سنجش بنیان زندگی عرفی

سید مرتضی ابطحی: «آقای حاج شیخ محمد حسین مسجد جامعی آمده بودند منزل ما می‌گفت:«این شیخ صالحی ملعون در کتابش از امام حسین(ع) تبری کرده!» گفتم:«شما کتابش را خوانده‌ای؟» گفت:«نه موثقین گفته‌اند.» گفتم: نه این مسائل نیست. شما خودتان این کتاب را بخوانید و بعد قضاوت کنید.»

آنچه خواندید بخشی از خاطرات مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری درباره کتاب شهید جاوید بود. مکالمه‌ای کاملا متعارف که نظائر آن را در زندگی روزمره ما دیده می‎شود. نقل اخبار سیاسی، تجربیات و یا اقوال دیگران درباره یک موضوع و بسیاری از  مسائل دیگری که به هر دلیل خودمان در ارتباط مستقیم با آن قرار نداریم و مجبوریم به نقل یک نفر که با آن مسأله مواجه شده اعتماد کنیم. با گسترش ابزار اطلاع‌رسانی این مسأله به خبرگزاری‌ها نیز کشیده شده است و گاه خبری تنها در  یک خبرگزاری منتشر می‌شود و منابع دیگر در نقل آن خبر به نقل قول از خبرگزاری اصلی اکتفا می‌کنند و گاه اینگونه یک خبر به سرعت در تمام دنیا پخش می‎شود.

این مسأله گریبان‌گیر تحقیقات آکادمیک نیز هست و در این علوم هر چه مباحث تخصصی‌تر می‌شوند، ارزش روایت یک فرد معتبر از مسأله مورد تخصصش بالاتر می‌رود. اما برای سنجش اقوال و اخبار باید چه معیارهایی را در نظر گرفت؟ و آیا هر نقل قولی ارزش علمی یا ارزش خبری دارد؟

همچون هر متخصصی یک فقیه نیز باید پاسخی به این پرسش‌ها داشته باشد، خصوصا آنکه پایه‌های اصلی علم فقه(قرآن و سنت) در جریانی عرفی به دست ما رسیده است. مثلا یکی از شیعیان پیش امام صادق(ع) می‌رود و سؤالی مطرح می‌کند و پاسخ این سؤال را در اختیار دیگران نیز قرار می‌دهد. این نقل قول‌ها(احادیث) در به تدریج توسط شیعیان گردآوری شدند و بزرگانی مانند صدوق، کلینی و شیخ طوسی این احادیث را به صورت موضوعی در ۴ کتاب دسته بندی کردند: کافی، استبصار، من لایحضره الفقیه، تهذیب. در دوره ابتدایی علم فقه چیزی جز نقل حدیث نبود، اما رفته رفته دقت در بررسی اقوال و احادیث سامان گرفت. و این بحث مطرح شد که اعتبار اقوال منسوب به امام(ع) با چه معیاری قابل سنجش است؟ علم رجال برای بررسی‌های سند روایت و علم درایه برای سنجش متن و دلالت روایت تأسیس شد اما این سؤال اساسی باقی ماند که پس از پذیرش سند یک روایت و دقت در متن آن، آیا اساسا می‌توان به نقل قول یک نفر از امام معصوم(ع) برای اثبات حکم شرعی اکتفا نمود؟ که با نگاهی دقیق‌تر و با توجه به اینکه بدون شک قول قطعی امام حکم شرعی را اثبات می‌کند، این سؤال به این شکل در آمد: آیا با نقل قول یک نفر از امام معصوم(ع) می‌توان به این نتیجه رسید که واقعا ایشان چنین قولی را بیان فرموده‌اند؟(که در نتیجه حکم شرعی بلافاصله اثبات شود.)

اینگونه شد که مسأله به ظاهر ساده و عرفی که ما همه روزه به نوعی با آن سر و کار داریم بنیان بخش بزرگی از علم فقه را تشکیل داد و امروزه بسیاری از احکام شرعی منقول در رساله‌های عملیه تنها متکی به یک نقل قول از امام معصوم(ع) هستند. از همین رو برای تحقیق در این موضوع این بحث در علم اصول فقه با عنوان «حجیت خبر واحد»(حجیت خبری که تنها از یک نفر نقل می‌شود) مطرح شد. از دیرباز نظریات مختلفی در این باره مطرح شده اما با کمی اغماض لااقل سه نگاه کلی را می‌توان برشمرد:

  1. عدم حجیت
  2. عدم حجیت در امور مهمه مانند مسائلی که پای جان انسان در میان است و چند مورد دیگر.
  3. حجیت

مدعیان دو نظریه اول استدلال‌های مفصلی برای اثبات نظر خود کرده‌اند و با ذکر دلایلی از قرآن، سنت، عقل ادعای اجماع را نیز از نظر دور نداشته‌اند. مخالفان حجیت خبر واحد معتقدند خبر واحد چیزی بیشتر از یک امر ظنی نیست و با امر ظنی نمی‌توان حکم شرعی را اثبات نمود و به این آیه تمسک می‌کنند که «انّ الظنّ لایغنی من الحق شیئا». نظریه دوم اما پذیرش خبر واحد را در امور مهمی همچون مسائلی که مرتبط با جان انسان هستند نمی‌پذیرد و به روال معمول عرف عقلا تمسک می‌کند. قائلان به این نظریه معتقدند با نگاهی به روش معمول زندگی انسان‌ها نمی‌توان پذیرفت که در مسائل اساسی مانند مسائلی که به جان انسان‌ها یا مال تنها به یک نقل قول اعتماد و اکتفا کنند. در مقابل این دو نظریه موافقان حجیت خبر واحد ضمن مناقشه در استدلال‌های دسته اول به آیاتی همچون آیه نبأ، آیه نفر، آیه سؤال(فاسألوا اهل الذکر)، تمسک می‌جویند و این این نکته اساسی را مورد اشاره قرار می‌دهند که وجود این تعداد روایت و تلاش علما برای حفظ آن نشان از آن دارد که احکام واقعی در میان این احادیث آمده است. و اگر خبر واحد کنار نهاده شود بخش بزرگی از مسائل علم فقه بدون پشتوانه می‌ماند.

مباحث مفصلی پیرامون این مسأله در علم اصول فقه مطرح شده است و پذیرش هر یک از این سه نظریه نتایج کلانی در انتخاب آراء فقهی به دنبال دارد. اما به صورت خلاصه باید گفت بیشتر فقها با مبانی مختلف به خبر واحد عمل می‌کنند اما در بین آنها فقهایی همچون سید مرتضی و ابن ادریس بوده‌اند که قائل به عدم حجیت خبر واحد بودند و تنها خبر متواتر را می‌پذیرند. خبرهایی که به جای نقل توسط یک منبع، از چندین منبع نقل می‌شوند.

در همین باره:

ذره بی‌انتها

ره‌یافتی به مبانی فلسفی مدرن بحث «حجیت خبر واحد»

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اندیشه, حوزه ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به سنجش بنیان زندگی عرفی

  1. بازتاب: ره‌یافتی به مبانی فلسفی مدرن در بحث «حجیت خبر واحد» « تورجان

  2. رضی می‌گوید:

    با سلام.با تشکر از مطالب زیبای عزیران .البته یک مسامحه ای در تعریف خبر واحد شده چون خبر واحد برخلاف اسم اش که واحد است الزاما به این معنی نیست که از یک نفر نقل شده باشد چه بسا یک روایت از چند نفر نقل شده یعنی با چند سند مختلف امده ولی بحد تواتر نرسده باز هم خبر واحد گفته میشود با اینکه روات مختلف دارد .در واقع نکته بحث در خبر واحد این است که علم به صدور ان نیست وبطور قطع نمیتوان انرا به معصوم نسبت داد وبه اصطلاح متواتر نباشد.بازهم عذر خواهم وتشکر از مطالب خوبتان مخصوصا مطالب تاریخی جناب فتحی .

    [پاسخ]

  3. محمد می‌گوید:

    برای بنده به عنوان یک فرد عادی کم اطلاع بسیار مفید بود. ممنون.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *