سازمان و روحانیت

علی اشرف فتحی: چند ماه پیش برخی رسانه ها از دستگیری طلبه ای خبر دادند که «با سازمان مجاهدین خلق ایران» همکاری می کرده و اطلاعاتی درباره روحانیت و حوزه های علمیه به این گروه تروریستی داده و در جذب نیرو نیز کمک هایی به فرقه رجوی کرده بود. این خبر اگرچه چندان بازتاب نیافت، ولی برای آنها که از پیشینه ارتباط این سازمان با روحانیت آگاهند خبری مهم تلقی می شود.

سازمان مجاهدین خلق ایران که از چهار دهه پیش برای مبارزه توأمان فکری و مسلحانه با حکومت پهلوی تأسیس شد، پس از دگرگونی چالش برانگیزی که از سال ۵۴ به سود دین ستیزان پیدا کرد همواره مایه بدنامی حرکت های اصلاحی در سی و پنج سال گذشته شده است؛ چه در زمان رژیم پهلوی که انگ تمسخرآمیز «مارکسیست های اسلامی» و یا «ارتجاع سرخ» به مبارزین و مخالفین زده می شد تا همگامی آنها با مجاهدین خلق به عنوان لکه ننگی برای جریان اپوزیسیون تلقی شود و چه در دوران جمهوری اسلامی که لقب «منافقین» ابتدا از سوی بنی صدر و سپس از سوی دیگر گروه های فعال و ذی نفوذ، به این گروه و هواداران آن اطلاق می شد.

با این حال نمی توان منکر شد که این تشکل در دهه نخست فعالیت خود، گروه بسیار جذابی برای نخبگان حوزوی و دانشگاهی بوده و بسیاری از فعالان دانشجویی و روحانی به گونه مستقیم یا غیرمستقیم با این گروه در تعامل بودند. شور وصف ناپذیر بنیانگذاران این سازمان در ارائه چهره ای مبارز و پویا از اسلام و نیز مصمم بودن آنان در ضربه زدن به حکومت شاه سبب می شد که طلبه ها و روحانیون زیادی با این سازمان همکاری کنند و یا از حامیان آن شمرده شوند.

موسی خیابانی، مسعود رجوی و آیت الله طالقانی

اگرچه تلاش روحانیون شاخصی چون حضرات آیات مطهری، منتظری، طالقانی و هاشمی رفسنجانی برای جلب حمایت امام خمینی از این سازمان ناکام ماند و امام به دلیل مخالفت هایی که با مشی فکری و مسلحانه این گروه داشت حاضر به حمایت از آن نشد، اما اغلب حامیان حوزوی و سیاسی امام خمینی از حامیان مالی و تشکیلاتی مجاهدین خلق شمرده می شدند. تا جایی که هاشمی رفسنجانی که از فعال ترین روحانیون انقلابی دهه های چهل و پنجاه شمسی بود، بیشترین شکنجه ها و انفرادی های خود را به دلیل حمایت از مجاهدین خلق متحمل شد. مرحوم آیت الله منتظری نیز از حامیان مالی سازمان بود و حتی با مشی مسلحانه این سازمان نیز کمابیش موافق بود. آن مرحوم در این باره گفته است:«در آن وقت ما اجمالا با اصل مبارزه مسلحانه تحت شرایط خاصی مخالف نبودیم و با مجاهدین هم قبل از اینکه تغییر ایدئولوژی بدهند اجمالا مخالفتی نداشتیم. حتی وقتی بعضی از آنها به عناوین مختلف دستگیر می شدند ما به خانواده های آنها کمک می کردیم.» (خاطرات آیت الله منتظری، ج۱، ص ۳۹۲)

آقای منتظری در ادامه می گوید که حتی همسرش به دلیل حمایت از خانواده های سران سازمان، مدتی در شهربانی قم بازداشت شده بود. با این حال وی در خاطراتش به آزارهای روحی و تهدیدهای اعضای مجاهدین خلق در طول دوره زندان اشاره کرده و می گوید که به همین دلیل، پس از انقلاب نیز از دیدار با اعضای این سازمان اکراه داشته است. (همان، ص ۴۰۸)

اما طلبه ها و روحانیونی هم بودند که به عضویت سازمان درآمدند و نقش های مهمی در رهبری سازمان ایفا کردند. مرحوم آیت الله منتظری از یک طلبه مدرسه حقانی قم نام می برد که به گفته وی پس از انقلاب «جزء حواریون مسعود رجوی» شد. (همان، ص ۳۹۷) بهزاد نبوی نیز به یاد می آورد که برخی طلبه ها در دوره زندان جذب مجاهدین خلق شده بودند. نبوی که خود از منتقدین سازمان در دوره زندان شمرده می شد در این باره گفته است:«قبل از سال ۵۴ حتی در بین عده ای از روحانیون مبارز و مسلمان ما، تفکر التقاطی شکل می گرفت. به یاد دارم که جلال گنجه ای در زندان تحت تعلیم مهدی تقوایی مجاهد خلق شد و اولین بازتابش این بود که ریشش را تیغ انداخت. روحانیونی بودند که بالای منبر حتی برای چریک های فدایی فاتحه می خواندند یا در زندان که می آمدند مالکیت اشتراکی را تأیید می کردند.» (سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، جلد ۲، ص ۲۶۲)

بهزاد نبوی همچنین از طلبه ای به نام مجید معینی یاد می کند که ابتدا اهل تهجد و نماز شب و در عین حال نیز در برابر شکنجه بسیار مقاوم بوده و به مرور تحت تأثیر مجاهدین خلق قرار گرفته و شروع به مطالعه کتاب های مارکسیستی می کند و کارش به جایی می رسد که نبوی را بایکوت کرده و مارکسیسم را با توحید یکی می بیند. به گفته نبوی، همین طلبه پس از انقلاب نیز به مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی روی آورد و فراری شد و اکنون نیز در شهرک اشرف بغداد، منصب امام جماعت فرقه رجوی را عهده دار است. (همان، ص ۲۶۴)

فرزندان برخی روحانیون برجسته نیز فعالیت های مؤثری در سازمان داشته اند. مجتبی طالقانی (پسر آیت الله طالقانی)، محمد حسین جنتی (فرزند آیت الله جنتی)، وحید لاهوتی (فرزند آیت الله لاهوتی)، پسر آیت الله محمدی گیلانی و چندین روحانی زاده دیگر که برخی همچون ابراهیم آل اسحاق از رأس سازمان کناره گرفتند و برخی نیز چون سید محمد سید المحدثین هم اکنون نیز در رأس هرم سازمان حضور دارند. در اوایل همکاری مجاهدین با رژیم صدام حسین، شیخ علی تهرانی از شاگردان امام خمینی و روحانی برجسته و فعال کشور نیز به همراه خانواده اش به عراق گریخت و در سیاه ترین سال های فعالیت این گروه بدنام به یاری آنها پرداخت.

نماز میت بر جنازه هنگامه امینی دختر مرضیه، از راست: مرضیه، مریم رجوی و جلال گنجه ای

۲۷ اسفند ۸۸، گورستان اورسوراواز در شمال پاریس

مجاهدین که در نخستین ماه های پیروزی انقلاب تلاش بسیاری برای دیدار با روحانیون و علمای حوزه داشتند تا مشروعیت دینی متزلزل خود را نجات دهند (خاطرات آیت الله منتظری، ج۱، ج ۴۰۸) در طول دوران ۲۹ ساله مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی نیز از هرگونه تلاشی برای تظاهر به مذهبی بودن دریغ نکرده و همواره از برخی عناصر روحانی برای مشروعیت بخشیدن به حیات نیمه لرزان خود بهره گرفته است.

یکی از این آخرین تلاش ها را چند ماه پیش در جریان تشییع جنازه دختر مرضیه (خواننده معروف ایرانی که این هفته درگذشت) شاهد بودیم. طلبه ای به نام جلال گنجه ای که به سخن بهزاد نبوی درباره چگونگی گرایش یافتن وی به مجاهدین اشاره شد، سال هاست که با عنوان «استاد جلال گنجه ای» و یا «آیت الله گنجه ای» بار مشروعیت دینی سازمان را به دوش می کشد و بر پیکر اموات سازمان نماز می خواند. شاید هفته آینده نیز گنجه ای بر جنازه مرضیه نماز بخواند تا سازمان نشان دهد که هم دین باور است و هم روحانی ستیز نیست! اما کیست که نداند این سازمان چه ضربات جبران ناپذیری به احیاگران دینی معاصر وارد کرده و چه بی گناهانی را به خاک و خون کشیده است؟!

اینکه سازمان هنوز هم به فکر نفوذ در حوزه های علمیه است قطعا به دلیل جذب هوادار نیست. چرا که سران این فرقه بدنام به خوبی می دانند که حتی میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی هم خوشنام نیستند. به یقین، سازمان قصد دارد همچون ۴ دهه گذشته به فعالیت های خرابکارانه ادامه دهد و اکنون چند سالی است که ارائه اطلاعات محرمانه و کلیدی از ایران به کشورهای غربی را هدف اصلی فعالیت های خود قرار داده است. شاید این بار غربی ها دوست دارند به جز مخفی گاه های هسته ای، درباره روحانیت هم بیشتر بدانند.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

39 پاسخ به سازمان و روحانیت

  1. میم می‌گوید:

    متوجه نشدم یعنی بنی صدر اولین کسی بود که مجاهدین را منافقین خواند؟میشه سند ارائه کنید؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    بله ایشان کتابی به نام «منافقان از دیدگاه ما» نوشت که در آنجا به نقد سازمان پرداخته و آنها را منافق خوانده بود

    [پاسخ]

    مهران پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۱:۳۲ ب.ظ:

    من پیداش نکردم این کتاب را. لطفا لینک بدین

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۱:۴۸ ب.ظ:

    در کتابخانه ها حتما باید باشه. من متأسفانه الان امکان لینک دادن ندارم

  2. ن.ک. می‌گوید:

    این چه پستی بود؟ حالم بد شد… اینهمه آمیزش حق و باطل جدا تهوع آور است…

    [پاسخ]

  3. مهران می‌گوید:

    لطفا سند این مطلب را هم ارائه کنید

    «اگرچه تلاش روحانیون شاخصی چون حضرات آیات مطهری، منتظری، طالقانی و هاشمی رفسنجانی برای جلب حمایت امام خمینی از این سازمان ناکام ماند»

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۱:۴۶ ب.ظ:

    به خاطرات آقایان منتظری و هاشمی و باقی انقلابیون مراجعه کنید. مسأله بسیار مشهور است

    [پاسخ]

  4. احسان می‌گوید:

    سلام
    می خواستم ببینم اون خانم کنار مریم رجوی همون مرضیه خواننده ی مشهور هست که همین ۳-۴ روز پیش درگذشت ؟؟
    مگر ایشان هم مسلمان هستند که روی جنازه ی دخترشان نماز می خوانند ؟؟؟
    متشکرم ! مطلب جالبی بود ! منتظر پاسخ هستم 🙂

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۱:۴۵ ب.ظ:

    بله خودشه. ظاهرا که مسلمان بودن

    [پاسخ]

  5. آسو می‌گوید:

