عشق سال‌های طلبگی

 

علی اشرف فتحی: آیا طلبه‌ها زود ازدواج می‌کنند؟ کلیشه‌ای‌ترین و رایج‌ترین پاسخ این است که بگوییم طلبه‌ها زودتر از همه اقشار جامعه ازدواج می‌کنند. اما تاکنون جز همین مشهورات و مقبولات عامیانه هیچ پاسخ پژوهشی و  علمی به سؤال درباره سن ازدواج طلبه‌ها داده نشده و دست کم منتشر نشده است. همچنین مشخص نیست که در دهه‌های اخیر چه تغییراتی در سن ازدواج طلبه‌ها ایجاد شده است. شاید یکی از دلایل ابهام درباره این پرسش، این است که طلبه‌ها و حوزوی‌ها کمتر درباره چنین مسائلی گفته و نوشته‌اند.

از سوی دیگر و  بر خلاف تلقی عمومی، برخی مدیران باسابقه حوزوی مثل مدیر مدرسه شهیدین (که مدیر حوزه علمیه دخترانه جامعه‌الزهرا هم هست) همواره به طلاب تحت مدیریت خود توصیه می‌کرده‌اند که حتی‌المقدور تا پیش از ۲۴ سالگی متأهل نشوند. البته چنین توصیه‌ای در تاریخ نه چندان دور حوزه نیز پیشینه‌ای دارد.

آقا نجفی قوچانی نویسنده کتاب مشهور «سیاحت غرب» در صفحه ۴۰۳ کتاب «سیاحت شرق»، ماجرای گفتگوی خود با یکی از دوستانش را نقل می‌کند که از آقانجفی می‌خواسته زودتر ازدواج کند. در این گفتگو آقانجفی که از شاگردان آخوند خراسانی بوده به این دوست طلبه خود می‌گوید: «مگر آخوند منع نکرده زن گرفتن طلاب را در نجف؟ که طلبه نجفی خودش شوهر لازم دارد و شوهری غیر را نمی‌تواند بنماید …» اشاره آخوند به مشکلات مالی شدید طلاب است که مانع از تکفل یک خانواده می‌شده است.

آقانجفی در این گفتگوی مفصل در برابر دلایل و اصرارهای متعدد دوستش مقاومت کرده و در پایان می‌گوید: «اصلا زن نمی‌خواهیم! سی سال از عمر رفته زن نداشته‌ایم، نه آسمان خراب شده نه زمین، و علی‌أیّ‌حال چون زن نداشته‌ام خوش گذشته …» – ص ۴۰۷ سیاحت شرق –

آقانجفی البته در صفحات دیگر کتابش از توسل‌های خود به حضرت علی (ع) و حر بن یزید ریاحی برای یافتن یک همسر شایسته سخن گفته که گویا به پیشنهاد دوستانش انجام داده است. همچنین او از صفحه ۳۹۷ کتابش به شرح تجربه خود در زمینه ازدواج موقت (به دلیل فقدان تمکن مالی برای ازدواج دائم) اشاره کرده است.

او در آخرین سال‌های عمر آخوند خراسانی شاگرد درس او بود، ولی یکی دیگر از شاگردان آخوند که در سال‌های میانی تدریس این زعیم دینی مشروطه پای درس او می‌رفته، در خاطرات خود همانند آقانجفی قوچانی با بی‌پروایی از تجربه عاشقانه خود سخن گفته و ابایی از باور منفی خوانندگان نوشته‌اش نداشته است. شیخ ابراهیم زنجانی که همچون آقانجفی از تقریرنویسان درس خارج آخوند خراسانی بوده است، بر خلاف آقانجفی قبل از آنکه به نجف برود پیش از رسیدن به بیست سالگی ازدواج می‌کند و البته قبل از ازدواج هم عاشق شده است.

او در صفحه ۱۳ خاطراتش درباره نخستین عشق زندگی خود می‌گوید: «من اهل محبت خلق شده‌ام. بی محبت زندگانی نتوانم کرد و تاکنون نکرده‌ام … چه محبتی مادر به من و من به مادر داشتم! … بعد در همان سن اول جوانی، هنوز شاید بالغ نشده، یک عشق به یک دختر عموی بی‌اندازه خوشگل اهل محبت پیدا کردم. به واسطه بزرگی او از من و موانع زیادی، همان عشق که قطعا در دل او هم بود و ما را اغلب در تمام مواقع فرصت، به مصاحبت و نگاه و دیدار همدیگر وا می‌داشت یک عشق اولی است که تعجب از عالم عشق می‌کنم. بی‌مبالغه می‌گویم یادگار بماند.»

البته نمی‌توان انکار کرد که شیخ ابراهیم زنجانی همواره سعی داشته شخصیت و افکار نواندیشانه و متفاوتی داشته باشد و چگونگی نقل خاطراتش نیز بی‌تأثیر از زندگی و شخصیت جنجالی سیاسی او نیست.

در دهه‌های اخیر تنها می‌توان به کتاب «توسعه و تضاد» دکتر رفیع‌پور اشاره کرد که در بخش‌هایی از آن به ویژه پاورقی صفحه  ۳۵۶ به پاره‌ای داده‌های منحصر به فرد خود درباره چنین مسائلی اشاره کرده است. مدیران حوزه نیز هر از چندی درباره «ازدواج طلبه‌ها» توصیه‌هایی مطرح می‌کنند تا طلبه‌ها دقیق‌تر به این مسأله کلیدی نگاه کنند؛ توصیه‌هایی که عمل به آنها شاید تغییراتی در سن ازدواج ایجاد کند.

تازه‌ترین نمونه آن، سخنان معاون تهذیب حوزه علمیه قم است که متولی امور اخلاقی حوزه و مدیریت دروس اخلاق است. این مدیر برجسته حوزوی به طلبه‌های جوان یادآوری کرده است: «در قرآن کریم یکی از نشانه‌های خداوند وجود همسرانی دانسته شده تا به وسیله آن به آرامش برسید. امروز این آرامش در جامعه کمتر دیده می‌شود و طلاب باید در امر ازدواج درست عمل کنند تا مردم بتوانند مشکلات خود را در این زمینه به وسیله آنها برطرف کنند و به آرامش برسند.»

البته مدیران حوزه برای دختران طلبه هم که اخیرا تعداد آنها رشد چشمگیری یافته، دوره‌های آموزشی ازدواج گذاشته‌اند، ولی بحث درباره سن مناسب ازدواج برای طلبه‌ها به برخی سایت‌ها و وبلاگ‌ها نیز کشیده شده و این نشان می‌دهد که پرسش و پاسخ‌ها درباره این موضوع، به تدریج رسانه‌ای شده است (مثل اینجا و اینجا و اینجا).

 

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اجتماع, حوزه ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به عشق سال‌های طلبگی

  1. بنده خدا می‌گوید:

    هرسنی می خواهید ازدواج کنید، فرمول ندارد و به قولی همه راه ها به یکجا منتهی است. ولی بالاغیرتا با لباس آخوندی بادبادک هوا نکنید !!!!!!! یک قدری متانت تب نمی آورد. مخالف عشق بازی نیستم، ولی چادر و عباو عمامه را می توان کنار گذاشت برای این کار. امان از اخوند مدرن.

    [پاسخ]

  2. آسو می‌گوید:

    اولا که عیدتون مبارک
    علی جان عیدیت رو از این پسر عموی ما سید مرتضی بگیر سید جماعت همین جوری عیدی نمیدی باید بگیری خودشم فنون خاص داره امیدوارم بلد باشی
    منم که دورم مگر نه عیدی میدادم خودتم میدونی
    درضمن من به عنوان یه سید دیشب شب عید غدیر رسما عقد کردم
    بسه دیگه خجالت بکشید این تورجان رو که باز میکین بوی سرکه بلند میشه
    پیر پسر چیه فسیل پسر شدین
    برین زن بیگیرین هر جا هم خواستین بادبادک هوا کنین با هر لباسی
    هیچ آداب و ترتیبی مجوی ولی برو زن بگیر
    یاد بگیرین نصف شمام

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۳ ب.ظ:

    آسو جان هم عیدت مبارک هم پیوندتون

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *