انتقام عاشورایی

نقاشی نمادین از جلسات علمی شیعه در قرن دوم هجری

نوشتن درباره امامان شیعه بسیار سخت است. آنقدر شنیده و خوانده ایم که گفتن حرف تازه سخت شده. امروز شهادت امام محمد باقر (علیه السلام) است. امامی که همچون بیشتر امامان شیعه، ما شیعیان اطلاع کمتری درباره ایشان داریم. امام باقر (ع) در زمان فاجعه کربلا و شهادت پدربزرگش امام حسین (ع) و دیگر بزرگان بنی هاشم ۴ سال داشت و از نزدیک و در کنار دیگر کودکان مظلوم خاندان پیامبر شاهد بی شرمانه ترین وحشی گری های یزیدیان بود. سر پدربزرگش را، سرهای جوانان خاندان پیامبر را، سرهای صحابه کهنسال پیامبر را و سرهای ده ها تن از شیعیان اثرگذار را بر بالای نیزه ها دید و بدترین تحقیرها و توهین ها را نسبت به پدرش امام سجاد (ع) به چشم خود نظاره کرد.

امام باقر (ع) هم نوه امام حسن (ع) بود و هم نوه امام حسین (ع). مادرش فاطمه دختر فاضله و اندیشمند امام مجتبی (ع) بود و این مزیتی منحصر به فرد برای این کودک ۴ ساله می توانست باشد. اما رسوخ تفکر شیطانی و ضد قرآنی مرجئه در میان مسلمین، سبب شد که اطاعت از حاکم عیاشی چون یزید را فرض بدانند و شورش بر او را خروج بر حاکم مشروع اسلامی قلمداد کنند. مرجئه که تحت حمایت های معاویه در میان اکثریت توده ها رسوخ کرده بودند خلافت بنی امیه را تقدیر الهی می دانستند و اعتراض به ظلم های فرزند هند جگرخوار را اعتراض به تقدیر محتوم الهی! این چنین مردمی در برابر هتک حرمت خانواده پیامبر سکوت پیشه کردند و حتی از نگاه انسانی هم نتوانستند به فاجعه عاشورا بنگرند و از حقوق کودکان وزنان بی دفاع خاندان پیامبرشان پاسداری کنند. چرا که شورش بر حاکم اسلامی موجب غضب خدا می شد!

در چنین جامعه ای بود که امام سجاد (ع) وارث مظلوم ترین شهید تاریخ اسلام شد و به قول دکتر شریعتی در «دوره نتوانستن ها» سه دهه زندگی کرد و به بهترین وجهی توانست اقلیت عاشورایی را در دوره گذار رهبری کند. اما امام سجاد (ع) همانگونه که نتوانست حرف بزند، مبارزه کند و یا همچون پدرش و عمویش شیعه را به مهم ترین چالش دستگاه خلافت تبدیل کند، حتی نتوانست از جانیان روز عاشورا انتقام بگیرد. به دلایلی نه از شورش نافرجام توابین حمایت کرد و نه از قیام خانمان برانداز مختار.

اما آن کودک ۴ ساله بهترین فرصت را برای گرفتن انتقام پیدا کرد. او ۳۸ ساله بود که امام شیعه شد و نزدیک دو دهه فرصت یافت تا به بهترین شیوه از قاتلان حسین انتقام بگیرد. آن کودک ۴ ساله عاشورایی نه مثل سلیمان بن صرد خزاعی دست به شورش حساب نشده و ناکام زد و نه مثل مختار و کیسانیه دستش را به خون کثیف ابن سعدها و ابن زیادها آلوده کرد. انتقام فقط به خون ریختن و سر بریدن نیست. بهتر است بنیان ظلم وظالم را با گسترش دانش و آگاهی متزلزل کرد. می توان با آموزش و پروش واقعی و اصولی به نبرد با دستگاه ظالم خلافت برخاست.

و آن کودک ۴ ساله عاشورایی این گونه از فرهنگ حاکم بر سپاه عمر بن سعد انتقام گرفت و همراه با فرزند گرانقدرش طلایه دار یک جنبش بزرگ فرهنگی و علمی در جهان اسلام شد.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در دین ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 پاسخ به انتقام عاشورایی

  1. علی می‌گوید:

    بسیار مطلب خوبی بود جناب تورجان
    این دیدگاهی که همیشه می خوان بگن خلافت حق مسلم ائمه بوده و خلفا حق ائمه رو غصب کرده بودن و ائمه در صدد باز پس گرفتن این حق مسلمشون بودن. کاری به درست و غلط بودن این حرفها ندارم. منظورم تاکید بیش از حد بر این مسئله ست. مثلا در کتب رسمی آموزش و پرورش. یعنی طور که کل تاریخ تشیع برای عده ای ذیل این مسئله که ائمه همیشه در حال ندارک قیام بودن معنی پیدا کرده. الان اگه از یکی بپرسیم که شما چه چیزی از امامان شیعه (از امام چهارم به بعد) که ربطی به اجتماع هم داشته باشه بلدی؟ احتمالا یه چیزی حول و حوش همین معنی میاد تو ذهنش که مثلا ائمه میخواستن قیام کنن و مردم کانه هنوز هم همون مردم کوفه بودن. یا مثلا میگه که یه عده سرشونو تراشیدن اومدن خدمت امام صادق که کار رو یکسره کنیم که امام یه یکی میگن بره تو تنور و …
    وقتی انقد اصرار میشه تاریخ تشیع در حوزه های عمومی ذیل این معنی تفهیم بشه آدم یه کم شک میکنه که نکنه در طول تاریخ این تلاش میشده که این معنی تزریق بشه تا این خودش از اول با این غلظت وجود داشته باشه.
    از این جهت میخواستم بگم که این پستتون بسیار خوب بود.
    این که ما بخوایم بگیم زندگی اجتماعی ائمه همیشه در راستای قیام (مقابله با ظلم و به دست آوردن قدرت ) بوده به نظرم تصویر چندان اصیلی نباشه از ایشان. چون که اینطوری حتی متن رفتارشون بر اسا اعمال “دشمن” شکل و معنی میگیره برای آدم سوال میشه که خوب ائمه بعد از به قدرت رسیدن اون وقت میخواستن چکار کنند؟ یعنی با محو شدن دشمن معنی خودشون رو از دست میدادن؟!

    در همین راستا بازم عرض میکنم که یادآوری این مشی امام باقر و امام صادق خیلی کار بجا و خوبی بود. خیلی استفاده نمودم.

    (خیلی پرحرفی کردم و خیلی بی در و پیکر حرف زدم. اگه خواستی خودت بخون فقط و منتظرش نکن)

    موفق باشی

    [پاسخ]

  2. سجادیه می‌گوید:

    سلام . من با عنوان انتقام چندان موافق نیستم. واژه انتقام مساله را شخصی می کند و کار را واکنش جلوه می دهد. در حالیکه شاید اگر آن اتفاقات در کربلا هم رخ نمی داد، امام باقر (ع) همین مشی را بر می گزید. چرا؟ به دلیل رسالتش، به دلیل وظیفه اش و به دلیل مقتضای زمانه اش.

    [پاسخ]

  3. حسین می‌گوید:

    دست شما درد نکنه – بسیار زیبا بود.
    از مکر زمانه و از مصیبت شک پناه می بریم به خدا به واسطه محمد بن علی و پدران و پسران طاهرش ( بهترین درود خدا بر ایشان باد )

    [پاسخ]

  4. ن.ک. می‌گوید:

    سلام
    این کامنت فقط برای شماست نه برای انتشار. خواهش می کنم لینک زیر رو ببینید و اگه نظری داشتید یا یک پستی بگذارید یااگر براتون مقدور بود به آدرس ایمیلم اطلاعات بیشتری بفرستید تا مطالعه کنم.
    http://salamjavan.blogfa.com/post-606.aspx
    خیلی ممنون.

    [پاسخ]

  5. سید مجیب می‌گوید:

    سلام
    خیلی پاراگراف آخر خوب بود ، خیلیییییی

    [پاسخ]

  6. تيبا می‌گوید:

    خیلی خیلی خوب بود

    [پاسخ]

  7. زينال می‌گوید:

    با سلام.
    واقعا جای تاسف دارد که جامعه ی امروز شیعی چنین نگاه سخیفانه ای نسبت به امام معصوم و حجت برگزیده ی خدا دارد.
    به چند نکته ی زیر اشاره می کنم و خواهش می کنم که اگر قصد دارید درباره ی دین و دیانت و امامت و … مطلب بنویسید کمی با دقت و حوصله و مطالعه ی بیشتر و البته سوال از خبره ی کار این امر انجام پذیرد. چرا که در این وادی خدای تبارک و تعالیست که مدافع واقعی دینش است و اوست که حساب می کشد و سوال می کند.

    ۱٫ امام محمد باقر علیه السلام بر مادرش فضیلت دارد و یا مادرش به سبب فاضله بودنش بر او؟
    امام علیه السلام علمش، فضلش، عصمتش، مقامش، قدرتش و … از مادرش بیشتر است یا مادرش به سبب کبر سن و بزرگ بودنش؟!!!!
    تربیت مادرش به سبب فاضله بودنش نقشی در امام شدن امام علیه السلام داشته است یا اینکه مادرش سر سفره ی ائمه علیهم السلام فاضله شده است؟!
    مثال:
    مقام عیسی مسیح بالاتر است یا حضرت مریم؟
    عیسی در بدو تولد سخن باز کرد و گفت من بنده ی خدا و رسول خدا و صاحب کتاب هستم. این به سبب تربیت و فاضله بودن مادرش (مریم) بوده است؟!!

    مگر در لسان ائمه نداریم که فرمودند که نحن فی العلم و الشجاعه سواء ؟!!!
    مگر اعتقاد شیعه بجز اینست که در روز عاشورا و واقعه ی کربلا، هم امام حسین علیه السلام و هم امام سجاد و هم امام محمد باقر علیهما السلام، امام و برگزیده ی خدا بودند و همان علم و شجاعتی که امام حسین داشتند این دو امام همام هم داشتند؟! منتها آن دو امام صامت بودند و گوش به فرمان امام ناطق (سید الشهداء)
    مگر امام کودکی و بزرگی دارد؟
    امام جواد علیه السلام در سن حدود ۹ سالگی عهده دار مقام امامت شدند و جانشین خدا بر روی زمین و امام عصر (عج) نیز در سن ۵ سالگی…

    امام یک روزه با امام هشتاد ساله هیچ تفاوتی ندارد. علمش، قدرتش، چشمش، دستش، صبرش،‌ حلمش و … همه از برای خداست و جانشین مطلق خدا در روی زمین است.
    با نگاهی به روایت این نکته به طور مشهود خود را نشان می دهد.
    لذا در نوشتن مطلب و ادبیاتتان نسبت به مقام اهل بیت عصمت و طهارت باید بسیار دقت کنید که مایه ی نزول مقام و درجه ای که خدای تبارک و تعالی آنها را در آن مقام قرار داده است نشوید که اگر بشوید به تصریح زیارت عاشورا مورد لعن ابدی قرار گرفته اید.

    ۲٫ به صراحت روایات متعدد، ائمه علیهم السلام، جانشین خدا بر روی زمین هستند و لذا قول و فعل و عملشان خواست و اراده ی خدا می باشد. اگر علی ابن ابیطالب سکوت کرد، به خواست و اراده ی خدا بود تا امت بعد از پیامبر امتحان بزرگی شود و تا امروز این امتحان همچنان ادامه دارد و مرتدین به سبب آن سکوت حضرت تا روز معلوم شناخته شدند.

    زمانی که پیامبر در روزهای پایانی وصیت های خود را می خواند و خواست الهی را برای امیر توضیح داد، حضرت فرمودند که : «من هو طاق». یعنی اینکه چه کسی طاقت دارد؟

    اگر امام حسن علیه السلام صلح کردند به امر خدا بود و در صلح امام حسن تمامی پسران امیرالمومنین از جمله سید الشهدا، مسلم بن عقیل و … با معاویه ای که به دستور او بعد از هر نماز علی بن ابیطالب سب و لعن می شد، با وی در صلح بودند و سکوت.

    لذا تمامی اعمال و رفتار ائمه علیهم السلام برگرفته از خواست و اراده ی الهی است و نه برگرفته از شرایط زمانی و مکانی که اگر سنگ هم از آسمان ببارد در فرمانپذیری امام از خدا تاثیری نمی گذارد.
    مگر امروز این همه ظلم و ستم در دنیا نیست؟ مگر در جامعه ی ایران و عراق و پاکستان و عربستان و … شیعیان ندای «این الطالب بدم المتقول بکربلا » و «اللهم عجل لولیک الفرج» و … سر نمی دهند؟! پس چرا ظهور حضرت محقق نمی شود؟
    این نیست مگر اینکه امر خدا صادر نشده است و اگر صادر شود، چه یک نفر پشتیبان حضرت باشد و چه یک میلیارد، تفاوتی در عمل امام نمی کند.

    بنابراین امام محمد باقر علیه السلام به فرمان خدا عمل کرده است و نه اینکه شرایط را مناسب دیده و آنچه را که خود می خواسته و تشخیص داده عمل کرده باشد. امام اهل اجتهاد نیست. امام فرمانبردار محض حضرت باریتعالیست.

    اگر همان زمان هم دستور می رسید که باید جنگ می شد، جنگ می کردند.

    کمی دقت کنید و سپس قلمفرسایی نمایید که حوزه ی دین حوزه ی سیاست نیست که هر دروغی و نسبتی را به راحتی بتوان به این و آن بست.
    والسلام…

    [پاسخ]

  8. بازتاب: پیشوای دورانِ گذار « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *