مذاکره و ضد مذاکره

سید مرتضی ابطحی: خواندن مذاکرات پشت پرده و حرف‌های بی‌پرده سیاست‌مداران همیشه جذابیت‌های خاص خود را داشته و دارد. خصوصا آن‌که این گفت‌گوها مربوط به وقایع حساس تاریخ‌ساز کشور باشد. آن‌چه در ادامه می‌آید بخش‌هایی از مذاکرات هیأت دولت کشور در جریان واقعه خونین پانزدهم خردادماه ۱۳۴۲ و روزهای پس از آن است. متن این مذاکرات که اولین بار در بهار سال ۱۳۶۲ از سوی دفتر نخست‌وزیر وقت و به صورت یک کتابچه منتشر شده، روایتی است از مباحث کلیدی جلسات کابینه اسدالله علم در آن روزها که با حضور سیاستمدارانی چون دکتر علی‌نقی عالیخانی (از نزدیکان علم که نقش اساسی در تهیه کتاب «یادداشت‌های علم» داشته است و وزیر  اقتصاد کشور در سال‌های ۴۱ تا ۴۸ بوده)، وزیر دادگستری دکتر محمد باهری و دکتر پرویز خانلری وزیر فرهنگ و دیگر وزرا یا معاونان‌شان برگزار شده است.

تفاوت نگاه فردی فرهنگی چون دکتر ناتل خانلری که قائل به سرکوب شدید معترضین بوده و اقتصاددانی چون دکتر عالیخانی که معتقد به شناخت معترضین و جلوگیری از سیاست سرکوب بوده، از نکات قابل توجه این جلسات است. از سوی دیگر، ناتل خانلری در حالی مدعی موافقت روشنفکران با سرکوب معترضین شده که حداقل تعدادی از چهره‌های مطرح دانشگاهی آن روزگار یعنی مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم دکتر سحابی و یارانشان آن روزها از زندانیان سیاسی رژیم پهلوی بودند و قشر وسیعی از تحصیل‌کردگان نیز از مخالفان سیاست‌های دولت شمرده می‌شدند.

بخش‌هایی از این مذاکرات را با هم مرور می‌کنیم:

مذاکرات هیأت دولت در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲

وزیر دادگستری (باهری): بنده اولا که عده‌ای از هم‌وطنان ما کشته شده‌اند، خیلی جای تأسف است ژست تأثر آمیزی برای کشته‌ شدگان گرفته بشود، در ثانی این‌که به‌هر صورت ما در این‌جا غیر از افتخار خدمت‌گذاری اعلیحضرت و مردم ایران افتخار دیگری نداریم. ما اگر دفاع می‌کنیم دفاع از حکومت خودمان نیست، ما دفاع از تزی می‌کنیم که سعادت ملت در آن است. وقتی ما برای مردم کار می‌کنیم بنابراین اگر عده‌ای که در نظم اخلال می‌کنند تلف بشوند نباید بترسیم. به نظر من حکومت نظامی ضرورت دارد از نظر امنیت شهر، از نظر عبور و مرور و از نظر تعقیب این افراد، اگر حکومت نظامی نشود محاکمه در دادگاه‌های ارتشی هم تشریفات زیاد دارد ولی در محاکم حکومت نظامی می‌توان زودتر به گناه اینان رسید. اثر حکومت نظامی در دنیا هم بد نخواهد بود و پرستیژ ما از میان نخواهد رفت. حکومت نظامی می‌کنیم که ارتجاع را سر جایش بنشانیم خاصه آن‌که چند روز طول می‌کشد و تمام می‌شود.(ص ۲۳)

 


استقرار تانک‌های گارد شاهنشاهی در مقابل مجلس شورای ملی (بهارستان) برای سرکوب مردم – نیمه خرداد ۱۳۴۲

 

دکتر خانلری (وزیر فرهنگ): این‌طور که بنده دیدم طبقه روشنفکر سخت عصبانی است و بر له دولت است و می‌گویند چرا دولت سستی می‌کند و اقدام شدید نمی‌کند؟! مطلب دیگر این‌که شتر سواری دولا دولا نمی‌شود. تصمیم قاطع باید گرفت. اگر سست بگیریم مملکت از میان می‌رود. مسأله مربوط به خودمان نیست. ما می‌توانیم استعفا بدهیم ولی مملکت از میان می‌رود. ما تصمیم قاطع باید بگیریم. ما وقتی یک ستوان دوم اگر عملی کرد او را تعقیب می‌کنیم. به هر صورت حکومت نظامی ضرورت کامل دارد و بسیار شدید باید عمل کرد.(ص۲۶)

 

مذاکرات هیأت دولت  در ۱۸ خرداد ۱۳۴۲

دکتر خانلری (وزیر فرهنگ): مقداری از این شایعات مربوط به کم ارزشی مردم است. امروز یکی از افسران گفت که در دانش‌سرای‌عالی مزخرف می‌گویند. وقتی پرسیدم معلوم شد هیچ خبری نیست. گفتم: برو ببین کسی هست؟ گفت در خیابان هم خبری نیست. دوباره ظهر خبر گرفتم، گفتند امتحان دادند و رفتند. بعدازظهر هم همین‌طور. باید خود مردم هم توجه کنند.(ص۴۴)

وزیر اقتصاد (علی‌نقی عالیخانی): توضیح مفصلی در باره حوادث اخیر دادند و این‌که به کلی زیربنای اجتماع ایران به هم خورده است و گفتند: با زور می‎توان مسأله را خاموش کرد اما باید جامعه متکی به نیروهایی بشود و الا نمی‌توان همیشه با سرنیزه و زور اداره کرد. بنده استدعایم این است که نباید فکر کرد مسأله تمام شده است. بهتر است دولت کمیسیونی تشکیل بدهد و آن طبقه‌ای را که باید جامعه ایرانی روی آن بایستد، آن طبقه را تقویت کنیم و الا اگر این‌طور برویم با خطر واقعی روبرو می‌شویم.(ص۴۵)

این نوشته در تاریخ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 پاسخ به مذاکره و ضد مذاکره

  1. غلامرضا می‌گوید:

    یه چند تا مورد دیگه در مورد علی نقی عالیخانی خونده بودم. یه کتاب خاطرات هم ازش خوندم که از خوندنش خیلی لذت بردم. کلا جزو معدود آدم های اون دوره بوده که متناسب با شغلش خوب عمل کرده و سرجای اصلی خودش قرار گرفته.

    [پاسخ]

  2. زينال می‌گوید:

    می بینم که سانسور همه جا هست. چه توسط ارگان های دولتی و چه شخصی …. آقا پس چرا مطلب می نویسی؟!!!!

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۴:۴۱ ب.ظ:

    من بعد از بازداشتم نظارت بیشتری بر کامنت‌ها داشته‌ام و این چیز جدیدی نیست. واقعا فکر می‌کنید که چون قادر به تأیید همه کامنت‌ها نیستم باید در اینجا را تخته کنم؟!

    [پاسخ]

  3. محدثه می‌گوید:

    خیلی جای تأسف است ژست تأثر آمیزی برای کشته‌ شدگان گرفته بشود

    خوبه که با خودشون رو راست بودن. البته نه صفر و یکی.خوبیه وبلاگتونم به همینه

    عالی بود آقای ابطحی

    [پاسخ]

  4. مهرانه می‌گوید:

    سلام
    شما در این سایت محترم مطلبی با محوریت “خمس” و فلسفه آن دارید؟ آدرس و لینکش رو لطف میکنید؟
    ممنون.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    خمس وفلسفه؟ نه

    [پاسخ]

  5. mehrane می‌گوید:

    منظورم اون فلسفه نبود!
    اینکه اصلا چرا در اسلام چیزی به اسم خمس تعریف شده؟ چرا واجبه؟ نقش اقتصادی در تاریخ اسلام داره یا داشته؟ با توجه به تعریف زکات که خوب خیلی معقول به نظر میرسه، چرا باید خمس هم وجود داشته باشه؟
    من جواب دادن به این سوالا و از این دست در مورد خمس رو، فلسفه خمس گفتم.
    به هر حال ممنون از لطف شما.

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۸ ب.ظ:

    من هم خیلی به این موضوع نیاز دارم
    اگر براتون مقدور هست توضیحاتی بدین
    ممنون

    [پاسخ]

  6. شرف الدین می‌گوید:

    به به چه عجب آقا مرتضی خان ابطحی دوباره نزول اجلال فرمودند 😆 چرا اینقدر کم مینویسید؟

    [پاسخ]

  7. سید مجیب می‌گوید:

    سلام علیکم
    آشیخ علی خوبی؟؟
    آسید مرتضی شما چطور؟؟؟
    آقا تحویل نمیگیرین 😎
    از بابت قیل خیلی متاسفم، البته که خیلی خبرهای خوب و خوشی نداشت، اما به هرحال سالی ماهی یبار خبرهای خوب در بینشون بود و آدمی رو خوشحال و آگاه میکرد

    [پاسخ]

  8. بازتاب: دیکتاتورها مثل برف آب خواهند شد « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *