این روزهای زنجان

عصر امروز طبق سنت هر ساله، ده ها هزار نفر از مردم زنجان و مناطق اطراف، در قالب دسته حسینیه اعظم زنجان یاد و خاطره مظلومیت ها و حماسه های حضرت عباس بن علی (ع) و دیگر شهدای راه حسین (ع) را گرامی خواهند داشت. قبلا درباره حسینیه اعظم زنجان نوشته ام و معتقدم که پاسداشت و ترویج این گونه سوگواری ها هم وظیفه دینی است و هم میهنی. اما این را هم باید در نظر بگیریم که همین سوگواری های سنتی را آفت های متعددی تهدید می کند که شناخت و دفع آنها هر روز واجب تر می نماید.

امام جمعه ما

اما این روزها با هشتمین سالگرد درگذشت آیت الله سید اسماعیل موسوی زنجانی امام جمعه فقید زنجان است که بیست سال عهده دار زعامت دینی زنجانی ها بود و صبح چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۱ هنگام زیارت مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه امام رضا (ع) دچار ایست قلبی شد و از دنیا رفت. پیکرش در شهرهای مشهد، زنجان و قم تشییع شد. در مشهد حضرت آیت الله العظمی حسینی زنجانی و در قم حضرت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی بر پیکر این روحانی وارسته نماز خواندند. در زنجان نیز پس از تشییع کم نظیر، آیت الله سید جعفر شبیری زنجانی (برادر آیت الله العظمی آقا موسی شبیری) نماز میت اقامه کرد. صحنه عزاداری و نوحه خوانی زنجانی ها در سوگ امام جمعه فقیدشان بارها از تلویزیون پخش شد.

فقیه مجاهد

آیت الله موسوی زنجانی (مشهور به میرآقا) پس از ترور نافرجام امام جمعه اسبق زنجان حضرت آیت الله العظمی عزالدین حسینی زنجانی در تابستان ۱۳۶۱ به پیشنهاد و حمایت جمعی از روحانیون انقلابی زنجان از جمله آیت الله بیات زنجانی از سوی امام خمینی به نمایندگی ایشان در استان و امامت جمعه شهر زنجان منصوب شد. آن سال ها استان قزوین نیز بخشی از استان زنجان محسوب می شد. آیت الله موسوی زنجانی زمانی به این منصب برگزیده شد که دو فرزندش به شهادت رسیده بودند. نخست در سال ۱۳۵۵ محمد مهدی موسوی ۲۲ ساله و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف در زندان های رژیم شاه به شهادت رسید و دومین فرزند شهید ایشان نیز در ۱۷ سالگی و در عملیات آزادسازی خرمشهر جانش را تقدیم کرده بود. بدین ترتیب این پدر دو شهید و یک جانباز که خود از شاگردان نخبه حوزه درسی مرحوم آیت الله سید محمد داماد شمرده می شد و از محضر آیت الله العظمی بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی نیز بهره ها برده بود پس از سال ها فعالیت مذهبی در قم و تهران، به دستور امام خمینی عازم زادگاه خویش شد و هدایت دینی استان زنجان را به عهده گرفت.

آیت الله موسوی زنجانی همچنین از اعضای مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی بود و از نخستین دوره خبرگان رهبری تا پایان عمر نیز از نمایندگان این مجلس محسوب می شد. وارستگی اخلاقی ایشان به حدی بود که حتی استادش علامه طباطبایی در نماز جماعت به او اقتدا می کرد. آیت الله العظمی شبیری زنجانی که از هم درس ها و هم دوره ای های آن فقیه فقید بوده درباره ایشان گفته است: «در اوایل تحصیل طلبگی که با رفقا گاهی به بیرون می‏رفتیم و من جمله از آقایانی که بزرگانی که باهم بودیم یکی آقای مطهری بود، گاهی که نماز جماعت مغرب تعطیل بود می ‏رفتیم گردش، مورد اتفاق تمام ماها ایشان (آیه‏الله موسوی) بود که نماز جماعت را هم با ایشان می‏خواندیم … من یک وقت صحبت بود که بعضی طلبکارند، همه اشخاص را بدهکار خودشان می‏دانند، طلب دارند از مردم، من گفتم که آقای موسوی هیچ جنبه طلبکاری ندارند، آقای سید عبدالکریم موسوی اردبیلی گفت ایشان خیلی هم بدهکار است. خودش را همیشه بدهکار مردم می‏دانست. درست نقطه مقابل افراد دیگر. این طور روحیه اخلاقی ممتازی در او وجود داشت.»

ایستاده ها از راست: حضرات آیات میرمحمدی (نفر دوم)، موسوی زنجانی (نفر سوم)، سید مهدی روحانی (نفر پنجم)، شبیری زنجانی (نفر هفتم)

نشسته ها از راست: حضرات آیات آذری قمی، حقی، احمدی میانجی، احمد پایانی

روحانی مستقل

به جز وارستگی اخلاقی، روحیه مستقل ایشان سبب شده بود که برخی نیروهای سیاسی از ایشان رنجیده خاطر شوند و حتی بخشی از نیروهای حزب اللهی شهر نماز جمعه ایشان را تحریم کنند. هنوز خاطره اعتراض او به دخالت برخی نظامیان در انتخابات مجلس پنجم در سال ۷۴ که منجر به سانسور خطبه های ایشان در صدا و سیمای محلی هم شد در اذهان فعالان سیاسی زنجان باقی است. مواضع سیاسی ایشان اگرچه در طیف اصولگرا تعریف می شد اما تعلق سیاسی به این طیف سبب نمی شد که ایشان استقلال فکری خود را ازدست دهند. با اینکه تا پایان عمر از نظام جمهوری اسلامی حمایت کرد و سمبل اعلای نظام در منطقه خود بود اما گاه می شد که از شخصیت های مستقل و حتی منتقد نظام نیز حمایت می کرد، تسلیم فشارها نمی شد و عقب نشینی هم نمی کرد.

نقطه اوج چالش ایشان با نیروهای حزب اللهی شهر در جریان توقیف هفته نامه حزب اللهی «امین زنجان» پدیدار شد که اتهام اصلی اش توهین به آیت الله موسوی زنجانی بود. البته آن مرحوم از منتقدان دولت خاتمی و عملکرد اصلاح طلبان هم بود ولی در کارنامه سیاسی ایشان، حضور در سخنرانی تبلیغاتی خاتمی در فروردین ۱۳۷۶ در مسجد جامع زنجان نیز ثبت شده است. در آن سخنرانی، ایشان خاتمی را که به تازگی وارد رقابت های انتخاباتی شده بود همراهی کرد. اگرچه خود در دوم خرداد ۱۳۷۶ به رقیب خاتمی یعنی ناطق نوری رأی داد و باز هم حاضر نشد از کاندیدای مورد حمایت حزب اللهی های شهر یعنی ری شهری حمایت کند.

دوره بیست ساله حضور وی در مقام امامت جمعه زنجان، دوره درخشش زنجانی ها در جنگ با عراق بود که بی شک حضور و حمایت بی دریغ مرحوم آیت الله موسوی زنجانی تأثیر مهمی در این روند داشت. او بارها در جبهه ها حضور می یافت و خطبه های پرشوری در حمایت از رزمندگان ایراد می کرد.

با همه انتقادهایی که درباره او مطرح بود، نمی شد این را انکار کرد که وی نقش مهمی در وضعیت فرهنگی زنجان در سه دهه گذشته داشت. در عین اینکه از دخالت بیجا در امور مردم خودداری می کرد ولی سکوت در برابر انحرافات را جایز نمی دانست. به یاد دارم که دستور تخریب بنای نوساز یک امامزاده جعلی را در مسیر زنجان – بیجار داد. این بنا به ادعای سازندگان آن مدفن امامزاده ای بود که در خواب یکی از اهالی روستاهای اطراف آمده و خبر از محل دفن خود در کنار این جاده داده بود!

امام جمعه فقید ما دو حق ویژه نیز بر گردن من دارد. یکی اینکه او در بر پیکر پدر و دایی شهیدم در سال های ۱۳۶۱ و ۱۳۷۵ نماز خوانده است و دیگر آنکه مشوق من به تحصیل در حوزه علمیه بود و دست خطی از ایشان در همین باره دارم. آذر امسال که هشت سال از رحلت او می گذرد همسر سختی کشیده اش بانو شکوفه دانش پژوهی نیز در شهر قم درگذشت و به فرزندان شهیدش پیوست. روح همه شان شاد

این چند خط را نوشتم تا شاید این روزها زنجانی ها یادی از این پیرمرد دوست داشتنی بکنند.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, دین ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 پاسخ به این روزهای زنجان

  1. عباس می‌گوید:

    ممنون خیلی زیبا بود.
    البته، تا جایی که من شنیده ام و خوانده ام، مرحوم علامه هرگز به امامت نمی ایستاد و همیشه هر کدام از شاگردانش که پیش او بودند امامت را بر عهده میگرفتند ولو با اصرار علامه. بنابراین به اعتقاد من این نکته لزوما از حالات معنوی ایشان محسوب نمیشود. به نظرم باید آن را اصلاح کنید. این مشی علامه بود که به هرکسی اقتدا کند.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۷:۰۴ ب.ظ:

    بله همین طور هست که شما می گین ولی من از آیت الله شبیری هم نقل کردم که معمولا آقای موسوی رو مقدم می کردن در نمازهای جماعت

    [پاسخ]

  2. هادی می‌گوید:

    با سلام
    نوشته زیر به مناسبت عاشورا نوشته شده است. شمارا به خواندن آن دعوت می نمایم.
    http://bayaneroshan.blogfa.com/post-32.aspx

    [پاسخ]

  3. بازتاب: «رمضان» به مثابه یک سیستم « تورجان

  4. بازتاب: دفاع روشنفکرانه از سنت « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *