آخوند هم یکی مثل شما

سید مرتضی ابطحی: اگر دنیا را با لنزی نگاه کنیم که روی آخوندهای قم فوکوس کرده، قطعا می توانیم بگوییم که در سی سال گذشته هر روز بیش از پیش آخوندها دیده شدند. اگر تا همین حدود نیم قرن پیش، آخوند را فقط باید توی قم می دیدی و فرهنگ آخوندی، نگاهی بسته به دنیا را پیش روی این قشر قرار می داد اما هر روز که به جلو رفت، کسانی بیشتر رشد کردند و فرهنگ روحانیون را در دست گرفتند که نگاه بازتری رو به دنیای بیرون داشتند. امام خمینی و شاگردانش طلایه داران این مکتب بودند و به دنبال همین مکتب داران، هر چه به جلو پیش می رویم فضای درون حوزه نیز متفاوت می شود.

حتی اگر خود طلبه ها هم بخواهند با یک نسل پیش یکی باشند، و یک شکل به نظر بیایند معادلات بسیاری در فرهنگ روحانیت تغییر کرده است که اجازه آن را نخواهد داد. اما در طرف مقابل، یعنی مردم هم به دنبال حضور روحانیت در رأس هرم قدرت، هر روز تشنگی بیشتری برای شناخت این طیف در جامعه پیدا شد و رسانه های تصویری یکی از بهترین روش های شناخت غیر مستقیم این طیف محسوب می شد. اما ورود به دایره بسته روحانیت کار سختی بود. حساسیت های بالای موجود در روحانیت وقتی در درون معادلات قدرت تفسیر شود، نتیجه کاری محدود خواهد شد و افراد زیادی نیستند که دنبال اینگونه سوژه ها بروند. سریال سلطان و شبان، اگر چه ارتباط مستقیمی با روحانیت نداشت، اما برخی شباهت ها با وضعیت موجود سیاسی، انتقادهای جدی را بر پخش این سریال وارد آورد. کار به جایی رسید که طبق روایت داریوش فرهنگ، این مسأله آخر به دست امام باز شد:« بسیار جالب است که همه بدانند که آقای بهشتی فیلم را خدمت امام (ره) بردند و نشان دادند و ایشان گفتند “خیلی خوب است و نشان بدهید”. و سلطان و شبان پخش شد و هیچ مشکلی هم به وجود نیامد.» با این حمایت ها بود که رفته رفته روحانیت بیشتر در تلویزیون رفت وآمد کرد و برای نمونه نقشی تاریخی همچون مدرس را مرحوم هادی اسلامی در دهه ۶۰ و در سریال مرغ سحر به خوبی به یادگار گذاشت.

اما این روزها دیگر آخوند دیدن در سینما و تلویزیون کار شاقی نیست. از سریال های تلویزیونی مانند «شب‌چراغ»، «کیف انگلیسی» و «روزگار قریب» که بیشتر جنبه روایی دارند تا بیشترسریال های ماه مبارک رمضان که در هر شبکه تلویزیونی ایرانی پخش می شود، به نوعی یک شخصیت محوری روحانی دارد. مجموعه‌هایی چون «زیر زمین»، «میوه ممنوعه» و «پیامک از دیار باقی» یا فیلم‌های سینمایی «کافه ستاره» را می توان در همین ژانر ارزیابی نمود. این گونه کارها البته فضای استریلی  را در مورد روحانیت به نمایش می گذارند البته در مقابل هم به فیلم هایی چون «طلا و مس»، «مارمولک»، «او»، «زیر نور ماه»، «وقت چیدن گردوها» و «پابرهنه‌ در بهشت» بر می خوریم که با هدف نقد وضعیت روحانیت تهیه شده اند. محور اصلی این نقدها را وضعیت ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم روحانیت با مردم تشکیل می دهد. در حقیقت این گونه فیلم ها ناگفته می خواهند وضعیت موجود را به سمت مطلوب به نقد بکشند. در بعضی فیلم ها هم روحانی یکی مثل بقیه مردم است که می آید و می رود. نمونه خیلی خوبش مثل «خیلی دور، خیلی نزدیک» که روحانی روستایی خیلی خودمانی با یک موتورسیکلت چند روستا را از لحاظ مسائل دینی تحت پوشش دارد و وقتی سوار بنز هم می شود، باز چیزی جز وظیفه اش را نمی بیند. و همین طور مجموعه هایی مانند «او یک فرشته بود» و «روز رفتن». حتی فیلم طنزی چون چارچنگولی هم این روزها یک آخوند دارد! جالب آن که این سیر صعودی به هیچ وجه با مخالفت مردم روبرو نمی شود. حتی فیلم هایی مانند مارمولک و این روزها طلا و مس، علیرغم انتقادهای فراوانی وارد بدان ها، تجربه های موفقی در این زمینه به شمار می رود.

در کنار خوبی های بسیاری که کارهای سینمایی و تلویزیونی درباره روحانیت به دنبال داشته است، اما نمی توان از این چشم پوشید که سینما و تلویزیون هنوز به نقطه مطلوب در این زمینه نرسیده است. اگر چه هدف اصلی این مجموعه نشان دادن رابطه ای از درون روحانیت به جامعه ای است که با روحانیت زندگی می کند، اما به نظر می رسد هنوز در درون خود دچار این تضاد درونی با هدف پشت پرده این مجموعه ها است: روحانیت هم بخشی از همین جامعه است و بسیاری از رفتارهایش را با قواعد همین جامعه می توان و باید تحلیل نمود. در حقیقت تصویر پرده نقره ای از روحانیت با آنچه درون حوزه جریان دارد یکی نیست. از همین رو است که چهره روحانیت در بسیاری از این نقش ها چهره ای دور از واقع است.

این نوشته در شماره ۸ ماهنامه نسیم بیداری منتشر شد.

درباره طلا و مس

این نوشته در اجتماع, حوزه, فرهنگ و هنر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به آخوند هم یکی مثل شما

  1. بازتاب: تورجان » Blog Archive » درباره «طلا و مس»

  2. بازتاب: جدایی با طعم یه حبه قند « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *