«استحمار» به سبک ایرانی

سخنرانی محمدرضا شاه در میدان آستانه قم، ۴ بهمن ۴۱

علی‌اشرف فتحی: چهارم بهمن ۱۳۴۱ محمدرضا شاه برای تثبیت مذهبی انقلاب شاهانه خود به قم سفر کرد تا در میان استقبال کسانی که آنها را «اهالی شاه‌دوست قم» می‌خواند به رجزخوانی در برابر مخالفان خود بپردازد و راه را برای رفراندوم خودخوانده فراهم کند. گروهی که از ساعت‌ها قبل با اتوبوس‌های دولتی به محل سخنرانی آورده شده بودند به همراه حامیان قمی حکومت، مخاطبین و استقبال‌کنندگان پادشاه ایران بودند و شعارهایی در حمایت از او سر می‌دادند. (۱)

شاه که از استقبال سرد بزرگان مذهبی و محلی شهر قم برافروخته شده بود، تلاش کرد این نقیصه جدی را که مشروعیت دینی حکومتش را متزلزل می‌کرد با ادعاهای عجیب و غریب همیشگی جبران کند. برای همین به جمعیت حاضر در میدان آستانه گفت که کمربسته حضرت علی (ع)، نجات‌یافته حضرت عباس (ع)، برگزیده خدا برای نجات انسان‌ها و نماز شب‌خوانی است که هیچ کسی نمی‌تواند ادعا کند که از او به خداوند و ائمه اطهار (ع) نزدیک‌تر است. (۲)

شاه در ادامه سخنرانی خود در میدان آستانه مقدسه قم مخالفان خود را «نفهم»، «قشری»، مفت‌خور»، «یک مشت احمق ریشو» و «خائن» دانسته و آنها را وابسته به بیگانگان قلمداد کرد و گفت که حکومتش هیچ زندانی سیاسی ندارد. (۳) البته او تا واپسین ماه‌های حکومتش نیز حاضر نبود وجود «زندانی سیاسی» در زندان‌های حکومتش را بپذیرد و در برابر فشار نهادهای مدافع حقوق بشر می‌گفت که اینها که دربند هستند زندانیان امنیتی هستند نه سیاسی (۴). با این حال شاه در روزهای آخر عمرش که در تبعید و دربه‌دری به سر می‌برد پذیرفت که حداقل ۱۵۰۰ زندانی سیاسی داشته است. (۵)

استقبال‌کنندگان از شاه در میدان آستانه قم، ۴ بهمن ۴۱

شاه حتی در مصاحبه مشهورش با اوریانا فالاچی نیز چنین تصویر مضحکی برای جعل مشروعیت دینی برای خود ارائه کرد:

« من تعجب می‌کنم که شما درباره الهام چیزی نمی‌دانید. هر کسی از خواب‎‌نما شدن‌های من خبر دارد. من آن را حتی در شرح حال خود نوشته‌ام. من در کودکی دو بار خواب‌‌نما شدم. اولی وقتی که پنج ساله بودم و دومی وقتی که شش ساله بودم. اولین دفعه من امام آخر خود را دیدم. کسی که بر اساس مذهب ما غایب شده است و روزی برخواهد گشت و دنیا را نجات خواهد داد … برای من حادثه‌ای پیش آمد. من روی صخره‌ای افتادم و امام زمان مرا نجات داد. او خودش را بین من و صخره [حایل] کرد. می‌دانم چون او را دیدم، او را دیدم، او را به رأی‌العین دیدم؛ نه در رؤیا. حقیقت مطلق. آیا متوجه منظورم می‌شوید؟ من تنها کسی بودم که او را دیدم … هیچ کس دیگر نمی‌توانست او را ببیند غیر از من. چون … اوه! متأسفم که شما آن را درک نمی‌کنید.» (۶)

از زمستان سرد ملت ایران در سال ۴۱ تا خزان رژیم شاه در سال ۵۷ زمستان‌های متعددی بر مردم تحمیل شد، ولی چیزی که عوض نشد همین «سیاست استحماری» حکومت بود که تأثیرات مقطعی و کوتاه‌مدتی نیز در این سال‌ها به جای می‌گذاشت. با این حال در خزان عمر حکومت در پاییز ۵۷ که با تظاهرات میلیونی (۷) تاسوعا و عاشورای ۵۷ به اوج خود رسید، دیگر چنین سیاست‌هایی هم کارگر نشد. رژیم برای علاج شوک شدیدی که در این دو روز متحمل شده بود، دو روز پس از عاشورای ۵۷ در برخی شهرها اقدام به برپایی تظاهرات نمایشی مدافعین سلطنت کرد و گروهی از روستاییان با اتوبوس‌هایی به شهرها آورده شدند و از جمله در اصفهان ضمن شعار دادن به نفع شاه، به مغازه‌هایی که عکس امام خمینی را نصب کرده بودند حمله کردند. (۸)

اما برای قانع کردن این روستاییان چه حیله‌ای به کار گرفته شد؟ پرویز راجی آخرین سفیر شاه در بریتانیا فاش کرده که شایعه‌ای بین مردم پخش شد تا آنها باور کنند که رفتن شاه از ایران به سود کشور نیست. جالب اینجاست که برای باورپذیر شدن این شایعه، آن دروغ را به یکی از برجسته‌ترین علمای مخالف شاه نسبت دادند که سال‌ها زندان و تبعید را به دلیل مخالفت با حکومت تحمل کرده بود. پرویز راجی نوشته است:

«آیت‌الله [سید حسن طباطبایی] قمی (مقیم مشهد) حضرت (مهدی موعود) را به خواب دیده و از او شنیده که خروج شاه از کشور به معنای پایان کار ایران است. بعد هم موقعی که آیت‌الله قمی مشغول فکر کردن راجع به علت این اظهارات بود، حضرت بار دیگر ظاهر شد و به او تأکید کرد که اگر هرچه زودتر اقدامی صورت نگیرد، برای نجات کشور خیلی دیر خواهد شد … به همین جهت آیت‌الله قمی نیز فورا این مطلب را انتشار داده است و هم‌اکنون مردم در سراسر ایران به‌پا خاسته‌اند و از شاه درخواست‌ کرده‌اند که از فکر عزیمت از کشور منصرف شود.» (۹)

البته در کمال ناباوری، این خیزش مردم ایران برای جلوگیری از فرار شاه به نتیجه رسید و شاه چند هفته بعد پاسخ درخوری به این خیزش مورد ادعای پرویز راجی داد!

پاورقی‌ها:

۱-       بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، آذر ۱۳۶۱، ص ۲۶۱

۲-       همان، ص ۲۶۲، نیز نگاه کنید به اینجا و صفحه اول روزنامه اطلاعات ۴ بهمن ۱۳۴۱

۳-       همان، ص ۲۶۳، روزنامه‌های عصر تهران در ۴ بهمن ۱۳۴۱

۴-       اینجا ، اینجا و اینجا

۵-       شاه و کارتر، مایکل لدین، ترجمه مهدی افشار، ص ۱۱۷

۶-       مصاحبه با تاریخ‌سازان جهان، اوریانا فالاچی، انتشارات جاویدان، ج ۲، ص ۲۹۲٫ برای اطلاع از بقیه مکاشفات معنوی(!) محمدرضا شاه اینجا را بخوانید.

۷-       آنتونی پارسونز سفیر وقت بریتانیا در ایران در خاطرات خود  (غرور و سقوط) رقم میلیونی برای این تظاهرات را «بی‌اغراق» دانسته و گفته که نقطه قوت این تظاهرات، متحد شدن همه مخالفین شاه بود. (بنگرید به خاطرات دو سفیر، ترجمه محمود طلوعی، نشر علم، صص  ۴ – ۳۹۳) البته اخیرا جناب صفار هرندی این مسأله را از نقاط ضعف تظاهرات عاشورای ۵۷ دانسته است (اینجا). همچنین ویلیام سولیوان در خاطرات خود (مأموریت در ایران) گفته که اردشیر زاهدی از سران رژیم شاه این تظاهرات را با هلی‌کوپتر و از فراز تهران مشاهده کرده و آن را حداقل چهارصد هزار نفری دانسته بود (خاطرات دو سفیر، ص ۱۹۲). فردوست نیز در صفحه ۵۹۰ خاطرات خود گفته شاه به همراه ارتشبد ازهاری نخست‌وزیر وقت این تظاهرات میلیونی را از هلی‌کوپتر مشاهده کرده و به او گفته: «همه خیابان‌ها مملو از جمعیت است. پس موافقین من کجا هستند؟» ازهاری پاسخ داده: «در خانه‌هایشان!» شاه سپس پرسیده که: «پس ماندن من چه فایده دارد؟»

۸-         تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران، سرهنگ غلامرضا نجاتی، ج ۲، ص ۱۸۵

۹-       خدمت‌گزار تخت طاووس، پرویز راجی، انتشارات اطلاعات، ص ۳۴۴

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

13 پاسخ به «استحمار» به سبک ایرانی

  1. khodam می‌گوید:

    خدا پدرتان را غریق رحمت خودش کند انشاالله

    [پاسخ]

  2. ashena می‌گوید:

    به چه بدبختی انداختتت تورجان!

    [پاسخ]

  3. پویا می‌گوید:

    حالا اون بدبخت ۵-۶ سالگیش رو گفته! خبر نداشته که ما حضرت مسیح رو هم جا می ذاریم و یا علی گویان به دنیا می ایم!

    [پاسخ]

  4. سید مجیب می‌گوید:

    سلام
    یاد قذافی افتادم
    😆

    [پاسخ]

  5. جواد می‌گوید:

    نه تنها یا علی گویا به دنیا میان بلکه کسی که نظراتش باو نزدیکتره دور سرش هاله نوره خودش و وزرا را هم امام زمان تایید کرده

    [پاسخ]

  6. mohsen می‌گوید:

    هیچ سایت و وبلاگی در مدتی چنین طولانی من رو جذب خودش نکرده بود. من سالهاست خواننده تورجانم. داشتم یه سرچ راجع به اقای مدرسی طباطبایی می کردم که سر از اینجا دراوردم و دیدم فیلتر هم شده … خدا باعث و بانی ش رو لعنت کنه
    :mrgreen:
    Keep going man …

    [پاسخ]

  7. Dehghan می‌گوید:

    یک خطای بزرگ کردیم و رفتیم دربار انتخابات وراجی کردیم دوست داشتید سری بزنید “حزب الله نسل نو”

    [پاسخ]

  8. سرطان ذهن می‌گوید:

    عالی بود!

    به سیاق بعضی فرماندهان پدرتان نوشتید!!

    [پاسخ]

  9. DBI می‌گوید:

    علی جون خیلی قشنگ وضعیت ایران امروزرابااین شاهدتاریخی ، بازتاب داده ای

    [پاسخ]

  10. بازتاب: استبداد ایرانی، انقلاب اسلامی « تورجان

  11. حسینعلی می‌گوید:

    بابا دمتون گرم چه عکسهایی تاریخی گذاشتید
    چند وقت بود به سایتتون سر نزده بودم
    دمتون گرم.

    [پاسخ]

  12. فرید می‌گوید:

    خیلی وقته دیگه نمیشناسمت تورجان…چه کردی با خودت علی اشرف… آسید مرتضی کجای کاری داداش؟؟

    [پاسخ]

  13. رها می‌گوید:

    باسلام و عرض تشکر از مطالب زیبایی که مینویسید. چندماهیه که نتونستم سراغ تورجان بیام.اینطور که پیداست همچنان مثل قبل برعقایدتون استوار هستید وظاهرا بازداشت و تهدید براتون تاثیر چندانی نداشته .و هرچند در لفافه اما همچنان مشغول نوشتن هستید ! انشااله بزودی روزی بیاد که همه آزادانه عقایدشون رو مطرح کنند.از دفتر مرجعم ایمیل شده بود که اونجا رو بطور کامل پلمپ کردند. هر روز درد دیگه ای بدل ما اضافه میکنند .خدا هممون رو هدایت کنه .

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *