وقتی اهل کوفه توبه کردند

علی اشرف فتحی: شهر کوفه در اوسط خلافت عمر به عنوان مرکزی برای سکونت مبارزان عرب که برای جنگ با دولت ایران ساسانی هجرت کرده بودند، ساخته شد. پیش از تأسیس سورستان نام داشت و ابتدا به صورت موقت بنا شد. اما بعدها در زمان امارت مغیره و زیاد (پدر عبیدالله بن زیاد) به تدریج به صورت دائمی مبدل به شهر گردید. به دستور عمر، سعد بن ابی وقاص ظرفیت مسجد جامع شهر را در حد چهل هزار نفر معین کرد و کوفه یکی از شهرهای بزرگ اسلام و بعدها یکی از مراکز بزرگ شیعه شد. عمر در نامه هایش کوفه را «رأس الاسلام» می خواند و سلمان نیز به کوفه لقب «قبه الاسلام» داد.

درباره اهل کوفه

مردم کوفه که بافت اولیه اش را مجاهدان با دولت ساسانی تشکیل می دادند همواره مردمانی پرشور و در عین حال عجول و نامتعادل بوده و به همین سبب زود سرکشی کرده و زود هم تسلیم می شدند. در مقاطعی موضع آنها در دفاع از اهل بیت پیامبر بوده و قهرمانانه از امیرالمؤمنین در جنگ جمل و نهروان پشتیبانی کردند که در نهج البلاغه مواردی از تمجیدهای امیرالمؤمنین در حق کوفیان ذکر شده است. قیام مختار و توابین نیز از موارد حمایت مردم این شهر از آرمان تشیع بوده است. اما کارنامه غیر قابل قبولشان در اواخر دوران خلافت ظاهری امیرالمؤمنین و نیز دوران امام حسن و اباعبدالله الحسین (علیهم السلام) که خسارات جبران ناپذیری به اسلام و بشریت وارد نمود، کفه قضاوت در خصوص مردم کوفه را به ضرر آنان سنگین کرده است.

اما با نگاهی منصفانه به ابعاد گوناگون قضیه، می توان تحلیلی واقع بینانه از رفتار و کردار کوفیان ارائه کرد. نکته ای که باید متذکر شد تفکیک شیعیان از سایر گروههای کوفی است. شیخ مفید در جلد دوم ارشاد، با تقسیم مردم کوفه به پنج دسته شیعیان علی، خوارج، طمعکاران پولدوست، عوام ناآگاه و تابعان تعصبات قبیله ای، گروه سوم را دارای اکثریت نسبی دانسته است. پس شیعه تنها یکی از چندین تمایل و گروه فکری کوفه بوده است. رسول جعفریان نیز در کتاب تاریخ خلفا، تنها یک چهارم شهر را شیعه دانسته است. از سوی دیگر برخی از شیعیان کوفه نیز شیعه سیاسی بودند و تنها در مسایل سیاسی همراهی نسبی با اولاد علی را می پذیرفتند. یکی دیگر از مشکلات کوفه، نظام قبیله سالارانه  حاکم بر آن شهر بود. تا جایی که در بسیاری از موارد، قدرت بزرگان قبایل از قدرت حاکمان شهر بیشتر بود و به همین سبب همواره هماهنگی نسبی بین سران قبایل و حکام شهر وجود داشته است. روحیه خاص و متعصبانه قبیله ای از موانع اتحاد شیعیان شهر بوده است و در یک کلام، کوفه  از هر جهت ، شهری توسعه نایافته و متشتت بود. ولی در هر صورت نمی توان به راحتی شیعیان کوفه را متهم به بی وفایی، نیرنگ و خیانت کرد. بی تردید شیعه گری کوفیان عامل مهمی در ایجاد نفرت و کینه نسبت به آنان در ذهن و زبان مورخین وابسته اموی و عباسی بوده و همین امر سبب شده که شیعیان کوفه به ناحق خائن و عهد شکن جلوه داده شوند. در حالی که شیعیان متعهد و اصیل کوفه در طول تاریخ همواره یاران واقعی و جان بر کف اهل بیت بوده و در مقاطعی که قدرت کافی داشته اند، از هیچ گونه اقدامی  دریغ  نکرده اند.

توبه کوفیان

به دلیل همین گرایش های شیعی بود که پس از فاجعه کربلا و مواضع افشاگرانه امام سجاد و حضرت زینب (علیهما السلام) در کوفه و شام، زمینه برای انتقام گیری کوفیان از قاتلان حسین مهیا شد. سید جعفر شهیدی نیز می‌نویسد:« خواندن حسین (ع) با چنان شور و اصراری و پذیرفتن نایب وی با چنان گرمی و هیجان و رها کردن وی در چنگ دشمن با چنان ناجوانمردی و نامردی و از همه مهم‌تر زبونی عراق در مقابل شام، خاطر احساساتی مردم این سرزمین را آسوده نمی‌گذاشت. مردم کوفه همین که شنیدند یزید مُرده و می‌توانند نفسی بکشند از نو دست به کار شدند.» (شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام،ص۲۰۵)

سلیمان بن صرد خزاعی صحابه ۹۳ ساله پیامبر و سه امام نخست شیعه، توانست چهار سال پس از واقعه کربلا بیش از چهار هزار کوفی را بسیج کند و پرچمدار انتقام خون شهیدان کربلا شود. سلیمان که در زمان شهادت امام حسین به دلیل روابطش با مسلم بن عقیل در زندان ابن زیاد بود، توانست از شرمساری اهل کوفه بهره بگیرد و آنها را مهیای یکی از ماندگارترین قیام های تاریخ شیعه کند. طبری روایت می کند که سلیمان ویارانش با مرگ یزید در سال ۶۴ هجری شروع به تبلیغات ضد اموی کرده و به بسیج نیروها همت گماشتند. (طبری، ج۴، ص۴۳۲) در کشاکش میان دو گروه امویان (سفیانیان و مروانیان) و با بهره گیری از این فرصت طلایی، هزاران شیعه اهل کوفه گرد سلیمان و یاران او جمع شده و در ماه ربیع الاول سال ۶۵ هجری آماده قیام شدند.

سلیمان در جمع حامیان خود تصریح کرد که اگر پیروز شوند، حکومت را به خاندان پیامبر واگذار خواهند کرد. (طبری، همان، ص ۴۳۳) از آن رو که شهر کوفه در آن تاریخ از دست امویان خارج شده و در اختیار حامیان عبدالله بن زبیر قرار گرفته بود، سلیمان برای جلوگیری از برادرکشی و اتلاف نیروها و نیز انتقام گیری از ابن زیاد که از دیدگاه سلیمان، مسبب اصلی شهادت امام حسین شمرده می شد، تصمیم گرفت که از کوفه خارج شده و به سمت شام حرکت کند.

با این حال برخی از کوفیان ضمن مخالفت با نظر سلیمان، خواهان جنگ با قاتلان کوفی امام خسین هم بودند. آنها دعوت سلیمان را اجابت نکردند و عده ای نیز به پشتیبانی از مختار بن ابوعبیده ثقفی که او هم داعیه دار انتقام از قاتلان حسین بود، از همراهی با سلیمان خودداری کردند و بدین ترتیب از ۱۶ هزار نفری که با سلیمان بیعت کرده بودند، تنها حدود پنج هزار نفر با او عازم کربلا و سپس شام شدند. (طبری،ج۷، ۵۴۰)

لشگر توابین در محلی بنام عین‌الورده با سپاه شام برخورد نمودند که پس از چند روز نبرد سخت و  بعد از دادن تلفات زیاد مجبور به عقب‌نشینی شدند. در این جنگ نابرابر، رهبران نهضت از جمله سلیمان بن صرد به شهادت رسیدند. (تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۷) توابین که به حق به این نام خوانده شده اند، بیش از پیروزی ظاهری، جویای توبه و پاکی از گناه ترک یاری فرزند پیامبر بودند و این پاکی را در شهادت جستجو می کردند. از همین رو نتوانستند به اهداف سیاسی خود دست یابند و در نهاین این مختار بود که با تدابیر ویژه خود انتقام سختی از عوامل فاجعه کربلا گرفت.

——————

این نوشته در صفحه حوزه ۱۷ فروردین ۸۸ روزنامه اعتماد ملی و نیز حوزه نامه منتشر شده است.

در همین باره: آیا اهل کوفه بی وفا بودند؟

نوشته شده در روز چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۸ساعت  ۲۲:۴۷

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال و , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به وقتی اهل کوفه توبه کردند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *