فقیه سنت شکن

سید مرتضی ابطحیحاج شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی صاحب کتاب شهید جاوید در اولین روز از تیرماه سال ۱۳۰۲ در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد. وی که بخشی از دروس مقدماتی علوم دینی را در حوزه علمیه ریاضی نجف آباد خوانده بود در ۱۵ سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان می‌رود و از محضر درس بزرگانی همچون حاج شیخ محمدحسن عالم، حبیب آبادی، مرحوم هرندی، مرحوم فقیه ایمانی، مرحوم حاج رحیم ارباب و… استفاده می‌کند. شیخ نعمت الله همچنین در این دوره با شهید بهشتی آشنا می‌شود و دوستی و مباحثات علمی ایندو از همینجا آغاز می‌گردد. صالحی به پیشنهاد بهشتی به حوزه اصفهان را به قصد حوزه قم ترک می‌کند و در مدرسه حاج ملاصادق سکنی می‌گزیند. وی در این دوره از درس مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، امام خمینی، سید محمدرضا گلپایگانی و مرحوم سید محمد داماد استفاده می‌کند. در قم نیز کرسی تدریس صالحی برگزار بود. وی دروس مطول، معالم، شرح لُمعه و رسائل و مکاسب و کفایه را تدریس نمود و پس از آن تمرکز خود را بر تفسیر قرآن گذاشت. کتاب جمال انسانیت از آثار مرحوم صالحی خلاصه‌ای از مباحث تفسیر سوره یوسف(ع) از ایشان است که در مسجد امام ایراد شده بود.

تمام این مسائل در فضایی اتفاق می‌افتاد که پس از مرحوم آیت الله العظمی بروجردی حوزه قم هر روز سیاسی‌تر می‌شد. صالحی که همچون دوست همشهری‌اش مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری و دوست دیگرش شهید آیت الله مطهری حامی امام بود ابایی از ابراز این حمایت نداشت. وی در تاریخ ۱۶/۳/۱۳۴۹ در بیانیه‌ای در حمایت از مرجعیت امام خمینی نوشت: «صلاحیت مرجعیّت عامه حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی مدّظلّه العالی از قضایایی است که قیاساتها معها و کالنّار علی المنار و الشّمس فی رائعه النّهار. تأیید و ترویج و تقویت معظّم له وظیفه شرعی هر فرد مسلمان علاقه‌مند به اسلام و مصالح مسلمین است.»

فعالیت‌های سیاسی صالحی که رنگ دینی داشت رژیم را حساس نمود و سرانجام وی به سه سال تبعید محکوم شد. حکمی که از سال ۱۳۵۲ اجرا شد.  کمی پیش از اجرای حکم تبعید کتاب معروف و جنجالی وی یعنی «شهید جاوید» نیز برای اولین بار منتشر شده بود و انتشار این کتاب و برخورد تند روحانیون سنتی با نظریات آن موجب شد تا صالحی در تبعید فشار بیشتری را تحمل نماید. وی در بخشی از خاطرات روزهای تبعیدش می‌گوید:«در طول یک‌سالی که در تویسرکان بودم بر من خیلی سخت گذشت. افرادی شب‌ها منزل مسکونی‌ام را سنگ‌باران می‌کردند. یک روز به چند نفر از علمای شهر به وسیله شخصی از بازاریان متدیّن پیغام دادم: هر جا که شما انتخاب کنید برای بحث و گفت و گو آماده‌ام ولی آنها نمی‌پذیرفتند و حتی اگر با آنان به طور اتفاقی در خیابان و کوچه و بازار رو به رو می‌شدم روی را برمی‌گرداندند و مسیر را تغییر می‌دادند… آنها روی منبر هر تهمت و افترایی که دلشان می‌خواست نثار من می‌کردند که کمترین آنها اتهام و هابی‌گری بود!»


آیت الله حاج شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی در تبعید (ابهر زنجان)

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران صالحی باز هم در مسجد امام حسن عسکری(ع) در قم به تدریس نهج البلاغه پرداخت و پس از آن درس خارج ولایت فقیه را آغاز کرد که مجموعه این دروس نیز با نام «ولایت فقیه، حکومت صالحان» منتشر شده است. در دوره جنگ، آیت الله صالحی نجف آبادی تمرکز خود را بر بحث خارج «جهاد» گذاشت. وی در سال ۱۳۵۹ در نامه‌ای ‌به اکبر هاشمی رفسنجانی ضمن تأکید بر مشروعیت داشتن جهاد در مقابل عراق، خواستار شرکت ایران در اجلاس طائف شد؛ اجلاسی که برای بررسی مسائل جنگ ایران و عراق برگزار گردید. وی معتقد بود می‌شود با عراق پای میز مذاکره نشست. وی در این نامه نوشت: «بدیهی است مذاکره برای ایجاد صلح و رفع تجاوز، نه مستلزم تعطیل جنگ است،‌ نه تسلیم در برابر تجاوز، نه نشانه ضعف و نه لازمه‌اش کم شدن آمادگی رزمی طرف مورد تجاوز است. بلکه مذاکره اصلاحی در حال ادامه جنگ عمل به حکم عقل و آیه قرآن و پیمودن عاقلانه‌ترین راه برای رفع تجاوز و استقرار امنیت است… امام سجاد(ع) در اجتماع مردم شام با اصرار زیاد یزید را راضی کرد که اجازه دهد، امام به منبر برود و سخن حق خود را بگوید و این کار را بر خود واجب می‌دانست که این همه اصرار کرد تا یزید را راضی نمود و به منبر رفت و موضع خود و پدر خود را و موضع ضد اسلامی یزید را تشریح کرد و تا حدود زیادی تبلیغات سوء دستگاه‌ بنی‌امیه علیه خاندان رسالت را خنثی کرد.»

شاگردان آیت‌الله

آیت الله صالحی نجف آبادی که از اوایل طلبگی در کنار تحصیل، تدریس خود را از مدرسه ذوالفقار اصفهان آغاز کرده بود در قم نیز شاگردان سرشناسی را تربیت نمود. شاگردانی چون حضرات آیات و حجج الاسلام و المسلمین محفوظی، طاهری اصفهانی، محمدی گیلانی، محمد یزدی، حسن صانعی، یوسف صانعی، مصطفی خمینی، اسدالله ایمانی، حسین انصاریان، محمدرضا مهدوی کنی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد روضاتی، سید احمد روضاتی، رضا استادی، سید حسن مدرسی طباطبایی، ناطق نوری حسن لاهوتی اشکوری و محمدمهدی ربانی املشی را تربیت نمود.

صالحی در تحقیقات علمی بر عقل گرایی تأکید می‌کرد و همچون استادش مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بر تحقیق و علمی دوباره در مسائل مورد قبول تأکید می‌ورزید. از آنجا که وی روحیه نقادی را به خوبی از استادش آموخته بود، در دفاع از نظریاتش از بحث و گفتگو ابایی نداشت. آنگونه که فرزند وی روایت می‌کند در کردستان «ماموستاهای کرد در ابتدا از ایشان دوری می‌کردند، به دو دلیل؛ ‏یکی که اکثرا وابسته به دستگاه طاغوت بودند و دیگر اینکه مذهب متفاوت داشتند. ولی پس از چند ماه رفتار و ‏منش عالمانه استاد صالحی ایشان را متقاعد کرد در جلسه‌ای به گفتگو بنشینند. به خاطرم هست در آن نشست ‏که تعدادی از ماموستاهای کرد و عزالدین حسینی حضور داشتند بحث در مورد مقایسه فقه جعفری و فقه اهل ‏سنت شروع شد و پس از سخنان درس از ماموستاها استاد صالحی لب به سخن گشود. اطلاعات عمیق و دقیق ‏ایشان از فقه اهل سنت و منطق و استدلال قوی ایشان عزالدین حسینی و دیگران را به تعجب وا داشت که حتی در ‏مواردی دقیق‌تر از خود آنها نظریات شافعی را مطرح می‌‌کرد.»

اگر چه شاگردان و نزدیکان صالحی بر اخلاق تحمل مخالف از سوی وی تأکید می‌ورزند اما این مسأله از سوی بعضی منتقدان وی مورد قبول نیست. مرحوم آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی در نامه‌ای به مرحوم صالحی نجف‌آبادی می‌نویسد: «شما اگر مسائل ‏خود را به عنوان تحقیق و بررسی مطرح ‏می‌کنید؛ علی‌القاعده این حق را به دیگران ‏نیز می‌دهید که آنها افکار و نظرات خویش ‏را ابراز نمایند. در این صورت، چرا هرکس ‏که با نظرات کتاب شهید جاوید مخالفت ‏نمود، وی را سازمانی و مأمور ساواک ‏بلاواسطه او مع‌الواسطه معرفی کردید تا کار ‏به جائی رسید که مخالفت مثل مرحوم شمس‌‏آبادی مجوز قتل وکشتن وی شد؟ آیا این ‏است معنای تحقیق و تلاش برای وصول به ‏واقعیت؛ و نیز مرحوم آقای حاج‌شیخ ‏عبدالجواد اصفهانی که سلمان زمان بود؛ به ‏جرم مخالفت با کتاب شما ساواکی گردید!» صالحی نجف‌آبادی البته این اتهامات را نپذیرفت و در پاسخی به آن مرحوم نوشت که این مسائل ارتباطی با من و کتاب شهید جاوید ندارند: « افراد تبه‌کار این عالم زاهد را به ‏ناحق کشتند و این ربطی به بنده و شهید ‏جاوید ندارد، ساواک شاه بودکه به وسیله ‏روزنامه‌ها آن را به ناحق به شهید جاوید ربط ‏داد …تفصیل این حیله ساواک را در کتاب ‏‏«‌توطئه شاه بر ضدّ امام خمینی» با ذکر ‏مدارک آورده‌ام‌.کتاب مزبور را بخوانید تا ‏حقیقت را بدانید.‏»

آثار قلمی

معروف‌ترین تحقیق تاریخی آیت الله صالحی «شهید جاوید» بود که واکنش‌های تندی از سوی بیشتر روحانیون قم را به دنبال داشت و نقد‌های مختلفی در رد این نظریه نگاشته شد. اگر چه شهید جاوید و صالحی نجف‌آبادی ارتباط تنگاتنگی در ذهن خواص و عوام دارند اما این تنها نظریه غیر معروف از صالحی نبود؛ او در زمینه عقاید بر رد عقاید غالیان تأکید می‌ورزید. او معتقد بود «جریان خرافه گویی و غلو پردازی به نام دین و مذهب در مراسم مذهبی ؛ توسط بسیاری از مداحان و یا تفاسیر افراطی بعض از علما با استفاده از روایات مسئله دار و ناصحیح؛ ناشی از افراط در دلباختگی (غلو) به ائمه بوده که این گروه در تخریب شخصیت و اعتبارائمه کمتر از دشمنان آنها بی اثر نبوده که بیشتر هم اثر گذار بوده و هستند.» وی علاوه بر تحقیقات تاریخی در زمینه‌های فقهی نیز نظرات جدیدی ابراز داشت. صالحی معتقد بود اجتهاد باید تخصصی شود و بعلاوه احکام فقهی نباید به گونه‌ای باشند که با اصول علمی قطعی در تضاد باشند. وی حکم آب کر و آب قلیل را در مباحث طهارت یکی می‌دانست و معتقد بود برای پاک کردن یک چیز نجس از بین بردن عین نجاست کافی‌است. صالحی در مباحث حدیثی نیز بعضی احادیث معروف را بی‌اعتبار می‌دانست؛ از جمله وی معتقد بود حدیث کسا با متنی که در انتهای مفاتیح الجنان آمده است صحیح نیست بلکه این حدیث متن دیگری دارد که کوتاه‌تر است ولی سند صحیح دارد. وی همچنین باور داشت «اگر سنی یا شیعه، مطابق مذهب خود و بر اسا س فتوای مجتهد خود عمل کند مجزی بوده و عتاب نخواهد شد.»

اگر چه بخش بزرگی از تحقیقات مرحوم صالحی نجف‌آبادی به صورت دست نویس باقی‌مانده است و تا کنون تنها یک جلد از آن منتشر شده است اما بعضی از آثار قلمی وی به ترتیب زمان انتشار بدین شرح می‌باشد: ۱۴ مقاله در مکتب تشیّع و مکتب اسلام در زمینه‌های اخلاقی و تاریخی؛ «جمال انسانیت یا تفسیر سوره یوسف»؛ «شهید جاوید»؛ «ولایت فقیه حکومت صالحان» (خلاصه دروس خارج ولایت فقیه در سال ۱۳۶۰ و ۶۱)؛ «عصای موسی یا درمان بیماری غلوّ» (پاسخ به هشت تن از ناقدان برجسته شهید جاوید همچون حضرات آیات رفیعی قزوینی، علامه طباطبایی، زاهدی قمی، شیخ لطف الله صافی)؛ «توطئه شاه بر ضد امام خمینی»؛ «نگاهی به حماسه حسینی» (مجموعه انتقادات مرحوم صالحی بر شهید مطهری در حماسه حسینی)؛ «پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی» (مباحثی همچون طهارت و نجاست، اجتهاد بسته و اجتهاد باز، احادیث آب کرّ و بحثی مقدماتی درباره طهارت کافر)؛ «حدیث‌های خیالی در تفسیر مجمع البیان» (مجموعه‌ای از مباحث قرآنی همچون: ارزیابی احادیث جعلی در تفسیر مجمع البیان، حکم اسرای جنگی در قرآن، دو نزول برای قرآن یا یک نزول؟ تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن)؛ «جهاد در اسلام»؛ «غلوّ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین» ؛  «قضاوت زن در فقه اسلامی همراه با چند مقاله دیگر» و کتاب «پیرامون نظر دکتر شریعتی درباره شهید جاوید» که در سال ۱۳۵۹ منتشر شد.

شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی روزهای آخر عمرش را در منزلی در نزدیکی امام زاده جعفر در محله باغ فیض تهران زندگی می‌کرد و سرانجام در سال ۱۳۸۵ دار فانی را وداع گفت.

——

در همین باره:

مسأله شهید جاوید

—–

منابع:

تأثیر روایات در تفسیر و فهم قرآن/ نعمت الله صالحی نجف آبادی/ به کوشش محمدعلی کوشا/ چاپ اول / ۱۳۹۱

مردی از تبار اصلاح دینی (گزارشی از زندگی آیت الله صالحی نجف آبادی) / مصطفی ایزدی / روزنامه شرق /شماره ۷۹۴ ۶/۴/۸۵ / صفحه ۱۵

درگذشت فقیه دگراندیش / حمیدرضا ابک/ روزنامه شرق/ شماره ۷۵۳/ (۱۷/۲/۱۳۸۵) / صفحه ۱

مباحثه عالمانه / مجتبی لطفی / شهروند امروز/ سال ۱۳۷۸ / شماره ۴۵

نادیده‌های مکتوب/ محمد علی کوشا/ همان

ناگفته‌های پسر از پدر/ محسن صالحی / همان

صالحی نجف آبادی در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو / محمد صالحی نجف آبادی / از وبلاگ شخصی ایشانhttp://mahsan.parsiblog.com

این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 پاسخ به فقیه سنت شکن

  1. بازتاب: مسأله شهید جاوید « تورجان

  2. محسن کمالیان می‌گوید:

    دست مریزاد. به نظر من اگر کسی یکی دو درس نزد عالمی تلمذ کرده باشد، نمیتوان تعبیر کرد که وی به دست آن عالم تربیت شده است.

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۵ ب.ظ:

    خواهش می‌کنم؛ به نظر من یک طلبه از تمام کسانی‌که پای درس‌شون بوده و پذیرفته که این استاد ارزش حضور در درس رو داره خواه ناخواه تأثیر می‌گیره. البته شما بهتر می‌دونید که خصوصا در حوزه اینکه کسی شاگرد یک نفر باشه به معنی پذیرش همه نظرات و یا سبک اون استاد نمی‌تونه باشه بلکه نوعا طلبه‌ها به استادهاشون اشکال می‌کنند و این اشکال‌ها باعث رونق کلاس می‌شه

    [پاسخ]

  3. محسن کمالیان می‌گوید:

    درست است. منظورم این بود که بزرگانی که از آنها نام بردید، اگرچه نزد مرحوم صالحی شاگردی کردند و حتما از او تاثیرات غیر علمی نیز پذیرفتند، اما نزد مراجع و علمای بزرگ دیگری نیز شاگردی کردند و چه بسا از آنها بسیار بیشتر تاثیر پذیرفتند؛ مثل مرحوم بروجردی، مرحوم امام، مرحوم داماد، مرحوم علامه طباطبایی، مرحوم مطهری و خود مرحوم منتظری. به نظر حقیر تاثیری که این بزرگان بر تربیت و شخصیت شاگردان مذکور در این یادداشت داشتند، به مراتب بیش از تاثیری بود که مرحوم صالحی بر آنها داشت. اگر این سخن درست باشد، شاید دقیق نباشد صرفا گفته شود، که این شاگردان توسط مرحوم صالحی بود که تربیت شدند …

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    آقای دکتر منظور بنده هم دقیقا همین فرمایش شماست. به قول ما طلبه‌ها اثبات شیء نفی ما عدا نمی‌کنه

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *