اصلاحات استبدادی

 
 
«یک مصاجبه فرضی با شاه»
 
سید مرتضی ابطحی: در جریان انقلاب اسلامی ایران همان اندازه که بررسی باور‌ها و فعالیت‌های امام و انقلابیون لازم به نظر می‌رسد، شناخت اصول عملکرد حکومت پهلوی و روندی که منجر به ایجاد یک بن‌بست سیاسی-اجتماعی شد نیز اهمیت دارد. روندی که قاطبه ملت را به این نتیجه رساند که ایران راهی جز انقلاب ندارد. آنچه در پی‌ می‌آید بخشی از آراء و نظرات محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران است که به صورت مصاحبه تنظیم شده است. بیشتر قسمت‌های نقل شده در این مصاحبه، عینا جملاتی است که شاه ایران در دو کتاب خویش «انقلاب سفید» و «به سوی تمدن بزرگ» آورده است و بقیه بخش‌ها برآیند نظرات  اوست که برای رعایت اختصار مصاحبه بدین صورت نقل شده‌اند که این بخش‌ها در قلاب ذکر شده است. همچنین با توجه به حفظ امانت در نقل قول، بعضی تاریخ‌ها که در متن کتاب‌ها به سال پهلوی ذکر شده، در پرانتز سال شمسی ذکر شده است. قابل ذکر است که موارد جز این، عینا نقل قول از منابعی هستند که ذکر شد.
 

–  آقای محمدرضا پهلوی شما در یکی از آخرین مصاحبه‌هایی که با شبکه BBC داشتید گفتید که تنها چیزی که با خود به جهان دیگر خواهید برد تاریخ است. هدف ما هم از این مصاحبه نگاهی بی‌طرف به افکار و ایده‌های شما است. به عنوان اولین سؤال از شما می‌پرسم طرح اصلی شما برای پیش برد ایران به سمت یک جامعه متمدن چه بود؟

[من در ابتدا طرحی با عنوان اصلاحات ارضی را تنظیم و اجرا کردم و نظرات خود را در کتاب «مأموریت برای وطنم» به رشته تحریر در آوردم. پس از بررسی بیشتر، طرح جامعی برای پیشرفت همه جانبه کشور ایران تحت عنوان «انقلاب سفید» در شش اصل تدوین شد و در ۶ بهمن ۱۳۴۱ با اکثریت قاطع آراء ملت به تصویب رسید و] تعداد آراء مخالف حتی به یک هزارم کل آراء نرسید.(انقلاب سفید – ص۵)  [من این طرح را در کتابی به همین نام مدون نمودم. و پس از آن به تدریج اصول لازم اضافه شد تا به ۱۹ اصل رسید. محور توسعه کشور در این اصول خلاصه می‌شود. البته این اصول را هم در کتاب «به سوی تمدن بزرگ» تدوین و در اختیار ملّت ایران قرار دادم.]

طرحی از اصول انقلاب سفید

–  فلسفه و روح این انقلاب چه بود؟

این انقلاب در درجه اول یک انقلاب ایرانی و منطبق با روح و سنن ایرانی بود. ما این انقلاب را به صورت یک کالای وارداتی تحویل ملت ندادیم، زیرا اصولا شأن ملت ما که خود در طول هزاران سال خلاق فکر و فلسفه و منطق بوده است این نیست که در این مورد «جامه عاریت» دیگران را بر تن کند.(انقلاب سفید – ص۲۱) در این انقلاب اصیلِ ما، همه جا دو اصل مقدس و کلی یعنی توجه به معنویات و مذهب و حفظ آزادی‌های فردی و اجتماعی و نیز این اصل کلی که هر نوع آثار استثمار و هر وضعی که فقط به نفع یک اقلیت محدود بزیان اکثریت باشد از میان برود رعایت شده بود.(همان- ص۲۲) کشور من اصولا نمی‌تواند راهی به جز این برای ساختن آینده خویش در پیش گیرد.(همان-۲)

– شما با چه پشتوانه‌ای دست به این کار زدید؟ چه عایدی برای کشور داشت؟

شاید هیچکس غیر از من و خدای من نداند که چه شبها را تا صبح به تأمل و تفکر گذرانیدم و با خضوع و خشوع تمام برای یافتن چاره از خدای خویش استعانت طلبیدم.(انقلاب سفید – ص۱۰) [به دنبال این انقلاب] ارتجاع و بیگانه پرستی برای همیشه سرکوب گردید و همراه آن دفتر خرافات و فساد نیز بسته شد.( به سوی تمدن بزرگ – ص ۸۳) «آنچه در این راه بزرگترین پشتیبان من بود، عنایت و تفضل الهی بود. زیرا این انقلابی بود که بر اساس عالی‌ترین موازین عدالت و نوع‌پروری و طبق تعالیم عالیه اسلامی صورت می‌گرفت و طبعا در این راه از تأیید الهی برخوردار بود.»(انقلاب سفید – ص۴)

سید حسن امامی مشغول ایراد خطبه در مراسم تاج‌گذاری- ۱۳۴۶

– آقای سید حسن امامی در سال ۱۳۴۶ مراسم تاج‌گذاری خطبه جالبی برای شما خواندند و در بخشی از خطبه‌اش اینگونه شما را خطاب کرد: «حامی حوزه الاسلام، المجاهد فی الدعوه الی السلم العالمی العالم، ناشر مذهب الجعفری، باسط العدل الاجتماعی، العاهل الباذل، جلاله الملک العادل محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریا مهر قارن الله سلطنته المزدهره بالدوله المهدویه المنتظره»(ویژه‌نامه تاج‌گذرای- ص ۴۴)  شما این‌گونه تعریف‌ها و تحسین‌ها را قبول دارید؟

برای من به عنوان ناخدای کشتی سرنوشت کشورم در اقیانوس متلاطم جهان امروز، اتکا به عنایات الهی اساس و بنیاد همه تصمیم‌ها و تلاش‌ها است، و می‌دانم که تا وقتی که راه من راهی باشد که خواسته اوست پیشرفت در این راه حتمی خواهد بود. احساس قلبی من این است که مشیت کامله خداوندی مرا – که اگر نبود چنین قدرتی جز قدرت عادی یک فرد انسانی نداشتم- به عنوان رهبر این ملت در دوران سرنوشت ساز امروز جهان، مأمور ایفای این رسالت فرموده است، و تا وقتی که او بخواهد، نه تنها هیچ نیروی سیاسی یا عامل اقتصادی بلکه هیچ عامل غیرقابل پیش بینی فرد و خصوصی نیز نخواهد توانست مانع انجام این رسالت شود. این اعتقاد ولو با هیچ دیالکتیک و استدلال مادی و علمی سازگار نباشد، جزئی از وجود روحی من است. رویدادهای گوناگون و شگرف برایم تردیدی نگذاشته است که یک نیروی مافوق بشر سرنوشت مرا  و ملتم را، در راهی که خود مقدر و معین فرموده است هدایت می‌کند و همه آنچه انجام می‌دهم از آن نیرویی الهام می‌گیرد که تا کنون ضامن موفقیت این رهبری و جهت دهنده آن بوده است. (به سوی تمدن بزرگ – ص ۱۰)

– با تمام این احوال چرا وقتی علمای قم طرح اصلاحات ارضی را خلاف شرع دانستند شما توجهی به آنها نکردید؟ آیا این با اصول دموکراسی‌خواهی در تضاد نیست؟ آیا فکر نمی‌کردید لااقل در حیطه تخصص علما باید به نظرات‌شان توجه می‌نمودید؟ و از نیروی آنان برای بسیج توده‌ها استفاده می‌کردید؟ کاملا طبیعی بود که وقتی به نظرات بزرگان توجه نکنید توده‌ها در تضاد با اصلاحات شما عمل کنند و به زودی گروه‌های کوچک علیه حکومت سربرآوردند.

 در ایران امروز [وبراساس دموکراسی ایرانی]…. اخلال و کارشکنی در پیشرفت امور کشور قابل قبول وقابل گذشت نیست. بنابراین عده‌ای فریب خورده یا مغرض و یا دیوانه، از آن قماش افرادی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز وجود دارند و متأسفانه یک نوع «بین الملل خرابکاری» را تشکیل می‌دهند در این کشور پروانه کار ندارند.(همان– ص ۸۸)

–  فراموش نکرده‌اید که امثال مهندس بازرگان در سال ۱۳۴۲ در دادگاه تجدید نظر خودشان گفته بودند که ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون با شما صحبت می‌کنیم. در هر حال می‌شود به این مسأله از زاویه عدم توجه شما به حرف منتقدان نظام‌ نگریست. و اینکه شما ساختار لازم برای استفاده از نظرات مختلف سیاسی را نچیده بودید.

[ما برای این منظور حزب رستاخیز ملت ایران را طراحی نمودیم.] این حزب با این رسالت به وجود آمد که نه تنها یک حزب فراگیر سیاسی، بلکه در عین حال یک کانون فکری و فلسفی برای همه مردان و زنان ایرانی باشد، خانه ای باشد که در آن اعضای خانواده بسیار بزرگی که ملت ایران نام دارد به دور هم گرد آیند و اندیشه ها و طرح های سازنده خویش را همراه با مشکلات و مسائل خانوادگی با یکدیگر در میان گذارند.(همان- ص ۲۰)

– ولی نظام تک حزبی به استبداد کشیده خواهد شد چون پس از مدتی هیچ نظری جز نظر همان یک حزب در فضای سیاست مطرح نخواهد شد و پست‌های کلیدی هم طبعا به منتقدان تعلق نخواهد گرفت.

مفهوم «حزب واحد» این نیست که در داخل آن تحرک و اختلاف سلیقه و برخورد اندیشه‌ها وجود نداشته باشد…[بلکه تفکر و نقد] در زیر لوای سه رکن بنیادی و تغییر ناپذیر حزب، یعنی نظام شاهنشاهی، قانون اساسی و انقلاب شاه و ملت کاملا فراهم است.(همان- ص ۲۰۴)

–  پس شما در انقلاب‌تان تعریف خاص خودتان را از دموکراسی دارید چون در تعاریف معمول از دموکراسی چنین چیزی دیده نمی‌شود.

[ما به دنبال یک دموکراسی ایرانی هستیم.] این دموکراسی پیشرو ولی با انضباط، در عین آنکه اجازه خرابکاری و خیانت به کسی نمی‌دهد، اجازه تلاش‎های ارتجاعی و قهقرایی نیز نمی‌دهد زیرا که زیان منفی بافی و کارشکنی در سیر پیشرفت اجتماع کمتر از زیان خیانت و خرابکاری نیست، و در پیشگاه مصالح واقعی ملت ایران پیروان این هر دو راه به یک اندازه گناهکارند.  جالب این است که به همین دلیل تقریبا همیشه بین این دو قطب مخالف یک «اتحاد نامقدس» شوم پدید می‌آید که تنها انگیزه وجودی آن اشتراک منافع در جلوگیری از پیشرفت سالم جامعه است، و همین منافع مشترک است که ترکیب نامتجانس و باورنکردنی «مارکسیسم اسلامی» را میان منکران وجود خداوند و طرفداران ادعایی اصول مذهبی به وجود می‌آورد، هر چند که «آزادی خواهی انقلابی» دسته اول همانقدر از آزادی واقعی و از انقلاب اصیل فاصله دارد که «مسلمانی» مورد ادعای دسته دوم از روح و معنی اسلام به دور است. (همان- ص۸۹)

شاه مشغول اعطای سندهای املاک به کشاورزان در طرح اصلاحات ارضی

–  البته در دهه اول به قدرت رسیدن شما فضای باز سیاسی در کشور وجود داشت.

احزابی که پیش از ۲۸ امرداد ۲۵۱۲(۱۳۳۲ ه.ش) وجود داشتند، به خصوص در زمانی که کشور در اشغال بیگانه  بود، متأسفانه یا برای تأمین مصالح بیگانگان و یا برای مقاصد خاص و معینی که جنبه موقتی داشت ایجاد شده بودند، و در هر دو صورت ریشه‌ای در میان ملت ایران نداشتند. علت از میان رفتن آنها نیز همین بود که چون با منافع خارجی آمده بودند با همان منافع نیز می‎رفتند، و یا چون مقاصد خاصی آنها را به وجود آورده بود همان مقاصد نیز به عمرشان پایان می‌داد.(همان- ۲۰۲) با قیام ملی ۲۸ امرداد ۲۵۱۲ وضع کشور بار دیگر به مجرای صحیح خود بازگشت و مقدمات دوران جهش بزرگ فراهم گردید.(همان- ص۸۱) [همان‌طور که] کودتای سوم اسفند ۲۴۷۹ (۱۲۹۹ه.ش)[هم] ضرورتی تاریخی بود برای اینکه اصولا کشور مستقلی به نام ایران در روی نقشه دنیا باقی بماند. بدون چنین کودتایی اساسا از وجود جامعه‌ای حاکم بر سرنوشت خود در این سرزمین اثری نمی‌ماند، ولی بدون انقلاب اجتماعی ایران نیز این جامعه امکانی برای جبران عقب‌ماندگی همه جانبه خویش از جهان مترقی نمی‌یافت.( همان- ص۷۱)

–  به عنوان سؤال آخر دوست دارم نظرتان را راجع به پدرتان بدانم.

آغاز سلطنت پهلوی، پایان ناامنی و دخالت‌های بیگانه و شروع سازمان یافتن ایران بود. نابسامانی پایان پذیرفت، موانع یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته شدند و آنچه شد، آغازی بود برای رسیدن به دروازه‌های تمدن طلایی.(فصلنامه کاوه(مونیخ)/سال ۱۳۵۶/شماره ۶۵/ص ۱۳)

—-

لینک منابع:

انقلاب سفید

به سوی تمدن بزرگ

ویژه نامه تاج‌گذاری(سال ۱۳۴۶)

این نوشته در تاریخ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به اصلاحات استبدادی

  1. علی می‌گوید:

    سلام.
    از خواننده های وبلاگ پر بارتان هستم. احتمالا در تفکر خیلی با شما مخالف!
    ولی عقیده دارم همین وبلاگ شما خیلی خیلی مطلب مفید در مقایسه با تهمت زنان و بی ادبان موافق نظر من به من آموخته. از شما سپاسگزارم. علت پست های شما در طرفداری از انقلاب را درک نمی کنم. البته یک جورهایی کنایه هم دارد به اوضاع امروز مملکت!
    در هر صورت یه لینک می خواستم بفرستم از دختر پرویز ثابتی در دانشگاه هارواد که اینقدر گنده است که یک جایزه به اسم ثابتی-اوارد هم در هارواد داره!لینک صفحه ویکی پدیا اش اینجاست :
    http://en.wikipedia.org/wiki/Pardis_Sabeti
    من آدم های اینجوری را نمی تونم درک کنم. درسته پدرش انسان عوضی ای بوده است ولی آیا نباید بابت تربیت این دختر بهش احسنت بگیم؟ ( این الان سوال بود) چه جوری یه انسان عوضی یک دختر دانشمند می ده بیرون که باعث افتخار ایرانی ها در خارج از ایران میشه؟
    شاد باشید!

    [پاسخ]

  2. بازتاب: استبداد ایرانی، انقلاب اسلامی « تورجان

  3. zimbra می‌گوید:

    I do not know whether it’s just me or if perhaps everyone
    else experiencing issues with your site. It appears like some of the text in your content
    are running off the screen. Can somebody else please comment and
    let me know if this is happening to them as well? This might be a problem with my internet
    browser because I’ve had this happen before. Appreciate it

    [پاسخ]

  4. هادی می‌گوید:

    برای مردم گاو اگر پیشرفت حقیقی باشه همراه استبداد هم باشه مقبوله

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *