حسین(ع) یا بابک! مسأله این است؟!

تصویری قدیمی از حرم امام حسین (ع) 

سید مرتضی ابطحی: چندی است که برخی سایت‌ها و وبلاگ‌های ضد دینی در نوشته‌ای به ظاهر مستند به بررسی موضوع دخالت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) در فتح طبرستان (مازندران) به دست مسلمانان پرداخته و یکی از این وبلاگ‌ها به استناد ترجمه غلطی از یک روایت طبری امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را قاتل ایرانیان دانسته!! و پیشنهاد داده از این پس به جای عزاداری بر اباعبدالله الحسین(ع) برای بابک خرم‌دین به عنوان یک شخصیت ایرانی آزادمنش مراسم عزا برپا شود.

شاید برای کسانی‌که از بیرون به مسایل تاریخی می‌نگرند، تمام آنچه در تاریخ طبری آمده است صحیح و قابل استناد است اما متخصصان تاریخ به هیچ وجه این‌گونه نمی‌اندیشند. برای نمونه استاد گرانقدرم دکتر آذر آهنچی طبری را در نقل اخبار، از گرایش‌ها و علقه‌های مذهبی جدا نمی‌داند.

مسأله قابل توجه آن است که در باب حمله مسلمانان به طبرستان در سال ۳۰ هجری ۴ روایت توسط طبری ذکر شده که تنها در یکی از این روایات  نام حسن(ع) و حسین(ع) به همراه چند نفر دیگر از بزرگان به عنوان «همراهان» سعید ابن عاص و نه فرماندهان سپاه آورده شده است. (تاریخ طبری/ تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم / ج ۴ / ص ۲۶۹)

از نگاهی درون متنی، یکی از ویژگی‌های این تاریخ ذکر سلسله سند یک روایت تاریخی است. سند روایت یعنی راهی که یک خبر به واسطه افراد مختلف طی کرده تا به آخرین راوی (در اینجا طبری) رسیده است. مثلا شخص الف برای ب حدیثی را که از پیامبر شنیده نقل می‌کند و ب برای ج و همین‌طور تا این حدیث به طبری می‌رسد و او در کتابش نقل می‌کند. متخصصان از دیرباز برای بررسی روایات به اسناد آن توجه خاصی داشته‌اند‌ و علم الحدیث را به همین منظور پدید آورده‌اند. از نظر بعضی تحقیقات سندی درباره روایات طبری، این روایت به واسطه حضور «علی ابن مجاهد» در بین روات آن ضعیف محسوب می‌شود.(صحیح و ضعیف تاریخ طبری/ محمد بن طاهر البرزنجی و محمد صبحی حسن حلاق / ج ۳ / ص ۳۱۵)

در هر حال اگر تمام اخبار طبری را بدون بررسی، قطعی بپنداریم در نتیجه باید بپذیریم اخباری که او درباره فرزند نامشروع بودن بابک آورده و البته در کتاب الفهرست نیز تأیید شده نیز صحیح است؛ اما همان‌طور که گفته شد منابع تاریخی نیاز به بررسی‌های تحقیقی دارند و طبق بررسی‌های تاریخی مرحوم دکتر زریاب خویی این روایات درباره نسب بابک معتبر به شمار نمی‌آیند.

علاوه بر استناد به تاریخ طبری، به کتب دیگری همچون «فتوح البلدان» بلاذُری نیز استناد شده است. متأسفانه این مستند نیز به صورت اشتباه ترجمه شده و همین مسأله باعث سوء برداشت شده است. بلاذری می‌نویسد: «و معه فی غزاته فیما یقال: الحسن و الحسین ابنا علی ابن ابی طالب»(فتوح البلدان/ چاپ دار المعاف بیروت/ ص ۴۶۷) یعنی: «گفته شده که حسن و حسین دو پسر علی ابن ابیطالب در جنگ‌ها همراه سعید ابن عاص بودند.» کسانی ‌که با زبان عربی آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که «فیما یقال»(یعنی طبق آنچه که گفته شده) دلالت بر عدم قطعیت و استبعاد (بعید شمرده شدن) این خبر از نگاه خود بلاذری دارد. بعلاوه جزییات خشنی که در دو روایت‌ ضعیف طبری مورد اشاره قرار گرفته به هیچ وجه در فتوح ذکر نشده است.

ناگفته پیداست وقتی استناد به این دو منبع به عنوان منابع دست اول و دوم زیر سؤال است، استناد به کتاب آقای زین‌العابدین رهنما به هیچ وجه موجب ساختن قطعیت تاریخی نخواهد بود.

عاشورای حسینی  سال ۱۳۸۹ در چهارراه گلوبندک تهران

من پیش‌تر به «اصول تاریخنگاری اسلامی» پرداخته بودم و در آنجا متذکر شدم که از نگاه بعضی از محققین تاریخ، علاوه بر روش‌های سنجش درون متنی، تعقل تاریخی نیز می‌تواند یکی از روش‌های بررسی میزان صحت یک روایت تاریخی باشد. طی صحبتی که با استادم دکتر آذر آهنچی داشتم ایشان اشاره کردند که بسیار بعید به نظر می‌رسد که بنی‌هاشم (و خصوصا علی ابن ابیطالب) اجازه دهند نوادگان ارشد پیامبر آن هم در اوان جوانی یعنی سنین حدود ۲۷ و ۲۸ سالگی برای جنگ به چنین مسافت دور (و محیط ناشناخته‌ای) سفر کنند و بعید نیست این روایت‌ها را شیعیان طبرستان به واسطه فخرجویی برای حضور حسنین(ع) در فتح این ناحیه ساخته باشند.

ضمن اینکه در دوره خلافت عثمان، بنی‌هاشم به حاشیه رانده شده بودند و بنی‌امیه (که سعید بن عاص هم از چهره‌های شاخص این قبیله بود) به لطف مروان‌بن حکم در مصدر امور قرار گرفته بودند و سال ۳۰ هجری نیز دوره اوج‌گیری سیطره بنی‌امیه بر اندرونی خلیفه وقت بود. از این رو شرکت دو نواده ارشد پیامبر که مهم‌ترین جوانان هاشمی عصر خود بودند در جنگی که امویان آن را مدیریت می‌کردند بسیار بعید به نظر می‌رسد. بگذریم که طبری و بلاذری در روایات ضعیف خود نیز تنها به همراهی حسنین اشاره کرده‌اند، در حالی که رسانه‌های دین‌ستیز با تصرف غیرعلمی در ترجمه این روایات گفته‌اند که حسنین از سران این سپاه جنایت‌کار بودند! علاوه بر این همان‌گونه که گفته شد طبری و بلاذری هیچ‌گونه اشاره‌ای به گفتار و رفتار حسنین و مواضع آنها در این جنگ‌ها نکرده‌اند.

نکته قابل توجه روایتی است که در این نوشته‌ها در مورد شیعیان و ایرانیان از کتاب «سفینه‌البحار و مدینه‌الاحکام و الاثار» شیخ عباس قمی نقل شده  که درباره این حدیث نیز تفسیر کاملا غلط و ناشیانه‌ای صورت گرفته است. متن این روایت از این قرار است: سمعتُ اباعبدالله(ع) یقول: نحن قریش و شیعتنا العرب و عدوّنا العجم. (سفینه البحار/انتشارات اسوه/ج ۶/ص ۱۶۵)

اشتباه اول آن است که تصور شده اباعبدالله یعنی امام حسین(ع) در صورتی که اباعبدالله در کتب روایی به معنی امام صادق(ع) است. ترجمه صحیح حدیث نیز این‌گونه است: «ما(اهل بیت) قریش هستیم، و شیعه ما عرب هستند و دشمن ما عجم.»

تفسیر این حدیث همان‌طور که خود مرحوم شیخ عباس قمی ذیل آن آورده‌ است این‌گونه است: «شیعیان ما اگر چه از عجم‌ها(غیر عرب‌ها) باشند، عرب هستند و ممدوح؛ و دشمنان ما اگر چه از عرب‌ها باشند عجم محسوب می‌شوند و مذموم.» این حدیث را مانند هر حدیث و نقل تاریخی دیگر باید در فضای مربوط به خودش تفسیر نمود. یعنی زمانی‌که به واسطه خلافت امویان و پس از آن عباسیان متأسفانه ایرانی‌ها مورد تحقیر قرار گرفته بودند.

این سایت‌ها با بی‌شرمی تمام بخشی جعلی نیز به این حدیث افزوده‌اند و در ادامه آن آورده‌اند:« روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی‌ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.»

این در حالی است که این بخش، ترجمه‌ نقل قول از خلیفه دوم است. یعنی حدیثی که در باب بعدی مورد اشاره مرحوم حاج شیخ عباس قمی قرار می‌گیرد و البته در همان حدیث نیز ذکر شده امام علی(ع) در مقابل این نوع برخورد به شدت موضع می‌گیرند.

نگارنده حتی این اندازه توجه نداشته است که احادیثی که شیخ عباس قمی ذیل عنوان «عجم» و چند باب پس از آن می‌آورد نه تنها برای تحقیر عجم نیست، بلکه برای تکریم آنان و دال بر توجه خاص اهل بیت به ایرانیان بوده است. (از آنجا که متأسفانه متن کامل این کتاب را روی شبکه اینترنت نیافتم، محققان می‌توانند به این صفحه مستدرک سفینه البحار که شامل روایات خود سفینه هم هست، و چند صفحه بعد از آن مراجعه کنند.)

پذیرایی از عزاداران امام حسین(ع)- روستای باغ ملک اصفهان

در پایان بد نیست از خود بپرسیم به راستی آیا ۱۴ قرن عزاداری شیعیان بر حسین ابن علی جز برای این است که وی برای حق و عدالت و قانون قیام کرد؟! قانونی که عرب و عجم را یکی می‌دانست و ملاک برتری را تنها تقوا معرفی می‌نمود؛ آیا حسین(ع) نوه‌ی پیامبری نبود که سلمان فارسی را از اهل بیت خود معرفی می‌کرد؟! چه بی‌انصافی از این بزرگ‌تر که حسین ابن علی به واسطه یک روایت بی‌اساس «قاتل مردم ایران» معرفی شود؟! آیا می‌توان انبوه مدارک و اسناد مسلم تاریخی را که دلالت بر خوش‌رویی ائمه شیعه با ایرانیان دارند و از علاقه شدید و متقابل ایرانیان به ائمه شیعه خبر می‌دهند به کنار نهاد؟ کافی است کسی اندکی به تاریخ صدر اسلام آگاه باشد و دریابد که ایرانیان از فدائیان ائمه شیعه بوده‌اند و چه اسطوره‌سازی‌هایی که در همین باره انجام نشده است!

این‌گونه مطالب سایت‌های ضد دین در مطالب‌شان حسین‌بن علی را متهم به «قدرت‌طلبی» کرده و بابک را آزادی‌خواه برشمرده‌اند. به راستی آیا اگر حسین(ع) تا این حد دعوی قدرت داشت و به همین سادگی خون مردم بی‌گناه را می‌ریخت به چه دلیل با یزید با آن سابقه تاریخی تاریک و سرشار از فساد و کشتارش بیعت نکرد تا به این صورت او نیز از قدرت خلیفه غیرقانونی به نوایی برسد؟!

گویا این سخن حسین ابن علی(ع) را برای بعضی کسانی که ادعای ایرانی بودن را مخالف دین‌داری می‌دانند باید تکرار کرد که: «ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونو احرارا فی دنیاکم هذه و ارجعوا الی احسابکم» اگر اسلام ندارید و از آخرت نمی‌ترسید پس لااقل در همین دنیای‌تان آزاده باشید و به گذشتگان‌تان بنگرید.

کمی نگاه محققانه و دور از تعصب کافی است تا ما را به برتری امام حسین(ع) بر بابک خرم دین که اطلاعات تاریخی بسیار ناچیز و متناقضی از وی، افکار و منش و زندگانی‌اش  داریم رهنمون سازد. جالب است که برای «قاتل» جلوه دادن حسین به یک روایت ضعیف طبری تمسک شده ولی از روایات طبری که چهره زشت و کریه و منفوری از بابک ترسیم کرده‌اند غفلت شده است!

بد نیست مدعیان برتری بابک خرم‌دین بر حسین ابن علی(ع) به این سؤال پاسخ دهند که چرا نام بابک هیچ‌گاه به اندازه‌ی حسین ابن علی در اذهان مردم عادی زنده نماند؟! اگر فشار سیاسی موجب از بین رفتن خاطره‌ مردان نیک روزگار می‌شد آیا نباید صد باره یاد و خاطره حسین ابن علی(ع) که چندین بار مرقدش شخم خورد و متروک افتاد و قرن‌ها مغضوب حاکمان اسلامی بود از یاد می‌رفت؟!

البته من به عنوان یک طلبه، شعور اکثریت مردم را بالاتر از آن می‌دانم که آن‌طور که در این سایت ضد دینی ادعا شده با سخنان یک عده هم‌صنف من به بازی گرفته شود. هزینه‌های فراوانی که به صورت کاملا خودجوش، همه ساله برای برپا کردن عزای اباعبدالله(ع) صورت می‌پذیرد نیز دلیل دیگری بر این مدعا است. بدون شک مردم خودشان بهتر می‌فهمند ضعف عملکرد مسؤولان یک هیأت گمنام را که خسارت‌های جانی برای یک کودک در پی داشت نمی‌شود به پای اصل عزاداری نوشت. کم نیستند آدم‌هایی که همه ساله به واسطه بی‌احتیاطی در مراسم جشن‌های غیرمذهبی کشته می‌شوند اما هیچکس نمی‌پذیرد که نفس این جشن‌ها باید محکوم شود.

این نوشته در تاریخ, دین ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

20 پاسخ به حسین(ع) یا بابک! مسأله این است؟!

  1. احسان. ر می‌گوید:

    سلام
    به نظرم این که نیامدن حضرات امام حسن و امام حسین علیهما السلام را به ایران به دلیل سن پایینشان و آن هم حدود ۲۵-۳۰ سال بدانیم بسیار مضحک است.
    بهتر است و بهتر بود؛ تحقیق میشد که بالاخره ایشان در جنگها حضور داشته اند یا نه؟ اساسا جالب واندوه بار است که ما از زندگی این دو بزرگوار فقط مقطع منتهی به شهادتشان را پر رنگ میکنیم؟ واقعا ایشان در این همه سال در دوره خلفای بعد از رحلت نبی اکرم چه میکرده اند؟
    در اصفهان ما مشهور است که در جایی که به لسان الارض مشهور است ودر تخت فولاد است و همانجاست که مزار حضرت یوشع و گلستان شهدای اصفهان است؛ زمین با امام حسن حرف زده است و یا مسجد لنبان را منسوب به امام حسن میکنند. بالاخره امده اند یا افسانه است؟ ممکن است بعد از جنگها امده باشند؟

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    منظورم از جوان بودن، مایه‌ی امید بودن بود نه کم بودن سن. روایات بسیاری در مورد محبت ویژه‌ی پیامبر به حسنین(علیهما السلام) حتی از طریق اهل سنت مطرح شده.

    در مورد چیزهایی که مشهور هست، شهرت لزوما دلالت بر واقعیت داشتن اون مسأله نمی‌کنه. باید تحقیق بشه درباره‌ش

    [پاسخ]

    ashena پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۳ ق.ظ:

    روز بیعت ، فراوانی مردم چون یال های پر پُشت کفتار بود ، از هر طرف مرا احاطه کردند ، تا آن که نزدیک بود حسن و حسین لگدمال گردند ، و رِدای من از دو طرف پاره شد . مردم چون گلّه های انبوه گوسفند مرا در میان گرفتند . (خطبه شقشقیه)این اتفاق بعد از جنگ طبرستان بوده و هنوز حضرت نگران یادگاران پیامبر هستند. بماند که در جنگ های بعد از ان نیز همچنان کسانی چون محمد حنفیه را مقدم می داشتند تا نوادگان پیامبر در امان باشند. نه از این رو که ایشان توان نظامی نداشتند بلکه از ان جهت که ذخیره اسلام بودند و بیم ان می رفت اگر حادثه ای متوجه انان شود حرفی که بنی امیه در مورد عمار یاسر زدند در مورد انان نیز بزنند و حضرت علی را متهم به صدمه زدن به نوادگان پیامبر کنند غافل از این که ان دو خود نور چشم حضرت علی هستند. و ان حضرت ار هرکسی سزاوار تر به نگهداری از ایشان است.

    [پاسخ]

  2. سروش می‌گوید:

    گویا این سخن حسین ابن علی(ع) را برای بعضی کسانی که ادعای ایرانی بودن را مخالف دین‌داری می‌دانند باید تکرار کرد که: «ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونو احرارا فی دنیاکم هذه و ارجعوا الی احسابکم» اگر اسلام ندارید و از آخرت نمی‌ترسید پس لااقل در همین دنیای‌تان آزاده باشید و به گذشتگان‌تان بنگرید.

    یه سئوال : این لااقلی که تو ترجمه اوردید ، اشتباه نیست ؟ یه اشتباه رایج شده

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۸ ب.ظ:

    متوجه نمی‌شم. چه اشتباهی؟

    [پاسخ]

    سروش پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    من تو متن عربی کلمه ای نمی بینم که معنی لااقل بده «ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونو احرارا فی دنیاکم هذه و ارجعوا الی احسابکم»
    می گه فکونوا حرارا . لااقلش کجاست؟???

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    این معنی از کلام به راحتی قابل برداشته. «مفهوم فحوایی» مذکور رو ما در فارسی هم زیاد به کار می‌بریم و مثلا می‌گیم اگه مسلمان نیستید پس [لااقل] آدم باشید

  3. کیوان می‌گوید:

    اول که آ سِد مرتضی دست مریزاد!خدا خودت و قلمتو حفظ کنه !
    دوم اینکه یه مثال که میتونه کاهنده احتمال حضور حسنین سلام الله علیهما باشه
    جنگ صفینه که اونجا سن این دو امام بیشتر هم بوده اما حضرت امیر صلوات الله علیه
    جناب محمد بن حنفیه علیه الرحمه رو میفرستادن و این هم مشهوره که گفتن تو فرزند
    منی و حسنین فرزندان رسول الله اند و …-صلوات الله علیهم اجمعین-
    این تعقل تاریخیتون منو یاد مرحوم دکتر شهیدی انداخت که بهمین شکل در ماجرای قتل یهود
    -بنظرم بنی قریظه- تشکیک کردن
    خلاصه که ماشاءالله

    پینوشت:چن وقت پیش یکی تو پلاس فک میکرد که شما هم زنجانی هستی،باعث شد یاد
    آیتی الله منتظری و مطهری بیفتم -رضوان الله علیهما- مرحوم منتظری تعریف میکردن که از شدت صمیمیت این دو یه عده فک میکردن که آقای مطهری اصفهانیه و بعضی هم
    بنظرشون میومد که آقای منتظری خراسانیه. خلاصه که قدر رفاقتتونو بدونین!
    پینوشت۲:شرمنده زیاد حرف زدم!

    [پاسخ]

  4. محسن می‌گوید:

    مقایسه حسین با بابک قیاس مع الفارق هست. ائمه شیعه با همه تلاشی که شما می کنید ایران دوست نبودند. نهایتا می توان نتیجه گرفت که با توجه به دشمنی ائمه شیعه با خلفای وقت و نفرت ایرانیان از فاتحان، یک نوع تمایل در ائمه شیعه برای استفاده از پتانسیل ایرانیان برای قیام بر علیه خلفا وجود داشته. در استفاده از این پتانسیل هم ائمه شیعه بسیار ضعیف و ناشیانه عمل کردند در حالی که بنی عباس که از بنی هاشم هستند به خوبی متوجه این نفرت و کینه ایرانیان نسبت به خلافت شدند و بخوبی از این نفرت بهره بردند. ائمه شیعه در زمان حکومت و قدرت خود هم قدم خاصی در جهت کاهش آلام ایرانیان برنداشتند. علی در زمان حکومت خود قیام مردم فارس و استخر را به سختی سرکوب کرد که مستند تواریخ هست. هیچ دستوری از علی حتی در حد یک جمله در تاریخ دیده نشده که برده داری بر ضد ایرانیان و به اسارت و کنیزی گرفتن دختران ایرانی رو در دوره حکومت خود متوقف و یا حتی محدود کنه و روند به کنیزی و بردگی کشاندن ایرانیان تا سالها بعد از علی هم ادامه داشته. از شما که خود روحانی هستی و نان عزاداری حسین رو می خوری(در گذشته نان و امروزه چلو کباب) انتظار نمیره که دیدی صحیح نسبت به عزاداری داشته باشی اما از ما که از بیرون نگاه می کنیم و نفعی در این عزاداریها نداریم انتظار میره که ببینیم ریشه همه این عزاداریها در بدبختی و فقر مادی و روحی مردم هست. مردمی که مشکلات معیشتیشون در این دنیا حل نمیشه و تصور می کنن با توسل به مردگان می تونن بری وضع فلاکت بار معیشتی شون چاره ای بکنند. بد نیست در دسته حسینه زنجان از کسانی که نذری می دهند تحقیق کنید ببینید واقعا به عشق حسین هست یا به امید شفاعت و یاری ابوالفضل در پیدا کردن کار و درمان بیماری فرزند و حل مشکل اجاره خانه و یافتن خواستگار و … اقدام به دادن گوسفند به حسینیه می کنند. مشکلات معیشتی از یک سو مشکل ناآگاهی که با تبلیغات حکومتی تشدید و تشدیدتر میشه. ترویج دائم این عقیده که ابوالفضل باب حوائج هست در بین ما ایرانیانی که از بام تا شام هزاران حاجت براورده نشده داریم، همواره خریدار دارد. علاقه به ابوالضل از عشق و چیزهای دیگر نیست بلکه از روی طمع به استفاده از خاصیت حاجت دهی هست که با تبلیغات در ذهن عوام جا افتاده.مسائل دیگر مانند نداشتن تفریح اجتماعی و نداشتن کارناوال خیابانی و جشن خیابانی ملی مانند دیگر کشورها رو هم باید به این عوامل اضافه کرد چون شرکت در مراسم حلیم پزی و دسته و زنجیر زنی برای اغب طیفهای جمعه یک تفریح واقعی و بی بدیل هست. شما که خود رو یک متخصص میدونی می تونی تحقیق مدللی انجام بدی که از عهد غار نشینی تا حالا بشر همواره به تاثیر گذاری مردگان در زندگی زندگان اعتقاد داشته و ریشه حوادث رو در تاثیر مردگان میدیده. تا در قرون معاصر با پدید آمدن دانش جدید نقش مردگان در زندگی زندگان کمرنگ شد. در ایران ما دکانداران دینی و آنها که از راه دین نان می خورند همچنان مایلند که نشان بدهند که مردگان برای زندگی زندگان و حل مشکلات زندگی آنها راهکار دارند!!!

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۰ ۴:۳۲ ب.ظ:

    ۱٫ اساسا تقسیم بندی ایرانی- عرب، از نظر اسلام و شیعه، یک تقسیم بندی جاهلانه محسوب می‌شود. مبنای دین اسلام تقوا و اسلام است نه عرب یا ایرانی. امام علی(ع) از نگاه مخالف و موافق مظهر اسلام است و چنین نگاهی هیچ ارتباطی با اسلام ندارد.
    ۲٫ استفاده عباسیان از شعوبیه اولا با عنوان «الرضا من آل محمد» بود. بدون اینکه مشخص کنند چه کسی است. اگر نگوییم این مسأله تنها امامان شیعه را به ذهن متبادر می‎ساخت، لااقل آنان هم بخشی از کسانی بودند که به ذهن ایرانیان می‌آمدند.
    ۳٫ سیاست اصلی ائمه شیعه چیزی جز مبارزه منفی و کار فرهنگی نبود. ولی بد نیست این سؤال را از خود بپرسیم که چرا ایرانیان به «الرضا من آل محمد» دل خوش کردند؟ آیا در یک بازی سیاسی دور خوردند یا به این مفهوم، به عنوان چیزی جدای از حاکمان اموی باور داشتند؟! ضمنا ایرانیان اگر با «خلافت اسلامی» مشکل داشتند منطقی نبود که به بنی هاشم، حتی عباسیان کمک کنند؛ چون در صورت پیروزی باز هم قدرت به شکل خلافت عباسیان بروز می‌کرد که کرد! ضمنا روی روند اسلام آوردن ایرانی‌ها هم کمی بیاندیشید و اینکه چرا بسیاری از متفکران دنیای اسلام از ایرانی‌ها بودند؟! آیا از دل دینی که به زور به مردم خورانده شده تولید فکر و محتوا بیرون میاد؟!
    ۴٫ برده داری از قوانین مرسوم آن دوره و مورد امضای اسلام بود.
    ۵٫ بد نبود مدارک صحبت‌هایتان را هم ارائه می‌دادید اما به هر حال من یک سؤال از شما دارم: اگر ایران به عربستان حمله می‌کرد(همان طور که بارها به روم حمله کرد و درصدد تصاحب امپراطوری روم بود) و عربستان را فتح می‌نمود آیا داعیه حمایت از عرب را داشتید؟! اگر بلی، بد نیست نگاهی به شکل حملات دو امپراطوری ایران روم به یکدیگر بیاندازید و اگر واقعا دغدغه مردم بیگناه را دارید کمی آن قسمت را مطالعه کنید و ببینید اساس حمله ایران به روم(یا بالعکس) آیا جز برای کشورگشایی و قدرت طلبی بوده؟!
    ۶٫ در مورد عزاداری و ریشه‌های اون: اگر حرف شما صحیح باشه، طبعا عزاداری باید ارتباط مستقیمی با طبقه مادی و اجتماعی شهروندان داشته باشه و هر چه از طبقه متوسط به طبقه مرفه پیش می‌ریم نباید چنین چیزهایی رو ببینیم در صورتی که اینطور نیست. مسأله چیزی ورای نجات یافتن از فقر و فلاکت و یا یافتن همسر هست که از دید شما مخفی مونده. بد نیست بی غرض به مفهوم واقعه عاشورا نگاه کنید.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    قطعا حرکت بسیاری از ایرانیان (و نه همه اونها) در حمایت از عباسیان یک حرکت ملی برای رهایی از یوغ عرب بوده و قیامهایی که بعد از قتل ابومسلم در ایران اتفاق افتاد نشان دهنده این هست که ایرانیان صرفا دنبال تعویض حکومت نبوده اند. بلکه رهایی، هدف بود که با زیرکی عباسیان ممکن نشد. تاریخ نشان می دهد که بساری از انقلابات به هدف های اولیه انقلابیون منجر نشده است. ربط جنگهای ایران و روم را هم باا مطالب نوشته شده خودم متوجه نشدم. اما منظور من دفاع از حکومت ایران ساسانی نبود. حکومت ساسانی هم یک حکومت فاسد و ظالمانه بود و فروپاشی سریع اون نشان دهنده بی اساس بودن و ظالمانه بودن اون حکومت هست و جنایاتی هم که انجام داده جنایاتی غیر قابل قبول هست قصد من نقد این تفکر بود که امامان شیعه دغدغه حقوق انسانها از جمله ایرانیان را در سر داشتند. تفاوت حکومت ساسانی آنروز با اعرابی که بعدها بر ایران حاکم شدند در این هست که کسی معتقد به قداست حکومت ساسانی نیست و از اشتباهات و خطاهای اون دفاع نمی کنه یا حداقل من به هیچ وجه دفاع نمی کنم اما شما معتقد به قداست و سروری امامان شیعه هستین و از تمام رفتارهای اونها حتی غیر انسانی ترین رفتارهای اونها دفاع می کنین. مانند سرکوب مردم فارس که بر ظلم حاکم عرب قیام کرده بودند توسط علی. اگر معتقد به خطاها یا اشتباهات امامان شیعه در بسیاری از موارد می شدین آنوقت می توانستین قضاوت واقع بین تری نسبت به حوادث داشته باشین اما توهم عصمت دیگر جایی برای واقع بینی باقی نگذاشته.
    اما اینکه آیا از دل تفکری که به زور به مردمی خورانده شده امکان داره اندیشمندانی برای اون تفکر بیرون بیاد یا نه بله کاملا امکان داره. اون نسلی که با زور مسلمان شده هیچ متفکری تحویل نداده اولین دسته متفکرین ایرانی که با میل و اشتیاق در جهت خدمت به اسلام گام برداشتند با حمله اعراب بیش از ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال فاصله زمانی دارند و نسلهای بعدی فاصله خیلی بیشتر. در این زمان چندین نسل عوض شده و نسل پدید آمده خاطره کشته شدن پدران و اسارت مادران رو بصورت مستقیم و ملموس نداره و حاکمان عرب هم نسبت به حاکمان اولیه ملایم تر و متمدن تر شدند و قدرت و تاثیرشون هم به سبب پدید آمدن حکومتهای محلی ایرانی بسیار کمتر شده. به عنوان مثال در دوره سامانی که دانشمندان متعددی پدید می آیند اصلا خلفای عرب تاثیری در محدوده سامانیان ندارند و بو علی سینا هم نه مادرش به کنیزی فروخته شده و نه پدرش به قتل رسیده. مثل این می ماند که کسی بگوید اگر هندیها با زور و قلدری انگلیسیها زبان انگلیسی رو قبول کردند پس چرا الان متفکرینشون به زبان انگلیسی کتاب می نویسند و جزء بهترین نویسندگان انگلیسی زبان هستند. اینکه نویسندگان امروزی هند جز بهترین نویسندگان انگلیسی زبان جهان هستند نشان می دهد در ۲۰۰ سال قبل انگلیسی ها با رافت و محبت و نه با زور و تحقیر و سرنیزه زبان انگلیسی رو در هندوستان حاکم کردند و هندیها هم در ۲۰۰ سال پیش با میل و رغبت و نه زور و سرنیزه زبان انگلیسی رو پذیرفتند!!! حتما شما این تز رو می پذیرید!
    اینکه برده داری قانون مرسوم اسلام بوده و از سر اجبار، اسلام برده داری رو پذیرفته و غیره هیچ کدوم دلیل نمیشه که امامان شیعه برای خودشان و در زندگی شخصی خودشان برده دار باشند!! مگر امامان شیعه نمی توانستند علی رغم مرسوم بودن برده داری در اجتماع و تایید اسلام، برای خودشان و در خانه شخصی خودشان از برده و کنیز جنسی استفاده نکنند!! مثل این می ماند که کسی امروز بگوید چند همشری و گرفتن زن صیغه ای جز قوانین کشور ایران هست اما آیا معنی این قانون این هست که من شهروند ایرانی حتما و حتما باید زن صیغه ای داشته باشم؟

    اینکه گفتین باید عزاداری در طبقه مرفه و متوسط کمتر باشه خب با یک تحقیق ساده خوتون هم می توانید میزان عزاداری طبقه متوسط را با طبقه پایین مقایسه کنین.میزان مساجد محلات فقیر نشین شهر با محلات مرفه نشین و غیره اما قرار نیست که این طبقه متوسط لزوما چون به لحاظ مادی تامین تر هست دست از تمایل به بیشتر داشتن و بهتر داشتن برداره. تمایل به استفاده از خاصیت باب الحوائج بودن و حاجت دهی برای رسیدن به منافع مادی بیشتر در این دنیا و یا حفظ موقعیت مادی فعلی امر بسیار فریبنده و وسوسه انگیزیست. من خودم سالهای سال پیش برای قبولی در کنکور هر روز زیارت عاشورا می خواندم چون شنیده بودم که زیارت عاشورا می تواند برطرف کننده هر حاجت باشه. بسیاری کسان رو می شناسیم که قربانی می دهند برای حسین تا رفع بلا بشه و موقعیت مادی ممتاز فعلی رو حفظ کنند حسین و ابوالفضل این وسط بهانه ای بیش نیستند.
    در آخر هم بگم اینکه برده داری و سوء استفاده جنسی از زن برده در اون زمان عملی قبیح نبوده شاید مورد قبول باشه اما انجام این کارها از جانب کسانی که مدعی هستند(خودشان مدعی نبوده اند بلکه شیعیان بعدی در طریقه غلو این ادعا رو ایجاد کردند) اسوه و الگو برای همه تاریخ هستند، قابل قبول نیست. کسی که الگو برای کل تاریخ و مثلا امروز می خواهد باشد حداقل ویژگیش باید این باشه که بسیار جلوتر از زمان خود حرکت کند. باز هم می گویم امامان شیعه می توانستند بصورت فردی، برده دار نباشند، کنیز نخرند و از کنیزان استفاده جنسی نکنند. من از شما می خواهم عینک عصمت و فرا زمینی بودن امامان شیعه رو کنار بگذارید و به اونها به عنوان یک انسان مثل سایر انسانها نگاه کنید انسانی با همه ویژگی های یک انسان.

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ ق.ظ:

    ۱٫ ممکنه بگید ایرانی ها برای رهایی از چه چیزی با عباسیان همراه شدند؟ و دلیلتون چیه بر اینکه ابومسلم چنین هدفی داشت؟!
    ۲٫ درست است که «تاریخ نشان می دهد که بساری از انقلابات به هدف های اولیه انقلابیون منجر نشده است» ولی دلیل شما بر اینکه در مورد عباسیان و ایرانیان چنین اهدافی منظور نظر بوده چیه؟
    ۳٫ در مورد حمله به فارس: از نظر شما معنای دولت و حکومت چی هست؟ بد نیست تحمل علی(ع) در مورد خوارج را مورد مطالعه قرار بدید.
    ۴٫ در مورد تولید فکر باید بگم به نظر من تولید اندیشه زمان می‌بره. و شرایط خاص سیاسی لازم داره. این اتفاق به نوعی در دوره عباسی افتاد و فضا هم به ثبات نسبی رسید و هم مردم با اصول تفکر اسلامی آشنا شده بودند.
    ۵٫ ضمن احترام به نظرات‌تون به نظر من صحبت‌های شما از یک مسأله خالی هست و اون در نظر گرفتن شرایط و لوازم زمان هستش. مسأله برده داری هم یکی از این مسائل هست. بد نیست مفهومی رو که ما از برده داری در ذهنمون میاد و تا همین دوره اخیر مثلا در آمریکا یا کشورهای استعماری به نوعی اعمال می‌شد رو با روایاتی که از برخورد ائمه به برده‌ها و کنیزهاشون می‌کردند مقایسه کنید. مبنا در سوء استفاده جنسی قانون هست. و در قانون اسلامی استفاده جنسی از کنیز برای مرد آزاد هست. برده داری در اون زمان معنی بدی نداشته و کار بدی محسوب نمی شده.

  5. رضا می‌گوید:

    این تیکه نوشته تون خیلی خنده دار بود: «در هر حال اگر تمام اخبار طبری را بدون بررسی، قطعی بپنداریم در نتیجه باید بپذیریم اخباری که او درباره فرزند نامشروع بودن بابک آورده و البته در کتاب الفهرست نیز تأیید شده نیز صحیح است.» کسی که محصول یک رابطه خارج از ازدواجه، ممکنه آدم شریفی باشه، یا آدم شریری؛ آدم هم می تونه نوه پیامبر باشه و در عین حال جنایت بکنه یا نکنه. «تعقل تاریخی» تون هم مایه نشاط خاطر شد؛ با روایت تاریخی خودتون روایت رقیب رو رد می کنید.

    [پاسخ]

  6. سرطان ذهن می‌گوید:

    با پاراگراف آخر خیلی موافقم. یک ضعف بزرگ تبلیغات باستانگرای ضددین این است که گمان می کنند اکثر ایرانیها به شدت و برای سالها تحمیق شده اند و کار تا آنجا پیش رفته که عاشق دشمنان و قاتلانشان شده اند.
    و معلوم نیست با چنین برداشتی از مردم ایران چرا مسئله ملی گرایی (هویت مشترک قومی با همین مردم) برایشان اینقدر مهم است.

    [پاسخ]

  7. بنده خدا می‌گوید:

    در دام باستانگریان نیفتید: ایرانیان کافر بودند و قتال با ایشان واجب.

    [پاسخ]

  8. یه ایرانی می‌گوید:

    من ضمن ردّ تبلیغات باستانگرایی، نمونه هایی را، اگرچه نه پر تعداد، دالّ بر ردّ استدلال شما عرض می کنم:
    مسلمان و سکولار و بی دین متّفق القول جنایات چنگیز، تیمور، اسکندر و … رو تأیید می کنند ولی بسیاری از خانواده ها اسامی فوق رو بر روی بچّه هاشون میذارن.
    این که ما ایرانیها حافظه های تاریخیمون ضعیفه در خور توجّه هست، ولی اینکه حسینین در اون جنگ شرکت داشتن یا خیر و تا چه حد دخیل بودند و … زحمت تحقیقش با آقای ابطحی که حتماً به منابع معتبر دسترسی دارن

    [پاسخ]

  9. بهزاد می‌گوید:

    اینکه حسن یا حسین در جنگ شرکت کرده اند یا نه اهمیتی نداره مهم اینکه این اقایون در برابر جنایات اعراب وحشی در فتح سرزمینهای ایران و یا غیر ایران سکوت کردند و حتی یک حدیث از ایشان و حتی پدرشان در تقبیح این وحشیگریها نداریم و همگان میدانند سکوت در برابر ستم ، همراهی با ستم محسوب میشود

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۹ ب.ظ:

    ۱٫ در مورد تحلیل حمله اعراب به ایران نباید فراموش کرد که در آن زمان جنگ به نیت کشورگشایی امری معمول بوده. نمونه‌ مشهودش جنگ‌های ایران و روم. حتی کشورگشایی نیز مسأله‌ای عادی شمرده می‌شده. شبه جزیره عربستان به واسطه بی‌حاصل بودنش از کمتر مورد هجوم قدرت‌های خارجی قرار می‌گرفت. بنابراین اگر تاریخ ایران مبنا باشد، حمله‌ی اعراب مسأله‌ای بدتر از حمله‌ی یونانیان به ایران یا حتی حمله ایران به یونان نباید قلمداد شود. آیا شما در مورد حمله ایران به امپراطوری روم تصور می‌کنید ایرانیان به رومیان گل تقدیم می‌کردند؟! اگر اینگونه بوده چرا رومیان به دنبال تلافی بر می‎آمدند؟! (نگاه کنید به تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی- برتولد اشپولر – ترجمه جواد فلاطوری)
    ۲٫ اگر معیار اسلام است و تاریخ اسلام: در اسلام حمله به مناطق مختلف برای اجرای قانون و توسعه اسلام تعریف شده و از نگاه نوع مسلمان‌های آن روز ذات این حمله، عیب شمرده نمی‌شده. حتی خود پیامبر قبل از وفاتشان قصد گسیل لشکر را داشتند. بنابراین از نگاه اسلام(لااقل قرائت اهل سنت) این لشکرکشی‌ها غیر قانونی نبوده و طبعا بد قلمداد نمی‌شده.
    ۳٫ طبیعی است وقتی هدف ترویج یک مکتب و دین است جنگ تفاوت زیادی با زمانی دارد که هدف تنها کشورگشایی است. اما در مورد اینکه برخورد مسلمانان با ایرانیان چگونه بوده باید به تفصیل سخن گفت.
    ۴٫ در مورد موضع‌گیری امام علی(ع): ایشان در آن زمان به عنوان عنصر تأثیرگذار هماهنگ با سیاست مرکزی در سیاست مطرح نبودند و معمولا نقش اپوزیسیون منتقد و مصلح خیرخواه را داشتند. طبیعی است که در نقل‌های محدود تاریخی کمتر به چنین افرادی بها داده بشود. اما در لابلای اخبار شیعیان، احادیثی از امام علی(ع) مبنی بر انتقاد از خلیفه دوم در برخورد با اسرای ایرانی در مدینه دیده می‌شود که در لینکی که در همین مطلب آورده‌ام مورد اشاره قرار گرفته است.
    ۵٫ بد نیست به سیره امام علی(ع) در مدت کوتاهی که قدرت را در دست داشتند توجه شود. خصوصا برخورد ایشان حتی با مخالفانی که شمشیر در دست گرفتند.

    [پاسخ]

  10. رضی می‌گوید:

    سلام به دو دوست گرامی.دست مریزاد به هردو .موفق باشید .

    [پاسخ]

  11. بازتاب: ایران در گذار به دین جدید « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *