۲۹

 

۲۹ سال گذشت. به همین راحتی!

 

پی‌نوشت: جزئیات مراسم گرامی‌داشت بیست و نهمین سالروز شهادت پدر را به زودی به اطلاع‌ دوستان خواهم رساند.

 

درباره پدر:

نوشته‌های تورجان

عکس‌ها

زندگی‌نامه

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در خودمانی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به ۲۹

  1. هادی طباطبایی می‌گوید:

    سخت گمنامید اما ای شقایق سیرتان/ کیسه می دوزند با نام شما شیادها
    با شما هستم که روزی کاسه ی سرهایتان/ خشت می گردد برای عافیت آبادها

    [پاسخ]

  2. mohamad mehdi می‌گوید:

    سلام
    خوشا به حال انان که با شهادت رفتند و بدا به حال ما که این روزها و این دوران را تجربه می کنیم. خداوند ما را نیز با شهدا و بندگان صالحش محشور فرماید.

    [پاسخ]

  3. بهار می‌گوید:

    درود بر روح پدر بزرگوارتان و درود بر شما که فکر می کنم راه ایشون رو در حد توانتون که نمونش این وبلاگ و نوشته هاش هست رو خوب ادامه دادین ، خدا اجرتون بده .
    در این دوره زمونه که همه چیز با هم خلط شده بعضا حق بدین به برخی افراد که دیدگاه خیلی مثبتی در مورد شهدا و افراد منصوب به اونها نداشته باشند و در این میان وظیفه امثال شما سنگین تر جلوه می کنه که البته با صبر و درایت بایستی با اینگونه مسائل برخورد بشه البته شما خودتون بهتر از بنده واقفین . التماس دعا

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *