واقعه گوهرشاد؛ جواب هم‌صدایی مدنی مردم

علی اشرف فتحی: شاید خیلی از شما فکر می کنید که کشتار مردم مشهد در مسجد گوهرشاد به دلیل اعتراض آنها به کشف حجاب بوده است. من هم تا همین دیروز، همین تصور رایج را بدیهی می پنداشتم و حتی به کتاب های دم دستی تاریخ هم رجوع نکرده بودم تا این تصور غلط را اصلاح کنم. حتی در نوشته ای که در آخرین شماره های روزنامه اعتماد ملی نوشته بودم، ضمن اشاره به همین تصور به بررسی تفاوت های موجود در موضع گیری حوزه قم و مشهد علیه مدرنیزاسیون رضا شاه پرداخته بودم.

دیروز که برای حل بعضی ابهام ها درباره قضیه گوهرشاد، مشغول جستجو در سایت ها بودم به مقاله ویکی پدیا درباره واقعه مسجد گوهرشاد مشهد برخوردم که دلیل دیگری را برای اعتراض مردم مشهد ذکر کرده بود. به منابع تاریخی هم که رجوع کردم، ادعای مقاله ویکی پدیا را تأیید می کردند که کشف حجاب شش ماه پس از واقعه گوهرشاد واقع شده است. واقعیت آن است که ۲۸ خرداد ۱۳۱۴ دولت محمد علی فروغی در یک بخشنامه مضحک و آمرانه که از تبعات سفر رضاشاه به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳ بود، مردم ایران را ملزم کرد که از کلاه پهلوی (یک لبه) دست برداشته و کلاه بین المللی تمام لبه ای به اسم شاپو استفاده کنند. طبق این بخشنامه اگر یک کارمند دولتی از این دستور اطاعت نمی کرد باید قید شغلش را می زد! دو روز بعد نیز دولت بخشنامه دیگری ابلاغ کرد که طبق آن، مجالس ختم اموات فقط در مساجد معدودی که بلدیه (شهرداری) اجازه می داد باید برگزار می شد و استعمال چای، قهوه، قلیان و سیگار نیز در این مجالس ممنوع اعلام شد. (۱)

دستورات آمرانه دولت فروغی که به پشتوانه فکری و اجرایی شخص رضاشاه اعلام می شد طبیعی بود که بر مردم گران آید و در این میان، مشهدی ها پیشتاز اعتراض شدند. روز ۲۱ تیر ۱۳۱۴ عده زیادی از مردم مشهد تظاهرات پر جمعیتی علیه اجباری شدن کلاه شاپو و یکسان سازی لباس برگزار کردند و به مسجد گوهرشاد آمدند. در اجتماع مردم مشهد در گوهرشاد، مرحوم شیخ محمد تقی بهلول سخنان تندی علیه دولت ایراد کرد و خواهان مقاومت مردم شد. پاسخ حکومت به این اعتراض آرام و مدنی مردم مشهد، کشتار وحشیانه معترضین بود و طبق گفته منابع تاریخی، حدود دو هزار نفر در این فاجعه ملی کشته و زخمی شدند. (۲) همین که بدانیم این کشتار در اعتراض به قانون مضحک یکسان‌سازی لباس و کلاه بوده، می‌تواند نشانه قوی‌تری بر استبداد و خون‌ریز بودن حکومت پهلوی اول قلمداد شود.

مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی (فرزند آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم) در گفتگویی که با پژوهشگران دانشگاه هاروارد در قالب «طرح تاریخ شفاهی ایران» داشته است در این باره می گوید:

« عده زیادی را زنده به گور کردند. به نظر من این یکی از گناهان نابخشودنی و تاریخی رضا شاه بود … من خودم از یکی ازمشهدی ها شنیدم که می گفت … رفتم به عنوان حمال، مرا استخدام کردند  … از زیر منبر افرادی که هنوز داشتند نفس می کشیدند آوردم بیرون که ببرند برای دفن.» (۳)

پاسخ کوبنده و غیر انسانی دولت به هم صدایی مدنی مردم مشهد علیه زورگویی مضحک حکومتی به همین جا ختم نشد. فردای آن روز عده ای از علما و روحانیون سرشناس مردم مشهد از جمله آیت الله العظمی سید یونس اردبیلی، آیت الله آقا زاده (فرزند آخوند خراسانی)، آیت الله العظمی سید عبدالله شیرازی، آیت الله آقا بزرگ شاهرودی، آیت الله شیخ هاشم قزوینی و تعدادی از واعظان برجسته شهر بازداشت و تبعید شدند. ۲۵ تیر ماه نیز سرهنگ بیات رییس نظمیه مشهد برکنار شد و رضا شاه گروهی را مأمور بررسی درباره دلایل این واقعه کرد. تحقیقات این گروه پرده از روحیه انتقادی نخست وزیر و سرپرست حرم امام رضا (ع) و همراهی آنها با منتقدین برداشت.

فرزند مؤسس حوزه علمیه قم درباره مخالفت محمد علی فروغی نخست وزیر قدرتمند رضا شاه با اقدامات زورگویانه او گفته است:

« پدرم تلگراف خیلی تندی به رضاشاه کرد از قم که این مسائلی که دارد واقع می شود بر خلاف مذهب است و خلاف مصالح خود ایران است … و من دیگر سکوت را جایز نمی دانم … یادم هست که آن را رضاشاه خودش جواب نداد. فروغی جواب داد به جای رضاشاه … چهار پنج صفحه بود جواب فروغی … یک مسائل عجیبی در آنجا تذکر داده بود … مرحوم فروغی گفته بود … این یک سلسله جریاناتی است که پس از بازگشت شاه از ترکیه، اراده سنیه ملوکانه تعلق گرفته که این کارها بشود. هرچه هم ما می گوییم و هر قدر هم بر خلاف مذهب یا خلاف مصلحت کشور باشد، بالاخره چون اراده سنیه تعلق گرفته، باید بشود …. آن وقت همه تعجب کردند که چطور فروغی با این آزادی، انتقاد کرده اراده سنیه را … یک یا دو هفته بعد از این تلگراف، فروغی از کار افتاد.» (۴)

از سوی دیگر هنگام بازرسی از خانه محمد ولی اسدی که نایب التولیه (سرپرست) حرم امام رضا (ع) و پدر دامادهای فروغی بود، کاغذی در میان نامه‌های اسدی به دست آمده بود که فروغی به طور دوستانه و خصوصی، در پاسخ نامهٔ اسدی ضمن شرح مطالبی دربارهٔ رضا شاه، این بیت مولوی را نقل کرده بود که:

در کف شیر نر خونخواره‌ای              غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟

این نامه را سرلشگر آیرم رییس کل شهربانی برای شاه تلگراف کرد. رضا شاه آن‌چنان از دست فروغی خشمگین شده بود که با فریاد از وی با عنوان «زن ریش‌دار» یاد کرد. (۵)

رضاشاه که از روحیه انتقادی فروغی (ذکاء الملک) برآشفته بود را حدود یک ماه قبل از اعلام کشف حجاب (۱۷ دی ۱۳۱۴) هم محمد علی اسدی را بازداشت و به دلیل حمایت تلویحی و تحریک مردم مشهد به اعتراض، در روز ۲۹ آذر اعدام کرد و هم فروغی را روز ۱۰ آذر ۱۳۱۴ برکنار و ۶ سال خانه نشین کرد. فروغی که اولین و آخرین نخست وزیر رضاشاه و اولین نخست وزیر محمدرضاشاه بود در میانه سلطنت رضاشاه نیز دو سال و اندی به نخست وزیری رسید و از چهره های درخشان فرهنگ، ادبیات و فلسفه ایران شمرده می شود.


واقعه گوهرشاد رضاشاه را هم سال ها از متحد قدرتمند و مشاور زیرکی چون محمد علی فروغی محروم کرد و هم سبب تیرگی روابط حسنه او با مرجعیت قم شد. شاه نه تنها زعیم حوزه علمیه قم را تحت کنترل قرار داد، بلکه با تبعید آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی به عراق و تبعید و بازداشت شمار دیگری از علمای بزرگ، پایان تلخی را برای روابط خود با قطب دینی ایران رقم زد.

عکسی که می بینید  جمعی از علمای تبعیدی مشهد را نشان می دهد که در تبعیدگاه خود در تهران دیده می شوند. در این عکس که در صفحه فیس بوک یکی از دوستان منتشر شده، این علما را می بینید:

کسانی که روی صندلی نشسته اند: از راست ۱- آیت الله زین العابدین سیستانی (که احتمالا عموی آیت الله العظمی سید علی سیستانی است) ۲- آیت الله سید علی اکبر خویی (پدر مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی) ۳-  آیت الله العظمی سید یونس اردبیلی از مراجع وقت حوزه مشهد و از شاگردان مهم آخوند ملا قربانعلی زنجانی ۴-  آیت الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی پدربزرگ مادری آیت الله خامنه ای ۵- مرحوم سید محمد سیستانی

کسانی که روی زمین نشسته اند: از راست ۱-    سید العراقین ۲-  آیت الله آقا بزرگ شاهرودی ۳-  آیت الله شیخ هاشم قزوینی ۴- مرحوم عنایت که میزبان علمای تبعیدی مشهد بوده

پاورقی ها:

۱-      روزشمار تاریخ ایران، نوشته دکتر باقر عاقلی، ج ۱، ص ۲۸۶

۲-      همان، ص ۲۸۷

۳-      خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ص ۷۱

۴-      همان، ص ۷۲

۵-      منابع در مقاله ویکی پدیا درباره واقعه گوهرشاد مشهد و نیز اینجا

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

30 پاسخ به واقعه گوهرشاد؛ جواب هم‌صدایی مدنی مردم

  1. بهار می‌گوید:

    یه عمر در بی خبری سیر کردن هم …
    باید دید چرا در کتب تاریخی مدرسه ای ما عامل گوهرشاد را کشف حجاب ذکر کردن با عنایت به این که خیلی از مطالب ذکر شده در این کتاب های مثلا تاریخی شاید یه گوشه ای از حقیقت تاریخی باشه 👿

    [پاسخ]

  2. محسن کمالیان می‌گوید:

    سلام. تا جایی که میدانم، واقعه مسجد گوهرشاد در پی حصر آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی در باغ ملک شهر ری رخ داد. محور اعتراض مردم مشهد، برخورد حرمت شکنانه رژیم رضا شاه با آن مرجع فقید و همچنین پافشاری بر مطالبات آن بزرگوار بوده است …

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۸۹ ۶:۲۴ ب.ظ:

    حصر و توقیف و تبعید حاج آقا حسین قمی بعد از واقعه گوهرشاد بود

    [پاسخ]

    محسن کمالیان پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۹:۴۷ ق.ظ:

    سلام مجدد. در برخی کتابهای تاریخ (از جمله «مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست»، محمد حسین منظور الاجداد، نشر شیرازه، ص ۲۳۰ و ۲۳۱) آمده است که مرحوم آیت الله قمی در دهم تیر ماه ۱۳۱۴ش به تهران عزیمت نمود و پس از رسیدن خبر حصر آن بزرگوار در باغ ملک شاه عبدالعظیم و بالاگرفتن اعتراض مردم مشهد به منظور نجات ایشان، کشتار اجتماع کنندگان در مسجد گوهرشاد در روز بیست و دوم همان ماه انجام شد. اگر این تاریخها دقیق نیست، ممنون میشوم که با ذکر آدرسی مستند من را از اشتباه در آورید.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    درست است. زمان قضیه گوهرشاد ایشان در تهران بوده برای انتقال مسالمت آمیز اعتراضات. ولی حرف در این است که اعتراض بر سر چه بوده؟ تا جایی که من بررسی کردم هنوز بحث کشف حجاب جدی نشده بوده و حتی حاج آقا حسین قمی قبل از عزیمت به تهران، در مباحثی که با والی خراسان و نایب التولیه داشته، از آنها خواسته رضاشاه را راضی کنند که یکسان سازی لباس به شکلی که رضاشاه می خواهد اجباری نشود. حتی بهلول هم در سخنرانی مسجد گوهرشاد نسبت به قضیه لباس و کلاه معترض بوده. بعد از کشتار وحشیانه مردم و بازداشت علمای مشهد، مرحوم قمی هم در تهران حصر و تبعید می شود.
    به هر حال من هم به بررسی های خودم و بحث با دوستان منتقد ادامه می دهم. خوشحال می شوم شما هم اگر منبع خاصی که مخالف مدعای این نوشته باشد ارائه کنید. مدعا این است که در قضیه گوهرشاد هنوز کسی نسبت به عزم شاه برای کشف حجاب آگاه نبوده و دی ماه همان سال همه مطلع اراده شاه می شوند. اعتراضات پیش از آن به قضیه یکسان سازی لباس و کلاه شکل گرفته

    محسن کمالیان پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۷:۰۵ ب.ظ:

    در مستند ساختن این مدعا که «واقعه‌ی مسجد گوهرشاد در پی حصر آیت‌الله العظمی حاج‌آقا حسین قمی در باغ ملک شهر ری رخ داد» و نه بعد از آن، مایل هستم به کتاب معتبر «عنصر فضیلت و تقوی؛ حضرت آیت‌الله العظمی قمی» نوشته‌ی عباس حاجیان دشتی و از منشورات سال ۱۳۷۲ انتشارات مفید (محلاتی) نیز استناد کنم:
    ۱- در صفحه‌ی ۵۱ این کتاب آمده است: «خبر محاصره‌ی باغ سراج‌الملک و زندانی شدن آقا و ممنوعیت رفت و آمد به حضورشان به زودی انتشار می‌یابد. این خبر که به مشهد می‌رسد، به دنبال آن مردم در مسجد گوهرشاد اجتماع می‌نمایند. دولت با مردم به ستیزه بر می‌خیزد که در نتیجه تعدادی کشته می‌شوند و تعدادی نیز دستگیر می‌شوند» …
    ۲- همچنین در صفحه‌ی ۵۲ این کتاب آمده است: «بالأخره خبر مسجد گوهرشاد به تهران می‌رسد. مأموران دولت خدمت آقا می‌رسند و عرض می‌کنند: شما مشهد را منقلب کردید. ایشان می‌فرمایند: من دیدم مشهد در حال انفجار است و تنها کسی‌که قابل بود با شاه ملاقات و مذاکره نماید، من بودم. برای مذاکره به تهران آمدم و شما مرا محبوس کردید. قهرا مردم خشمگین می‌گردند و انقلاب ایجاد می‌شود» …
    والله اعلم …

  3. دوما می‌گوید:

    محمدعلی فروغی را به خاطر اندیشه هایش بسیار دوست دارم.
    در مورد دستورش در مورد استفاده از کلاه هم نمی دانستم که بسیار برایم جالب بود.
    با سپاس

    [پاسخ]

    ا.و پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۲ ق.ظ:

    سلام علیکم
    چه اندیشه هایی؟
    لطفا به کتاب های تاریخ شفاهی مراجعه کنید مصاحبه با محمود فروغی پسر ایشون.
    ایشون همون اندیشه های رضا خان رو داشته ولی تئوریزه بوده و به رویکرد کاملا غیر دینی نرم معتقد بوده

    [پاسخ]

    دوما پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۲ ق.ظ:

    دو سال پیش در یکی از ضمیمه های روزنامه اعتماد به طور مختصر توضیحاتی در باب شخصیت فروغی نوشته شده بود که بسیار خواندنی بود.
    بسیار شخصیتی محافظه کار داشتند و به همین دلیل بعدا با خود رضاخان به مخالفت برخواستند که در نهایت منجر به کنار گذاشتن فروغی شد اما در پایان این خود رضاخان بود که در جهت حفظ سلطنت دست به دامن فروغی شد.
    منظورم از اندیشه هایش همان هوش و ذکاوت ایشان در امر سیاست بود که به مرور زمان از آن حالت رضاخانی فاصله گرفت.

    [پاسخ]

    ا.و پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۲:۵۰ ب.ظ:

    سلام
    من منظورم جهت گیری فرهنگی ایشونه
    سکوت ایشون دربرابر کارهای رضا خان و قدرت دوستی ایشون مراجعه کنید که ایشون چه کارهایی کرد که تیمورتاش از چشم رضا خان بیفته چه لابی بازی سیاسی به این کارا من ذکاوت نمی گم میگم حب قدرت از این کارایی که با تیمورتاش کرده هم باباش تو زمان قاجار هم خودش با کسای دیگه کرده حمایت اجنبی هم که خاندانی داشتن
    برای کسب اطلاعات به کتاب ۳ زن مسعود بهنود مراجعه کنید.
    این جماعت به خودشونم رحم نمی کنن(نمی کردن)
    والسلام

  4. عباس بصيري می‌گوید:

    واقعیت این است که قضیه کشف حجاب در واقعه گوهرشاد بی‌تأثیر هم نبود.
    درست است که دستور رسمی کشف حجاب در دی‌ماه سال ۱۳۱۴ صادر شد ولی از ماهها قبل از آن و حتی قبل از سفر رضاخان به ترکیه, شاه پهلوی و برخی از عمالش بطور مستقیم و غیرمستقیم خبر از این تصمیم (یا بهتر بگوییم علاقه) خود می‌دادند و برخی اقدامات عملی هم در گوشه و کنار شروع شده‌بود مانند کشف حجاب قمرالملوک‌وزیری در یک مراسم و نیز قضیه مشهور کشف حجاب خانواده شاه در حرم حضرت معصومه(س) نیز در همین راستا (در راستای آماده‌سازی ذهنی جامعه) انجام‌گرفت.
    بهرحال مجموع اقدامات ضددینی شاه (هرچند در آن ایام هنوز صورت عریان به‌ خود نگرفته‌بود) باعث تشویش و بی‌اعتمادی ذهن مردم و خصوصا روحانیون شد و سفر شاه به ترکیه و سوغاتهای آن سفر! (که در مقاله شما ذکر شده) نیز بعنوان محرک نهایی عمل کرد تا اعتراض مردم مشهد و کشتار وحشیانه گوهرشاد شکل گیرد.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۵ ق.ظ:

    اگر از این منظر بخواهیم نگاه کنیم که باید به دوره قاجار برگردیم. مخالفت ها با حجاب از آن دوره شروع شد و حتی شعرهایی هم گفته شد. حتی میرزاده عشقی که به دست عوامل رضاشاه ترور شد منظومه کفن سیاه را علیه حجاب نوشته. بد حجابی خانواده شاه در قم هم به سال ها قبل از گوهرشاد (سال ۱۳۰۶) بر می گردد. درست است که زمینه ذهنی برای کشف حجاب وجود داشته ولی آیا می تواند قاطعانه گفت که این زمینه ها که از دو سه دهه قبل فراهم شده، عامل اصلی خیزش یکپارچه مشهدی ها شده؟ آن هم چند روز بعد از اعلام قانون یکسان سازی لباس؟

    [پاسخ]

    عباس بصيري پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    با سلام مجدد
    اگر کسی ”قاطعانه” گفته باشد که کشف حجاب ”عامل اصلی خیزش یکپارچه مشهدی ها شده” مسلما آن شخص من نبودم!! آنچه من گفتم این بود که زمینه‌های کشف حجاب در این واقعه ”بی‌تأثیر هم نبود”. بنظر من اگر زمینه کلی ناخشنودی و بی‌اعتمادی مردم به حکومت مرکزی بدلیل زمزمه‌های دین‌ستیزی شاه و نیز استبداد و ظلم رضاخانی نبود صرف یک بخشنامه درخصوص لباس یا کلاه (کما اینکه چند سال پیش از آن نیز همین کار در قالب اجباری شدن کلاه پهلوی انجام گرفته‌بود) نمی‌توانست سبب چنین اعتراض شدیدی شود.
    حتی شاید بتوان به این ”زمینه‌ها” مسایلی مانند اصل بی‌اعتمادی جامعه آنروز ایران به هرگونه زمزمه اصلاح و پیشرفت (عنوانی که به هر گونه اقدام در تبعیت از غرب اطلاق می‌شد) و یا مقاومت شدید متدینین و علمایی که حتی کت و شلوار را بعنوان مصداق تشبه به کفار تحریم می‌کردند و حتی سرخوردگی خواص (از معمم و مکلا) از شکست نهضت مشروطه و تبدیل آن به دیکتاتوری قزاقی و … را هم اضافه کرد.

    [پاسخ]

  5. rahmat می‌گوید:

    با سلام بسیار عالی بود اما شما صدور بخشنامه فروغی را ۲۸ تیر ۱۳۱۴ مدانید و اعتراض مردم مشهد را روز ۲۱تیر ۱۳۱۴ ❗ یعنی مردم قبل از صدور بخشنامه اعتراض کرده اند ❓ ❗ فتامل یا اخی

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۵ ق.ظ:

    ممنون از تذکرتان. اشتباه لپی بود. :دی
    اصلاح شد

    [پاسخ]

  6. محسن می‌گوید:

    l می‌شود یک بار مطلبی در مورد انجمن حجتیه در حال حاضر بنویسید. چند تا از این اصلاح‌طلب ها چند سال است دارند خودشان را پاره افتاده می‌کنند که انقلاب دست حجتیه افتاده و حجتیه نظام را فلان کرده و از این حرف‌ها. شما که در قم هستید حجتیه‌ای دیده‌اید؟ دوباره فعالیتشان را شروع کرده‌اند؟

    یا حجتیه این‌ها مثل «دشمن» بعضی‌های دیگر است؟ از سنخ همان صهیونیسم جهانی و استکبار بین‌الملل و «لولو»! مقصودم این است که این هم یک حرف مفت است یا نه یک ارزشی دارد؟ حالا کم یا زیادش بماند.

    [پاسخ]

  7. ا.و می‌گوید:

    سلام علیکم
    لطفا منابع خودتون رو بگید ؟اگر امکان داره ؟
    چون من هم در گوشه و کنار اعتراضات به مساله تغییر شکل کلاه رو دیده بودم ولی به وسعت اعتراض به کشف حجاب نبوده باید دونست عوض کردن کلاه مقدمه ای بر کشف حجاب بوده وبه نظر می رسه این دیدگاه ها متناظر با حرف از سر تا پا باید غربی شویم (نقل به مضمون به نظرم حرف تقی زاده س)
    تو کتاب تاریخ شفاهی مصاحبه با محمود فروغی هم من ی چیزایی راجع به قصه گوهرشاد دیدم
    باتشکر از جواتون
    والسلام

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۳ ق.ظ:

    از قضا در میان مخالفان هم عده ای معتقد بوده اند که تغییر لباس مقدمه کشف حجاب است. ولی بحث بر سر این است که چنین تصوری همگانی شده بوده به گونه ای که زمینه اعتراض عظیم مردمی را فراهم آورد؟ و آیا مخالفین تغییر لباس از عزم جدی شاه برای کشف حجاب مطلع بوده اند یا نه؟

    [پاسخ]

    ا.و پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    با سلامی دوباره
    ۱٫با بقیه ی حرف های من موافقید؟
    ۲٫به نظر می رسد در خاطرات صدر الاشراف و کتاب خاطرات وخطرات و… این کار شروع حرکت به اصطلاح اصلاحات است ولی با به نظر تصریحی با توجه به مطالعات ناقص من وجود ندارد.
    ۳٫احتمالا این کارها نتیجه سخنان گوهر بار فوغی باشد(با توجه به خاطرات تاج الملوک)
    ممنون از اهتمام شما به شندیدن نظرات دیگران
    لطفا دوباره نظرتون رو در رابطه با پاسخ من بدید
    والسلام

    [پاسخ]

  8. غرام خجیر می‌گوید:

    خیلی برام جالب بود 😯 . منم مثل همه فکر میکردم که واقعه مسجد گوهرشاد در اعتراض به کشف حجاب رخ داده در واقع کتابا و رسانه ها اینطوری میگن . برام جالبه که تا الان مثلا آقای معتضد هیچ اشاره ای به این مطلب نکرده اند. دیگه چه موضوعاتی که ما تو کتابای تاریخی خوندیم اینقدر با واقعیت تفاوت داره خدا داناتر است. یه مطلب دیگه اینکه استاد روش تحقیق ما میگفتند ویکی در تمام انواعش برای کار پژوهشی معتبر نیست. 😀

    [پاسخ]

  9. ش می‌گوید:

    آقای اشرف فتحی
    با سلام
    چندی پیش درخواستی از شما داشتم در مورد ذکر جزئیات تحصیلی یک طلبه از بدو ورود به مدارس دینی تا بالاترین سطح فقاهت دینی که به تفصل در چند پست قبل سوالم را برای شما شرح داده بودم
    وعده داده بودید که چندی بعد در پستی به این سوال خواهید پرداخت . از آنجایی که مدتهاست بدنبال جواب این سوالم و مدتها نیز به دنبال جواب به سایتهای پاسخ مسائل دینی از جمله درگاه مکاتبه داشتم و جواب قانع کننده ای نشنیدم ممنون خواهم شد در صورت امکان جواب سوالم را به نحو مقتضی پاسخ دهید و در صورت عدم امکان اطلاع دهید تا بگونه ای دیگر در جستجوی پاسخ بیایم

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱:۲۹ ب.ظ:

    سلام دوست عزیز
    هنوز سر قولمان هستیم. چشم

    [پاسخ]

  10. سعید می‌گوید:

    درگیری مردم و روحانی‌ها با رضاشاه درباره‌ی حجاب از سال‌ها قبل (مثلا نوروز ۱۳۰۶ یا ۱۳۰۷ که خانواده‌ی شاه با حجاب بد می‌روند حرم حضرت معصومه) آغاز شده است. دستور و فرمان درباره‌ی اجباری شدن کلاه شاپو و برداشتن چادر هم از چند سال قبل بارها تکرار شده است که آخریش (قبل از واقعه‌ی گوهرشاد) بخش‌نامه‌ی دولت برای برداشتن چادر و بر سر گذاشتن کلاه‌شاپو در آغاز فروردین سال ۱۳۱۴ بوده است.
    به نظر می‌آید اظهار نظر پاکروان و اسدی هم ـ‌که در ویکی نقل شده‌ــ برای اجرای این دستور بوده است. در کتاب آقای عاقلی موضوع اعتراض منحصر شده است به اجباری شدن کلاه ــ‌که همان هم در ویکی آمده است‌ــ در حالی که دیگرانی چون اسکندر دلدم و فردوست اعتراض و نگرانی مردم از کشف حجاب را موجب قیام دانسته‌اند. البته بهلول دست‌گیری آیت‌الله قمی را هم از دلایل قیامش (یا دست کم جلوافتادنش) ذکر کرده است

    [پاسخ]

  11. mohsen می‌گوید:

    در واقعه تبعید مرحوم حاج آقا حسین قمی مرحوم حاج شیخ عبدالکریم علیرغم رضا خان به تمام علمای مسیر عبور ایشان تلگراف زده بودند تا در هر شهری که ایشان وارد میشوند استقبال شایانی از ایشان بعمل آید پدرم به نقل از آشیخ علی مهرجردی میگفت که مرحوم حاج شیخ تلگرافی به پدرم که از علمای قصر شیرین بود زد و پدرم استقبال گرمی را برای مرحوم حاج آقا حسین ترتیب دادند.

    [پاسخ]

  12. کیمی می‌گوید:

    راستش فکر نمی کنم مردم اون موقع شعورشون به اعتراض علیه یکسان سازی لباس و اینا می رسیده. وانگهی اون موقع تنوع لباس چندان نبوده و مردم کمابیش یک سان و شبیه لباس می پوشیدند.

    شاید به تحریک آخوندها فقط برای اعتراض به فرنگی بودن لباس بوده که اعتراض کردند.

    [پاسخ]

    ا.و پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۹:۵۲ ب.ظ:

    سلام علیکم
    لطفا تو بحث های تاریخی فکر نکنین مطالعه کنید چون همین بی مطالعه حرف زدن ها خیلی غائله ایجاد میکنه
    والسلام

    [پاسخ]

  13. alisosho می‌گوید:

    با سلام به برادر عزیز
    با اجازه شما در بعضی از مواقع من از مطالب جالب شما به همراه لینک استفاده میکنم گرچه من در سایت به دلایل محافظه کارانه ریشفیدان هنوز به مقامی 😯 نرسیده ام ولی به نیابت از دوستان از شما دعوت میکنم از لینک زیر که بحثی دوستانه در مورد فوق است دیدن فرمایید 😉 نفسم گرفت بس که رسمی حرف زدم
    http://web.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=19215

    [پاسخ]

  14. فید وبلاگ شما را در فیدریدر سایت روزنامه نگار آزاد گذاشتم . زنده باشید

    [پاسخ]

  15. بازتاب: مرجعیت و شرایط مشروطه « تورجان

  16. رضا طهوری می‌گوید:

    بسمه تعالی

    با سلام و احترام

    یکی از علمایی که شاهد و فعال ماجرا و در صحنه بوده و پژوهشگران و مورخان ، به یادداشت های ایشان استناد می کنند ، مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری است .

    مرحوم علامه میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی در کتاب مکارم الاثار که اختصاص به شرح حال علمای قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری دارد ، شرح حال خود نوشت آن مرحوم را در تشرف به مشهد از معظم له دریافت و در کتاب مکارم الاثار منعکس کرده است .

    مرحوم آیه الله فقیه سبزواری ، در بخشی از شرح حال خود ، مفصلا به ماجرای واقعه گوهرشاد پرداخته و اقداماتی را که با علمای معاصر من جمله مرحوم آیه الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی داشته مرقوم فرموده . جالب است دراین بیوگرافی که بخش های مختلفی دارد یک بخش را با عنوان ” قضیه اتحاد شکل و قیام گوهرشاد ” به واقعه گوهر شاد اختصاص داده و از عنوان ، پیداست که بحث بر سر اتحاد شکل بوده آن هم مربوط به کلاه مردان که گفتگویش را با پاکروان نقل کرده و بحث بر سر کشف حجاب نبوده .

    سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، عینا از کتاب مکارم الاثار ، واقعه را درج کرده و به اهمیت این یادداشت ها که توسط شاهد ماجرا و حاضر و فعال در صحنه نوشته شده تأکید دارد

    نشانی صفحه مربوط به واقعه گوهرشاد :

    http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx

    از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، قسمتی را که مربوط به گوهرشاد است ، نقل می کنم :

    قضیه اتحاد شکل و قیام گوهرشاد

    در ص ۸ س ۵ فرماید: حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین ۱۳۴۸ (قمری‌) حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد.

    ادامه مطلب را درسایت مرکزاسناد انقلاب اسلامی مطالعه فرمایید

    کتاب تاریخ معاصر مشهد جلد اول از انقلاب مشروطیت تا شهریور ۱۳۲۰ تألیف دکتر یوسف متولی حقیقی که اخیرا منتشر شده ، به این واقعیت اذعان دارد .

    زندگی نامه مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری :

    http://faghihsabzevari.blogfa.com/

    مقاله مورخ شهیر آقای غلامرضا جلالی در مجله نگاه حوزه مرداد و شهریور ۱۳۷۵ شماره ۱۷ و ۱۸

    http://www.ensani.ir/storage/Files/20130120101437-9316-250.pdf

    سایت دانشنامه اسلامی :

    http://wiki.ahlolbait.com/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *