اخلاق پیامبر اخلاق‌مدار

سید مرتضی ابطحی: ماه شعبان از نیمه گذشت. ماهی که منسوب به پیامبر گرانقدر اسلام است و این انتساب بهانه‌ای است که شاید ما مسلمانان کمی به یاد آن عزیز باشیم و به میراثی که از او به ما رسیده بیشتر توجه کنیم.

این روزها که مکررا شاهد نوعی بی‌اخلاقی در جامعه هستیم، بیش از پیش جای خالی «اخلاق پیامبرانه» در جامعه حس می‎شود. اخلاقی که توانست همچون اکسیری زندگی عرب جاهلی را از ورطه سقوط نجات دهد.  اگر گام اول برای اخلاق‌مدار بودن در یک جامعه اسلامی شناخت و فهم اخلاق نبوی باشد، باید اذعان کنیم که در این سال‌ها نتوانسته‌یم آنگونه که شاید و باید با اخلاق پیامبرمان آشنا شویم و هنوز هم نیازمند آثار گذشتگان هستیم.

در میان آثاری که تا کنون در باب اخلاق نبوی تدوین شده، یکی از معدود آثار درخشان، مقاله‌ای از مرحوم آیت‌الله حاج سید ابوالفضل موسوی  مجتهد زنجانی است. «گوشه‌ای از اخلاق محمد (ص)» همان‌طور که از نامش پیداست مقاله‌ای کوتاه اما با نثری روان است. نگارنده نوشته‌ای تحقیقی را به گونه‌ای به نگارش درآورده که خواننده فاصله‌ای بین زندگی در زمان محمد(ص) و ۱۴ قرن بعد حس نمی‌کند.

او علاوه بر ذکر مسائل اخلاق شخصی، خانوادگی و اجتماعی پیامبر از لزوم توجه به قانون در سیره پیامبر می‌گوید و می‌نویسد:

پیامبر فرمود:«اقوام و ملل پیشین دچار سقوط و انقراض شدند بدین سبب که در اجراى قانونِ عدالت، تبعیض روا می‌داشتند. قسم به خدایى که جانم در قبضه قدرت اوست در اجراى عدل درباره هیچ کس سستى نمی‌کنم، اگر چه مجرم از نزدیک‌ترین خویشاوندان خودم باشد.» او خود را مستثنى نمی‌‌کرد و فوقِ قانون نمی‌شمرد.

زنجانی که نوشته او در خفقانی‌ترین سال‌های حکومت پهلوی منتشر شده، درباره ابعاد ظلم‌ستیزی پیامبر اسلام گفته است:

«پیامبر صدق گفتار و ادای امانت را قوام زندگی می‌دانست و می‌فرمود این دو در همه تعالیم پیغمبران تاکید و تایید شده است … در نظر او همه افراد جامعه، موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند. می‌فرمود: برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، یاری نما! اصحاب گفتند: معنی یاری کردن مظلوم را دانستیم، ولی ظالم را چگونه یاری کنیم؟ فرمود: دستش را بگیرید تا نتواند به کسی ستم کند.»

این مقاله اولین بار در مجموعه دو جلدی «محمد خاتم پیامبران» منتشر شد. این اثر که به عنوان شماره اول نشریه حسینیه ارشاد در سال ۱۳۴۷ منتشر شده، مجموعه‌ای از مقالات نویسندگان سرشناس مذهبی معاصر همچون دکتر سید حسین نصر، دکتر سید جعفر شهیدی، سید ابوالفضل زنجانی، علامه طباطبایی، مرتضی مطهری، دکتر محمدجواد باهنر و اکبر هاشمی رفسنجانی است. شهید مطهری در جریان تهیه همین مجموعه دکتر شریعتی را دعوت می‌کند و  شریعتی دو مقاله «از هجرت تا وفات» و «سیمای محمد» را در پاسخ به دعوت مطهری می‌نگارد. پس از آن بود که مطهری شیفته قلم شیوای شریعتی شده و وی را به تهران دعوت می‌کند.

«گوشه‌ای از اخلاق محمد» بعدها به صورت کتابچه مستقل نیز زیر چاپ رفت و مورد توجه روحانیون نیز قرار گرفت. حتی آیت‌الله خامنه‌ای نیز که یکی از روحانیون فعال در مجالس مذهبی حسینیه ارشاد بود، در یکی از خطبه‌های نماز جمعه‌ سال ۱۳۷۹ ضمن تمجید از اثر مرحوم آیت‌الله حاج سید ابوالفضل زنجانی به عنوان یک «نوشته جمع‌بندى شده و مختصر و خوب»، بخش‌هایی از این اثر را در خطبه خود مورد استفاده قرار داد.

متن کامل این مقاله را می‌توانید از اینجا بخوانید. متأسفانه در سال‌های اخیر برخی سایت‌های رسمی که از بودجه بیت‌المال استفاده می‌کنند نه تنها در تهیه مقالاتی وزین و هم‌سنگ با مقالات «محمد خاتم پیامبران» عاجز مانده‌اند، بلکه متن برخی مقالات مانند مقاله مرحوم زنجانی را بدون ذکر نام نویسنده و تنها با تغییر عنوان و کم و زیاد کردن چند جمله منتشر می‌کنند!

 

از راست: حضرات آیات دکتر بهشتی، سید ابوالفضل مجتهد زنجانی و مرحوم هادی خسروشاهی، لحظاتی قبل از دفن مرحوم آیت الله طالقانی، ۲۰ شهریور ۵۸

 

با این حال حتی درباره نویسنده این مقاله خواندنی نیز کمتر گفته و نوشته شده است. آیت‌الله سید ابوالفضل موسوی مجتهد زنجانی همچون جدش مرحوم حاج سید محسن مجتهد زنجانی تحصیلات عالیه حوزوی را در حوزه نجف گذراند و پس از آن به ایران آمد و به همراه برادر کوچک‌ترش آیت‌الله سید رضا موسوی فرید زنجانی که از روحانیون مورد اعتماد مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود از مؤسسان و حامیان نهضت مقاومت ملی شدند.همچنین آیت‌الله سید محمد موسوی زنجانی پدر این دو برادر زنجانی نیز از مشروطه‌خواهان زنجانی بود و شیخ ابراهیم زنجانی با حمایت وی به مجلس شورای ملی رفت که البته بعدها میان این دو فقیه زنجانی شقاق شدیدی ایجاد شد.

از آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی نقل شده است: «مرحوم حاج آقا ابوالفضل زنجانی از اعلام بود و بر تفسیر قرآن بسیار مسلط. از خود ایشان مطلبی شنیدم که اسباب تاثرم شد. گفت: در باره دو هزار موضوع قرآنی تحقیق کرده بودم و در حدود نیم قرآن سیر علمی نمودم ، حاصلش را کسی  برای چاپ برد و نفهمیدم چه بر سرش آمد و نسخه از بین رفت! مرحوم مطهری از او به آیهالله‌العظمی تعبیر می کرد.»

به گفته حسین شاه‌حسینی که معتمد اصلی حضرات آیات سید ابوالفضل و سید رضا زنجانی بود، این دو برادر زنجانی در دولت دکتر مصدق به همراه عده‌ای از علمای پایتخت از جمله آیت‌الله کاشانی و مرحوم طالقانی که روحانی جوانی بود، تشکلی به نام «هیأت علمیه تهران» تأسیس کردند. در جریان اختلاف کاشانی و مصدق، اکثر اعضای این هیأت طرفدار مصدق شدند که نطفه اصلی تشکیل نهضت مقاومت ملی از همین جا منعقد شد و این نهضت توانست فعالیت مخالفان کودتای ۲۸ مرداد را به رهبری آیت‌الله سید رضا زنجانی تا حدودی مدیریت کند.

حاج سید ابوالفضل زنجانی که در سال‌های پیش از انقلاب به عنوان یکی از روحانیون فعال نواندیش و انقلابی شناخته می‌شد به همراه مرحوم شهید مطهری و علامه طباطبایی در سال ۱۳۴۹ اعلامیه‌ای مبنی بر حمایت از مردم فلسطین منتشر نمودند.

همچنین در آن روزها علی‌رغم جو امنیتی و مذهبی که علیه کتاب «شهید جاوید» ایجاد شده بود وی به همراه چندی دیگر از روحانیون سرشناس همچون حضرات آیات حسینعلی منتظری، محمدتقی جعفری و علی مشکینی مقدمه‌ای بر این اثر نگاشتند. هرچند مرحوم مشکینی بعدها از این اقدام خود عقب‌نشینی کرد و مرحوم جعفری نیز نقدهای جدی بر این اثر وارد کرد. زنجانی در نامه خود به مرحوم آیت‌الله شیخ نعمت‌الله صالحی نجف آبادی نگارنده شهید جاوید می‌نویسد: «نسخه‌ای از کتاب را ارسال فرموده بودید، مطالعه کردم و آن را به منظور و هدف از تألیف (رد شبهات نابه‌جای بعضی مستشرقان و نویسندگان اهل سنت در حادثه قیام مقدس حضرت سیدالشهدا) وافی و کافی دیدم.»

مرحوم سید ابوالفضل زنجانی تنها روحانی عضو «کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» متشکل از ۲۹ نفر از شخصیت‌های سیاسی  مذهبی و حقوقی کشور بود که در سال ۵۶ تشکیل شد و با ارسال نامه‌ای به دبیر کل وقت سازمان ملل متحد (کورت والدهایم) با صراحت مشکلات ایران و نقض حقوق بشر را مستقیماً متوجه شخص شاه نمود.

شاه‌حسینی درباره روزهای نخست پیروزی انقلاب و نیز شخصیت و برنامه‌های این دو برادر زنجانی گفته است: «طالقانی مثل مرحوم حاج آقا رضا و حاج سید ابوالفضل زنجانی کار آخوندی نمی‌کرد. بیشتر با قشر تحصیل‌کرده سر و کار داشت و روی آنها کار می‌کرد. چندان اهل کار دولتی و صنفی نبود. حتی بعد از انقلاب هم قائل به دخالت در مسایل اجرایی نبود و می‌گفت ما باید ناظر باشیم و نه مجری. در جلسه‌ای که با حضور اعضای هیأت علمیه تهران و برخی فعالان سیاسی در اوایل سال ۵۸ در منزل حاج تقی انوری در دزاشیب تشکیل شد و کسانی مثل مرحوم طالقانی و حاج آقا رضا زنجانی هم حضور داشتند و من هم شرکت کرده بودم، بنا بر گذاشته شد که اعضای هیأت از دخالت در امور اجرایی پرهیز کنند. چون به آقای آیت‌الله حاج سید ابوالفضل زنجانی هم پیشنهاد ریاست دیوان عالی کشور شده بود.»

سید ابوالفضل زنجانی که در روزهای زندانی بودن آیت‌الله طالقانی به جای وی در مسجد هدایت سخنرانی می‌کرد و گهگاه در سخنان خود از قمه‌زنی و سینه‌زنی نیز انتقاد می‌نمود، پس از درگذشت  این یار دیرین خود در روز ۲۰ شهریور سال ۱۳۵۸ بر پیکر او نماز گزارد. گروهی از یاران و هواداران آیت‌الله طالقانی قصد داشتند راه را برای امام جمعه شدن حاج سید ابوالفضل باز کنند اما این اقدام با مخالفت برخی نیروهای مؤتلفه اسلامی و اعضای شورای انقلاب و دفتر امام روبه‌رو شد. اسدالله بادامچیان که بنابر نقل خودش نقش اساسی را در این زمینه ایفا کرده این اقدام را «توطئه» برخی نزدیکان مرحوم طالقانی قلمداد نموده که البته با پیگیری‌های وی، امام پیش از دفن مرحوم طالقانی، مرحوم آیت‌الله منتظری را به امامت جمعه تهران منصوب می‌کند.

امام خمینی احترام خاصی برای حاج سید ابوالفضل قائل بود و آنطور که حجهالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی نقل می‌کند او از جمله بزرگان تهران بود که امام در جریان انتشار «مکتب تشیع» توصیه کرده بود با ایشان مشورت کنند و از آثار قلمی ایشان استفاده نمایند. آن‌گونه که آیت‌الله موسوی اردبیلی روایت می‌کند، پس از انقلاب علی‌رغم دعوت امام از سید ابوالفضل زنجانی، وی به شورای عالی انقلاب اسلامی نرفت و با انتشار نامه‌ای، حضور دوست دیرینه‌اش آیت الله طالقانی را در این شورا کافی دانست. (فصلنامه «نامه مفید»-شماره ۲۰– زمستان ۷۸-ص ۲۶) و ترجیح داد ناظر باشد تا مجری.

آیت الله سید ابوالفضل مجتهد زنجانی سال ۱۳۷۱ در گمنامی و انزوای تمام دار فانی را وداع گفت و وصیت کرد در نقطه‌ای دور از تهران دفن شود. او را در بهشت سکینه کرج دفن کردند. بنا به وصیتش، چیزی جز نام و نام پدرش و زمان مرگش نوشته نشد؛ حتی عنوان «آیت‌الله»!

 

این نوشته در تاریخ, حوزه, دین ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 پاسخ به اخلاق پیامبر اخلاق‌مدار

  1. hosein ali می‌گوید:

    خیلی جالب بود اصلا اطلاعی از ایشون نداشتم.
    دست شما درد نکنه

    [پاسخ]

  2. شرف الدین می‌گوید:

    عالی بود

    [پاسخ]

  3. بازتاب: ماه محمد، ماه خدا « تورجان

  4. بهزاد می‌گوید:

    این سیدهادی خسروشاهی غیر از اون سیدهادی خسروشاهیه دیگه ؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مرداد ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    بله ایشون عضو مؤسس جامعه روحانیت مبارز تهران بود که اوایل دهه هفتاد از دنیا رفت

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *