اسلام ایرانی به روایت آخرین شاه ایران!

 

علی اشرف فتحی: به این دو بند دقت کنید:

۱-  هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که بیش از من به خداوند و ائمه اطهار (ع) نزدیک است.

 

۲- یک زمانی رضا علومی در مجلس گفته بود من در فلاسفه دنیا هیچ‌کس را مثل شاه ندیده‌ام، پس پیشنهاد می‌کنم به شاه لقب «فیلسوف‌السلاطین» بدهیم، که البته رییس وقت مجلس گفت بیا پایین و گر نه می‌گویند شاه ما دیوانه است!

 

اولی را محمد رضا شاه پهلوی در سخنرانی میدان آستانه قم (بهمن ۱۳۴۱) گفته است. او که برای تهدید و تطمیع مراجع و علمای مخالف خود به قم آمده بود، با بی‌اعتنایی سنگین آنها مواجه شد و همین بی‌اعتنایی، او را محبور به پریشان‌گویی در میدان آستانه قم کرد. این جمله طلایی شاهنشاه را روزنامه اطلاعات در صفحه اول روز ۴ بهمن ۱۳۴۱ منتشر کرده است!

دومی هم خاطره‌ای است که بنی‌صدر در مقام یک عضو شورای انقلاب در سخنرانی بهمن ۵۷ خود در جمع کارکنان سازمان انرژی اتمی بیان کرده و در صفحه سوم روزنامه اطلاعات روز ۲۹ بهمن ۵۷ (یک هفته بعد از سقوط رژیم شاه) منتشر شده است.

 

گوشه‌ای از نمایش‌های مذهبی شاه

 

این دو بند را به سلطنت‌طلبان و عشاق سینه‌چاک خاندان پهلوی تقدیم می‌کنم که اکنون با فرصت‌طلبی قصد دارند چهره‌ای موجه از پیشینه خود عرضه کنند. گویا یادشان رفته که وزیر دربارشان با خرسندی تمام می‌گفت که نماز شام اعلی‌حضرت هیچ‌گاه ترک نمی‌شود! لابد سخنرانی سال ۱۹۷۳ شاه‌شان را یادشان رفته که چگونه از تلاش انقلابی خود برای پیاده کردن اسلام حقیقی سخن گفته است!

هم بقایای پهلوی و هم بازماندگان قاجار هنوز متوجه این نکته نیستند که این دو سلسله به دلیل ظلم و استبداد فزاینده و نیز عدم درک اصولی دنیای مدرن و به ویژه تلاش برای پیوند ناهمگون و غیراصولی میان مدرنیته با سنت و دین نابود شدند.

 

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

31 پاسخ به اسلام ایرانی به روایت آخرین شاه ایران!

  1. امیر احمدی می‌گوید:

    به مطالب کاری ندارم ولی این عکس ملکه انگلیس نیست
    بعلاوه ای نوع احترام وبوسیدن دست خانمها یک عرف دیپلماتیک است نه دلیل خضوع زیادی
    بهر حال شاه در مقابل رییس جمهور کومور وامثالهم خضوع نمیکرد

    [پاسخ]

    در به در پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۵۶ ب.ظ:

    تکبر در برابر متکبر ذلته،اما نشان دادن بزرگواری با تواضع در برابر ناتوان نشانه شرافت

    از حماق پناه میبرم به خدای عقل و خرد

    [پاسخ]

  2. شرف الدین می‌گوید:

    احیانا شما به در نگفتی دیوار بشنوه که؟!!

    [پاسخ]

  3. میم می‌گوید:

    اصلا انشا و استدلالات این مطلب در حد و نمونه سایر مطالب شما نیست

    [پاسخ]

  4. امیر احمدی می‌گوید:

    وباز هم اقای فتحی عزیز هز چند این نوع مطلب ونوشتار با روال شما نمیخواند وهم چنین میدانم در زمان شاه نبوده اید وروشها را بیاد ندارید
    ولی اولا این عکس ملکه ان ماری همسر شاه مخلوع یونان کنسانتین است که در انزمان هم مقام خود را از دست داده بودند ومرتب بعنوان دوست شخصی فرح پهلوی وگذراندن تعطیلات در شمال به ایران میامدند در ضمن از جیره خواران شاه بودند وانواع کرنش را هم برای شاه .ملکه ایران میکردند
    وبعلاوه اگر کاملا دقت کنی شاه دست این خانم را نمیبوسد بلکه بیشتر بنظر میاید چیزی را بو میکند
    برای اینکه پشت سر مرده حرف نزنیم
    موفق باشید

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    ممنون. اصلاح شد

    [پاسخ]

  5. tomy می‌گوید:

    دست یک بانو رو بوسیدن خیلی بهتر از افتادن رو دست و پای قدرت است.
    در ضمن شما ظاهرا حواست به دور و برت نیست که هر روز چه قدر از این حرفا زده میشه ، بعد شما چسبیدی به چهل پنجاه سال قبل؟ 🙄
    ننویس از این چیزا!

    [پاسخ]

  6. بنده خدا می‌گوید:

    ببینید این جور برخوردهاست که ملت را فراری می دهد: انتقادات فراوانی به سلسله پهلوی وارد است ولی احترام به کسی که بالاخره شاه مسلمانان بوده احترام به خود شماست. منظورم از احترام تجلیل نیست، بلکه خودداری از تخفیف و کینه ورزی است. داستان بوسهل زوزنی که خاطرتان است؟
    بوسیندن دست یک خانم مطلب بزرگی نیست و نشاندهنده جیزی نیست جز احترام از نوع غربی. مطالب اولی که از شاه نقل کرده بودید یک اشتباه در لغت پردازی است یعنی شاه می خواست بگوید کسی مثل من به دین احترام نمی گذارد و من آدم معتقدی هستم. شاه مسلما هیچ ادعای نیابت امامی را نداشت!! از همه ما حرف نپخته و سبک صادر می شود.
    حالا شما هم ممکن است مثل من انتقادات اساسی به شاه داشته باشید، بالاخره شاه نقش اساسی در بحران فرهنگی و اعتقادی معاصر داشت اما لازم نیست چیزی بگوییم که تعبیر به دروغ و یا بهانه جویی شود.
    امیدوارم این مطلب دلسوزانه را در نظر بگیرید.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۰ ب.ظ:

    شما از مرجئه هستی برادر؟!

    [پاسخ]

    بنده خدا پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۹ ب.ظ:

    نه به این غلظت! ببینید مطلب ساده است: خیری از رادیکال بودن بر نیامده است. لازم نیست مسابقه بدگویی راجع به دیگران و پیشینیان خود بگزاریم. ملاحظه کنید اشخاصی که در این کار متخصص اند تا جه میزان خودشان مشکلات عظیم اخلاقی، روانی دارند.
    همانطور که عرض شد انتقادات عظیمی به شاه وارد است و او تا حدی مسبب گرفتاریهای سیاسی و فرهنگی فعلی است . اما در هر دو موردی که اشاره کردید (ولو آنکه احسن افعال و گفتار نبوده و قرار هم نبوده که باشد) به نظر عیب جویی و حتی تحریف است. شاه سوای احساسات شخصی معمول یک ایرانی مسلما ادعایی در مورد اسلام نداشت که شاید مثبت ترین وجه او بود.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    ظاهرا مطلبم رو دقت نکردید! اون سخنرانی‌های شاه نشون می‌ده کاملا مدعی قرائت خاصی از اسلام بود!

  7. اسفندیار فتحی می‌گوید:

    درود
    همیشه قلم تان را دوست داشته و دارم فقط خواستم نکته ای را برای خودم یادآوری کنم:
    آیا بهتر نیست عقیده ی خودمان را ابراز کنیم و اگر عقیده مان مورد نگاه انتقادی واقع شد از آن دفاع کنیم تا اینکه بخواهیم عقیده دیگران را مورد نقد قرار دهیم؟
    البته این سوال اول برای خودم است
    و آیا امروز به مشترکات بیشتر نیاز نداریم؟
    سبز باشید

    [پاسخ]

  8. کیوان می‌گوید:

    آقای فتحی ما بی دین ها هر انچه گوئی هستیم اما تو چنان که می نمائی هستی؟ فقط تو این دنیا به این بزرگی بین ۸ میلیارد نفر فقط شما ۵۰۰ میلون شیعه درست می گید؟( تازه چند میلیونش دوازده امامی اند؟) هر کس نماز نخوند می شه بد شماها که نماز می خونید وروزتون ترک نمی شه هاله نور دور سروتون دارید؟ این سی ساله دیگه شناختیمتون حناتون رنگی نداره ( نظر قبلی منو که منتشر نکردید بنا به مصالحی لابد حتما” اینم به نفع روحانیت نیست که منتشر بشه)

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۰ ۸:۳۶ ق.ظ:

    الان دقیقا این کامنت شما چه ربطی به این مطلب داشت؟!

    [پاسخ]

  9. بنده خدا می‌گوید:

    شما یک مورخ بی طرف را پیدا کن که چنین تعبیری از حکومت پهلوی داشته باشد. به جملات پراکنده کاری نداشته باش (در اوایل کار معقول صحبت می کرد، پول نفت که زیاد شد پرگویی و اشتباهات هم شروع شد. ) به کلیت ماجرا نگاه کن. شاه خودش را آدم معتقدی می دانست ولی ادعایی بر دین نداشت. مثلا کارهای خود را با مذهب توجیه نمی کرد و تاحالا کسی ادعا نکرده که ایشان به دنبال تفسیرجدیدی از دین بود.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۳ ق.ظ:

    اگر اون فایل صوتی رو گوش می‌کردید دقیق‌تر حرف منو رد می‌کردید! حرفی که ایشون زده در سال ۴۱ بوده و نه زمانی که پول نفت از پارو بالا می‌رفت! ضمنا فکر نمی‌کنم محمد رضا شاه به اندازه شما از دین‌داری خودش مطمئن بوده باشه!

    [پاسخ]

    بنده خدا پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۲ ب.ظ:

    دقیقا!. عرض بنده هم همین است. شما نمی توانید شاه را به بی ایمانی متهم کنید و از طرف دیگر بگویید مدعی قرایت جدیدی بود. جور در نمی آید. چیزی که برای من خیلی جالب و البته نگران کننده است این است که شما تمام نقاط ضعف ایشان را رها کردی، به نقطه قوت ایشان حمله می کنی! در حالی که تقریبا تمام مخالفین او مدعی دین بودند(از انواع مختلف)، او ابدا چنین تظاهری نداشت با حدی که تعبیر به بی دینی شد.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۶ ب.ظ:

    توصیه می‌کنم این متن و ارجاعات و لینک‌های آن را به دقت بخوانید!

  10. yoozbashi می‌گوید:

    فتحی عزیز
    آیا فکر نمی کنی که تظاهر به دین و اسلام توسط مدعیان آن چنان است که حال تهوع به دست
    می دهد ؟
    آنهم توسط کسانی که خودشان را عین دین می دانند و … و احتمالا مدتی دیگر
    خود خدا !

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۰ ۴:۱۴ ب.ظ:

    بله هر دو تهوع‌آوره و تأسف‌برانگیز …

    [پاسخ]

  11. بنده خدا می‌گوید:

    من فکر می کنم که آنجه باید گفته شد. در این زمینه اختلاف اساسی نظری شاید نداشته باشیم الا اینکه من کح انگاری را طلاق داده ام.

    [پاسخ]

  12. مهدی رفعتی می‌گوید:

    چقدر جالب خواهد بود در اینده تاریخ نویسان در مورد حکومت … همین مطالب را بنویسند. هرچند به نظر من نوشته شما بیش از انکه تاریخی باشد یک عقده گشایی شخصی است. شما چرا دست بوسی ها یی که در … روی داده را بازتاب نمی دهید… بسیار فراوان تر است.به شما توصیه می کنم اول بروید کمی فوت و فن تاریخ نگاری بیاموزید…

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۷ ب.ظ:

    انکار نمی‌کنم که از پهلوی‌ها و نقش مخرب آنها عقده و کینه به دل دارم. مدعی استادی در تاریخ هم نیستم و فعلا یک دانشجوی معمولی و ساده‌ام. ولی بهتر بود نوشته مرا نقد می‌کردید نه شخصیت پر عیب و نقص مرا!

    [پاسخ]

  13. مهدی رفعتی می‌گوید:

    ۱)اول از همه بهتر بود لینکی را که به عنوان سند اوردید را به گونه ای انتخاب می کردید که دارای اشکال فنی نباشد.سخنرانی سال ۱۹۷۳ که لینک کردید دچار اشکال فنی است و اما در مورد سخنرانی محمد رضا پهلوی در سال ۱۹۷۳ تا انجا که می دانم در مورد نفت بوده است. حداقل اگر ریخت و پاش در ان زمان به دلیل درامد بالای نفت صورت گرفته است در سالهای پس از انقلاب (حداقل در ۲۰ سال اخیر )چندین برابر بیشتر بوده است. بنابراین بهتر است جسورانه و اگاهانه در این زمینه سخن برانید و نه این که به مصلحت فکری خود ان را تفسیر کنید.
    ۲) به شما و دوستانتان توصیه می کنم قبل از قلم به دست گرفتن و نویسنده شدن دست از این کینه سیاه و بغض الود بردارید که همین بغض های زشت و نامیمون باعث گردید مملکت ایران به اینجا برسد. بهتر است برای انکه نوشته هایتان ارزش ماندگاری داشته باشد همه چیز را مانند مفسران رسمی تاریخی سیاه و سفید نکنید.محمدرضا پهلوی اشتباهات زیادی کرد چون هم کیش شخصیت داشت و هم انتقادناپذیر بود ولیکن اشتباهاتش در برابر کسانی که شما سنگشان را به سینه می زنید کاهی در برابر کوهی است.شاید برای همین مطلق اندیشی است که نام مرا از پروفایل فیس بوکتان حذف کردید.شما اول باید یاد بگیرید تحمل عقاید دیگران را داشته باشید و توان پاسخگویی به ان را.وقتی دوستانی چون شما که هنوز اول راه هستند دست به حذف و سانسور می زنند وای به حال انان که اکنون در قدرت هستند و داعیه دار دین و مملکت داری…همین بس که ایران به جایی رسیده که من ناچارم خیلی از خطوط قرمز دوستان شما را رعایت کنم وگرنه مورد تعدیل قرار می گیرم! شما وقتی توانستی نظرات همه موافقان و مخالفان را در این تارنگار شخصی بازتاب بدهی و دست به سانسور و حذف ان نزنی انوقت می توانی در مورد تاریخ ایران پیش از انقلاب مقاله بنویسی و ان زمان را با این زمان مقایسه کنی و به اقای… و خانواده اش افتخار کنی…اگر فضا ازاد بود و بنده امنیت بیان دیدگاه هایم را داشتم سوالاتی از شما می نمودم که مطمئنم توان پاسخگویی به ان را ندارید(این را از نوشته هایتان دریافتم)
    ۳)این مطلب شما هیچ سند و مدرک تاریخی ندارد یا حداقل در اینجا بیان نشده بنابراین ارزش تحلیل کردن ندارد

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۵ ب.ظ:

    ۱- همان سخنرانی است که شما گفته‌اید ولی در یک دقیقه پایانی آن، شاه به قرائت خود از اسلام اشاره می‌کند و در مقام یک اسلام‌شناس و متفکر دینی به قرائت مخالفان خود از اسلام حمله می‌کند. لینک قبلی دچار مشکل شده بود اصلاحش کردم. ممنون از تذکرتان
    ۲- باز هم چیزی از نقد نوشته‌ام در کامنت شما ندیدم. شما بهتر است نوشته مرا نقد کنید نه شخصیت مغرض و بی‌سواد مرا! دلیل حذف شما از فیس‌بوکم این بود که به تذکرات مکرر من درباره رعایت برخی خطوط قرمز و حدود ملتزم نبودید. ربطی به مطلق‌نگری من هم ندارد. هر کسی برای خودش حریم و حدودی تعریف کرده و من هم با توجه به عقاید، شرایط و محدودیت‌هایی که دارم و تعهداتی که داده‌ام مجبورم برخی حدود را رعایت کنم تا بتوانم فعالیت کنم. ابتدا که شما را حذف کردم متوجه نشدم که مهدی رها همان مهدی رفعتی است، ولی وقتی پیام شما رسید متوجه شدم که چقدر مورد عنایت و لطف شما واقع شده‌ام!
    ۳- هر دو مطلب به منابع مشخص و غیرقابل انکار ارجاع داده شده و منابع هم ذکر شده است. اگر از نظر شما ارزش تحلیل کردن نداشته چرا به خود زحمت نظر دادن داده‌اید؟ نکند نظر و تحلیل متفاوتند؟!

    [پاسخ]

  14. مهدی رفعتی می‌گوید:

    چند نکته:باز تاکید می کنم شما هیچ منبع خاصی را ذکر نکرده اید…خیلی برایم جالب است که من در پروفایلتان فقط چند سوال از شما پرسیدم که هیچ توهین یا زیر پا گذاشتن خطوط قرمزی در ان وجود نداشت.من نمی دانستم پرسیدن پرسش های کاملا مودبانه و منطقی جز خطوط قرمز شماست. از کجا معلوم اگر من همین الان این نوشته را نقد کنم شما انرا حذف نمی کنید.من زحمت نظر دادن داده ام چون این نوشته شما در برخی سایت های اصول گرا بازتاب داده شده است و بهتر دیدم به جای نظر گذاشتن در ان سایت ها نظرم را برای شخص نویسنده در وبلاگ خودش ابراز نمایم..

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۰ ۳:۵۸ ب.ظ:

    منظور شما از منبع خاص چیست؟ آیا سخنان شاه که همان زمان در یک روزنامه رسمی کشور منتشر شده منبع خاص نیست؟! آیا صدای خود شاه که از سوی عشاق او در اینترنت منتشر و تبلیغ می‌شود منبع خاص نیست؟!

    [پاسخ]

  15. بازتاب: مکتب شام « تورجان

  16. بازتاب: «استحمار» به سبک ایرانی « تورجان

  17. حنانه می‌گوید:

    درود !!!!!!نمیخاد به مرده گیر بدین برو ازخدا بترس ………………..نه بدمطلق داریم نه خوب مطلق………….برید ببینید اقدامات مفید شاه رو …اگه خودتان چشمانتان را نسبت به واقعیات بسته اید نمیخاد چشم مردم رو هم ببندید برو ازخدا بترس

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *