ما شیعیان بدی بودیم!

گنبد تخریب‌شده امام هادی و امام عسکری (ع) پس از حمله وهابی‌ها

 

علی اشرف فتحی: این جملات را بخوانید! بارها و بارها شده که شنونده‌ این جملات بوده‌ام:

–          شما که طلبه و فرزند شهید هستید چرا این‌ حرف‌ها را می‌زنید؟

–          شما که این حرف‌های خوب را می‌زنید کاش طلبه و خانواده شهید نبودید!

می‌بینید که این دو نگاه متفاوت، در یک چیز با هم اشتراک دارند و آن هم اینکه خودشان را حقیقت محض می‌دانند و هیچ‌گونه اختلاف نظری را برنمی‌تابند. همه چیز را هم سیاه و سفید می‌بینند و زمانی که اندک قدرت یا رسانه‌ای پیدا کنند برای حذف رقیب و نادیده گرفتن عملی او بسیار می‌کوشند. حال وقتی که چنین افکاری به سبزه نیز آراسته شده و توهین و تمسخر و هتاکی را چاشنی رفتار و گفتار خود کنند، شاهد خلق پدیده‌هایی خواهیم شد که این سال‌ها کم و بیش شاهد آن هستیم. پدیده‌ای که هم زاده نفرت است و هم فزاینده آن. یکی دین را ابزار ستم خود کرده و دیگری نیز آزادی بیان رو بهانه ظلم و بی‌انصافی‌اش. در این وسط چیزی که مظلوم مانده همین دین و آزادی بیان هستند که بدنامی ناشی از رفتار هوادارانشان را به جان می‌خرند و به حاشیه رانده می‌شوند.

این روزها کم و بیش از حرکت خلاقانه! برخی فعالان اینترنتی درباره ائمه شیعه شنیده‌ایم. از امام هادی (ع) شروع کرده‌اند و فعلا به امام جواد (ع) رسیده‌اند! لابد ذهن خلاق آنها قرار است صحنه‌های عاشورا و کربلا را هم مورد عنایت قرار دهد! داعیه‌شان نیز تقدس‌زدایی از برخی مفاهیم و شخصیت‌ها و گسترش مرزهای آزادی بیان است. در بادی امر که سخن جذاب و دل‌فریبی است. ولی گویا یک اصل مهم و عقلایی دیگر را فراموش کرده‌اند و آن هم اینکه هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. گیرم که هدف مقدسی دارید و قرار است با گفته خودتان تلنگری به ما دینداران بزنید و به سالم‌سازی فضای فکری کشور و ارتقای آن کمک کنید، گیرم که می‌خواهید در برابر ستم‌هایی که به خودتان شده از عقیده و هویت خود دفاع کنید، آیا واقعا نمی دانید که با این کارتان یک گره دیگر به معضلات بغرنج کنونی اضافه کرده‌اید؟! آیا انصافا متوجه عواقب و پیامدهای سوء رفتار خود نیستید؟! مگر خیلی از شماها مخالف «شستن خون به خون» نبوده و نیستید؟ پس چرا ستمی را با ستم دیگر پاسخ می‌دهید؟! مگر ائمه شیعه فقط مقدسات مخالفان سیاسی شما هستند که این‌گونه بی‌محابا می تازید؟! هیچ فکر کرده‌اید که این کار شما همچون بر دار زدن شیخ فضل‌الله نوری فقط و فقط به زیان همان دموکراسی و آزادی بیانی است که به دنبال آن هستید؟! کاش به جای تسلط بر اشعار ایرج میرزا و رمان‌های صادق هدایت، چند خط از تاریخ مردم رنج‌کشیده خود را هم می‌خواندید و این‌گونه با دستاورد هم‌میهنان خود بازی نمی کردید! اصلا لازم نیست به خودتان زحمت بدهید و تاریخ مشروطه یا وقایع مشابه سال ۳۲ یا ۵۸ را بخوانید. فقط کمی از وقایع ۱۵ سال اخیر بدانید کافی است. هم‌فکران شما بارها و بارها ضربات بدی به آرمان‌های ما و شما وارده کرده‌اند. کاش فقط لختی به همین چند سؤال که مطرح کردم فکر می کردید و اشتباه آنها را تکرار نمی کردید.

بگذارید حال که سخن به اینجا رسید حقیقتی را که مدت‌هاست آزارم می‌دهد بازگو کنم. ۲۵ بهمن ۸۹ در همین شهر تهران، چند هواخواه دموکراسی و آزادی بیان، یک مادر شهید محجبه را که از قضا به همراهی شما و برای آرمان‌های شما به خیابان آمده بود کتک زده و مورد اهانت قرار داده‌اند و چند دختر محجبه سبز را نیز به تمسخر گرفته‌اند. این را یکی از دوستانم دیده بود. آن پیرزن کتک‌خورده برای اینکه ضربه‌ای به اهداف شما وارد نشود خواسته بود خبر هتک حرمتش رسانه‌ای نشود. ولی اکنون یقین دارم که همان مادر شهید اگر بشنود که شما امام هادی و امام جواد (علیهما السلام) را این‌گونه ملعبه و مضحکه کرده‌اید خواهد رنجید. چون قطعا این دو امام را از فرزندی که در راه کشورمان تقدیم کرده بیشتر دوست دارد.

باور کنید که شما حامیان شایسته و خوبی برای دموکراسی و آزادی بیان و عدالت نبوده‌اید، ولی ما هم قبول داریم که شیعیان خوبی برای این حضرات نبوده‌ و نیستیم. ما برای کسانی که در راه سعادت ما از آرامش و هستی خود مایه گذاشتند و انواع محدودیت‌ها را به جان خریدند، پیروان خوبی نبودیم. این بزرگواران به ما گفته بودند که آیه ۱۰۸ سوره انعام را عمل کنیم، ولی ترجیح داده و می‌دهیم که این‌گونه آیات را نادیده بگیریم. از ما خواسته بودند که زینت آنها باشیم نه مایه سرافکندگی و آبرو‌ریزی آنها. ولی ما همیشه سعی وافری داشتیم که مایه بدنامی و شرمندگی آنها باشیم! آنها برای سربلندی ما حصر و حبس و قتل و اسارت را به جان خریدند، ولی ما پیشگام مبتذل و مضحکه شدن آنها و سخنان‌شان شدیم.

آنها حتی اگر قبورشان همچون بقیع با خاک یکسان شود و یا همچون سامرا تخریب شود، لطمه‌ای نمی بینند. این ما هستیم که از نادیده گرفتن آنها لطمه دیده‌ایم. آنها نیامده بودند که مقدس شوند. هوس شهرت و تقدس نداشتند. اگر کوچک‌ترین هوسی داشتند کافی بود لبخند رضایت‌آمیزی نثار حاکمان ظالم عصر خود کنند تا عزت و شهرت و قدرت دنیوی را صله بگیرند. آنها نیامده بودند که دردی بر دردهای بی‌شمار بشریت بیافزایند. آمده بودند که از رنج و حقارت ما بکاهند. ده‌ها سال زندان، حصر خانگی، تحقیر و زندگی در زیر نگاه آزار دهنده و تعدی مستمر مأموران آشکار و مخفی خلفا برای افزوده شدن به آمار مقدسین و مقدسات نبود! برای این بود که گاهی به خودمان بیاییم و بی‌محابا نتازیم. چه زیبا گفت مولوی که:

طوطی نقل و شکر بودیم ما       مرغ مرگ‌اندیش گشتیم از شما

بیایید همه صادقانه اعتراف کنیم! شما اعتراف کنید که حامیان خوبی برای آزادی بیان و دموکراسی نبوده‌اید، ما هم اذعان کنیم که شیعیان خوبی برای آن پیشوایان مظلوم نبوده و نیستیم! باور کنید که معامله منصفانه‌ای است …

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اجتماع, دین ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

60 پاسخ به ما شیعیان بدی بودیم!

  1. امیرحسین ایرجی می‌گوید:

    نمی توانستم. دیگر نمی توانستم
    صدای پایم از انکار راه بر می خاست
    و یأسم از صبوری روحم وسیع تر شده بود
    و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ
    که بر دریچه گذر داشت
    با دلم می گفت:
    نگاه کن!
    تو هیچ گاه پیش نرفتی
    تو فرو رفتی

  2. ashena می‌گوید:

    لطفا مرقوم بفرمائید مطالب کدام سایب فکر جنابعالی را اینچنین مشوش کرده تا ما هم بخوانیم و قضاوت کنینم.با تشکر

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۰ ب.ظ:

    سرچ کنید می‌یابید

    ashena پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۹ ب.ظ:

    چی سرچ کنم؟یک راهنمائی بکنیدلطفا!

  3. میم می‌گوید:

    آقای فتحی تعجب می کنم از شما و از آن مادر شهید. یعنی شما واقعا نمی دانید و نمی دانستید اکثریت جنبش سبز افراد غیر مذهبی و لا مذهب هستند؟ یعنی واقعا فکر می کردید این افراد که حتی ائمه شیعه را مسخره می کنند در مرگ آقای منتظری واقعا عزادار بودند؟بروید و با خدای خود خلوت کنید و از خود بپرسید چه شد که با چنین افراد زیر یک پرچم جمع شدید؟ لازم نیست حتما به ائمه توهین شود که غیرتتان به جوش بیاید. خیلی پیشتر سایر اعتقادات شیعه توسط چنین افرادی زیر سوال رفته بود و می رود. فکر می کنم اکنون زمان انشقاق در وحدت پوشالی جنبش سبز فرا رسیده است. فراموش نکنید که باطل بی هویت است و از حق هویت می گیرد یعنی باطل مترادف است با لا حق و طبیعی است اتحاد در جنبش بی هویتی که باطل است پوشالی است و واقعی نیست.

    آقا محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    دوست عزیز، من شکل نگاه شما را دوست ندارم. بالاخره که ما باید در این مملکت زندگی کنیم، نه؟ اگر اکثریت جنبش سبز را افراد لامذهب تشکیل میدهند، باید آن ها را به رسمیت بشناسیم. مگر یکی دو نفر هستند که بگوییم سرشان را زیر آب میکنیم و تمام؟ من هفته اول بعد از انتخابات در خیابان و در میان تظاهر کنندگان بودم. اگر نگوییم سه میلیون، یک میلیون که بودند. به نظر شما نباید عقاید این عده به رسمیت شناخته شود؟ نمیشود همیشه تقصیر را متوجه گروه مقابل کرد و خود از زیر بار مشکل به وجود آمده شانه خالی کنیم. اگر به اعتقادات ما توهین میشود، شاید بخشی از مشکل هم به خود ما بر میگردد. نظرت درباره لینکی که آقای فتحی گذاشته بود چیست؟
    http://rovatehadis.com/archives/8482

    به علاوه من کلا با این نظر شما که بخش عمده جنبش سبز لامذهب هستند مخالفم. در همان تظاهراتی که در بالا اشاره کردم، من خودم شاهد همه جور آدمی بودم. از ظاهرشان و رفتارشان میشد حدس زد که برای مخالفت با دین به خیابان نیامده اند. به میرحسین موسوی همه چیز میچسبد به غیر از لامذهب بودن. مگر اینکه با عینک کیهان به ماجرا نگاه کنی. به هر حال در هر جماعتی عده ای رادیکال هم پیدا میشوند. و متاسفانه در غالب موارد به دلیل هیاهوی بیش از حد این عده رادیکال، تفکرات این جماعت شبیه تفکرات این عده رادیکال به نظر می رسد. توی غرب خیلی از آدم ها فکر میکنند اسلام یعنی بن لادن یا احمدی نژاد. چرا؟ چون این عده بیشتر از بقیه جار و جنجال به پا کرده اند. و من و شما میدانیم که اسلام نه آن است و نه این. به نظرم جنبش سبز هم چنین وضعیتی دارد. گرچه من خودم ترجیه میدهم که به دلیل همین تند روی ها و توهین ها از چسباندن خودم به جنبش سبز خودداری کنم و آزاد تر بیاندیشم. ولی جدای از اسم جنبش سبز، دوست دارم از عقاید رادیکال دوری کنم.
    این را در نظر بگیرید که رادیکالیسم رادیکالیسم می آورد. این رفتار خودش را تشدید میکند. اگر گروهی شروع به توهین کند، طرف مقابل هم همین کار را میکند. اگر فحش دادی فحش میشنوی. اگر مشت زدی لگد میخوری. من به راستی نمیدانم نظر شما در مورد همان آیه ۱۰۸ سوره انعام چیست؟ به نظرم باید همدیگر را تحمل کنیم. این باعث میشود طرف مقابل هم منطقی تر رفتار کند. نمیتوانید بگویید همه این چند میلیون نفر انسان های مشکل داری هستند. قصد دشمنی دارند. باید از اسلام چیزی دیده باشند که جذبش بشوند؟ این اسلامی که بعضی از ماها ارائه کرده ایم چه چیز جذابی دارد؟ محبت؟ صلح؟ دوستی با دیگران؟

    کوش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۹ ق.ظ:

    عمو محسن بالا سایت شما رو به من معرفی کرد، منم لازم دیدم چند نکته رو اشاره کنم:

    ۱- به نظر من اساسی ترین اصل در ارزش گزاری یه ایدئولوژی، توانایی اون در دفاع از خودشه. به عبارت دیگه برای حفظ خودشون از گزند تمسخر و دست اندازی مخالفاشون احتیاج به رگ گردن ندارن.
    ۲- من نوشته های مربوط به دو امامی که اشاره کردین رو دنبال می کنم، برام قابل درکه که بعضی افراد با خوندنشون حس بدی بهشون دست می ده. ولی مخاطب من شمایی هستید که برد تعقلتون طولانی تر از سنگیه که می تونین بندازین. آیا تقدیس و یا حتی تقدس زدایی از انسانهایی که حتی با قبول معصوم بودنشون، می شه به برد تاریخی تاثیر گزاریشون شک کرد، کار بیهوده ای نیست؟ دلیل این تشکیک من جملات خودتونه:
    “این بزرگواران به ما گفته بودند که آیه ۱۰۸ سوره انعام را عمل کنیم، ولی ترجیح داده و می‌دهیم که این‌گونه آیات را نادیده بگیریم. از ما خواسته بودند که زینت آنها باشیم نه مایه سرافکندگی و آبرو‌ریزی آنها.”
    خب که چی؟ توصیه به آیه شریفه رو که من هم می تونم بکنم. بقیه اش هم صرفا جملات گنگیه که من چیز زیادی ازش دستگیرم نمی شه. ادامه بحث تو این زمینه می کشه به تاریخ تشیع و … که از حوصله من خارجه.
    ۳٫ و نکته آخر اینکه استدلال شما زیرکانه بوده… شما در مقابل سطح پایین تحمل مخالفانتون، عدم تواناییتون در پیروی از پیشوایانتونو قرار دادین. این نقدی رو متوجه شما نمی کنه… فکر کنیم منظورمو گرفتین و به همین خاطر طولانی ترش نمی کنم.
    یاحق.

    میم پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    دوست عزیز خیلی اینجا نمی یام و نمی دونم آیا خواهید خوند. مشخص هست که شما بیشتر در جبهه ما جا دارید. ببینید آن بدنه جنبش سبز که ملیونی بود محدود به به چند شهر بزرگ بود.آن بدنه در عرض چند ماه ریزش کرد. این که زود ریزش نکرد بله قبول دارم بخش بزرگی به خاطر اشتباهات جریان ما بود. از کشوری مثل ایران چه انتظاری دارید؟ تازه الان که وقایع جهان عرب رو می بینم می فهمم که اینجا چقدر خوب عمل کردن و صد البته غیر ایده آل. اشاره کردم غیر مذهبی و لامذهب. بنابراین نگفتم اکثریت لامذهبن. از دیدم افراد تارک الصلوه و روزه غیر مذهبی محسوب می شن.ما این رفتارها رو در بدنه جنبش سبز دیدیم. چه کسانی در ماه رمضان در روز قدس آب می خوردند؟ چه کسانی در نماز جمعه بصورت مختلط و با کفش نماز می خواندند؟ دوست عزیز ما باید واقعیت را قبول کنیم. افراد غیر مذهبی محترمن ولی به هر دلیل اکثریت جنبش سبز غیر مذهبی هستن البته اون چیزی که الان باقی مونده شاید گزاف نباشه بگیم لامذهب. در کنار این نکته باید این واقعیت را پذیرفت که اکثر جامعه ایران مذهبی هستن. مگر مردم روستا انسان نیستند؟ در جامعه با اکثریت مذهبی اقلیت تا جایی محترم است که به حقوق اقلیت تعدی نکند. بینی و بین پروردگارمان تقلب اثبات شد؟ آقای موسوی در ۹۰% صندوق ها ناظر داشت. بعد از دو سال حتی یک صندوق نا قابل اعلام نشده که آنچه وزارت کشور اعلام کرده با چیزی که ناظر ما اعلام کرده متفاوت است. ولی بله قبول است ما هم بعنوان مذهبی خوب عمل نکردیم ولی این دلیل نمی شود اقلیت در مقابل اکثریت سرکشی کند.

  4. صفوی می‌گوید:

    منصفانه نوشته اید.

  5. بازتاب: حکایت کمپین توهین به امامان شیعه! |

  6. ashena می‌گوید:

    نگفتید چی سرچ کنیم؟

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۱ ب.ظ:

    http://www.dezfouli.net/?p=467

  7. اسفندیار فتحی می‌گوید:

    درود
    موضوعی بسیار خوب و اساسی را مطرح کرده بودید و خوب هم به آن پرداخته بودید
    بسیار سپاس و
    سبز باشید

  8. بهزاد می‌گوید:

    نمی گم کار درستیه ولی به نظرم طبیعیه . جواب های هوی است آقای فتحی ملتی که هر روزه گوساله , بزغاله و … خطاب شود با ادب و احترام به محترمات شما پاسخ نخواهد داد ، بسیجی که اون طور رفتار کند خیلی قابل پیش بینی هم هست که مردم تو استادیوم اون شعارها رو براش بدن .

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۰ ب.ظ:

    جوابتان را در متن داده‌ام. مقدساتی که مورد اهانت قرار گرفته مقدسات بخش زیادی از معترضین هم هست

    علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۵:۵۹ ق.ظ:

    چرا اصلا این قضایا را به اعتراضات بعد از انتخابات ربط می دهید؟ که بعد بگویید این مقدسات، مقدسات بخش زیادی از معترضان هم هست؟
    این آدم ها هیچ ربطی به مردمی معترض به انتخابات ندارند و هدفشان هم ربطی به آن جریان ندارد.

    ریشه واقعی این جریانات هم بر می گردد به همان که خودتان گفتید. اینکه ما شیعه خوبی نبودیم. وگرنه یادمان نمی رفت که خداوند در قرآن فرمود حتی به بت های مشرکان و کافران توهین نکنید تا به خدای شما و مقدساتتان توهین نکنند. تا ما یاد بگیریم به کتاب مقدسمان عمل کنیم، خیلی چیزها برباد رفته است.
    کاش یاد می گرفتیم “لکم دینکم ولی دین” را رعایت کنیم و به آنها هم اجازه نفس کشیدن بدهیم تا امروز عقده هایشان را با توهین به مقدسات ما باز نکنند

  9. حافظ می‌گوید:

    به همین راحتی حکم به لامذهبی جنبشی میدهید که از مذهبی ترین طبقات اجتماع را در دل خود جای داده است و مذهبی است ؛ اما چون تعریفش از دین و دیانت درست و منطقی است طیف های دیگر اجتماعی نیز زیر چترش ایستاده اند !

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۸:۴۶ ب.ظ:

    شما این خطا رو کردی یا من؟ گویا متن رو درست نخوندید. هر حرکتی باید لحظه به لحظه آسیب‌شناسی بشه. آسیب‌شناسی سبزها هم حتی اگر سبز نباشیم به سود کشور است

    حافظ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    من فکرمیکنم اشتباهی رخ داده . من این متن رو در جواب کامنت آقا یا خانم میم نوشتم نه پست وبلاگ شما

  10. امین می‌گوید:

    سلام
    من صفحه مورد نظر رو دیدم ولی ارتباطش با جنبش اعتراضی رو متوجه نشدم. خواهشمندم همونطور که میدونم هر فرد معتقدی لزوما طرفدار رییس جمهور فعلی نیست, توجه کنید که هر حرکت ضد ارزشی رو هم نباید به معترضین نسبت داد
    با سپاس

    پ.ن : راستی جالبه که وبلاگتون فیلتره !!!

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ ب.ظ:

    گویا زیاد در جریان قضیه نیستید. در شبکه‌های اجتماعی دیگه هم این قضیه از طرف برخی معترضین منعکس شده

  11. مهدی می‌گوید:

    سلام و دست مریزاد
    از بهترین پست هایی بود که در سراسر نت گردی ام خوانده بودم
    صادقانه، عمیق و با شهامت نوشتی و از اعتقادت-اعتقام دفاع کردی
    ممنون برادرم، ممنون همسفرم

  12. بابک می‌گوید:

    سلام

    من یک آدم غیر مذهبیم. ولی با مطلب شما کاملاً موافقم. من به نوبه خودم اگر زمانی توهینی کردم یا تند روی کردم عذر می خوام. امیدوازم همه هم را ببخشیم و اون وقت دست در دست هم ایران بهتری بسازیم به دور از کینه و نفرت و تعصب های نژادی و فکری

  13. مهران می‌گوید:

    خیلی خوب بود. پس از مدتها یک حرف منطقی و دینی از سبزها شنیدم

  14. مالک می‌گوید:

    سلام
    اولا نمیدونم چرا اقدام چند نفر رو که اصلا معلوم نیست کی هستن و تو اون صفحه کذایی شون هیچ حرفی هم از سیاست زده نشده ( یا هواداری از شخصی یا گروهی ) وصل کردید به معترضین و کلی خاطره تعریف کردید و …
    دوم امروز شعری خوندم از آقای … که تو نشریه … چاپ شده بود و تو اون شعر به بهانه مخالفت با مکتب ایرانی اکثر نمادهای ایران باستان جمله کورش و رستم و .. را مورد عنایت قرار داده بودند خوب به نظر من درست نیست ما به دلیل اینکه معتقدیم طرف حقیم ( و دیگران لزوما به این امر معتقد نیستند ) به خودمون اجازه بدیم به مقدسات دیگر مکاتب و ادیان توهین کنیم اما توقع داشته باشیم اونها احترام مقدسات مارو نگه دارند .

  15. رضا می‌گوید:

    آقای فتحی عزیز
    همیشه خواننده مشتاق وبلاگ شما هستم و خواهم بود. ولی در مورد این نوشته چندان با شما موافق نیستم.
    در هر گروهی، هر طرز فکری، مخصوصاً وقتی به گستردگی جنبش سبز باشه، همه جور رفتاری ممکنه پیدا شه و اونو نمیشه به حساب طرز فکر اون جنبش گذاشت. توهین به یه زن محجبه به هیچ وجه نه توجیه داره و نه با اون میشه جنبش سبز رو مخاطب قرار داد و توبیخ کرد. باید روشنگری کرد و جلوی چنین حرکتی رو گرفت. من برعکس شما، در تمام روزهای انتخابات، شاهد همراهی زنان چادری و مردان مذهبی در کنار بقیه هم وطنان بودم و اگه بگم بیش از بقیه بهشون احترام گذاشته می شد، دروغ نگفتم.
    اما درباره ائمه. من هم مذهبی هستم، و از ته دل دوستدار ائمه. در عین حال معتقدم که ائمه معصومین، در تار و پود اجتماع ما تنیده شدن، و بیش از شخصیتهای تاریخی و مذهبی، در حال حاضر آرکی تایپهایی هستن که رو زندگی و تربیت همه ایرانی ها، اعم از مذهبی و غیر مذهبی تأثیر می ذارن. اگه درست فهمیده باشم و منطورتون کمپینی باشه که به طنز برای امام هادی راه افتاد، من به شخصه نه احساس توهین کردم، نه فکر می کنم منظور افرادی که این کارو کردن توهین بوده. ما به دنبال جامعه ای هستیم که توش هیچ خط قرمزی برای طنز وجود نداشته باشه. به نظرم این موضوع خیلی بیشتر کمک می کنه که نه فقط نام ائمه، که راهشون، و رفتارشون به عنوان یک “انسان”، نه موجود فرا انسانی غیر قابل نقد و غیر قابل دسترسی، بیاد تو جامعه. این جوری صدها برابر تأثیر گذارتر و “انسانی”تر خواهند بود.
    هدف اصلی ما، همه ما، در حال حاضر باید بالا بردن تحمل یکدیگر باشه. حتی اگه به فرض شما، یه عده در حال حاضر هیچ اعتقادی نداشته باشن، بخشی از جامعه مان، باید تحمل بشن و اجازه بیان و اجازه بروز عقیده داشته باشن. و این موضوع هیچ آسیبی به مقدسات نمی زنه؛ که اصولا مقدساتی که بخواد با چنین طنزی آسیب بخوره، از آغاز زیر سؤاله.

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۴ ق.ظ:

    من ادعا نکردم که همه سبزها با دین مشکل دارن. نوشته من خیلی واضح بود. گفتم در هر دوطرف مطلق‌نگری‌ها و بی‌انصافی‌ها هستش و باید مراقب این موضوع باشیم تا دوپاره شدن ملت رو تشدید نکنه و بنیان‌های جامعه متزلزل نشه

  16. خواننده همیشگی می‌گوید:

    سلام
    بسیار لذت بردم. اگرچه از نظر اعتقادات بسیار با شما فاصله دارم اما آزادگی شما رو تحسین می کنم. امیدوارم که روزی همه ما چه مذهبی و چه لاییک- چه راست و چه چپ بتونیم از این روحیه استبدادی حاکم در جامعه ایران فاصله بگیریم.

  17. يه ميم ديگه می‌گوید:

    سلام آقای میم. اون چه به نظر من بیشتر تعجب داره نظر شماس. شما که اتفاقا این نوشته خیلی حرف براتون داره. برای شما و همه ی ما. شما مصادیق همون آدمایی هستین که فقط خودتونو برحق میدونید. چرا نمیتونه توی جنبش سبز آدمای معتقد و مذهبی وجود داشته باشه؟‌چون شما توش نیستید؟ اگه به قول شما بخوایم با خدای خودمون خلوت کنیم، می بینیم طبیعیه که برای مقابله با ظلمی که به نظر میاد شما هم زیر پرچمش سینه میزنید، مذهبی و لامذهبی همه رفتن تو یه جبهه. بله به قول شما ممکنه انشقاق صورت بگیره، در همه ی احزاب و دسته ها… و به مرور صالحین همدیگه رو پیدا میکنن. ان شاءالله….

  18. محمدرضا می‌گوید:

    سلام
    از نوشته خوبت تشکر میکنم.شاید اینجا از معدود وبلاگهائی باشه که اکثرا وقتی خوندم با تمام متن نوشته شده موافق بودم.
    من با این کمپینی که شما گفتی تا این لحظه خوشبختانه برخورد نکردم ولی وقتی این متنو خوندم دلم گرفت. اشک به چشمم اومد.نه برای اینکه آدم مقدسیم و نه برای اینکه به مقدساتم توهین شده که البته از این جریان سخت ناراحتم ولی این نه اولین باره و نه اخرین بار که امامان ما مظلوم واقع میشن. بلکه بیشتر ناراحتیه من برای اون آدماست.باور کن دلم میسوزه برای کسی که فقط به خاطر یه ژست حاضر میشه چیزی را که بهش اعتقاد داره بشکنه.میدونی داستان این آدما مثل چیه؟
    اینا مثل کسائین که توی یه جمع فقط برای خندیدن و اینکه ژست بگیرن که اصلا اسشون مهم نیست شیشه عمرشونو پرت میکنن و اون شیشه ترک برمیداره و جالبتر اینکه خودشون هم می ایستن و همراه بقیه به این قضیه میخندن.
    اونا دارن شیشه ایمانشونو پرت میکنن.حالا این شیشه ترک برداشته و ترس از پرتاب کردن این شیشه هم واسه این آدما ریخته.
    اینها نگران کننده و ترس آوره جناب آقای فتحی عزیز وگرنه ساحت امامان شیعه سالهای ساله که توسط گروههای مختلف مورد توهین واقع شده.چه اتفاقی افتاده؟جز اینکه اون گروهها الان ازشون هیچ خبری نیست و امامان ما هنوز با تمامی خوبیهاشون بر تارک بشریت می درخشند
    اینها عرض خود می برند و لیکن زحمتی برای کسی ندارند.
    فقط امیدوارم زودتر به خود بیان و تا شیشه عمر ایمانشون بیشتر از این ترکش باز نشده فکری به حالش بکنن.

  19. براده می‌گوید:

    سلام مجدد آقای اشرف فتحی
    صبح نظر من درج شده بود اما الآن خبری ازش نیست.می تونم بپرسم چرا؟

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۹ ب.ظ:

    ببخشید. هنوز فرصت نکردم کامنت‌های طولانی را بخونم. اینترنت قم امروز اختلال و قطع و وصل داشت

  20. یک بنی می‌گوید:

    نوشته ی خیلی خوبی بود علی آقای عزیز. این آقایان معنی آزادی بیان را هم نمی دانند و فکر می کنند که جامعه ی آزاد یعنی جامعه ی بدون مذهب، یا هر چه دشمن تر با مذهب بودن= بیشتر روشنفکر بودن!
    به نظر من قاطبه ی هسته ی اولیه جنبش سبز مذهبی بود. که تنها هدفش اعتراض به نتایج انتخابات بود با شعار رای من کو؟ اما با گذر زمان اپوزسیون که خیلی وقت بود منتظر فرصت و قدرت نمایی بود سوار این موج شد و آن را به بیراهه کشید و در نهایت هم باعث بی خاصیت شدن، پراکندگی و ریزش طرفدارانش شد.

  21. arash می‌گوید:

    سلام
    فکر می کنم از سوی شما داره تفاوت ((حق)) و ((کار اخلاقی)) نادیده گرفته می شه
    شاید به ضرر آرمان دموکراسی در ابران باشه که امامان مورد تمسخر واقع شوند، ولی مسلما حق افرادی است که در فضای مجازی مربوط به خودشون هر چیزی رو که می خواهند مورد تمسخر قرار بدهند
    من اینکه ترک ها از شنیدن جک ترکی ناراحت می شند رو، دلیلی نمی دونم که نباید جک ترکی گفت. اما می فهمم که وقتی من و ترک ها در یک کشور با هم زندگی می کنیم من باید حواسم به حساسیت های اونا باشه
    همینطور امامان شیعه
    اما بحث اینه که آیا اونها هم به من فکر می کنند؟ آیا ترکی که از شنیدن جک ترکی خونش به جوش می آد و می خواد هر جوری شده خودشو خالی کنه، وظایف اجتماعی در برابر آدم دیگر نداره؟
    آیا شما هم قرار نیست یاد بگیرید که اینکه من چگونه می اندیشم و مقدسات شما رو چگونه می بینم به خودم ربط داره؟

    راستی نظر شما در مورد سلمان رشدی و حکم مرحوم اما چیه؟

  22. تامي می‌گوید:

    مشکل شما همینه، اولاً اگر شما ننوشته بودی من روحم هم خبر نداشت که کسی این کار رو کرده، دوم ، به فرض هم که کرده خوب این جوابشه که بله روز بیست و پنج بهمن مادر شهید رو زدند؟ کم مادر شهید و برادر شهید کتک خورده، اصلا مگه شما وکیل وصی خانواده شهیدی؟ من هم پدرم شهید شده هم برادرم، خودم هم تا دلت بخواد از این بسیجی ها کتک خوردم، چرا کتک خوردن ما تو دلت نموند؟

  23. فاطمه می‌گوید:

    ممنون آقای فتحی مثل همیشه زیبا بود. به تازگی هم چند پیچ در فیسبوک باز شده که خیلی اهانتهای بدی به امام هادی می کنند که خیلی دردناک است. خداوند به شما جزای خیر بدهد.

  24. بابک می‌گوید:

    دارند با امام دهم شوخی میکنند . چه توهینی ؟ چه سوءاستفاده از آزادی بیانی ؟ شما از شوخی میرنجی نرو به پیجشون . بلند گو نگرفتند دستشون که صداشون رو ناخواسته بشنوی . برای خودشون و آدمهای مثل خودشون و تو فضای خودشون دارند با یک شخصیتی شوخی میکنند . بالای صفحه هم نوشتند این جا برای شوخی با حضرتش هست نه توهین .

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۲ ب.ظ:

    آقا بابک! شوخی اعم از توهین است. فکر نمی‌کنم فهم این مسأله خیلی سخت باشه

  25. کیوان می‌گوید:

    آقای فتحی بقول شما علما: ایدک الله
    مطلبتون عالی بود باید در این مورد کار اساسی کرد
    چرا باید کار به اینجا بکشه؟
    حالا وضع فیسبوک از یوتوب بهتره من تو یوتیوب چیزایی دیدم که والله سرم گیج رفت
    زمان شاه که حکومت هم اسلامی نبود بشریعتی فحش میدادن که چرا اسم مبارک حضرت رسول تو عنوان سخنرانیش بدون حضرت و صلی الل علیه و آله هست ولی الان امام معصوم مسخره میشه

  26. کیوان می‌گوید:

    البته۹۹% مردم ایران اگه بگن لا مذهبن الکی میگن
    همونایی که امام هادی علیه السلام رو مسخره کردن اکثرشون اگه مشکلی داشته باشن صلوات نذر میکنن و میرن مشهد زیارت پدربزرگش

  27. کیوان می‌گوید:

    سلام
    من آدم مذهبی نیستم ولی مخالف توهین به ادیانم ، با این کار مخالفم ، ولی شما اومدی این نوشته را روی یک فرض غلط گذاشتی، خودت اعتقاد به آزادی بیان داری یا نه؟ اگر داری پس اونجا با هم وجه مشترک داریم ولی باید توجه کنی که یک آدم غیر مذهبی اون جنبه از اعتقاد مذهبی تو رو قبول نداره، برای اون امر مقدس وجود نداره، در اینجا -_ به نظرم به طور ناخواسته_ یک مغالطه بزرگ کردی اگر دقت کنی متوجه حرفم می شی

  28. بابک می‌گوید:

    لطفا فارسی حرف بزنید . ” شوخی اعم از توهین است ” یعنی چه ؟ یعنی شوخی بخشی از توهین است ؟ شوخی کردن یعنی توهین کردن ؟ اینقدر دنیاهای من و شما فرق میکند ؟ یا اینکه غلظت تقدس یک موضوع شوخی با آن را تبدیل به توهین میکند ؟ اگر اینطور است و امامان برای شما مقدسند خب برای دیگران نیستند . حق دارید برنجید اما نمیتوانید آنرا سوءاستفاده از آزادی بیان بدانید .

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    بله واقعا دنیاهای من و شما فرق داره. چقدر دور هستیم از هم! چقدر سخته فهماندن و فهمیدن! …

    keyvan پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۶ ب.ظ:

    پس حالا که اینو فهمیدی سرت به کار خودت باشه و بزار اونام سرشون به کار خودشون باشه.آزادی بیان یعنی همین تو هم یه پیج بزن شبانه روز ذکرامامان رو بگو به هیچ کس هم مربوط نیست .و هیچ آتیستی حق حرف اضافه نداره همینطور که تو نداری

  29. شرف الدین می‌گوید:

    این غیرت و تعصب دینی جای تحسین دارد علی آقا

    قطعا اگر مملکت به دست اینها بیفتد اوضاع از این چیزی که هست بدتر میشود. اینها به هیچ چیز اعتقاد ندارند و شعار آزادی بیانشان تا وقتی است که برای خودشان نان دارد والا در عمل ذره ای به آن اعتقاد ندارند. باید از استبداد لائیسیته ترسید

  30. arash می‌گوید:

    به شدت رنجیده ام ازتون که کامنتم رو حذف کردید

    مجدد می پرسم: نظر شما راجع به حکم مرحوم امام در مورد سلمان رشدی چیه؟

  31. سعید رحمانی می‌گوید:

    من سه ساله که دارم تورجان رو دنبال میکنم و هر مطلبی که میخونم بیشتر مشتاق میشم که بازم مطالبتون رو دنبال کنم ولی این مطلب کمی ناراحتم کرد…
    آقای فتحی فکر نمیکنید یه مقدار بزرگ کردید قضیه رو؟ من جز دو سه تا پیج فیسبوک که تعداد لایک هاش هم زیاد نبود چیز دیگه ای پیدا نکردم!
    من شک ندارم که اکثریت قریب به اتفاق جنبش سبز (حتی همان هایی که بدون اطلاع ادعای سکولار بودن و .. میکنند) نسبت به اینگونه هتاکی ها موضع منفی دارند و برای معصومین احترام ویژه ای قائل اند. اینطور نیست؟ کمی تند برخورد نکردید؟

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۷ ق.ظ:

    فقط فیس بوک نبود. در گودر و وبلاگ‌ها هم به وفور یافت می‌شد. من هم معتقدم اکثریت سبزها اینجور نیستن ولی باید هوشیار بود و نذاشت فضای بی‌اخلاقی رایج بشه

  32. براده می‌گوید:

    سلام مجدد مجدد
    ببخشید آقای اشرف فتحی هنوز هم مشکل اختلال برطرف نشد؟
    دیگر تمایلی ندارم که کامنت طولانی ام منتشر بشه اما تا اون جا که یادم می یاد هرچند کمی تند بود اما توهین آمیز نبود.به هر حال خیلی دوست دارم که بدونم چرا منتشر نشد؟به هر حال اگر سطحی یا بی منطق یا هر گونه ای دیگر بوده است دوست دارم که ببینم چرا؟
    لطفا” هم به مصداق ” و اما اسائل فلا تنهر” منتشرش نکنید،فقط کوتاه بگید چرا؟

  33. علی می‌گوید:

    توی این فضای اتهام و توهین بی طرفی شما قابله تحسینه ولی فکر می کنم فرض های اشتباهی در نظر گرفتین.

    آیا به نظر شما اصلا میشه با افرادی مثل پیامبران، امامان،آقای خمینی یا خامنه ای که مقدس محسوب میشن شوخی کرد یا کار طنز انجام داد؟
    یا به کل اعتقاد دارین که اصلا به هیج صورت شوخی و طنز جایی نداره در مورد این افراد؟

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۸ ب.ظ:

    عرض کردم که شوخی می‌تونه توهین باشه یا نباشه. گویا شما تعریفتون درباره شوخی خیلی فراخه

    علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۰ ب.ظ:

    بله اینو هر بچه ای می دونه که شوخی می تونه توهین باشه یا نباشه. منم قضاوت نکردم که توهین بوده یا نه. قضاوتی انجام دادم توی سوالم؟!
    پرسیدم آیا به طور کل میشه از طنز استفاده کرد یا نه در مورد این افراد؟
    فکر می کنم یه مقدار متن ها رو با پیش داوری می خونید. البته تو ایران متاسفانه رایجه.

    میشه یک مثال ساده از یک طنز فاقد توهین به این افراد بفرمایید تا ببینیم چجوری میشه شوخی کرد ولی توهین هم نباشه. اگه لطف کنین و چند مثال از طنز یا شوخی که در ارتباط با این افراد هست ولی توهین محسوب نمیشه بیارید تا ببینیم که معیار شما برای توهین چجوری هست.
    خیلی ممنون میشم.

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۹ ب.ظ:

    می‌شه بفرمایید اصلا چه لزومی هست با ائمه شوخی بشه؟ هزینه و فایده این کار چه تناسبی با هم داره از نظر شما؟

  34. arash می‌گوید:

    چطوری سانسور چی؟
    به من حق نمیدی ازت بترسم ؟ چون تو این فضا انقدر راحت سانسور میکنی، وای به حال ما اگه فردا قدرتی هم داشته باشی

    پیشتر نظرم راجع بهت مثبت تر بود

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۹ ب.ظ:

    هیچ نظری سانسور نشده. ولی فرصت نکردم کامنت‌های طولانی رو بخونم و تأیید کنم

    arash پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۴ ب.ظ:

    خیلی خیلی کوتاه
    نظر شما راجع به فتوای امام در مورد سلمان رشدی چیه؟

    کوتاه نیست؟وقت نمی کنی بخونی؟

  35. علی می‌گوید:

    من یکی دو تا سوال خیلی ساده کردم از شما ولی نمی دونم چرا از جواب دادن تفره میرید!
    یکی از بدترین روش های بحث اینه که به جای جواب دادن به یک سوال ساده یه سوال دیگه مطرح کنید. اگه شما جواب سوال من رو بدید من هم جواب این سوالتونو میدم. اون یه بحث جداگانه می تونه باشه و روش بحث کنیم.
    من اینجوری برداشت می کنم که شما کلا با شوخی کردن با این افراد مخالفید. اگر اینجوری هست باید بگم که افرادی هستند مثله من که به اسلام و این افراد خیلی اعتقاد و احترام دارن ولی در عین حال مثله شما اونها رو جدا از بقیه مردم نمی بینند.
    برای توهین می بایست معیار تعریف کرد. هر کسی هم معیار خودشو داره.
    یک نکته دیگه جالب این عکس العمل ها اینه که دیده میشه وقتی با خدا شوخی صورت میگیره عکس العمل های کمتری صورت میگیره تا این افراد!

    مثلا تو این فضا ها با حضرت نوح شوخی میشد که مثلا کشتی دیر حرکت کرده و نسل فلان موجود منقرض شده یا مثلا رو کشتی دو موجود دعواشون شده و رفتن پیش حضرت نوح…
    اینا به نظرتون توهین هستند؟!

  36. اِنی کاظمی می‌گوید:

    حق با شماست. این معامله منصفانه ای است..
    افسوس.

  37. بازتاب: کلمه » کارخانه‌ی زامبی‌سازی -

  38. بازتاب: امام هادی (علیه‌السلام)؛ پیشوای دوران گذار | تورجان

دیدگاه‌ها بسته هستند.