    این سازمان یک سازمان فوق العاده بود ولی دستهایی پنهانی که سالهاست که حرکتهای این ملت را عقیم میگذارد مثل مصدق مشروطه و…این سازمان را هم عقیم گذاشت و برای این کار ابتدا نیروهای مهم را نابود کرد و سپس با نفوذیه کثیفی به نام رجوی آنرا نابود کرد سازمان تا تحت سیطره حنیف و بدیع زادگان و محسن بود هم مردمی بود هم محبوب و هم نشان خیانت نداشت سپس رجوی بازداشت شد در یک همکاری همه را لو داد (اسناد ساواک از همکاری رجوی موجود است)مه اعدام شدند و فقط یک مزاحم مانده بود خیابانی که وقتی رجوی در خانه زعفرانیه نبود !!!!!!!!!!!تماسی با کمیته انقلاب گرفته میشود خانه لو میرود و همه کشته میشوند و در نهایت فقط مسعود رجوی میگریزد و تتمه سازمان را با همکاری با صدام به قهقرایی میبرد که همه داریم میبینم که بزرگترین و قدرتمندترین سازمان انقلابی ایران کارش به جایی رسیده که پستترین افراد هم آنرا پست میدانند این قضیه اینقدر مشکوک است که واضح است
    دیگر از همکاری این سازمان با …خودمان نگویم بهتر است
    فقط یه چیز کوچولو میگویم خودتان بفهمید سالروز میلاد امام رضا مبارک

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۲:۰۷ ب.ظ:

    سلام آسو خان!
    اینهمه مدت کجا بودین؟؟ جای کامنتهای شما خالی بود

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۸:۰۶ ب.ظ:

    دوستان عزیز من بوده وهستم فقط ظاهرا علی آقای ما با اون دوران خیلی فرق کرده
    بنی صدر از بی کسی گرفتار رجوی شد اگر خیلی از تمامیت خواهان آن دوره اون جوری بهش حمله ور نشده بودن این اتفاقات نمی افتاد بنی صدر میخواست خیلی اتفاقات که الان ازش مینالیم نیفته ولی بلد نبود چطور جلوش رو بگیره ناچارا خودش هم سقوط کرد در ضمن بنی صدر خیلی زود از رجوی جدا شد و بعد اتحاد رجوی با صدام و بمب گذاری بر ضد مردم از این گروه اعلام برائت کرد و به شدت به مخالفت با آنها برخاست همین الانم به شدت ازشون انتقاد میکنه

    [پاسخ]

    تيبا پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۶:۰۳ ب.ظ:

    سلام آسو خان و باهات موافقم….فقط این منافق خوا ندن مجاهدین توسط بنی صدر برام عجیبه چون انگار بعد از اینکه مجاهدین وارد فاز نظامی شدند متصف به این صفت شدن و اونهم زمانی بود که به بنی صدر کمک کرد ند تا از ایران برود…در کل کارهایشان و مراسمشان و سه روز عزای عمومی اعلام کردنشان و عشق بی حدشان به رهبری رجوی…خیلی برای آدم …

    [پاسخ]

  6. غرام خجیر می‌گوید:

    چه جالب من نمیدونستم که آقای بنی صدر اولین بار لقب منافق رو به اینا دادن . چطور شد که بعدا باهاشون روهم ریخت؟
    جالبتر این که نمیدونستم آقایان مطهری و بقیه که نام بردین چنین کاری کردن.

    این آقای گنجه ای چه اعتماد به نفس بالایی داره واقعا که….. خدا همه ما رو هدایت کنه.
    ممنون باز هم جالب بود مثل همیشه.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۲:۲۹ ب.ظ:

    اتحادشان سیاسی و موقتی بود

    [پاسخ]

  7. سجادیه می‌گوید:

    واقعا برخی از گره های کور فهم آدم از امور جز با نگاه تاریخی باز نمی شه. مطلب جامع و حالبی بود. فقط منبع بدید.

    [پاسخ]

  8. وحید نوربهمنی می‌گوید:

    یاد مرصاد یا فروغ جاویدانشون که میافتم به آیت الله گنجه های آفرین میگم 😡 اینجا شکلک استفراق نداشتن وگرنه میذاشتم :mrgreen:

    [پاسخ]

  9. محمود دلخواسته می‌گوید:

    با سلام
    کتاب بنی صدر تحت عنوان منافقان از دیدگاه ما در رابطه با گروه پیکار که در نتیجه کودتا از درون مجاهدین بیرون آمدند نوشته شده است و نه سازمان مجاهدین خلق
    دیگر اینکه بنی صدر ایدءولوژی سازمان را از اول التقاطی می دانست و اصلا عبارت التقاطی از بنی صدر است که در تحقیقاتتش سخن از این گفته بود که اولین دین/مکتب/ باور التقاطی، دین مانویه بوده است.
    البته این را فراموش نکنیم که بنی صدر مجاهدین را به ابتلاء دعوت کرد و بیانیه شورای ملی مقاومت بر اساس سه اصل استقلال، آزادی و عدم هژمونی بود که بدست بنی صدر نوشته شود و رجوی آن را امضا کرد. رفتن رجوی به عراق، نقض اصل استقلال بود و برای همین بنی صدر به افشای آن دست زد. طلاق دختر بنی صدر هم در همین رابطه انجام شد. تو ضیح اینکه، فیروزه با وجود مخالفت پدرش تصمیم به ازدواج با رجوی را گرفت و بنی صدر تصمیم دخترر ا محترم شمرد. ولی مهرش را اصل شمردن استقلال ایران و…و قرار داد. بنا بر این وقتی رجوی تصمیم به رفتن به عراق گرفت، فیروزه به علت نقض تعهد رجوی از او طلاق گرفت

    [پاسخ]

  10. سعید سلطانپور می‌گوید:

    با سلام
    البته علی اقا جوان تر از ان هستند که ان دوران را بیا د بیاورند
    اجازه بررسی روایت ان دوران هم نیست . میثمی تلاشی کرده است که به ریشه های ۳۰ خرداد بپردازد که قابل تقدیر هست ولی بدلیل خط های قرمز همه جانبه نیست .

    مجاهدین در ان دوران چندان نیازی به تایید روحانیت نداشتند .
    اقای خمینی در روزی که رجوی به دیدار ایشان در قم رفت ،( به روایت مجاهدین ان دوران ) در ۵۹ ، پیشنهاد دادن ا مکانات نظامی در ازای موضع گیری بر علیه کمونیستها را می کند . که رجوی قبول نمی کند . شکی نیست که اقای خمینی نفوذ زیادی در بین مردم داشت و لی در همه جا نفوذ نداشت و نمونه ان هم تشکیلات قریب به ۱۰۰هزار نفری عموما جوان و تحصیلکرده مجاهدین و هزاران جوان طرفدار کمونیستها در سراسر ایران منجمله قم و مشهد دلیل این مدعا هست .
    اشتباه مجاهدین این بود که به دام جنگ مسلحانه که تیم … به دنبا ل ان بودند افتادند . اصولا در سراسر دنیا ، جنگ ها ی مسلحانه بر علیه دولتها به شکست می انجامد مخصوصا د ران دوران که مجاهدین اعتبار بین المللی نداشتند و نظرا ت اقتصاد دولتی و سوسیالیستی و ضد سرمایه داری مانند ملی کردن بانکها و تقسیم زمین بین کشاوران -انحلال ارتش بر خلاف نظرات امریکا و دیگر غربی ها و حتی شوروی بود که کانال اطلاعاتی اش حزب توده که متحد … بود ، . هر چند توده ها خود بعدا بدستور …، بر ای فشار به شوروی در طول جنگ ایران و عراق ، دستگیر و زندانی شدند .
    در ضمن طلبه هایی هم بودند که با کلاشینکوف دستگیر شدند و توسط لاجوری اعدام شدند .
    در ان دوران که ازادی بیان و مطبوعات قابل مقایسه با امروز نبود ،
    حمله صدام به ایران ، بهترین هدیه ای بود … مجاهدین این بهانه را بدلیل بی تجربگی سیاسی و خود بینی رهبران خود به … دادند.
    در هر حال این جریان لاشخور امروزی باند رجوی ، اصلا قابل مقایسه با مجاهدین قبل و بعد از انقلاب نیست همانگونه که هیچ کدام از …، مانند قبل از انقلاب و اوایل انقلاب در زمینه های مردم باوری – خداترسی و ساده زیستی نیستند.
    اشتباهی که جنبش سبز مرتکب نشد و دست به دفاع از خود نزد زیرا بسیاری از خود این رهبران در ان دوران یا در دستگیری ها شرکت مستقم داشتند و یا شاهد بوده اند و می دانستند که دست به اسلحه بردن یعنی چه ؟
    امیدوارم که به کسی بر نخورده باشد . روایتی از بخشی از تاریخ کشور ما ست
    همانگونه که شما طلبه ها ، روایت های مختلف دارید

    شاد باشید

    [پاسخ]

  11. علي غ می‌گوید:

    سلام
    میشه بگین که چی شد که آقای تهرانی برگشتند و هیچ کس هم کاری باهشون نداشت !!

    [پاسخ]

  12. نسترن رها می‌گوید:

    سلام
    مرا به تاریخی بردی که هرچند خداوند متعال فرموده اند ، هماره به یاد آورید و بر احوال گذشتگان تعقل کنید (نقل به مضمون) …. در همین راستا!؟… متن بسیار خوبی بود…
    اینکه بزرگان این گروه اکنون از گروه مشرکان هستند ، به نظر می آید شکی در آن نباشد… اما چند روزی است که به هنگام خواندن قرآن و مصداق هایی که کلام وحی می دهد از خود می پرسم مرز میان تشخیص منافق از مسلم چقدر سخت است حتی برای خود فرد!… چرا که همیشه وسوسه های شیطانی با ما همراه است… و باز از خود می پرسم چه کسان دیگری در شرک ، پیروان خود را راهنمایی کرده و می کنند … و در پی پاسخ ” به یاد می آورم”
    و در پایان ، “علی جان” (باز هم می گویم “علی” به خاطر ابتدای نامتان و “جان” به واسطه پایان اسم محل شهادت پدرتان) چند وقت پیش در کامنتی خواستم که به من ترجمه ای از قرآن که تصور می کنی برای من عامی لچک به سر مفید تر باشد معرفی کنی که گمان می کنم درخواستم لابه لای کامنت ها گم شد.
    به یاد داشتم که دوره نوجوانی ترجمه الهی قمشه ای را خوانده بودم و برای ام اولین بار قرآن از آن حالت سنگین فهمی ، درآمده بود…. به همان ترجمه رجوع کردم و اکنون در حال مطالعه آن هستم…. باز هم ممنون می شوم اگر ترجمه ای که من عامی بیشتر بفهمم (خواهشا تفسیر نه) موجود است مرا راهنمایی کن.
    به هر حال این همه درس خوانده ای در حوزه که چه؟ … که بتوانی مبلغ دین شوی میان مردم … و چه بهتر از خود “قرآن”… – سوال اول پاراگراف را به مزاح خواهر بزرگتر به برادر کوچکش مطرح کردم ، بی ادبی تلقی نشود-
    با سپاس: نسترن رها

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۸۹ ۹:۲۲ ب.ظ:

    ترجمه آقای مکارم و مرحوم فولادوند خوب است

    [پاسخ]

    siavash پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۸۹ ۸:۴۴ ق.ظ:

    ترجمه آیت الله صادقی تهرانی بهترین ترجمه تو بازار است.هیچ کس به اندازه ایشان تسلط بر موضوعات و لغویالت قرآنی ندارد.البته یه ترجمان وحی یک جلدی دارند. ویک تفسیر که پنج جلدی است.این تفسیر هم با ما بقی تفاسیر فرق می کند. همین دیروز یه شبهه ای داشتم در سوره نسا آیات ۷۸و۷۷در تفاسیر نمونه و المیزان نبود ودر این تفسیر بود. بهتون پیشنهاد می کنم تفسیرش بگیرید.متنش بسیار روان تر از اون چیزی که فکر بکنید.شاید تو بازار بسختی گیر بیاد . آدرس:قم -بلوار امین -کوچه۲۳-دفتر ایشان*****و به هرکس دیگری که خواهان بهره از قرآن است توصیه می کنم.

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۸۹ ۷:۴۱ ب.ظ:

    ترجمه سید محمدرضا صفوی کامل تره. از ترجمه آقای قمشه ای که خیلی بهتره. ترجمه آقای مکارم هم اگرچه روون هست اما ترجمه ای که عرض کردم خیلی واقعی تر است

    [پاسخ]

  13. محمد جعفری می‌گوید:

    مطلب را خواندم و با توجه به اطلاعاتی که من از قبل و بعد از انقلاب دارم نیاز به یک تصحیح دارد.
    بنی صدر هیچگاه آن ها را منافقین ننامیده است اما او اولین کسی است که مجاهدین را التقاطی نامیده است
    بنی صدر کتابی هم تحت نام منافقین از دیدگاه ما ننوشته است. قضیه از این قرار بود که مجاهدین در سال ۵۵ و بعد از اینکه تعدد هویت در سازمان ایجاد شد و سازمان به مارکسیسم گرایش پیدا کرد کتابی تحت “اعلام تغییر مواضع ایدئولوژیک” در ۲۴۰ صفحه نوشته و منتشر کردند و به اسلام و مسلمانان سخت تاختند و اعلام کردند که در باره دین و مرام به علم رسیده اند. آقای بنی صدر در پاسخ به آن، کتابی نوشت تحت نام «زور علیه عقیده» که برای اولین بار در خارج از کشور در مرداد ماه ۱۳۵۶ توسط انتشارات مدرس منتشر شد و سپس در ایران در بحبوحۀ انقلاب و اوجگیری آن و زمانی که هر چه از خارج به داخل می رسید برای اینکه معلوم نشود کتاب از کجا آمده و چه کسانی آنرا منتشر کرده اند معمولا کتابها تحت نام های گوناگون چاپ می شدند، کتاب «زور علیه عقیده » آقای بنی صدر بنام «منافقین از دیدگاه ما» به چاپ رسید و البته این کار خود ناشران بود و هیچ ربطی به بنی صدر نداشت و کسی هم از او چنین اجازه ای نگرفته بود.
    این بود اصل مطلب و من مشروح این مسئله را در کتاب «ده سال در آلمان با اتحادیه» نوشته و توضیح داده ام که در خارج از کشور در دسترس است

    [پاسخ]

  14. اشنا می‌گوید:

    شما دلت قیلی ویلی می رفت راجب مرحوم سیده خانم مرضیه که اتفاقا پدرش هم همکسوت شما(اخوند) بود مطلب بنویسی چرا فرفه رجوی را بهانه کردی؟ درضمن از کی تا حالا مرحوم حضرت ایت الله العظمی منتظری(فدس الله نفس زکیه) شدن اقای منتظری؟ چه زود نمکدان شکستین!

    [پاسخ]

  15. رها می‌گوید:

    ۱-غربیها خیلی لازم ندارند برا بدست آوردن اطلاعات ازطریق سازمان مجاهدین داخل حوزه نفوذ کنند.وقتی یکسری بی تقوا به جون همدیگه افتادند و نه به اصل انقلاب فکرمیکنند و نه به خونهایی که ریخته شده و فقط فکر منافع شخصی خودشون هستند ،غربیها چه غمی دارند؟! ۲- در مورد پسر محمدحسین جنتی که نوشتند ۱۷ سالگی به عنوان بسیجی فعال در حادثه کشته شده موقع امر به معروف ،احتمالا خواستند آقای … بیش از این شرمنده نشند که همه بفهمند نوه موتور سوارشون موقع حمله به بیت آیت الله العظمی منتظری وقتی میخواست کابل برق رو قطع کنه کشته شد.(هرچند بااین حادثه غائله آن روز خوابید وگرنه ممکن بود یک مرجع تقلید کشته بشه)

    [پاسخ]

  16. آ . د . م می‌گوید:

    تورجان جان ! ؛
    هروقت میام اینجا، از اینکه وبلاگ یه روحانیه روشن و صادقو میخونم، خوشحال میشم و امیدوار…
    😉

    [پاسخ]

  17. میثاق می‌گوید:

    (آقای منتظری در ادامه می گوید) !!!!!!
    حق با آشناست
    سید حسن خمینی رو هم فقط با عنوان آقای … خطاب می کنید؟؟!!

    [پاسخ]

  18. آرمان می‌گوید:

    من این کتاب آقای بنی صدر را نخوانده ام اما این روایت را به واقعیت نزدیک تر می دانم. ضمن اینکه گمان نمی کنم واژه «منافق» را اول ایشان به کار برده باشند.

    [پاسخ]

  19. رهگذر می‌گوید:

    ۱- آیا شما اکراه دارید که از این فرقه به عنوان منافقین یاد کنید؟
    ۲- آیا گنجه ای رو طلبه می دونید؟!

    [پاسخ]

  20. نسترن رها می‌گوید:

    سپاسگزارم از راهنمایی ات.

    [پاسخ]

  21. پاسخ می‌گوید:

    مجاهدین منافق نبودند بلکه منحرف بودند.
    یک منافق حاضر نیست برای باورش بمیرد، زیرا باوری ندارد و فقط فرصتجو است.

    [پاسخ]

  22. پاسخ می‌گوید:

    متاسفانه کامنت من سانسور شد. طلبه عزیز ما مثل اینکه از امامی که اینهمه دم ازش میزنه نمیتواند در همین سطح کامنتها هم دفاع کند و ترجیح به سانسور میدهد..
    برام سئوال ایجاد میشود که چرا اصلآ قاطی وبلگنویسی و گفتگو میشوید
    حالا خدایی نکرده اگر آزادی بیان در ایران وجود داشته باشه شما چطور میخواهید از وی دفاع کنید؟
    البته تقصیر شما نیست ایشون واقعآ هیچ جایی برای دفاع نگذاشته منصف ترین انسان هم نمیتواند سخنی غیر از این بگوید

    [پاسخ]

  23. حشمدار می‌گوید:

    سلام
    شما هم رو به فیلترینگ رو آوردید

    [پاسخ]

  24. رادیو اگر می‌گوید:

    ما با خواندن این یادداشت برآن شدیم که مطالب دوستان را تصحیح کنیم.
    اولا آن زمانی که ما بودیم؛ سازمان مجاهدین خیلی خوب بود. خیلی هم داشتیم مبارزه میکردیم. شماها یادتان نیست. اما بعد که رجوی خیانت کرد و با ساواک همکاری کرد و زنگ زد به کمیته, اینجوری شد. بنی صدر هم هیچ وقت مجاهدین را منافق ننامیده بود. بلکه این منافقین بودند که بنی صدر را مجاهد خوانده بودند. اسنادش هم همه هست. در ضمن گروه فدایی خلق هم قبلا از درون سازمان مجاهدین آمده بود بیرون. برای همین هم بنی صدر به خواستگاری رجوی, جواب مثبت داد. پسر آقای منتظری هم یک زمانی رفته بود پریز تلویزیون را به برق بزند؛ که ما خودمان آنجا بودیم. و این فرق داره با سید حسن که نوه آقای نصرالله است.
    در ضمن ترجمه خود ما هم از قرآن, خیلی خوب است.
    گفتیم که بدانید.

    [پاسخ]

  25. ارادتمندالعلما می‌گوید:

    ترجمه ای بهتر از ترجمه استاد انصاریان و ترجمه مرحوم فولادوند وجود نداره .

    ترجمه الهی قمشه ای و مکارم و …. اشتباهاتی دارد .

    [پاسخ]

  26. حشمدار می‌گوید:

    خیلی دیگه شما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  27. خسته نباشید ممنون به خاطر این وبسایت کاربردی

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *