:

    نا امیدمان کردی !!
    خیلی وقته نا امید شدیم از علی آقا

    [پاسخ]

  15. ابابیل می‌گوید:

    آقا علی اشرف خودت بنویس اخوی !!!!!!!!

    [پاسخ]

  16. reza می‌گوید:

    فیلمی که گذاشته شده ، معلومه که طرف به شدت چاپلوس بوده و از مردم پایین دست خبر ندارد و خود را به کری و کوری زده است .
    و این فرد هر چی باشه به یک پادشاه دیکتاتور غیر قانونی و کودتا گر ، بدجوری چسبیده و ولش نمی کنه .
    من در مورد این افراد تحقیقات زیادی کر ده ام و به زودی پس از تکمیل شدنش در کتابی چاپ می کنم .
    با تشکر

    [پاسخ]

    محمد حسن پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    مرحوم بروجردی هم پس یه جورایی درباری بوده به خصوص در زمینه ی حمایت از کودتا ی مرداد !مرحوم فلسفی هم که نظریه پرداز اندذیشه ای بوده که میگفته مگه یه شاه شیعه بیشتر داریم که باهاش مخالفت میکنید!نه مشکل اینجاست که شما با مرحوم امامی از این جهت مخالفید که سعی کرده علم جدید و به قدیم متصل کنه یعنی یه ذره از شما و استاداتون پیشی گرفته….

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۱:۱۰ ب.ظ:

    واقعا مرحوم بروجردی و حتی مرحوم فلسفی رو از جهت نزدیکی به دربار سلاطین مختلف با مرحوم امامی یکسان می دونین؟! جالبه! چقدر جالبه که فکر می کنین توی این نوشته با تلاش مرحوم امامی برای وصلت علم قدیم و جدید مخالفت شده!

    [پاسخ]

  17. مرید منتظری می‌گوید:

    سلام آقایون تورجانی مخصوصا علی آقا.
    من همونم که کلی با شما بحث منطقی و اصول فقهی کردم و شما با عرض معضرت کم آوردید.
    هنوز هم سر حرف خودتون راجع آقای حسن امامی هستید؟
    اینایی که نظر دادن راجع آقای حسن امامی همشون بچه مذهبین ولی شما بازم می خوای بگی ایشون پاچه خار شاه بوده.به نظرم یه ذره بیشتر راجع ایشون تحقیق کن تا تو سرای آخرت مدیونش نشی.همین آقای آیت الله خمینی تو نامه های اولش ببینید با چه القابی از شاه یاد میکنه.اونوقت جرات میکنید به به ایشون(آقای خمینی) بگید پاچه خار شاه؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۱:۱۱ ب.ظ:

    جالبه که چند نامه امام به شاه رو با ۳۳ سال همکاری صمیمانه مرحوم امامی با شاه یکسان می کنین!

    [پاسخ]

    ا.و پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۳:۰۱ ب.ظ:

    انصاف داشته باشید،رعایت ادب را با چیزهای دیگر یکسان نگیرید.

    [پاسخ]

    مرید منتظری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۵:۳۸ ب.ظ:

    من قصد جسارت به کسی رو نداشتم ولی اگر شما اینطور فکر می کنید من معذرت می خوام.ولی فتحی یا ابطحی عزیز من ۲ راه حل برای رفع این مشاجره دارم.
    ۱-استقتاء یا نظر خواهی از علمای حقوق ایران نذیر جناب دکتر کاتوزیان،آیت الله دکتر محقق داماد،دکتر صفایی،دکتر عابدیان،و…درباره ابعاد شخصیتی دکتر حسن امامی
    ۲-شرکت در یک مناظره تمام و کمال درباره ی درستی یا نادرستی این کار شما با بنده در یاهو مسنجر یا قسمت مجازایی از سایت شما.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۶:۰۹ ب.ظ:

    ۱- برای چندمین بار می گویم که این نوشته منکر مقام علمی دکتر امامی نیست.
    ۲- نیازی به مناظره نیست. خیلی قضیه را جدی گرفته اید. هم شما حرفتان را زدید هم ما. مناظره عملا انجام شده و قضاوت با خوانندگان محترم است

    یه بنده خدایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۹:۰۶ ق.ظ:

    با سلام
    جناب مرید منتظری! بنده خودم دانشجوی یکی از بهترین دانشکده های حقوق تهران بوده ام و فقط میخواستم یک نکته ای رو متذکر بشم و آن هم اینکه یه وقتی فکر نکنی با ۴ واحد اصول پاس کردن یعنی خیلی اصول بلدی و بخوای همه جا مطرحش کنی ! (خدای ناکرده قصد جسارت ندارما ! اما بعضیها رو این عنوان دانشجوی حقوق فریب میده ) .دوستان طلبه که درسخوان باشند واقعا در سطح بالاتری هستند مگر آنکه یک دانشجو خودش همت کند و پیش یک استاد خوب ، فقه و اصولش را کامل کند (امیدوارم شما هم اگر علاقه به فقه و اصول دارید اینکار را انجام داده باشید ) و در اینصورت هم مسلما به دروس حوزوی خود افتخار خواهد کرد و نه به واحدهای الکی توی دانشگاه!

  18. سید مهدی طاهری می‌گوید:

    سلام
    یک بحث این است که در تاریخ ما افراد فاضل و فرهیخته و مسلمانی داشتیم که با سلاطین همکاری یا به عبارتی بهتر ارتباط داشتند.

    مانند خواجه نصیر الدین طوسی در زمان مغول و علامه مجلسی در زمان صفویه و …
    در دوران معاصر نیز اشخاصی مانند همین مرحوم امامی و دکتر سید حسین نصر.

    که به واقع نمی توان از فضایل دکتر نصر و مقام علمی ایشان چشم پوشید و صرفاً بگوییم با دربار مرتبط بود.

    به گمانم می شود در این خصوص(ارتباط نخبگان با حاکمان) بصورت جامع تری اندیشید و افق بلندتری را رصد کرد.
    بازهم متن نوشتارتان جای تقدیر دارد.

    [پاسخ]

  19. هم اتاقی علی! می‌گوید:

    با سلام به دوستان عزیزی که کامنت گذاشتن.
    واقعا نمی دونم به دوستانی که قصد دفاع از سید حسن امامی چی بگم.
    فقط یه سوال مطرح میکنم خوشحال میشم پاسخ بدین. شما که می گید اقای امامی انسان شریف و والایی بوده و عالم بوده و کتابهایش مرجع رشته حقوق می باشد. پس چرا خودش به مطالبی که نوشته عمل نکرده و شده توجیه گر ظلم حکومت؟ (البته اگر شما ب ظالم بودن و فساد همه جانبه حکومت پهلوی رو قبول داشته باشید در غیر اینصورت جایی برای جواب دادن به سوال من باقی نمی مونه) صرف عالم بودن که دلیل خوبی بودن کسی نمیشه که باید عمل افراد رو هم سنجید
    البته یادم نره از عزیزانم علی اشرف و مخصوصا مرتضی که این مطلب جالب رو تهیه کردند تشکر ویژه بکنم.

    [پاسخ]

    سيد فريد پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۸۹ ۱:۱۹ ب.ظ:

    به نظر بنده هم آقای ابطحی در نوشتن این متن پا را از مسیر انصاف فراتر ننهاده است.
    خدا از ایشان بپذیرد

    [پاسخ]

    ابابیل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۸۹ ۸:۴۷ ق.ظ:

    شما اگه مستندی داری به جای اتهام و افترا ، رو کن !!

    [پاسخ]

  20. saeed می‌گوید:

    متن منصفانه هست….

    [پاسخ]

  21. محمد می‌گوید:

    سلام همه نظرات را خواندم…ببینید اگر امروز قوانین ما با مشکل مواجه هستند وجوابگوی نیاز امروز نیستند خوب چون که اکثر شون توسط امثال همین آقا نوشته شده ..از اون دوستی که نوشتن قوانین امروز به خوبی دارن اجرا میشن خواستم بپرسم کدومشون ..اگر سروکار شما به دادگاه یا مراجع قضایی بیفته میبینید وضع اسفباره…قانون زندان شامل جرم های کوچک وبزرگ ..تنوع مجازات بعضی اعدا م ها ووووووجای بحثش نیست ولی هر آدمی نکات مثبت ومنفی داره بنده تاریخ ومخصوصا تاریخ معاصر ایران زیاد مطالعه کردم ببینید حتی خود رضا شاه یا خود قوام السلطنه که به تاراج مملکت دست زدند کارهای خوبی داشتند ولی جرمشون اینقدر سنگینه که این اعمالشون دیده نمیشه این دیگه به خاصیت روانی مطلب کاری نداره خودشون یک رفتار بدی داشتند حالا تاریخ هم قضاوت کرده .حالا من بخام تعریف کنم یا تقبیح …مرحومه پروین اعتصامی گفته: آن پارسا که ده خرد وملک رهزن است حالا این آخوند درباری که فبها … از نویسنده مطالب این سایت هم ممنونم والسلام

    [پاسخ]

  22. حسین حسینی می‌گوید:

    چقدر این جملات و تملق گویی ها برام آشناست تاریخ چه زیباست و چقدر عجیب تکرار میشود گویی یک سناریوست که در طول قرن ها اجرا میشود فقط بازیگران آن عوض میشوند مراجعه کنید به کلام حضرت امیر در مورد تاریخ در نهج البلاغه

    [پاسخ]

  23. ا.و می‌گوید:

    سلام علیکم جواب بنده رو ندادید

    [پاسخ]

  24. بسمه تعالی

    مطلب شما با عنوان: «این آخوند های در باری» بسیار خوب و عالی بود
    …. امید است خداوند منان در فرج حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان (عج) تعجیل فرماید تا ایشان ممیز حق از باطل شوند و تا «سیه روی شود هرکه درو غش باشد»
    به هر شکل باز هم از این مقاله خوب و مفید و روشنی بخش شما تشکر می کنم
    با تشکر و تقدیم احترام محمد رضا گیوه ئی

    [پاسخ]

  25. بازتاب: تورجان » Blog Archive » درباره نقش ناچیز آمریکا در کودتای 28 مرداد!

  26. ali.najafi می‌گوید:

    در میان بحث و نزاع و شورش و غوغاستی…. شاید این ÷ست یه پست مقدماتی می خواست در رابطه با دلایل و علت های نزدیکی بعضی روحانیون به سلاطین و حکام شیعه و حتی غیر شیعه تا آدم اول اون رو بخونه بعد به طور مطلق قرابت با سلاطین رو امر بدی ندونه.

    [پاسخ]

  27. بازتاب: درباره یک عکس تاریخی « تورجان

  28. حاج محمد می‌گوید:

    مطلب مفیدی بود
    فقط برم جالبه فیلم رو از کجا پیدا کردید ؟
    آیا احیاناً فیلم های مشابه هم موجود است ؟
    موفق باشید

    [پاسخ]

  29. الياس پهلوان می‌گوید:

    سلام
    آخوند هم مثل بقیه مردم است می تواند درباری ویا مخالف دربار باشد. دیروز و امروز و آینده هم ندارد.

    [پاسخ]

  30. حمید می‌گوید:

    برادر من ، دکتر سید حسن امامی هر چه بود خدمت بزرگی به حقوق مدنی ایران و جامعه حقوقی اون زمان و البته الان کرد .
    کتابهایش الان هم دارند تدریس می شن . حالا چه درباری باشد یا نه . ما آدمها رو با عنوانها می شناسیم و درک کنیم نه کارها و اعمالشون . ( به شما مع الأسف ! ) حلا اگر به شاه خدمت کرد . که کرد و گذشت . کاری هم به درست و غلط بودنش ندارم . همین الان خیلی از آخوندها داریم که از این آخوندهای به ظاهر درباری بدترند !

    [پاسخ]

  31. حمید می‌گوید:

    اصلاحیه : ( به قول شما مع الأسف )

    [پاسخ]

  32. بازتاب: نخستین آخوند رمان نویس « تورجان

  33. بازتاب: استبداد ایرانی، انقلاب اسلامی « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *