مِن حیثُ لایَشعُرون!

تصویری از انقلاب یمن

 

علی اشرف فتحی: رسم روزگار و سنت‌های الهی در این ماه‌ها و حتی سال‌های اخیر بر این قرار گرفته که شاهد سرنگونی مکرر دیکتاتورها و بازداشت و محاکمه جنایت‌کاران باشیم. گویا این ده سال گذشته، دهه مجازات ظالمین و رسوایی آنان شده است. حالا دیگر فقط شاهد ظلم و جنایت علیه بشریت نیستیم، بلکه کم‌کم به سقوط و فرار و خفت و مرگ ستمگران نیز داریم عادت می‌کنیم. پشت پرده این شادی‌های ظاهری هرچه که باشد، نباید خجستگی ناشی از قدرت‌نمایی سنت‌های الهی را قدر ندانیم.

آنچه که در این هشت ماه اخیر اتفاق افتاد در ابتدا یک ماجرای ساده بود که روزانه ده‌ها مورد مشابه آن اتفاق می‌افتد. یک دست‌فروش جوان تونسی در اعتراض به وضعیت بد اقتصادی خود دست به خودسوزی زد و مرگ را به جان خرید. کدام تحلیل‌گر، سیاست‌مدار و یا حتی کدام انسانی به مخیله‌اش خطور می‌کرد که با خودسوزی این سبزی‌فروش جوان، بساط ظلم و دیکتاتوری چهار رهبر باسابقه جهان عرب برچیده شود و کشورهای دیگر عربی و غیر عربی نیز دست‌خوش بحران و آشوب شوند؟!

این اتفاق کاملا عادی که تبعات کاملا عجیب و استثنایی آن هنوز هم پایان نیافته و معلوم نیست که بساط ظلم و استبداد چند انسان و حکومت خدانشناس و ستمگر دیگر را به کام مرگ و سقوط خفت‌بار خواهد کشاند، برای آشنایان به ادبیات سیاسی و اجتماعی قرآن کریم یادآور سنت الهی مجازات غیرمترقبه ظالمان است.

لازم نیست به کتب متعدد تفسیر رجوع کنید. فقط کافی است ترجمه آیات ۲۶ و ۴۵ سوره نحل، ۲۵ زمر، ۲ حشر و ۴۴ قلم را بخوانید و ببینید که خداوند چگونه ظالمان و حقیقت‌ستیزان را از مجازات‌های غیرمترقبه دنیوی ترسانده و به آنها هشدار داده که دقیقا از جایی که نه فکرش را می‌کنند و نه احتمالش را می‌دهند به عذاب سهمگین دچار شده و نابود خواهند شد. گویی که خداوند به ستمگرانی چون بن‌علی، مبارک، عبدالله صالح و قذافی در قرآن هشدار داده که ممکن است بساط چندین دهه ستم و استبداد آنان با خودسوزی یک جوان سبزی‌فروش به باد برود! و البته کجاست گوش شنوا؟!

 

حسنی مبارک در قفس اتهام، مرداد ۹۰

 

در همین ایران خودمان لابد به یاد همه هست که محمدرضا شاه برای استمرار حکومت کودتایی خود که ارمغان دوستان غربی‌اش بود به هر رطب و یابسی چنگ زد تا صدای مخالفان را در نطفه خفه کند. کار به جایی رساند که بی‌سواد و با سواد، مذهبی و غیر مذهبی و حتی ضد مذهب‌ها هم رفتن او را با خون خود خواستار شدند. اما او دلخوش بود که با سرکوب گسترده گروه‌های مسلح مخالف رژیم و حبس و تبعید و قتل چهره‌های مهم اپوزیسیون، حکومت خود را بیمه کرده است.

اگر هم کسی یا نهادی به نقض گسترده حقوق بشر در ایران اعتراض می‌کرد و یا زمانی که مارتین انالز دبیر کل وقت سازمان عفو بین‌الملل در سال ۵۴ می‌گفت که: «در هیچ کشوری از جهان، وضع حقوق بشر اسفناک‌تر از ایران نیست»(۱) حکومت شاه جواب‌های آماده‌ای داشت. شاه و مقامات او بارها می‌گفتند که اساسا در ایران زندانی سیاسی یا عقیدتی وجود ندارد و کسانی که مشهور به زندانی سیاسی شده‌اند در واقع متهمین یا مجرمین امنیتی هستند که نظم و امنیت کشور شاهنشاهی را مختل کرده و زندانی شده‌اند. (۲) و یا اینکه گفته می‌شد: «شاهنشاه فرموده‌اند که در داخل این نظام، همه گونه آزادی هست جز آزادی در خیانت.»(۳)  محمد باهری وزیر دادگستری و دبیر کل حزب حکومتی رستاخیز با حمله شدید به آنچه که «استعمار» می‌خواند غرب را متهم می‌کرد که حقوق بشر را دستاویزی برای دخالت در امور داخلی ایران قرار داده است. (۴)

حال تصور کنید حکومتی را که تا این حد برای خود دشمن تراشیده و البته سرکوب را به جایی رسانده که دوستان غربی او نیز برای جلوگیری از آبروریزی‌های بیشتر، سکوت و مماشات را کنار گذاشته‌اند. همین حکومت که از هیچ سرکوبی فروگذار نکرده بود، چند چیز را دست کم می‌گیرد و از قضا، همان‌ها ضربه کاری و غیر مترقبه را بر او وارد ‌می‌کنند؛ دشمن اول را تحلیل‌گر و سیاستمدار برجسته غربی (گری سیک) این‌گونه ارزیابی کرده است: «یک روحانی سالخورده که به مدت ۱۴ سال پیاپی، از تبعیدگاهش علیه شاه تبلیغ نموده، بدون آنکه نتایج چندانی به دست آورده باشد» (۵) شاه خیالش راحت بود که تبعید امام به حوزه‌ای چون نجف، عملا امام را از حیّز انتفاع خارج کرده و دیگر نباید مخالفت‌های او را جدی گرفت. حامیان او هم مشتی روحانی روستایی و چند فعال سیاسی مسن هستند که اساسا کاری از دستشان ساخته نیست.

دشمن دیگر شاه هم که دست کم گرفته شد، سخنرانی‌های به ظاهر غیر سیاسی دکتر شریعتی بود که حتی نیروهای مجاهدین خلق را هم عصبی می‌کرد. جوانان مذهبی و نیمه مذهبی عضو این سازمان نوپا در ابتدا فکر می‌کردند که شریعتی با این کارها نیروی مبارزاتی جوانان مخالف را مستهلک می‌کند و برای رها کردن جوانان از چنگال موجود مرموزی چون شریعتی حتی لازم است که به برنامه‌های حسینیه ارشاد رفت و جوانان را از تبعات عملکرد شریعتی و بی‌عملی ناشی از آن آگاه کرد. بدین ترتیب شریعتی بر بستر سخنرانی‌های سحرآمیز خود کاری کرد که نقایص قیام ۱۵ خرداد برطرف شده و طبقه متوسط و تحصیل‌کرده نیز به صورت تدریجی علیه رژیم فعال شود. شاه زمانی خطر شریعتی را فهمید که کار از کار گذشته بود و دستور تعطیلی برنامه‌های حسینیه ارشاد هم کاری از پیش نبرد.

بدین ترتیب شاه مغرور سرزمین ما نیز از جاهایی که فکرش را هم نمی‌کرد ضربه خورد و سقوط کرد. کافی است به سخنانی که شاه در روزهای پایانی حکومتش به احسان نراقی زده و در کتاب «از کاخ شاه تا زندان اوین» آمده نگاه کنید و عمق غیرمترقبه بودن انقلاب ایران از نظر شاه را درک کنید.

 

قذافی همچنان متهم به ربودن امام موسی صدر است

 

داستان قدرت‌نمایی این سنت تغییرناپذیر ربوبی پایان ندارد. خیلی هم لازم نیست تاریخ را بخوانید. فقط کافی است اتفاقات این هشت ماهه را به دقت پیگیری کنید تا تاریخ مجسم و ملموس را بخوانید و ببینید! خداوند حتی گاهی موسی را در دامن همسر فرعون و در دربار او تربیت می‌کند تا روزی بساط ظلم او را برچیند. فرعونیان حتی از جانب دست‌پروده‌های خود نیز در امان نیستند! این سنت حتمی و قانون بی‌استثنای آفرینش است که در آیه آخر سوره شعراء رخ‌نمایی می‌کند:

ظالمان به زودی خواهند دید که گرفتار چه انقلابی می‌شوند!

****

۱-        مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی، نوشته دکتر صادق زیباکلام، ص۱۸۰

۲-        همان، ص ۲۲۰

۳-        همان، ص ۲۲۸

۴-        همان، ص ۲۱۳

۵-        همان، ص ۱۵۰

پی‌نوشت: در این شب‌های عزیز برای بازگشت گم‌شده ۳۳ ساله شیعه و افتخار انسانیت یعنی امام موسی صدر دعا کنیم …

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, دین, سیاست ارسال و , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

22 پاسخ به مِن حیثُ لایَشعُرون!

  1. سید مجیب می‌گوید:

    سلام
    البته نهضت آزادی ها هم… 😉

    [پاسخ]

  2. آقای جیم می‌گوید:

    در رفتن دیکتاتورها شکی نیست
    اما دیکتاتورها هیچ وقت نمی فهمند
    و این پروسه ی رفتنشان برای مظلوم ها خیلی درد دارد ، مگر می شود جنایت ها را فراموش کرد ؟

    [پاسخ]

  3. یک خواننده اتفاقی می‌گوید:

    ای کاش قبل از دیر شدن و افتادن کشور در ورطه انقلاب و از دست رفتن منابع و نیروهای انسانی دیکتاتور ها بفکر می افتادند و عبرت می گرفتند که بر سر این را ه هم از مردم و هموطنانشان تلفات خواهند گرفت و هم جان خود و خانواده هایشان را بر سر این کار خواهند گذاشت فاعتبروا یا اولی الابصار

    [پاسخ]

  4. فرشاد می‌گوید:

    چطور شد اسم بن‌علی، مبارک، عبدالله صالح و قذافی رو آوردی اما بشار اسد یادت رفت ؟؟؟!!!!
    نکنه بشارت الهی فقط در مورد سنی ها کاربرد داره ؟؟؟
    اگر هم بهانه سرنگون شده ها رو بیاری که عبداله صالح هنوز سرنگون نشده ؟؟؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۵ ب.ظ:

    تا جایی که من خبر دارم صالح هم سرنگون شده و پایتخت دست مخالفینه. درباره سوریه در نوشته‌های دیگه‌م اشاره کردم و دلیلی نداره کتمان کنم!

    [پاسخ]

  5. آسمان می‌گوید:

    کتاب آقای زیبا کلام بین سیاسیون اعتبار چندانی ندارد .
    نه ایشان و نه تحلیلهایشان چندان اعتبار علمی و پژوهشی ندارند .
    ایشان دارای دستگاه منطقی روشن و واضحی نیست و هر گز بزرگان اندیشه به نظرات ایشان استناد نمی کنند …
    شرمنده ولی بسیاری از مطالبی که نقل کردید به نظرم تحت تاثیر ایشان است.
    .
    در خصوص مطالبی که در خصوص کشورهای عربی نقل کردید هم خیلی این مسائل صدق نمی کند.
    در این کشورها از سالهای گذشته مبارزات آزادیخواهانه رواج داشته است و گروههای سیاسی قدرتمند و در عین حال مخفی نیز فعالیت می کردند . مانند مصر و تونس و …
    در لیبی هم این سقوط نشان دهنده بینش سیاسی مردم نیست .
    جابجایی قدرت در بین روسای قبایل می شود نامیدش.
    خواهید دید که در این کشورها حرکت به سوی آینده ای دموکراتیک آنچنان که همه منتظر هستند ، رخ نخواهد داد . بخاطر بافت سنتی و عدم حضور جامعه مدنی.
    بغیر از مصر و …
    در خصوص ایران هم همین دو دشمن ….
    شما ظاهرا حزب توده و تشکیلات بسیار قوی و فعالیت چشمگیرش در عضو گیری را نادیده گرفته ید.
    حرب توده و قدرت آن در خاورمیانه بی نظیر بوده است.
    علیرغم آن که بسیاری از احزاب در ایران نتوانستند در شهرستانها فعالیت عمده ای داشته باشند ، توده ای ها در همه جا نمایندگی مخفی و …داشتند.
    نکته دیگری که به آن توجه نکردید ، میزان تولید محتوایی بود ه که توده ای ها و چپ ها داشته اند .
    در حالیه سایرین واجد این خصیصه نبوده اند .
    نقش آنها در مقابل سخنرانی دکتر شریعتی اصلا قابل قیاس نیست.
    .
    یکی از دوستان نیز اشاره کردند به درسیت. به نهضت آزادی …
    البته این نهضت بشتر فرد محور بود ولی آن هم یکی از معدود تشکیلاتی بود که تا حدی با تکیه بر افراد صاحب نام عضو آن تاثیر بسیاری در حوادث و …داشت.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۰ ۲:۱۹ ب.ظ:

    اون مواردی که من رفرنس دادم تحلیل‌های ایشون بود یا دیتاهایی که از منابع دیگه ارائه کردن؟!
    بقیه موارد هم همین جور. مقایسه تأثیرات شریعتی با تأثیرات توده‌ای‌ها و سایر چپ‌ها واقعا عجیب بود برام. حتی نهضتی‌ها هم به اندازه یک دهم شریعتی اثرگذار نبودن ولی در عین حال همواره تحت فشار و آزار رژیم بودن ولی رژیم اصلا شریعتی رو نادیده گرفته بود

    [پاسخ]

  6. آسمان می‌گوید:

    بله :
    – مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی، نوشته دکتر صادق زیباکلام، ص۱۸۰۲- همان، ص ۲۲۰۳- همان، ص ۲۲۸۴- همان، ص ۲۱۳۵- همان، ص ۱۵۰
    .
    داد سخن هم نبود در خصوص بی اعتبار بودن ایشون. در خصوص عقاید ایشان در مورد انقلاب بود …

    الان فقط همان قسمت نظر حقیر اشکال داشت؟ که چرا به آقای زیبا کلام…
    در خصوص بقیه موارد چی؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    پاسختون رو دادم خانم. ضمن اینکه من از نقل قول‌های مستند کتاب آقای زیباکلام استفاده کردم نه تحلیل‌های ایشون. مگر اینکه شما و اون بزرگان مورد نظر ایشون رو دروغ‌گو بدونید که من چنین عقیده‌ای ندارم. ضمن اینکه برای اثبات ادعاهای کذایی حکومت شاه منابع دیگری هم وجود داره. جواب بقیه ایرادات رو داده بودم اگر دقت فرموده بودید

    [پاسخ]

  7. علی می‌گوید:

    برافتادن رژیم های دیکتاتوری رو به سنتهای الهی نسبت داده ای بسیار خب، اگر سقوط چند رژیم رو پس از سالها دلیل درستی سنتهای الهی هست پس حضور دهها دولت ظالم و دیکتاتور در خاورمیانه و جهان و همچنین حضور طولانی مدت این رژیمها دلیل نادرستی سنتهای الهی خواهد بود. مساله بعدی این هست که بسیتری از این دیکتاتورها می روند و پس از اونها دیکتاتوری خشنتر و طالم تر ر مسند مینشیند مانند آنچه در ایران یا مصرو و لیبی در گذشته روی داد و ظالمین سابق رفتند و ظالمین خشنتر جایگزین شدند. این موضوع با کدوم سنت الهی منطبق هست؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ شهریور ۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۳ ب.ظ:

    سنت الهی که فقط همین مجازات غیرمترقبه نیست. سنت مهلت دادن به ظالمان رو هم داریم که درآیه ۱۷۸ سوره آل عمران اومده. سنت مهم‌تر دیگری هم داریم که در آیه ۱۱ سوره رعد اومده. همه رو باید در کنار هم دید. قرار نبود من به همه سنت‌های الهی اشاره کنم. به تناسب موضوع اخیر به یک سنت فقط اشاره شد

    [پاسخ]

  8. آسمان می‌گوید:

    به هر صورت اول کتابی خوانده می شود و بعد آدم به این فکر می افتد که از نقل قول ها هم می تواند استفاده کند در قالب دیگری…
    بگذریم از این مقوله !
    .
    در مورد شخصیت ایشان که بحث نکرذم. در خصوص علم سیاسی ایشان مطلبی که مورد اجماع تقریبا همه است را عنوان کردم.
    .
    در خصوص ادعاهای کذایی حکومت شاه هم حرفی نزدم که آ ن جمله را فرمودید .
    .
    نخیر. جواب بقیه ایرادات را نداده بودید . مطلبی را بدون استناد به منبع علمی و یا رفرنسی معتبر ذکر کردید و سئوال حقیر را بدون پاسخ گذاشتید .
    .
    البته از لحن نا مناسب همان کامنت اول شما باید می فهمیدم که اصلا نباید بحثی را شروع می کردم . مثل همیشه تحقیر آمیز.
    .
    شاید مثل بقیه یک “لایک” الکی می زدم بهتر بود . نه؟
    .
    یا اصلا نخوانده می نوشتم “عالی” و …البته به این چیزها احتیاج ندارید می دانم.
    .
    انتهای این کامنت تان هم به طعنه نوشته اید : جواب بقیه …
    .
    بله دیدم .
    .
    متاسفم .

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ شهریور ۵ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۵ ب.ظ:

    قطعا بنده قصد تحقیر و جسارت نداشتم. اگر همچین برداشتی شده عذر می‌خوام. شما خیلی صریح نقد کردید منم خیلی صریح جواب دادم. من اشکال مستندی ندیدم که جواب مستند و با رفرنس بدم. درباره چپ‌ها و نهضتی‌ها هم جواب دادم خدمتتون. موفق باشید

    [پاسخ]

  9. خوارج می‌گوید:

    چه فایده: “دیکتاتوری را به خاطر بسپار، دیکتاتور رفتنی ست”

    [پاسخ]

  10. aa می‌گوید:

    اقا راسته ماه رمضان ۲۸ روزه شد؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ شهریور ۹ام, ۱۳۹۰ ۶:۵۵ ق.ظ:

    خیر راست نیست!

    [پاسخ]

  11. آرش می‌گوید:

    آقا دمت گرم!قلم زیبا و استواری داری.من همیشه ب وبلاگتون سر میزنم.با اجازتون مقاله ای تحت عنوان “امام خمینی و روشنفکران دینی” رو توی وبلاگم اووردم
    اگه وقت کردی ی سری هم ب ما بزن و نظر بده

    [پاسخ]

  12. داش ممد می‌گوید:

    خب من خیلی اعتقادی به سنن الهی ندارم اما میدانم که عصر شاهی و خاجگی بر مردم تمام شده و دیگر کسی ظلم بی حساب و کتاب کسی رو برنمی تابه
    من این دفه شانسی یه فیلتر شکن رسیده دستم ولی شما به ما سر بزن

    [پاسخ]

  13. مجید هشتگردی می‌گوید:

    چرا تا امروز خاندان هاشمی و منتظری که روابط تنگاتنگی با قذافی هم داشتند از روابطشان برای آزاد کردن این سد مظلوم استفاده نکردند؟

    ضمنا دکتر شریعتی هم کم به کارها و حرف هاش اشکال نیست که استاد مطهری چه خوش گفت نوشته های ایشان اسلام سرایی است!!!

    صادق طباطبایی خواهرزاده امام موسی صدر:
    در سالهای ابتدایی انقلاب درخواست های هیات پی گیری وضعیت امام موسی صدر به جای طرابلس از دفتر آیت الله منتظری می آمد.!!

    [پاسخ]

  14. بازتاب: فاعتبروا! « تورجان

  15. بازتاب: «استحمار» به سبک ایرانی « تورجان

  16. بازتاب: استبداد ایرانی، انقلاب اسلامی « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *