شناخت تاریخی به من دید کلی و صبر داده است

 

علی‌اشرف فتحی، مهدی زمانی: در اولین روز بهمن ماه سال ۸۹ در خانه استاد دکتر اللهیار خلعتبری پای سخنان ایشان درباره علم و رشته تاریخ نشستیم. دکتر خلعتبری که نواده مرحوم محمد ولی‌خان سپهدار تنکابنی است، آن‌گونه که خود می‌گوید در سال ۱۳۲۴ در محل کنونی پارک امین‌الدوله تهران به دنیا آمده است. این محل که در خیابان فخرآباد (دروازه شمیران) قرار دارد متعلق به خانم امین‌الدوله دختر فتحعلی شاه و همسر امین‌الدوله رییس‌الوزرای ناصرالدین شاه بوده است. خانم امین‌الدوله همچنین مادر دکتر علی امینی نخست‌وزیر حکومت پهلوی در ابتدای دهه چهل بود. دکتر خلعتبری تحصیلات خود را در رشته ادبی در مدارس قزوین و شهسوار به پایان رسانده و در سال ۴۳ تحصیلات خود را در رشته فلسفه اسلامی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران آغاز کرد. پس از طی دوره سربازی و ازدواج در سال ۵۵ برای ادامه تحصیلات با همسرش عازم پاریس شد و مدرک فوق لیسانس تاریخ فلسفه و دکترای تاریخ را از دانشگاه سوربن پاریس دریافت کرد.

پس از بازگشت به ایران در سال ۵۵ به عنوان استادیار دانشگاه ملی (شهید بهشتی) استخدام شد. پس از انقلاب نیز از سوی وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی به عضویت شورای عالی برنامه‌ریزی تدوین کتب درسی درآمد. از سال ۷۴ نیز به عنوان نماینده دانشکده ادبیات دانشگاه بهشتی به عضویت کمیته ممیزی دانشگاه درآمد و در بهمن سال ۱۳۷۹ به درجه استادی رسید. چند سال نیز معاون پژوهشی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده ادبیات و نیز یک سال عضو شورای دانشگاه بود. در عین حال عضو شورای آموزشی دانشگاه نیز بوده است.

در میان آثار وی می‌توان به تصحیح خاطرات و یادداشت‌های جد خود مرحوم سپهدار تنکابنی، کتابی درباره خاطرات خوارزمشاهیان، نقش و عملکرد قلاع در تاریخ سیاسی میانه ایران و نیز کتاب بابک خرمدین اشاره کرد. همچنین چندین طرح پژوهشی برای دانشگاه بهشتی و حدود ۳۰ مقاله پژوهشی از دیگر آثار اوست. در دانشگاه‌های تهران، بهشتی، الزهرا و آزاد تدریس کرده و می‌کند. استاد راهنمای حدود ۱۵۰ پایان‌نامه فوق لیسانس و حدود ۲۶ پایان‌نامه دکتری بوده است. می‌گوید که به ندرت استاد مشاور یک پایان‌نامه می‌شود مگر آنکه آن دانشجو برجسته و استاد راهنما نیز جدی باشد. در اسفند سال ۸۶ به میل و اصرار خود و علیرغم مخالفت رییس دانشگاه و دیگر همکاران بازنشسته شد. ابتدا از ایشان می‌پرسیم که چرا از فلسفه به تاریخ تغییر رشته داده‌اند؟

 

علاوه بر سوابق خانوادگی، دو نفر در تغییر رشته من و علاقه‌ام به تاریخ مؤثر بودند. در درجه اول پدرم مرحوم سبحان‌قلی خلعتبری بودند که اگرچه دارای تحصیلات عالی نبودند ولی تسلط زیادی به انساب، رجال تاریخی و شعر داشتند و تشویق‌های ایشان و مادرم و نیز وجود کتابخانه پدر مرا به تاریخ علاقه‌مند کرد. پدرم چند ماه قبل از پیروزی انقلاب در سن ۷۳ سالگی درگذشت. در درجه دوم نیز دکتر جمشیدی دبیر تاریخ دبیرستان ما با نوع تدریس و تفهیم مطلب و نیز خلق و خوی خوش و محبت‌آمیز معلمی، مشوق من در تحصیل رشته تاریخ شد. خوشبخانه ایشان هنوز در قید حیات هستند که خداوند ایشان را حفظ کند. همچنین دکتر قاسم انصاری (استاد فعلی دانشگاه زنجان) و مرحوم دکتر سخاوتی (دارای دکترای ادبیات عرب از دانشگاه الازهر مصر) از اسوه‌های من در دوره دبیرستان بودند.

از میان استادان دوره دانشجویی، از چه کسانی بیشتر تأثیر گرفتید و آموختید؟

در دوره لیسانس دانشکده الهیات در زمان ما (دهه ۴۰) استادان برجسته‌ای حضور داشتند. استادانی چون دکتر زرین‌کوب، دکتر مجتبی مینوی، شیخ حسینعلی راشد، استاد شهید مطهری، مرحوم الهی قمشه‌ای، دکتر حسن ملکشاهی (صاحب شرح اشارات و تنبیهات که من خیلی به ایشان نزدیک بودم و تز لیسانس خود را درباره افکار برتراند راسل با ایشان گذراندم)، دکتر غلامحسین صدیقی، دکتر امیرحسین آریانپور، دکتر حمیدی شیرازی و رییس دانشکده‌مان مرحوم بدیع‌الزمان فروزانفر که دوره طلایی دانشکده الهیات (معقول و منقول) را ایجاد کرده بودند. سابقه دانشکده الهیات از خود دانشگاه تهران بیشتر بود.

 

محمد ولی‌خان سپهدار تنکابنی؛ از فاتحان تهران در عصر مشروطه و جد پدری دکتر خلعتبری که در سن هشتاد سالگی بر اثر فشارهای رضاشاه خودکشی کرد

 

در سوربن از چه استادانی بیشتر استفاده کردید؟

در آنجا از مرحوم پروفسور هانری کربن، پروفسور لازار، پروفسور کائن و دکتر خوزه اغناندز بسیار استفاده کردم. در آنجا استادم می‌خواست که مثلا بیست جلسه پای درس استادان دیگر بروم و خلاصه‌ای تهیه کنم و به او تحویل دهم. برای آنکه مرا بیشتر وادار به کار کند دو سه بار خط قرمزی روی کارم کشید و گفت بروم دوباره روی این خلاصه دروس کار کنم. دکتر هانری کربن تسلط خاصی بر فلسفه داشت. او بیست سال به ایران می‌آمد و در درکه تهران که ییلاق مرحوم علامه طباطبایی بود به همراه دکتر سید حسین نصر با ایشان گفتگوی علمی می‌کرد که حاصل این گفتگوها کتاب «تاریخ فلسفه اسلام» هانری کربن است.

بیشترین دستاورد علمی شما از کدام یک از این استادان برجسته بود؟

من معتقدم که اگرچه علم یک استاد برای مدتی انسان را جذب می‌کند ولی دیگر به جایی می‌رسد که علم یک استاد دیگر پاسخگوی شاگرد نیست بلکه آدم جذب منش و شخصیت استاد می‌شود. بزرگان ما همین‌گونه بوده‌اند. مثلا امام محمد غزالی برای تحصیل از گرگان به نیشابور رفت. یا محمد بن جریر طبری به ری آمد و از ری تا دولاب می‌دویده تا به درس استاد دیگرش برسد. ولی همه اینها بعد از مدتی استادان خود را ارتقا می­دادند. الان هم همین‌طور است. مثلا در دوره لیسانس هم سطح معلومات کمتری دارد و هم سطح توقع دانشجو کمتر است. در دوره دانشجویی هم از پروفسور لازار و خوزه اغناندز بهره زیادی بردم. در ایران هم یادم هست که مرحوم فروزانفر در دوره دکتری، هر ترم نهایتا دو بیت از مثنوی را شرح می‌کرد. پس ببینید چه دریایی در مقابل شما نشسته بود. استادان دیگر هم هر کدام بهره علمی خاص خود را داشتند. پس نمی‌شود گفت که از کدام استادم بیشتر و بهتر استفاده کرده‌ام. هر گلی یک بویی دارد.

تحصیلات فلسفی شما چه تأثیری در نگاه تاریخی شما داشته است؟

فلسفه خیلی با روحیات من سازگار نبود، ولی قوانین منطقی و فلسفی نگاه خاصی در تاریخ به من داد. البته چون دوره تحصیل فلسفه من کوتاه بود مثل استادانی چون مرحوم دکتر زریاب خویی نگاه فلسفی به تاریخ نداشتم. من یادم هست که زمانی در دانشگاه بهشتی ما در درس فلسفه تاریخ مشکل داشتیم. یا استادان فلسفه ما تاریخ نمی‌دانستند و یا استادان تاریخ ما به فلسفه آشنا نبودند. تا اینکه ما گروهی از دانشجویان را چند ترم خدمت مرحوم دکتر زریاب خویی و دکتر فتح‌الله مجتبایی فرستادیم و مشکل ما حل شد. بچه‌ها راضی بودند و علاقه‌مند شدند. فلسفه تاریخ کاملا تخصصی است. تاریخ علم است و فلسفه تاریخ، علم در علم است و هر استادی قادر به تدریس آن نیست. تحصیل کلاسیک لزوما به معنای فهم یک علم نیست.

تاریخ توانسته شما را ارضا کند؟ از تاریخ لذت روحی برده‌اید؟

بله. خیلی! تاریخ هویت بشر است و آدم با تاریخ زندگی می‌کند و جاودان می‌ماند. تاریخ مرا بسیار ارضا می‌کند. من معتقدم که هر ایرانی باید مقداری از تاریخ کشورش بداند چون تاریخ، هویت و شناسنامه اوست. ولی متأسفانه حتی دانشجویان ما در رشته‌های دیگر هم آگاهی چندانی در این زمینه ندارند.

پیشمان نیستید که تاریخ خوانده‌اید؟

به هیچ وجه. اگر دوباره از اول شروع کنم باز هم حتما تاریخ می‌خوانم و استادی دانشگاه را انتخاب می‌کنم.

تاریخ چه تأثیر عملی در زندگی و شخصیت شما گذاشته است؟

تاریخ به آدم، صبر می‌دهد. چون به وسیله تاریخ از زندگی و فراز و نشیب‌های تاریخ بشر شناخت پیدا می‌کنید و این به شما صبر و دید کلی می‌دهد. خوشبختانه پسرم نیز در پاریس و در همان دانشگاهی که من دکترا گرفتم از پایان‌نامه دکتری خود در رشته تاریخ دفاع کرده و اکنون نیز فوق دکترای ادبیات تطبیقی در کانادا می‌خواند.

هیچ‌وقت به دلیل نزدیکی زیاد میان تاریخ و سیاست وسوسه شده‌اید که فعالیت سیاسی بکنید؟

من هرگز به فعالیت سیاسی علاقه نداشته‌ام. البته مسایل سیاسی را به دلیل علاقه به کشورم پیگیری می‌کنم و دوست دارم. مرحوم پدرم هم همیشه وصیت می‌کرد که دنبال سیاست نروم. خودم هم ترجیح داده‌ام که کار علمی بکنم. البته شما وقتی کار علمی می‌کنید در واقع، کار سیاسی هم می‌کنید. بخشی از تاریخ، سیاست است، همان‌گونه که بخشی از تاریخ ما دین است و به جرأت می‌شود گفت که دیندارترین مردم دنیا مردم ایران هستند که همواره دیندار بوده‌اند. به همان میزان نیز کار علمی در تاریخ، کار سیاسی هم هست.

وضعیت دانشجویان رشته تاریخ را در دوره تحصیل و تدریس خود چگونه دیده‌اید؟ چرا ما شاهد افت در این رشته هستیم و دانشجوی ما از خواندن تاریخ احساس غرور نمی‌کند؟

همیشه همین‌طور بوده که تاریخ را به منزله قصه می‌دانستند و مختص چند دهه اخیر نیست. البته به دلیل تحولات سیاسی، بازار کار افت بیشتری پیدا کرده و رشته‌های کاربردی‌تری مثل شیمی و فیزیک و … رواج پیدا کرده است. همچنین گروه‌های تاریخ بی حد و حساب گسترش پیدا کرده است. قبلا فقط ۹ دانشگاه کشور گروه تاریخ داشتند. همین مسأله باعث کاهش بازار کار برای دانشجویان تاریخ شده است. اینها باعث شده که دانشجویان تاریخ احساس پوچی بکنند. یکی از دلایلی که من دیگر در دوره لیسانس درس نمی‌دهم همین بی‌علاقه‌گی و پوچی دانشجویان این مقطع است که استاد را هم بی‌علاقه می‌کند. خانواده‌های ما هم تاریخ را علم نمی‌دانند و آن را قصه و افسانه تلقی می‌کنند. آموزش و پرورش باید در برخورد با معلمین تاریخ، تجدید نظر کند و هر کسی را به کلاس تاریخ نفرستد. وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم باید وجاهت و حرمت درس تاریخ را حفظ کنند.

 

وضعیت پژوهشی رشته تاریخ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من وضعیت را دل‌بخواه نمی‌بینم. پژوهش‌ها انگیزه مالی پیدا کرده‌اند. البته استادان جوانی آمده‌اند که خوب کار می‌کنند و همین باعث شده آینده پژوه‌‌های تاریخی را امیدوارکننده و رضایت‌بخش بدانم. من با توجه به اینکه سردبیر و عضو هیأت تحریریه ده یازده نشریه در دانشگاه‌های تهران، قم و شهرهای دیگر هستم مقالات و پژوهش‌های بسیار خوبی را از استادان جوان می‌بینم و من از آنها پشتیبانی می‌کنم. از نظر من فارغ التحصیلی بی‌معناست. مگر در نظام آموزشی حوزه علمیه ما فارغ‌التحصیلی داریم؟ ما همیشه باید در حال آموختن باشیم. از همین رو من همواره با دانشجویان دکتری و فوق لیسانس خودم ارتباط دارم و از آنها حمایت می‌کنم.

وضعیت کیفی تدریس در رشته تاریخ را چگونه می‌بینید؟ 

من معتقد به سخت‌گیری هستم. متأسفانه می بینم که هنوز در کلاس ها جزوه گفته می‌شود. استاد باید به معرفی کتاب بپردازد و در حیطه همان درس و کتاب، به دانشجویان توضیح بدهد. استاد باید به خودش زحمت بدهد و کتاب بخواند تا بتواند پاسخگوی سؤالات دانشجو باشد. حتی اگر سؤال دانشجو غلط بود، نباید استاد او را متوحش و سرخورده بکند. دانشجو آمده که بپرسد. همچنین توصیه می‌کنم که استادان در همان موضوعی که کار کرده اند باقی بمانند و تدریس بکنند و پراکنده کاری نکنند. تعداد زیاد ساعات تدریس باعث می‌شود که وجاهت تاریخ زیر سؤال برود. من به استادان جوان توصیه می‌کنم که اگر مجبور به پر کردن ساعات تدریس هستند، درس های جدید را بخوانند تا بتوانند از عهده تدریس آن برآیند. استادان جوان باید به خود زحمت بدهند. همچنین استاد باید از کارهای تجاری و غیرعلمی خودداری کند تا از عهده پاسخگویی به نیاز علمی دانشجویانش برآید. دانشجو هم نباید توقع داشته باشد که استادان جوان مثل دکتر شعبانی باشند. همچنین دانشجو نباید به حرف ها و کتاب هایی که استاد معرفی می‌کند اکتفا نکند. باید خودش کار کند و فقط برای امتحان نخواند. اصلا به نظر من نباید در فورجه درس خواند. فروجه برای استراحت و آماده شدن برای امتحان است. در طول ترم باید درس خواند. تاریخ مثل داروی گیاهی است که در درازمدت اثر می گذارد. باید در جلسات علمی دانشگاه های دیگر شرکت کنید. نمره و معدل، ملاک علم نیست. ملاک علم، دانایی است. اهل پرسش باشید و همواره از استادان خود بپرسید. البته باید در دامنه برخی دروس هم بازنگری شود تا استادان با دست بازتری به تدریس برسند.

به عنوان یک استاد موفق از چه کسی به عنوان فرد مؤثر در مسیر موفقیت خود تشکر می‌کنید؟

من از همسرم تشکر می‌کنم که اگرچه تحصیلات عالی از سوربن پاریس داشت، به مسایل خانوادگی پرداخت و زمینه موفقیت علمی مرا مهیا کرد.

توصیه شما به انجمن علمی دانشجویی تاریخ چیست؟

از نظر علمی، سر به سر استادان خود بگذارید و به کیفیت برنامه های خود بیشتر از کمیت بها بدهید. تاکنون که برنامه های خوبی داشته‌اید. سعی کنید وسعت و عمق بیشتری به برنامه های انجمن بدهید. من هم با کمال میل به شما کمک علمی خواهم کرد. إن‌شاءالله سالم، موفق و عاقبت به خیر باشید. ضمنا زودتر ازدواج کنید تا موفق‌تر باشید.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *