منه باخ باخ!

علی اشرف فتحی: ساعت ۱۲ دیشب که از مباحثه مان در حرم حضرت معصومه (ع) به خانه برگشتم، پیامک یک دوست مرا ناگهان بهت زده کرد: «محمد نوری مرد!» این روزها دیگر شنیدن اینگونه خبرها برای همه عادی شده است. از آغاز سال ۸۹ بارها و بارها خبر مرگ چهره های شاخص علمی، هنری و سیاسی گوناگون را شنیده ایم. وقتی دیروز صبح که خبر وخامت حال و بستری شدن دوباره استاد محمد نوری منتشر شد شاید خیلی از ماها خودمان را آماده شنیدن خبر مرگش کردیم. ولی باز هم بهت زدگی همه از شنیدن این خبر مشهود بود.

نیمه شب به استاد پرویز خرسند پیام تسلیتی فرستادم. بلافاصله زنگ زد و تشکر کرد. پیرمرد به سالروز هفتاد سالگی اش نزدیک می شود و دوستانش را یکی پس از دیگری از دست می دهد. این دومین باری بود که مرگ یکی از دوستانش را به او خبر می دادم. بهار ۸۸ هم مرگ رضا سید حسینی را به او خبر داده بودم. نمی دانم تجربه ی دادن خبر مرگ یک عزیز به افراد مسن را داشته اید یا نه؟ این بار هم اولین چیزی که به ذهن پیرمرد رسید این بود کارهای ناتمامش را تمام کند و چند نوشته دیگر هم بنویسد تا حرف ناگفته ای نداشته باشد. می گفت دوست دارد کاری را که پارسال برای امام رضا (ع) نوشته بود تکمیل کند. دوست داشت حرف های بیشتری درباره شاهنامه بزند و کارهای ناتمام دوران حضورش در بنیاد شاهنامه را به فرجام برساند …

نمی دانم محمد نوری کار ناتمامی داشت یا نه، ولی شاید برای خیلی از ماها ناتمام ماند. استاد اگر چه برای ما از ایران خواند، از صدای ساز مرد چوپان، از شالیزار، از خون دل هایی تک تک ما برای ایران خورده ایم و می خوریم. برای ما ترک ها از مارال خواند. اشعار عاشقانه ای هم که می خواند امیدبخش بود و در مغازله های تکراری  و رایج ادبیات فارسی درجا  نمی زد. آثار او از وی به عنوان یک هنرمند صاحب سبک در موسیقی ایران ساخته و جای خالی او سال های سال در ذائقه ما ایرانی ها حس خواهد شد. اکنون او چشمانش را بسته و رنج هایش به پایان رسیده است. او در این سال گذشته همچون ما و چه بسا بیشتر از ما سختی کشید و خون دل خورد. چرا که بیماری تا مغز استخوانش نفوذ کرده و همه جسم  و روحش را به چالش کشیده بود.

اکنون ما مانده ایم و ایران! ما مانده ایم و حرف های ناتمامی که دوست داشتیم از زبان نوری و با صدای بی نظیر او بشنویم …

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در فرهنگ و هنر ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 پاسخ به منه باخ باخ!

  1. irani می‌گوید:

    افسوس………خداوندا چرا امسال اینقدر سال نحسیه………..

    [پاسخ]

  2. آشیانه پرستو می‌گوید:

    دنیا محل گذر است! خدا بیامرزدش! خوشابحالش که نام نیک از او ماند! ” من گلمشم سیزه گناخ! جیران منه باخ باخ!”

    [پاسخ]

  3. صالحه می‌گوید:

    خدایش بیامرزد. ولی چه خوبه که آدم ماندگار باشه فکر می کنم دخترکان این مرزوبوم تا سالیان سال نازنین مریم استاد را زمزمه کنند و نوای ای ایران او برای همیشه ماندگار خواهد بود.

    [پاسخ]

  4. میثم یوسفی می‌گوید:

    دیشب جایی گفته بودم
    لعنت به این اس ام اس هایی
    که مرگ را تکثیر می کنند
    که جان مریم هم رفت
    و تلخی‌اش در دهانمان ماند

    [پاسخ]

  5. غرام خجیر می‌گوید:

    سلام من هم از شنیدن این خبر جا خوردم . خدایش بیامرزد از معدود خوانندگانی بودند که به ابتذال انتخاب شعر و سبک خواندن گرفتار نشدند. خیلی دوست داشتم در کنسرتهای ایشون حضور میداشتم و از نزدیک شاهد هنر آفرینی ایشون بودم . کیه که دم رفتن اونم ناغافلی کاراش رو تموم و کامل انجام داده باشه ؟ برم که منم خیلی از کارام مونده.

    [پاسخ]

  6. فاطمه می‌گوید:

    سلام اقای اشرفی.من اولین باره که اینجا کامنت میذارم.من هم به نوبه خودم عروج ایشون رو باور نکردم چرا که مردان نیکو همواره زنده اند.
    غرض از مزاحمت این که میخواستم من رو در اثبات جهان پس از مرگ یاری کنید.با توجه به پیشرفت هایی که در علم بشری مخصوصا ژنتیک رخ داده واستفاده از سلول های بنیادی برای باز تولید هریک از اندام بدن.به نظر می رسد که انسان میتواند در این دنیا هم عمر جاودانی داشته باشد.واصلا یه چیز دیگه چرا وقتی انسان میتونه خودکشی کنی میگیم مرگ دست خداست؟این ها تناقضاتیست که برای من اتفاق افتاده لطفا من رو راهنمایی کنید.لطفا از دیدگاه عقلانی

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۸۹ ۸:۳۸ ق.ظ:

    سلام دوست عزیز
    اینها که نوشتید تناقض نیست. بلکه ناشی از تفاوت نگاه شما به واقعیت است. بهتر است نگاه خود را کمی دقیق تر کنید. اکتشافات دانشمندان فقط و فقط پرده از نظم شگرف این جهان برمی دارد که آن هم ناظمی دارد. پس هر چه اکتشافات بیشتر شود پرده از نظم الهی خلقت برداشته می شود و ما بیشتر به واقعیات پیرامون خود پی می بریم. اساسا از نظر فلسفی عمر جاودانی ممکن نیست چون انسان از ماده ساخته شده و ماده در یک شکل، بقا ندارد و تبدیل می شود و تبدیل وجود مادی ما هم به معنای مرگ ماست. درباره خودکشی هم همین طور. به مناظره ابراهیم و نمرود در قرآن بنگرید و پاسختان را ببینید
    http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85&lang=far&sura=2&ayat=258&user=far
    آیا شما می توانید پس از خودکشی، خودتان را زنده کنید؟ به این سؤال هم فکر کنید. قرار نیست که خدا همه جا شخصا دست به کار شود. خداوند قوانینی برای خلقت وضع کرده و که تخلف از این قوانین ممکن نیست. هر گونه فرایندی که طبق این قوانین رخ دهد به عامل اصلی آن یعنی خدا هم منسوب می شود همانطور که به عوامل فرعی آن یعنی اسباب مادی (امثال من و شما) منسوب هم می شود. پس ما و شما با خدا از این جهت در یک طول قرار داریم نه یک عرض

    [پاسخ]

  7. فاطمه.م می‌گوید:

    ایران را خانه خوبان نکرده چشم هایش را بست…

    [پاسخ]

  8. جوادین ع می‌گوید:

    مگه توآیت الله خویی هستی ؟؟***** شاه یدالله *****تصحیح اشتباه دکترسونوگراف رادر ” جوادین ع ” بخوانید

    [پاسخ]

  9. بارانی می‌گوید:

    سلام
    در مورد محمد نوری جمله ای گفتم که به دل خودم خیلی نشست:
    “کودکی هایم با صدای گرمش، گــُر گرفت … امیدوارم که با سرد شدن نفسش، یخ نزنم! ”
    در ضمن به پرویز خرسند سلام ویژه برسانید و بگویید هنوز چراغ حسینیه ارشاد را روشن نگه داشتیم، خیالت راحت! اما مردم مثل قدیم حقیقت جو نیستند!
    راستی در مدرسه شما در باب ممه و لولو سخن به میان نیامده؟؟؟
    بارانی باشید…

    [پاسخ]

  10. ن.شقایق می‌گوید:

    حق
    درود

    خدایش بیامرزاد
    دوستی نشانی یکی از نوشته های پیشین‌تان را برایم فرستاده بود که کلیک کردم و خواندم و استفاده بردم. سپاس.

    به بنده هم سری بزنید.
    شاد زی.

    [پاسخ]

  11. رفیق می‌گوید:

    ,وقتی تو لاله زار از روبروی مغازش رد شدم
    هیچ وقت فکر نمیکردم صاحب این صدا این قدر اروم و ساکت باشه
    مثل پیرمردهایی که منتظر یکی بودند تا خبری از حالش بگیرند
    دلم خیلی میخواست میرفتم جلو و باهاش حرف میزدم
    ولی ابهتش ماتم کرده بود
    ما ایرانی هامرده پرستیم
    یادش گرامی

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *