استادِ استادان

 

علی اشرف فتحی: مرگ کهنسال‌ترین مورخ ایران همان‌قدر بی‌سر و صدا بود که آگاهی تاریخی غالبا برای ما کم‌اهمیت و کم‌ارج بوده است. خبر درگذشت و تشییع جنازه استاد بزرگوارم دکتر عزیزالله بیات در حاشیه اخبار عجیب و غریبی قرار گرفت که این روزها دیگر به شنیدن آنها عادت کرده‌ایم. حالا از ۹۱ سال عمر و شصت و چند سال تدریس و پژوهش، فقط چندین اثر پژوهشی ارزشمند و صدها استاد، محقق، دانش‌پژوه و دانشجو باقی مانده که بر زحمات استادی گواهی دهند که تا ۹۰ سالگی دست از تدریس و آموزش تاریخ به جوانان ایران برنداشت و چه زیبا سروده شده که:

إن آثارَنا تَدُلّ علینا    فانظروا بعدنا إلی الآثار

 

دکتر بیات در آخرین ماه‌های تدریس در دانشگاه بهشتی، ۲۱ آذر ۸۸

 

دکتر بیات که خود را آخرین بازمانده شاگردان استاد عباس اقبال آشتیانی می‌دانست، آنقدر شیفته این استادش بود که هرگونه تخفیف در حق اقبال آشتیانی را برنمی‌تابید و حتی زمانی که یکی از دوستان در مقام مقایسه میان اقبال آشتیانی و مرحوم دکتر زرین‌کوب برآمد و زرین‌کوب را ترجیح داد، برآشفت و قاطعانه گفت که مرحوم زرین‌کوب بیش از آنکه یک مورخ باشد یک ادیب برجسته بوده است و قطعا مقدم بر اقبال آشتیانی نیست. دکتر بیات که دو سال از دکتر زرین‌کوب مسن‌تر بود، می‌گفت که یک بار شخصا شاهد بوده که استاد اقبال آشتیانی پیشنهاد تصدی یک مقام عالی‌رتبه حکومتی را رد کرده و به پیشنهاد دهنده گفته که لذت تدریس تاریخ را هرگز با مناصب دولتی عوض نخواهد کرد.

 

دکتر بیات در کنار اتاقتش در دانشگاه بهشتی، اول آذر ۸۸

 

دکتر بیات که تا اوایل سال تحصیلی گذشته مشغول تدریس بود و به گفته خودش در طول ۶۰ سال تدریس حتی ۶ ساعت هم غیبت نداشت، پس از سکته مغزی به خواست خودش به یک خانه سالمندان در سعادت‌آباد تهران رفت ولی نتوانست بیش از چند ماه در آنجا دوام آورد و این ماه‌های آخر را در خانه پسرش که پزشک بزرگواری است به سر می‌برد ولی با این حال دوری از محیط دانشگاه به شدت آزارش می‌داد.

اتاق دکتر بیات در دانشگاه بهشتی، ۱۶ مهر ۹۰

 

مرحوم دکتر بیات که دستی در ادبیات و موسیقی هم داشت و همواره به شاگردی ابوالحسن صبا افتخار می‌کرد، آشنایی و تسلط خوبی به زبان و ادبیات عرب داشت و این از نکاتی است که بیشتر در بین استادان قدیمی مشهود است و سوگمندانه اکنون رنگ باخته و اختلالات جدی در مسیر تدریس و تحقیق ایجاد کرده است. تتبع او در کتب فارسی و عربی و روحیه ادبی و هنری‌اش به راحتی قابل تشخیص بود. لابد بسیاری از شاگردانش به یاد دارند که بارها نسبت به خوانش نادرست برخی اشعار تذکر می‌داد و به ویژه درباره شعر معروفی که منسوب به فردوسی است (ز شیر شتر خوردن و سوسمار …) می‌گفت طبق تحقیقاتی که در کتب متقدم تاریخی اعراب کرده، اعراب پشم و خون شتر را هم می‌خورده‌اند تا چندین روز در معده آنها بماند و نیاز به غذا پیدا نکنند. برای همین اصرار داشت که خوانش درست این شعر به صورت «ز پشم شتر خوردن و سوسمار» است. *

 


ورودی دانشکده ادبیات دانشگاه بهشتی لحظاتی قبل از تشییع جنازه دکتر بیات، ۱۶ مهر ۹۰

 

اما نکته‌ای که درباره مرحوم دکتر بیات قبلا هم نوشته بودم و همواره برایم جالب بود، ارادت و احترام این استاد بزرگ به پیامبر اسلام و اهل بیت (ع) بود که به راحتی در رفتار و گفتار ایشان می‌شد حس کرد. در آخرین جلسه‌ای که در خدمتشان بودم به مناسبت فرارسیدن محرم سال ۸۸ تذکراتی درباره قیام عاشورا داد و به بخشی از دیدگاه‌های خود درباره ماهیت تاریخی عاشورا اشاره کرد.

 

دکتر رضا شعبانی هنگام ادای احترام به پیکر دکتر بیات (عکس از اینجا)

 

دکتر اکبری، دکتر بیات (پسر مرحوم دکتر عزیزالله بیات) و دکتر غلامعلی رجایی هنگام انتقال پیکر دکتر بیات به دانشکده ادبیات دانشگاه بهشتی

 

تشییع جنازه دکتر عزیزالله بیات در دانشگاه بهشتی، دکتر شعبانی چهره ماندگار تاریخ در سال ۸۹ در سمت راست عکس دیده می‌شود

 

 

حالا که استاد بیات با آن همه نشاط و شادابی علمی‌اش از میان ما رفته، برای دیگر استادان عزیزم از جمله دکتر رضا شعبانی، دکتر زرگری‌نژاد و دکتر خلعتبری که گویا در بستر بیماری است آرزوی سلامتی و توفیق دارم. نوشته دکتر غلامعلی رجایی را درباره درگذشت و تشییع جنازه دکتر بیات در اینجا بخوانید.

 

 

 

*البته فکر می‌کنم اگر واقعا این شعر را فردوسی گفته باشد (که گویا نگفته) و اگر او امروز زنده بود و جنبش‌های ضداستبدادی عرب‌ها را می‌دید این‌گونه درباره اعراب با حقد و کینه سخن نمی‌گفت!

 

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به استادِ استادان

  1. آسمان می‌گوید:

    روحش شاد.
    با سپاس از نویسنده .

    [پاسخ]

  2. مهدی می‌گوید:

    روحش شاد. اما نظرش در مورد استاد زرین کوب رو نه پسندیم و نه با آثاری که استاد زرین کوب به جا مانده قابل قبول به نظر می رسد.

    [پاسخ]

  3. زارعي می‌گوید:

    مدتی بود که نمیتوانستم ولاگتان را ببینم احساس نفس تنگی در این فضا به آدم دست میدهد .خدانوند همه مردان بزرگی که رفته تند بیامرزد و بزرگان زنده را برای آبادنی کشور رهایی از قیود بخشد

    [پاسخ]

  4. روان دوست می‌گوید:

    عزیز دل برادر!
    شما که خوب نوشتی و حق شاگردی را درباره استاد خودت و چهره علمی و افتخار این مملکتادا کردی، چرا متعرض شعر فردوسی می شوی و آسمان ریسمان به هم می بافی و از «بهار عربی» نام می بری!!!!!!! یادت رفته است شصت سال است اسراییل خانه شان را گرفته و عرضه نفس کشیدن ندارند؟ بعد از اینکه باد کله عبدالناصر خوابید و بلندیهای جولان هم دهها سال است در اشغال اسراییل است چرا از برادران عرب خود یادی نمی کرد؟ وقتی قذافی کم شعور بیشا زا چهل سال ادعای سروری جهان عرب را می کرد هیچ نکته نپرایندید؟
    وانگهی، شعر فردوسی مربوط به آن زمان است نمی دانم گذر زمان را توجه می فرمایید یاخیر و همه چیز را با متر امروزتان اندازه می گیرید؟
    لزومی نداشت با پاورقی بی جای خود از کینه ورزی و حقد فردوسی سخن به میان آورید. شما تحمل یک بیت شعر را در حق برادران عربتان ندارید؟ شعری که صدها سال از عمر آن گذشته است؟ البته می دانید و می دانیم که بیشتر این جماعت ما را خارج از مسلمانی و اسلام می دانند. پس سزاوار است حد نگه داریم

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *