آخوند غیرسیاسی

علی اشرف فتحی: آذر ماه سال گذشته که به همراه استاد پرویز خرسند، مهمان حجه الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی بودیم، سخن از مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی پیش آمد و حاج حسن آقا به نقل از پدرشان مرحوم حاج سید احمد خمینی می گفت که آقای خویی ناقض همه قواعد بود! به گفته مرحوم حاج احمد آقا، قاعده بر این است که چاقی باعث کاهش عمر می شود، ولی آقای خویی بسیار چاق بود و در عین حال حدود صد سال زندگی کرد. قاعده بر این است که سیگار، عامل بیماری و مرگ زودرس است، ولی آقای خویی که سیگار زیادی می کشید و سیگار را با سیگار روشن می کرد، نه بیماری حادی داشت و نه عمر کمی! قاعده بر این است که بی نظمی منجر به عدم توفیق شغلی و تحصیلی می شود. ولی آقای خویی بسیار بی نظم بود ولی از نظر علمی در اوج قرار گرفت. قاعده بر این است که …

آیت الله سید ابوالقاسم خویی و شاگردش آیت الله سید علی سیستانی

خلاصه آنکه این مرجع تقلید کم نظیر و پرنفوذ شیعه از عجایب زمان ما بود. هنوز هم پس از گذشت دو دهه از درگذشت وی، سیطره علمی اش بر حوزه های علمی شیعه از بین نرفته است. مهم ترین مراجع تقلید معاصر ما (حضرات آیات مرحوم شیخ جواد تبریزی، مرحوم سید محمد روحانی، سیستانی، وحید خراسانی و …) از شاگردان نخبه مرحوم خویی بوده اند. در میان مراجع تقلید بزرگ فعلی، تنها آیت الله منتظری است که پرورش یافته حوزه قم بوده و پیرو مکتب فقهی مرحوم آیت الله بروجردی است. دروس عالی حوزه های علمیه که به «درس خارج» مشهورند، هنوز هم سایه دیدگاه های خویی را به خوبی احساس می کنند. هیچ موضوع و بحثی نیست که مرحوم خویی درباره آن، نظر مهم و قابل اعتنایی نداشته باشد. با وجود تلاش شاگردان امام خمینی برای غلبه دیدگاه های ایشان در حوزه علمیه قم، هنوز هم در این زمینه توفیقی حاصل نشده است. تردیدی نیست که آرای آیت الله العظمی خویی تا سالیان دیگر هم سیطره علمی خود را حفظ خواهند کرد. حوزه نجف که پس از ظهور صدام از رشد علمی باز ایستاده است، تا اطلاع ثانوی قادر به تولید نظریات نو و استخواندار و گذر از خویی نیست. حوزه قم هم که در دو دهه گذشته پیشتاز بوده، هم اکنون در خویی توقف کرده است. حتی قدرت یافتن منتقدان خویی در سیستم سیاسی ایران نیز نتوانسته است از رونق مکتب خویی بکاهد. بزرگان کنونی حوزه قم هم حداکثر به نقد دیدگاه های خویی می پردازند و چیزی بیشتر از آن عرضه نکرده اند. پس از مسایل پیش آمده برای آیت الله منتظری در دو دهه اخیر، جناح منتقد مکتب خویی در قم کاملاً تضعیف شد. آیت الله منتظری که در دهه نخست انقلاب توانست با برپایی درس خارج پررونقی به نظریه پردازی درباره «ولایت فقیه» بپردازد، پس از برکناری از جانشینی امام خمینی و قرار گرفتن در موضع اپوزیسیون، از تکاپوی علمی نیز بازایستاد. آیت الله صانعی نیز به دلیل حواشی فراوانی که خلق کرد، نتوانست ابتکار عمل را به دست گیرد. بدین ترتیب اکنون حوزه قم در اختیار مدافعان مکتب نجف قرار گرفته و فقه حکومتی مورد نظر روحانیون انقلابی در ضعیف ترین و کم رونق ترین حالت ممکن گرفتار آمده است.

 

آیت الله خویی آنگونه که می گویند، غیر سیاسی نبود. چندان هم سنت گرا و متحجر نبود. او در تداوم استادش مرحوم میرزای نائینی، معتقد به جمهوریت و مخالف استبداد بود. همانگونه که شاگردش آیت الله سیستانی نیز معتقد به مردم سالاری است. خویی اگرچه مخالف حکومت فقیهان بود، اما دل خوشی هم از شاه نداشت. برخی از تندروهای حوزوی تلاش زیادی کردند تا وی را نیز همچون شاگرد برجسته اش مرحوم آیت الله سید محمد روحانی به مزدوری رژیم پهلوی متهم کنند، اما عظمت علمی و اقتدار اجتماعی خویی مانع از این ناجوانمردی شد. خویی با وجود همه تساهل و تسامحی که با صدام و بعثی ها به خرج داد، عاقبت گرفتار وحشی گری صدام شد و به دلیل حمایتش از شورش شیعیان عراق در جریان جنگ اول خلیج فارس(۱۳۶۹شمسی) تحت فشارهای شدید صدام قرار گرفت و سرانجام در سن ۹۸ سالگی درگذشت. صدام مانع از معالجه وی شد و اجازه تشییع جنازه عمومی هم به شیعیان نداد.  تابوت وی را شبانه به حرم امام علی(ع) بردند و عده انگشت شماری از نزدیکان وی به امامت آیت الله سیستانی بر پیکر مهم ترین مرجع و رهبر معنوی و دینی شیعه نماز گذاردند و پیکرش را تحت تدابیر امنیتی و در محاصره نیروهای بعثی به خاک سپردند. چند تن از فرزندان وی نیز  از سوی رژیم بعثی ترور شدند و تنها فرزند روحانی باقی مانده از وی (سید عبدالمجید خویی) که توانست پس از سقوط صدام وارد نجف شود، تنها چند روز پس از استقرارش در عراق از سوی نیروهای شورشی هوادار مقتدا صدر و با ضربه های چاقو در حرم امام علی(ع) جانش را از دست داد.

آیت الله سیستانی در حال اقامه نماز بر پیکر آیت الله العظمی خویی

آیت الله العظمی خویی که تداوم آخوند خراسانی و میرزای نائینی شمرده می شد، همچون آیت الله العظمی بروجردی از شکست تلخ مشروطه متأثر بود و  از همین رو تمرکز خود را متوجه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی کرد و هیچ گاه سودای سیاست نداشت. با شمّ سیاسی خاصی که داشت، از  تلاش های سیاسی پرهیز می کرد و ترجیح می داد که دامانش از سیاست پاک بماند. با این حال سیاست، دست بردار نبود و سرانجام او را مرتکب فعالیت سیاسی کرد. خویی به عنوان رهبر شورش مسلحانه شیعیان عراق و امام انتفاضه شعبانیه از دنیا رفت و همین نکته باید گویای این باشد که چه بخواهیم و چه نخواهیم، باید تکلیف خود را با مسأله ای بنام «سیاست» روشن کنیم، حتی اگر مخالفش باشیم!

نوشته شده در روز  دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷ساعت ۲۱:۴۵

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, سیاست ارسال و , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به آخوند غیرسیاسی

  1. بازتاب: تورجان » Blog Archive » واقعه گوهرشاد؛ جواب هم صدایی مدنی مردم

  2. بازتاب: مرجعیت و شرایط مشروطه « تورجان

  3. کیوان می‌گوید:

    آقا من سواد حوزوی ندارم!(غیر حوزوی هم)
    ولی با اون چارتا کلمه ای که این ور و اون ور خوندم حس میکنم مکتب نجف وآیت الله خوئی پرورش نمیده یعنی با کوششهاشون کار رو بیش از حد برای بقیه راحت کردن . در حالی که مکتب قم کامل
    حال طرف رو جا می آره. باید خیلی بیشتر کار کنه تا یه حکم بده.
    یه چیز دیگه میگن آقای خوئی در تدریس و بیان نظریاتش برای شهرت هیچ اعتباری قائل نیست.
    اما تو فتاوای ایشون مسائل و بخصوص احتیاطهایی هست که نتیجه همین شهرته.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *