دفتری برای راه سومی ها

اعتمادملی، صفحه حوزه، علی اشرف فتحی: دفتر تبلیغات اسلامی‌حوزه علمیه قم اکنون سه دهه پس از تأسیس، دیگر یک دفتر معمولی نیست. بزرگترین نهاد حوزوی کشور است که عهده‌دار اصلی امر پژوهش، تبلیغ و نشر کتب و مجلات تخصصی حوزه است. هرساله هزاران مبلغ حوزوی با پشتیبانی و هماهنگی این دفتر به شهرها و روستاهای کشور اعزام می‌شوند. انتشارات وابسته به این دفتر – بوستان کتاب – مهمترین ناشر حوزوی و یکی از مهمترین ناشران کشور است که بارها موفق به دریافت نشان ناشر برگزیده کشوری و حوزوی شده است.

همچنین موسسات پژوهشی مهم قم وابسته به این دفتر هستند. دانشگاه باقرالعلوم و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ‌که دو موسسه بزرگ شهر قم هستند، از زیر مجموعه‌های دفتر تبلیغات شمرده می‌شوند. مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی نیز چند سالی است از سوی این دفتر تاسیس شده و بنا به گزارش مدیران این مرکز، روزانه پاسخگوی هزاران پرسش دینی است.

اما این دفتر به چه دلیل و برای پاسخگویی به کدام نیاز حوزه تاسیس شد؟ حجت‌الاسلام والمسلمین محمد جعفری گیلانی رئیس هیات امنای این دفتر و از موسسین آن در این باره می‌گوید: «در اویل سال ۵۸ در یکی از خیابان‌های تهران مردم زیادی را دیدم که در حال خریداری کتاب از دستفروشان بودند. من هم به جمعیت پیوستم و با کمال تأسف متوجه شدم که حدود ۸۰در صد از کتب خریداری شده توسط مردم را کتب منحرفه تشکیل می‌دادند و از همان لحظه به فکر افتادم که باید برای فرهنگ و دین مردم کاری کرد… از تهران به قم آمدم و نزد برخی بزرگان رفتم و موضوع را مطرح کردم. اتفاقا همان شب جلسه‌ای در منزل آقای ری شهری با حضور ۳۰ نفر از گروه‌های مختلف موثر در انقلاب تشکیل شده بود. بهانه تشکیل جلسه، نوشتن نامه‌ای به امام در زمینه بکارگیری نیروهای موثر در انقلاب در دفتر معظم‌له بود. بنده هم از فرصت استفاده کرده و موضوع کتب منحرف و بحث خوراک دینی و فرهنگی به مردم را مطرح کردم.» (۱)

جعفری گیلانی به یاد می‌آورد که پس از آن جلسه، جلسات دیگری در منزل حجت‌الاسلام فاکر تشکیل شد و در نهایت گروهی متشکل از آقایان حسین موسوی تبریزی، فهیم کرمانی، ری شهری، فاکر، شهید حقانی و جعفری گیلانی تصمیم می‌گیرند که مساله را با مرحوم آیت‌الله مشکینی و سپس امام خمینی که آن روزها در قم اقامت داشت مطرح کنند: «پس از طرح موضوع، امام بسیار خوشحال شدند و فرمودند: کار خوبی است و این کار جزو آرزوهای بنده است. از همان روز تقریبا به مدت ۱۵ روز هر روز خدمت امام می‌رسیدیم و یک صفحه از اساسنامه را می‌خواندیم و ایشان نظرات خود را ارائه می‌فرمودند.»

نتیجه کار این گروه به تاسیس دایره تبلیغات امام خمینی در ۱۶ اردیبهشت ۵۸ در قم منجر شد. این دایره بعدها به دفتر تبلیغات امام و در نهایت به «دفتر تبلیغات اسلامی‌حوزه علمیه قم» تغییر نام داد. مکان آن نیز تا مدتی تغییر می‌یافت و ثبات نداشت. از ساختمان ستاد انقلاب (رو‌به‌روی قبرستان شیخان) تا مدرسه علمیه کرمانی‌ها و خانه ساواک قم در خیابان دورشهر. در نهایت محل فعلی جامعه مدرسین خریداری و به این دفتر  واگذار شد.

کمتر از یک ماه پس از تاسیس دایره تبلیغات امام، ۳ هزار مبلغ حوزوی با هماهنگی این نهاد به نقاط مختلف کشور اعزام شدند. اهمیت کار به اندازه‌ای بود که شخص امام خمینی در تجمع مبلغین مذکور در مدرسه فیضیه حاضر شده و برای آنها سخنرانی کردند. این نخستین موفقیت موسسین دفتر تبلیغات بود.

مقاله حکیمی، چالش‌برانگیز شد

جعفری گیلانی این‌گونه از آغاز کلاس‌های آموزشی این دفتر برای طلاب یاد می‌کند: «پس از اعزام ۳ هزار مبلغ که مایه مباهات حضرت امام شد، در پی دستور ایشان در زمینه آموزش سیاسی طلاب، آموزش را که هدف اولیه تاسیس دفتر بود خیلی جدی و محکم آغاز کردیم.»

بدین ترتیب شخصیت‌هایی چون حضرات آیات سیدعلی خامنه‌ای، ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، عبدالله جوادی آملی، دکتر بهشتی و آقایان رجایی، جلال‌الدین فارسی و حسن آیت به قم دعوت شدند و به آموزش ایدئولوژیکی و سیاسی طلاب مشغول شدند. کلاس‌ها در ۲ مدرسه فیضیه و دارالشفا برگزار می‌شد. جعفری گیلانی از نخستین چالش دفتر با حوزه چنین می‌گوید: «آموزش‌ها در فیضیه و دارالشفا آغاز شد. اما متاسفانه در زمان بسیار کوتاهی به علت شیطنت بعضی‌ها و ایجاد بدبینی برای برخی آقایان در قم نسبت به دفتر، مجبور شدیم بعد از حدود ۲ ماه از فیضیه و دارالشفا خارج شویم و جلسات آموزشی را در حجتیه و چهارمردان برگزار کنیم.»

جعفری گیلانی از مراجع تقلید و علمایی که به مخالفت با فعالیت‌های ایدئولوژیکی دایره تبلیغات امام به پا خواستند نام نمی‌برد، با این حال حمایت‌های ویژه امام از این نهاد ادامه داشت و صندوق قرض‌الحسنه دفتر نیز همان سال با مساعدت امام و برای کمک مالی به طلاب تاسیس شد. اما این حمایت‌های قاطع نیز مانع از تنش میان روحانیون انقلابی این نهاد با بزرگان سنت‌گرای حوزه نشد. مقاله محمدرضا حکیمی‌در مجله حوزه (وابسته به دفتر) چالش دیگری آفرید. حکیمی‌که از استادان مدعو دفتر تبلیغات برای آموزش سیاسی و فرهنگی طلاب بود، در این مقاله از فقه پویا دفاع کرده بود و همین تابوشکنی حکیمی‌سبب موضعگیری‌های تند برخی بزرگان حوزه علیه وی و دفتر تبلیغات شد. به گفته جعفری گیلانی که دعوت کننده حکیمی‌به قم بود، کار به جایی رسید که حتی در نمازجمعه تهران و قم نیز علیه این مجله موضعگیری شد و آن را ضالّه و گمراه کننده خواندند. حکیمی‌با آن روحیه حساس و لطیفش از این برخوردها آزرده شد و قم را ترک کرد.

هاشمی‌رفسنجانی امام جمعه موقت تهران در پاسخ به ابراز نگرانی‌های جعفری گیلانی و مرحوم آیت‌الله عبایی خراسانی (که به جای حجت‌الاسلام و المسلمین فاکر به جمع مدیران دفتر افزوده شده بود) از آنها خواست سکوت کنند و به فعالیت خود ادامه دهند. روابط نزدیک با‌ هاشمی‌رفسنجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی‌منجر به آغاز انتشار تفسیر راهنما از سوی دفتر شد. تفسیری که حاصل دوران زندان رفسنجانی در زمان شاه بود. انتشار این تفسیر چند سال پیش به پایان رسید و به عنوان نخستین اثر تحقیقی دفتر شناخته می‌شود.

اعزام نیرو به جبهه‌ها

یکی از مهمترین فعالیت‌های دفتر تبلیغات در دهه شصت، اعزام طلاب و روحانیون به جبهه‌های جنگ بود. جعفری گیلانی از موضعگیری‌ها و عملکرد بنی صدر رئیس جمهور وقت به عنوان محرک اصلی اعزام گسترده نیروی حوزوی به جبهه‌ها نام می‌برد: «چهل و هفتمین روز جنگ بود و ما حدود ۵۰ شهید داده بودیم.بنی صدر با سپاه میانه‌ای نداشت و ما هم با ارتش آشنایی نداشتیم … از جمع طلابی که آموزش دیده بودند و به جبهه‌ها اعزام می‌شدند حدود ۲۵۰۰ نفر از آنان شهید شدند. هرچه جبهه نیرو و روحانی می‌خواست اعزام می‌کردیم چون طلاب داوطلب بسیار بودند.»

این فعالیت دفتر تبلیغات نیز همانند فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی آن با مقاومت‌هایی در حوزه رو‌به‌رو می‌شد و به دلیل دیدگاه‌های متفاوت برخی از بزرگان حوزه درباره جنگ، با اعزام گسترده طلاب و روحانیون به جبهه مخالفت‌هایی ولو کم سر‌وصدا صورت می‌گرفت.

دارالتبلیغ، دفتر تبلیغات شد

همانگونه که گفته شد، دفتر تبلیغات اسلامی‌در سال‌های نخست فعالیتش از مکان مناسبی برخوردار نبود. چندین بار تغییر مکان داد و سرانجام انتشار خبر کودتای صادق قطب‌زاده و اطلاع آیت‌الله شریعتمداری از کودتا سبب شد که روز ۲۷ فروردین ۶۱، گروهی از نمازگزاران نمازجمعه قم دست به تظاهرات بزنند و ساختمان دارالتبلیغ اسلامی‌را که نهادی وابسته به آیت‌الله شریعتمداری بود، اشغال کنند. (۲)  دارالتبلیغ از سال ۴۲ آغاز به کار کرده بود و امام خمینی از همان زمان منتقد آن بودند. فعالیت میانجیگرانه علامه طباطبایی نیز نتوانست میان امام خمینی و دارالتبلیغ آشتی برقرار کند. (۳)

دارالتبلیغ اسلامی‌نیز فعالیت‌های کاملا مشابهی با دفتر تبلیغات اسلامی‌داشت و با پشتوانه آیت‌الله شریعتمداری به جریان تاثیرگذار فرهنگی حوزه علمیه قم در سال‌های تبعید امام خمینی بدل شده بود. تشابه فعالیت‌های این ۲ نهاد سبب شد که ساختمان این نهاد که پس از اشغال در اختیار سپاه بود، به دفتر تبلیغات اسلامی‌سپرده شود و از آن زمان تاکنون به ساختمان این نهاد بدل شده است. همچنین بخشی از دارایی در اختیار آیت‌الله شریعتمداری نیز  به دستور امام خمینی به دفتر تبلیغات اسلامی‌داده شد.(۴)

بدین ترتیب عملا فعالیت‌های دارالتبلیغ غیرانقلابی در ظاهری انقلابی و با نام دفتر تبلیغات ادامه یافت. نشر کتب و مجلات دینی، اعزام مبلغ در ایام تبلیغی حوزه (محرم و رمضان) و پشتیبانی از پژوهش‌های حوزوی ۳ فعالیت عمده دفتر در ۳ دهه گذشته بوده که با توجه به بودجه قابل توجه این نهاد و پشتیبانی‌های صورت گرفته از آن در سطح کلان مدیریتی نظام، گسترش روزافزونی یافته است. بدین ترتیب یک تشکل کوچک حوزوی به یک نهاد بزرگ و تاثیرگذار تبدیل شد. به گفته حجت‌الاسلام و المسلمین جعفری گیلانی: «آن روز انصافا یک دفتر بود و ما فکر نمی‌کردیم که زمانی همان دفتر تبدیل به چنین موسسه بزرگ و عظیمی‌بشود.»

نماد روشنفکری حوزوی

چالش‌های دفتر با حوزه به سنت‌گرایان غیرسیاسی محدود نماند و به دلیل غلبه طیف چپ خط امامی‌در دوره دهه ۶۰ دفتر، تقابل‌های چپ و راست در تهران به قم نیز کشیده شد و اختلافات دفتر تبلیغات و جامعه مدرسین هر از گاهی مساله ساز می‌شد.‌هاشمی‌رفسنجانی در خاطراتش از این تنش‌ها سخن گفته است: «بعداز جلسه، آقایان عبایی، جعفری، واعظی و موسوی تبریزی آمدند و وضع دفتر تبلیغات اسلامی‌قم را گفتند. چاره‌جویی برای اختلاف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بعضی از طلاب نمودند.» (۵)

با این حال فعالیت‌های دفتر تبلیغات که رنگ روشنفکری و نواندیشی دینی هم داشت، متوقف نشد و موسسات وابسته به این نهاد تبدیل به مرکز تربیت طلاب نواندیش شد و اکنون شاهد طیفی از دانش آموختگان و فارغ‌التحصیلان حوزوی هستیم که تحصیلات دانشگاهی خود را در مراکز وابسته به این دفتر گذرانده و به جریان اثرگذاری در حوزه بدل شده‌اند. چالش این دفتر با سنت‌گرایان حوزه حتی در دوران اصلاحات هم نمود و بروز یافت و انتقاد شدیداللحن روزنامه انتخاب (وابسته به دفتر تبلیغات) از آیت‌الله  مصباح یزدی که از وی خواسته بود به جای ایجاد  سر و صدای سیاسی به فعالیت‌های علمی‌اکتفا کند، با واکنش تند طلاب هوادار آیت‌الله مصباح روبه‌رو شد و  آنها با تجمع در برابر ساختمان دفتر تبلیغات، خواهان مجازات و برکناری مدیران روزنامه انتخاب و تصفیه دفتر شدند. روزنامه انتخاب در عین حال که منتقد دولت اصلاحات بود، به دلیل صبغه نواندیشانه‌اش با جریان آیت‌الله مصباح نیز چندان میانه‌ای نداشت و در این جدال، این روزنامه انتخاب بود که تسلیم شد و انتشار خود را متوقف کرد. اگرچه بخشی از مدیران این روزنامه، سایت انتخاب را به راه انداختند و به انتقادهای خود در مورد هواداران آیت‌الله مصباح ادامه می‌دهند.

اما روزنامه انتخاب تنها رسانه دفتر نبوده و نیست. مجلات پاسدار اسلام، حوزه، آینه پژوهش، نقد و نظر، پیام زن، تاریخ اسلام، پگاه حوزه، سلام بچه‌ها و پوپک نیز در ۳ دهه گذشته به تغذیه فکری اقشار مختلف جامعه پرداخته است. مجله نقد و نظر را می‌توان مهمترین نشریه فکری دفتر نامید، از تریبون‌های اصلی روشنفکرانی همچون مصطفی ملکیان بوده و زمانی از سوی وی مدیریت می‌شد.

عقبه روشنفکرانه دفتر آنچنان قوی بود که چندی پیش آیت‌الله خامنه‌ای آن را نماد روشنفکری حوزه معرفی کرد. نمادی که خود را هم منتقد سنت و هم ناقد مدرنیته می‌داند. دفتر تبلیغات سال‌هاست که در میانه سنت و مدرنیته قدم می‌زند و در جست‌وجوی یک راه سوم است. این دفتر، دیگر یک دفتر معمولی نیست. یک تفکر است.

پی‌نوشت‌ها:

۱-نقل قول‌های حجت‌الاسلام والمسلمین جعفری گیلانی برگرفته از گفت‌وگوی وی با شماره‌های ۳۶ تا ۳۸ مجله پیام (ماهنامه داخلی دفتر تبلیغات اسلامی‌حوزه علمیه قم) است.

۲-پس از بحران، خاطرات سال ۶۱‌هاشمی‌رفسنجانی، صفحه ۶۳

۳-روزنامه اعتماد، ۲۸ بهمن ۸۵، صفحه ۵، به نقل از کتاب مجموعه اسناد آیت‌الله میلانی که از سوی فرزندش گردآوری شده است.

۴-خاطرات سال ۶۱‌هاشمی، ص ۲۷۴

۵-همان، ص ۴۱۵

نوشته شده در  سه شنبه ۲۰ اسفند۱۳۸۷ساعت ۲۲:۴۱

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, فرهنگ و هنر ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به دفتری برای راه سومی ها

  1. بازتاب: تورجان » Blog Archive » روحانیت و چیزی به نام رسانه

  2. بازتاب: سفر به دیار رستم – بخش اول « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *