دیکتاتورها مثل برف آب خواهند شد

علی‌اشرف فتحی: زمستان سال ۶۵ نشر نی با استفاده از آرشیو رادیو ایران، متن مذاکرات شورای فرماندهان ارتش شاهنشاهی در ماه پایانی حکومت پهلوی را در کتابی به نام « … مثل برف آب خواهیم شد» منتشر کرد. در جای‌جای این کتاب ۲۶۲ صفحه‌ای می‌شود رد پای سیستم ناسالم، فاسد، استبدادی و قانون‌گریز پهلوی را در روحیات نظامیان عالی‌رتبه و تحصیل‌کرده آن زمان دید. تصور کنید که بحران یک رژیم به اوج خود رسیده باشد و فرماندهان ارشد آن برای حل این بحران گرد هم آمده و ساعت‌ها درباره راهکارهای ممانعت از گُل دادن معترضین به مأموران نظامی حکومت و یا ضرورت نصب بلندگو، نوشتن پلاکارد و آوردن عکاس و فیلم‌بردار برای راه انداختن یک تظاهرات حکومتی با حضور روستاییان و خانواده‌های مأموران حکومت با هم به مذاکره کاملا جدی بنشینند.

راهکارهای بنیادین!

در جلسه ۲۵ دی که یک روز قبل از خروج شاه از کشور برگزار شده، ارتشبد عباس قره‌باغی آخرین رییس ستاد بزرگ ارتشتاران که به تازگی به عنوان عالی‌رتبه‌ترین مقام نظامی کشور پس از شاه منصوب شده بود، از قول شاپور بختیار گلایه می‌کند که چرا نیروهای مسلح شاهنشاهی هنوز کنترل ارتباطات و مخابرات کشور را به دست نگرفته‌اند؟ (ص ۴۰) در ادامه این جلسه، تیمسار مهدی رحیمی که یک ماه بعد از نخستین اعدامی‌های بهمن ۵۷ شد، با آب و تاب از راهکار خود برای نجات رژیم می‌گوید:

«هر روز بلافاصله بعد از اینکه افراد خدمت روزشان را تمام می‌کنند، فرماندهان در سربازخانه‌ها به این ترتیب راهنمایی شده‌اند که اینها را شستشوی مغزی می‌دهند و آن چیزی که [سربازها] در جریان روز با آن روبه‌رو شده‌اند [را از ذهن‌شان پاک کنند.] …»  (ص ۵۵)

آنچه که تیمسار رحیمی و دیگران ژنرال‌ها از آن در هراس افتاده بودند، برخورد هوشمندانه معترضین و مردم انقلابی با سربازان ارتش و گل دادن و بوسیدن و دست دادن با آنها بود که سیستم پوسیده شاهنشاهی را دچار بحران کرده بود. از همین رو سپهبد بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی ارتش و سرپرست گارد شاهنشاهی تأکید می‌کند که نباید بین ارتش و اغتشاشگران، دوستی برقرار شود. او نیز از راهکار ابتکاری خود می‌گوید:

«خطر آن موقعی ما را تهدید می‌کند که بین ارتش و این عده (این عده به‌خصوص، من با ملت کار ندارم) نزدیکی یعنی رفاقت و دوستی برقرار شود. به همین دلیل در تمام مدت سعی می‌کردم  به هر نحوی که شده به افراد سربازها به‌خصوص، و درجه‌دارها این فکر را پیاده کنم که در پسِ این گل، هر آن ممکن است یک بمب باشد.» (ص ۵۹)

البته همان‌طور که سپهبد بدره‌ای فکر می‌کرد که معترضین فقط عده خاصی از مردم هستند، تیمسار محققی نیز مثل دیگران معتقد بود که با یک مشت مردم خائن طرف است و مردم وطن‌پرست هم خاموش به انتظار اقدام این ژنرال‌ها نشسته‌اند. (ص ۶۶)

فرماندهان عالی‌رتبه حاضر در این جلسات که محصول چندین دهه مدرنیزاسیون شاهنشاهی بودند، برای نجات ولی‌نعمت خود به دو راهکار جدی می‌اندیشیدند؛ یکی بازداشت گسترده هزاران فعال سیاسی و انقلابی و دیگری هم به راه انداختن تظاهرات فرمایشی و حکومتی برای آنکه بدنه مردمی خود را به رخ مخالفان و معترضین بکشند! به این بخش از مذاکرات دقت کنید:

ص ۶۷

محققی: نخست‌وزیر خودش می‌گفت که کسی ساعت ۱۱ شب به ما تلفن کرده که خوب شما یک خیابانی را راه انداخته‌اید برای اینها که می‌خواهند روز عاشورا تظاهرات بکنند. اجازه بدهید در یک خیابان هم موافقین بکنند.

قره‌باغی:  یک خیابان هم موافقین باشند. بسیار خوب آن را برای بعد از ظهر جمعه صحبت می‌کنیم.

محققی: این کار را ما باید بکنیم. تا مردم و ملت را راه نیاندازیم و تهییج نکنیم، هیچ فایده ندارد. برای اینکه ما جزء ملت هستیم.

قره‌باغی: بسیار خوب، بسیار خوب، بسیار خوب این کار را می‌کنیم …

ص ۱۴۳

قره‌باغی:  پس مسأله مهم ما موضوع تظاهرات است و چون این تظاهرات یک وظیفه ملی و میهنی است، قرار شد همه طبقات که میل دارند شرکت کنند و به‌خصوص صحبت شد که خانواده افسران و درجه‌داران در نیروهای مسلح شاهنشاهی و پرسنل غیرنظامی هم در این تظاهرات چه کار کنند؟ شرکت کنند …

تظاهرات دولتی ۲۸ مرداد ۵۲، هویدا و آموزگار و دیگر وزرای دولت در پیشاپیش مردم!

حالا که ژنرال‌ها بر سر لزوم این تظاهرات حکومتی به نتیجه مشترک رسیده‌اند لابد حالا نوبت آن است که فکری به حال بلندگو و میکروفون و پلاکارد و پرچم و شعارها بکنند! این وظایف مهم را هم ژنرال‌های بزرگ‌ترین ارتش خاورمیانه برنامه‌ریزی می‌کنند. این قسمت از مذاکرات را بخوانید:

ص  ۸۱ – ۱۷۶

ارتشبد طوفانیان : فکر کنم بهتر است عده‌ها را در خیابان‌های موازی جمع کنیم و بعد در آن خیابان بیایند جلو

قره‌باغی: آن چیزها را کجا می‌نویسند؟ پلاکارد و فلان

رحیمی: نمی‌دانم. خودشان دارند می‌کنند. فقط دیروز سرتیپ طباطبایی به من تلفن کرد – که من اتفاقا می‌خواستم دیشب خدمت تیمسار مقدم عرض بکنم – و از من پرچم خواست که [گفتم] آن را باید از شهرداری بگیرید … مذاکره کردم و قرار شد … پرچم بگیرند و در اختیار گروه‌ها قرار دهند.

قره‌باغی:  می‌ترسم این‌جوری خوب از آب درنیاید … بنده فکر می‌کنم اگر آقایان کسی را سراغ دارند که باشد، ما می‌گوییم که لباسش را دربیاورد و با لباس شخصی دنبال این کار راه بیافتد و اینها را متمرکز کند.

وفا: تیمسار! این مخالفین وقتی عده‌ای را به راه می‌اندازند سران آنها مشخص است. می‌گویند آقای خمینی گفته یا آقای طالقانی گفته یا آقای سنجابی گفته است بیایید. ما هم باید چند نفر از افراد ملی خوشنام از مردم دعوت کنند …

رحیمی: اینجا چیزهایی را که خودم فکر می‌کنم برای این کار باید پیش‌بینی شود یادداشت کرده‌ام: نصب بلندگو و میکروفون‌های متعدد برای میدان. عرض کنم که استفاده از عکاس که فیلم‌برداری بشود.

قره‌باغی: فیلم‌برداری آسان است.

رحیمی: تهیه شعارها. کی باید این کار را بکند؟

جعفریان: یک مقدار زیادش تبلیغات است. باید تبلیغ بکنند و از رادیو بگویند که: مردم وطن‌پرست! در فلان روز در فلان جا اجتماع است.

ص ۱۹۱

بیگلری: قربان!باید اگر آن سیاستی که فرمودید  دولت دست‌اندرکار آن است که آمدن خمینی را عقب بیاندازد موفق بشود، برنامه تظاهرات را با پیش‌بینی‌های خوب با شرکت نیروهای مسلح … بنده حتی می‌روم روی چهارپایه با لباس سویل [لباس شخصی] ناشناس …

ص ۱۸۷

ربیعی: بنده عقیده‌ام این است که اگر ارتش [در تظاهرات] شرکت نکند شکست می‌خورد. باید ارتش با تمام قوا با تمام قدرت و با لباس شخصی  همه بروند.

روز فرار شاه

آوردن دهاتی‌ها به تظاهرات حکومتی

حالا که ژنرال‌های ارشد ارتش و گارد و پلیس توانسته‌اند جزئیات نصب بلندگو و آوردن میکروفون و پلاکارد و چهارپایه و لباس‌شخصی را در آخرین جلسات خود هماهنگ کنند، نوبت به جزئیات دیگری از قبیل تعیین ترکیب جمعیت و نوع شعارهای تظاهرات فرمایشی رسیده است:

ص ۱۹۶

محققی: ما یک عده از دهات اطراف هم …

قره‌باغی: نه! با شرکت دهات در تهران آبروی‌مان می‌رود. در تهران باید تهرانی باشد.

طوفانیان: حالا اجازه بدهید. گفته‌ام به پیمان‌کارها که باید از دم مجلس تا ته خیابان شاه، آدم باشد. گفتم باید پیمان‌کارها هم کارگرهایشان را بیاورند.

رحیمی: پیمان‌کارها را تیمسار آورده‌اند؟

ربیعی: با ۳۷ تا [ماشین؟] … الان ۴۵ دقیقه است منتظرند … قربان پس اجازه می‌دهید تمام عوامل، به جز عوامل امنیتی و کسانی که حفاظتی هستند شرکت کنند؟

ربیعی: با لباس سویل [شخصی]، زن و مرد

قره‌باغی: اینها فردا نروند بگویند ما را به زور بردند؟!

ربیعی: تیمسار! مملکت دارد از دست می‌رود …

البته رژیم چندین بار از حربه «انتقال روستاییان ساده‌دل به تهران» برای شرکت در تظاهرات حکومتی استفاده کرده بود که در اینجا به آن اشاره کرده‌ام. حال نوبت به تعیین شعارهای تظاهرات مردمیِ(!) حمایت از شاه که می‌رسد، تیمسار رحیمی به عنوان رییس شهربانی کشور شعارها را برای دیگر ژنرال‌ها قرائت می‌کند:

ص ۱۸۳

قره‌باغی: شعارها معلوم است. شعارها عبارت است از شعارهای ملی و مذهبی

رحیمی: من یک مقداری شعار هم نوشته‌ام.

قره‌باغی: شعارهایتان را بخوانید.

رحیمی: شعارهایی که من نوشته‌ام این است: قانون اساسی ضامن استقلال مملکت است.

قره‌باغی: خیلی خوب

رحیمی: … ما بر علیه استبداد و ظلم و ستم قیام کرده‌ایم … ایرانی از خانه‌ات دفاع کن … ایرانی گول تبلیغ … را نمی‌خورد. خوشا به حال بیداردلانی که روی از فتنه و فساد  برمی‌تابانند (این سخن از مولای متقیان است) …

ژنرال‌های مسلمان

البته فقط تیمسار رحیمی نیست که در این جلسه، احساسات مذهبی‌اش گل کرده و سخنی از امام علی (ع) را به عنوان یکی از شعارهای تظاهرات فرمایشی می‌آورد. تیمسار محققی با کمونیست و نا مسلمان خواندن رضا قطبی پسر دایی فرح و رییس رادیو تلویزیون ملی ایران، با عصبانیت ارتشبد قره‌باغی را مخاطب خود قرار می‌دهد:

ص ۱۶۳

محققی: … شما می‌دانید که من مسلمان‌ترین آدم‌ها هستم. شما بنده را چه‌جور آدمی می‌شناسید؟

قره‌باغی: بسیار خوب، بله. شما را تیمسار، ما مسلمان و مؤمن می‌دانیم.

محققی: ولی … مادر من که ۶۰ دفعه مکه و کربلا  و فلان رفته می‌گوید این [قطبی] نامسلمان است. این شرف ندارد. هر مسلمانی عقیده‌اش این است.

در ادامه جلسه، احساسات پاک مذهبی سپهبد ناصر مقدم آخرین رییس ساواک نیز غلیان می‌کند:

«همه ما مسلمان هستیم، شیعه اثنی‌عشری هستیم و معتقداتی داریم. الان توی جیب تیمسار وشمگیر را اگر دست بکنید، قرآن هست. پس بنابر این وقتی ما مسلمان هستیم و متعصب هستیم اگر یک سیاستی بیاید بین حکومت، بین رژیم و مردم مسلمان نفاق‌افکنی بکند یعنی ملت را از رژیم جدا کرده است.» (ص ۱۶۷)

البته هدف سپهبد مقدم از بیان احساسات مذهبی‌اش اثبات این نکته است که امام و مخالفین شاه از احساسات مذهبی مردم سوء‌استفاده کرده و فی‌الواقع اهداف پلید کمونیستی در سر دارند! (ص ۱۶۸)

زندانی به نام ایران

راهکار دیگر ژنرال‌ها در این جلسات این است که همه فعالان سیاسی اپوزیسیون را بازداشت کنند. آنها یقین دارند که قادر به سرکوب تظاهرات میلیونی مردم نیستند:

ص ۷۴

جعفری: مسلما پلیس با این افراد موجودش اگر شما تصور بفرمایید که بتواند با اغتشاشات به این وسعت روبه‌رو بشود بنده در شورای امنیت ملی هم عرض کردم که امکان ندارد. پلیس ما پلیس اغتشاشات نیست … اگر شما تصور بفرمایید پلیس ما می‌تواند از حرکت ۴۰۰، ۵۰۰ یا ۶۰۰ هزار نفر جلوگیری کند این به هیچ وجه امکان‌پذیر نیست.

قره‌باغی: نخیر! این توقع را از پلیس نداشتند.

اینجاست که سپهبد محققی سخن از برخورد انقلابی با انقلابیون!  به میان می‌آورد و می‌گوید: «این رییس دولت اگر می‌خواهد حکومت بکند، شب چه فاسدین گذشته و چه مفسدین فعلی را، همه را مأمورین بگیرند، زندان کنند، آویزان کنند، تند و انقلابی جلو برویم و هیچ‌کس هم هیچ کاری نخواهد توانست بکند. همه برمی‌گردند طرف ما.» (ص ۲۲۰)

به همین دلیل ژنرال‌ها بر بحث بازداشت سران و فعالان معترضین متمرکز می‌شوند:

ص ۷۱

قره‌باغی: جناب نخست‌وزیر [بختیار] بر محور نظریات تیمسار سپهبد محققی گفتند که یک محلی تهیه بشود برای دستگیری ۲۰۰ هزار یا ۱۰۰ هزار نفر … خوب این ۱۰۰ هزار نفر باید فکرش بشود. پس معلوم می‌شود که جناب نخست‌وزیر می‌خواهند به اصطلاح مجدانه چطور بشود؟ با اخلال‌گران اقدام بشود … تیمسار حالا برای چند نفر در نظر گرفته شد؟

فیروزمند: در حدود پنج هزار نفر آنجا صحبتش شد.

قره‌باغی: … در جنوب که هوا خوب است و هوا مناسب است در فضای باز بشود که [عملی کرد].

؟ : خودشان هم فرموده‌اند مثلا بوشهر

قره‌باغی: … باید تلاش بکنید برایشان آسایش فراهم کنید مثل اسرا …

فیروزمند: تا ده هزار نفر را ارتش می‌تواند خوب جواب بدهد ولی …

قره‌باغی: نه تیمسار! ما سیصد و خرده‌ای  هزار نفر پناهنده داشتیم و اینها را نگهداری می‌کردند. در جیرفت بود. جاهاش هست هنوز

ص ۱۱۵

معصومی: بنده در مدت فرمانداری نظامی یک دفتر درست کردم. [اسامی] سی هزار نفر [با استفاده از] اطلاعات ساواک و واحدهایمان از خارج و داخل، در این دفتر نوشته شده است. یعنی این سی هزار نفر را بگیرند مملکت آرام می‌شود.

ص ۱۷۱

مقدم: … اگر از روز اول، ما ده یا بیست نفر را دستگیر می‌کردیم به اینجا نمی‌رسید. حالا فایده‌ای ندارد. حالا گرفتن ۵۰۰ نفر هم فایده‌ای ندارد. وقتی یک جمعیت میلیونی روی یک احساس غلط یا یک تبلیغ غلط راه می‌افتد پس یک مقدار تقصیر خود ماست …  بنده صریح عرض می‌کنم که اگر هم بیشتر از این معطل بشویم بقیه‌مان از بین خواهیم رفت.

جنازه ژنرال‌ها پس از اعدام (رحیمی، خسروداد، ناجی)، بهمن ۵۷

… و مثل برف آب شدند

با اینکه به قول تیمسار بیگلری، «صدی هشتاد افراد مملکت ما هنوز طرفدار کلمه شاه» بودند (ص ۱۸۹) ولی باز هم به قول او همه امکانات تبلیغی مثل «رادیو بی‌بی‌سی مزوّر و رادیو پراودای شوروی» در اختیار انقلابیون قرار گرفته بود! (ص ۱۸۸) اما ارتشبد قره‌باغی امید داشت که بشود از آیت‌الله شریعتمداری فتوایی در حمایت از حکومت گرفت. (ص ۲۰۵) با این حال حرف نهایی را تیمسار نجیمی نائینی جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش در آخرین لحظات جلسه شورای فرماندهان ارتش شاهنشاهی بر زبان آورد:

«این هم که ما فکر می‌کنیم [خمینی] دست خارجی است، من زیاد قبول ندارم. خارجی‌ها هم آبروی خودشان را در نظر دارند ولی این مرد دنبال فکر خودش است. هیچ چیزی هم او را متوقف نمی‌کند … این آدم اگر صد هزار نفر هم کشته بشوند دنبال کار خودش را می‌گیرد. او فکر می‌کند که باید دولت اسلامی به وجود بیاورد … هدفش هم همین است و متأسفانه عده زیادی از مردم هم دنبال او هستند … ما باید استراتژی خودمان را روشن کنیم و الّا همان‌طور که تیمسار فرمودند  خرده خرده نابود خواهیم شد و آن وقت مثل برف آب خواهیم شد. مثل برف آب خواهیم شد.» (ص ۲۴۱)

فکر می‌کنم با خواندن این مذاکرات به راحتی بشود فهمید که چرا اینها و بقیه دیکتاتورها در پایان کارشان به هذیان‌گویی افتاده و مثل برف آب می‌شوند؟!

پی‌نوشت: اخیرا پرویز ثابتی که از مخوف‌ترین و مرموزترین چهره‌های ساواک بوده و پس از انقلاب به فلسطین اشغالی متواری شده است، در گفتگویی به افشای برخی ابعاد عملکرد ساواک و رژیم شاه پرداخته که شنیدن آن خالی از لطف نیست. دیدن این فیلم و خواندن این پست هم در این روزها توصیه می‌شود. این را هم مرتضی قبلا درباره مذاکرات هیأت دولت اسدالله علم در جریان قضایای خرداد ۴۲ نوشته است. یاد همه شهیدان راه آزادی گرامی باد.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.