هفت ساله، چهل سال صدا درآورد!

علی اشرف فتحی: «هفت ساله چرا صدا درآورد؟». این جمله نام یکی از حدود سی جلد کتابی است که علما و روحانیون در دهه‌ پنجاه شمسی در نقد و رد کتاب «شهید جاوید» نوشتند. کتاب «هفت ساله چرا صدا درآورد؟» که نوشته مرحوم آیت‌الله شیخ علی‌پناه اشتهاردی بود، اشاره به سخن مرحوم آیت‌الله شیخ نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی داشت که گفته بود هفت سال برای نوشتن شهید جاوید وقت گذاشته است.

انتقادهای کم‌سابقه

طوفانی که انتشار شهید جاوید خلق کرد، در تاریخ معاصر تنها با بازتاب آثار و سخنان دکتر شریعتی قابل مقایسه است. ده‌ها مجتهد، استاد دانشگاه، واعظ و نویسنده بر خود واجب دیدند که این کتاب را نقد کنند. در میان منتقدین نام‌های آشنایی چون حضرات آیات رفیعی قزوینی، علامه طباطبایی، لطف‌الله صافی گلپایگانی، محمد فاضل لنکرانی، شهاب‌الدین اشراقی (داماد امام خمینی)، میرزا ابوالفضل زاهدی قمی، سید احمد فهری زنجانی و استاد مرتضی مطهری و حتی دکتر علی شریعتی به چشم می‌خورد. در این میان آیت‌الله منتظری و آیت‌الله سید ابوالفضل مجتهد زنجانی که تأییدیه‌های آنها نیز در ابتدای کتاب منتشر شد، مهم‌ترین مدافعان این کتاب بودند و حتی مدافعینی چون مرحوم آیت‌الله مشکینی و مرحوم آیت‌الله محمد تقی جعفری با اینکه تأییدیه بر این کتاب نوشتند، بعدها توضیح دادند که این تقریظ به معنای تأیید همه محتوای کتاب نبوده است.

دکتر شریعتی درباره بازتاب انتشار شهید جاوید گفته است: «اخیرا کتابی منتشر شده که خیلی هم مشهور شده و عده زیادی بدان حمله کرده‌اند و ارزش این کتاب بیشتر به همان حمله‌هایی است که بدان کرده‌اند و من به سهم خودم آن تنها کتابی دیدم – که در میان کتبی که فضلای ما نوشته‌اند – که تحقیقی است. اسناد را همه آورده، مخالف و موافق را طرح کرده و تجزیه و تحلیل و نقد کرده و حتی گستاخی رد و اثبات داشته، گستاخی به این معنی که نظر علمی تازه ارائه می‌دهد و مطالعه وسیع داشته و مآخذ بسیار فراوانی را مطالعه کرده و به یک کار تحقیقی علمی پرداخته است و این ارزش‌هایی است که من برای این کتاب قائلم و برای نویسنده‌اش که نمی‌شناسم. ولی به عنوان مرد علم و تحقیق جدی و تحلیل و ابتکار و استقلال فکری، به وی ارادت می‌ورزم که در این محیط هوچی‌گری و وراجی و عوام‌فریبی و تقلید و تکرار مکررات چنین قلم‌هایی باارزش‌اند. اما یک اختلاف نظر علمی با وی دارم …» (۱)

 

بازخوردهای سیاسی

شیخ نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی در پاسخ به انبوه انتقادها و حملات ساکت ننشست و تا پایان عمر ۸۳ ساله‌اش سه کتاب در پاسخ به منتقدان نامدار خود منتشر کرد. کتاب‌های «عصای موسی یا درمان بیماری غلوّ»، «توطئه شاه بر ضد امام خمینی» و «نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری» حاصل سی سال تلاش این مؤلف برای دفاع از سخنان جنجالی خود در کتاب شهید جاوید بود. با این حال به دلیل آنکه نویسنده کتاب جزء روحانیون تحت تعقیب حکومت پهلوی بود، در زمان شاه نتوانست کتاب عصای موسی را حتی با نام مستعار «عبدالله مظلوم» منتشر کند و هر سه کتاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی به چاپ رسیدند. (۲)

صالحی نجف‌آبادی در کتاب توطئه شاه بر ضد امام خمینی که در سال ۶۲ منتشر کرد، ساواک را کارگردان اصلی بلوای ایجاد شده بر ضد خود و کتابش معرفی کرد و با انتشار برخی اسناد ساواک، خنثی کردن اثرات سیاسی کتاب شهید جاوید و کوبیدن حامیان آن را از اهداف مهم ساواک دانست. (۳) البته این تحلیل صالحی بیراه هم نبود. امام خمینی نیز در سخنرانی‌هایی که در اواخر دوره تبعید داشت به همین مسأله چنین اشاره کرده است:

«مردم توجه دارند به این اجتماعات، ماه محرّم هم [که]در ایران وقت اجتماعات است این را دیگر دولت‌های خودمان، آنها هم کمک می‏کنند همه با هم، دولت‌های خودمان ـ شما حالا بعدها هم امتحان کنید در این دو موسم، قبل از اینکه این دو موسم بیاید یک چیزی توی کار می‏آورند. ما دیدیم که دو سال، سه سال ـ حالا هم تتمه‏اش هست ـ کتاب شهید جاوید؛ چه بساطی درست کردند برای کتاب شهید جاوید! با هم اختلافات؛ اهل منبر و اهل محراب و اهل بازار و اهل کذا. یکی از آن طرف کشید و یکی از آن طرف کشید؛ و یک ماه مبارک، یک ماه محرّم، و سایر ایام خودشان را صرف کردند و قوا را هدر بردند، و «اعلیحضرت» با کمال آرامش اموال این ملت را خورد و سلطۀ خودش را تحکیم کرد بر آنها! آقایان هم، همه متحفِّظند. که کجای کتاب شهید جاوید چی چی نوشته، کجایش چی چی نوشته، مقصودش این است، مقصودش آن است! دعوا کردند سر این مطلب و اختلافات؛ و منبرهایی که باید صرف این بشود که این سدی که سد برای اسلام، برای پیشرفت اسلام، برای پیشرفت مملکت است بشکنند، این سد محمدرضا شاهی را بشکنند، همۀ قوا صرف کتاب شهید جاوید شد و اختلافات سر کتاب شهید جاوید! هدر دادند قوای خودشان را چند سال.» (۴)

همچنین در سخنرانی دیگری که پس از پیروزی انقلاب ایراد شد به همین مسأله اشاره شده است:

«از سابق این‏طور بود که قبل از ماه رمضان و قبل از ماه محرّم ـ که وقتِ یک نتایج اسلامی بود ـ در همان رژیم سابق شما اگر توجه کنید به این قضایایی که پیش آمده، ببینید اینها چه وقت پیش آمده. یک قصه یک وقت می‏بینید درست شد: «شهید جاوید» آقا، این منبری، آن منبری، آن منبری، آن محراب، آن محراب، آن محراب، در سطح کشور، همۀ حرفها شهید جاوید بود! «شهید جاوید» چی بود که این‏قدر داد بکنید؟ برای چی؟ نزدیک محرّم می‏شد، می‏دیدند که اگر این قوه‏ها با هم باشد و یک وقت نکند که توجه بکنند به گرفتاریهای خودشان، توجه بکنند به آنکه گرفتارشان کرده، «شهید جاوید» را پیش می‏آوردند ما هم غفلت از مسائل روز و از مسائل سیاسی، همه به جان هم می‏افتادیم. همین قم تمام وقتش را صرف کرد سر «شهید جاوید» تا تمام شد» (۵)

ایشان همچنین در نامه‌ای که از تبعیدگاه نجف برای فرزندش سید احمد خمینی نوشته، از وی خواسته که وارد اختلافات طلاب و وعاظ بر سر کتاب شهید جاوید نشود. (۶) خود ایشان نیز در دو جنجال مشهور آن سال‌ها که بر آثار شریعتی و صالحی نجف‌آبادی بود و اختلاف بزرگی میان انقلابیون ایجاد کرده بود وارد نشد.

با این حال نمی‌توان ریشه همه اختلافات و انتقادات بر سر شهید جاوید را سیاسی دانست. چراکه در میان منتقدین، همان‌گونه که اشاره شد، صاحبان افکار و آرای متعددی حضور داشتند و همین مسأله، احتمال تبانی سیاسی را بسیار کاهش می‌دهد. البته شکی در این نیست که ساواک برای افزایش شکاف میان مخالفین، از جریان انتشار این کتاب بهره کافی را برد و تا می‌توانست به آتش جدال‌ها هیزم ریخت.

پیدا و پنهان نگاه مطهری

درباره نگاه استاد مطهری به این کتاب، به ویژه پس از انتشار یادداشت‌های انتقادی ایشان بر حاشیه کتاب شهید جاوید، بحث‌هایی در دهه گذشته پیش آمد. مرحوم صالحی نجف‌آبادی در سال ۱۳۷۹ با انتشار کتاب «نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری» در مقدمه این کتاب به نامه‌ای از شهید مطهری اشاره کرده که در آن آمده است:

«زیاد زحمت کشیده‌اید و یک کار نکرده را طبق ذوق و سلیقه خود انجام داده‌اید. من از این جهت که شاید برای اولین بار تاریخ سیدالشهدا به سبک تاریخی و معقول نوشته می‌شود خیلی خرسندم و مایلم این کتاب منتشر شود، هرچند خودم در پاره‌ای از استنباط‌ها موافق نیستم …» (۷)

همان‌گونه که مطهری در این نامه اشاره کرده است، وی انتقادهایی به مسایل اصلی و فرعی کتاب شهید جاوید داشت که پس از انتشار کتاب «نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری»، متولیان نشر آثار استاد مطهری اقدام به انتشار جداگانه این نقدها در قالب کتابچه‌ای کرده و در مقدمه آن، صالحی نجف‌آبادی را پیرمرد ساده‌لوحی قلمداد کردند که از انتشار انتقادهای استاد مطهری عصبی شده است. (۸)

مطهری در انتقادات خود سعی کرده همچون صالحی از متد تاریخی بهره بگیرد و طبق روش صالحی عمل کند. مثلا در جایی گفته است: «یکی از اشتباهاتی که نویسنده کتاب شهید جاوید در اینجا کرده است، به نظر من این است که برای عامل دعوت مردم کوفه ارزش بیش از حد قائل شده است، گویی خیال کرده است که عامل اساسی و اصلی این است. البته اینها اجتهاد و استنباط است. خوب، یک کسی استنباط می‌کند، اشتباه می‌کند. اشتباه کرده است. غیر از این، من چیزی نمی‌خواهم بگویم. یک اجتهاد اشتباه بوده است. خیر، در میان این عامل‌ها اتفاقا کوچک‌ترین آنها از نظر تاثیر، عامل دعوت مردم کوفه است و الا اگر عامل اساسی این می‌بود، آن وقتی که به امام خبر رسید که زمینه کوفه دیگر منتفی شد، امام می‌بایست دست از آن حرف‌های دیگرش هم بر می‌داشت و می‌گفت بسیار خوب، حالا که این‌طور شد، پس ما بیعت می‌کنیم، دیگر دم از امر به معروف و نهی از منکر هم نمی‌زنیم. اتفاقا قضیه بر عکس است. داغ‌ترین خطبه‌های امام حسین، شورانگیزترین و پرهیجان‌ترین سخنان امام حسین، بعد از شکست کوفه است. اینجاست که نشان می‌دهد امام حسین تا چه اندازه روی عامل امر به معروف و نهی از منکر تکیه دارد و اوست که به این دولت و حکومت فاسد هجوم آورده است.» (۹)

و در جای دیگری که صالحی به نقش مسلم بن عقیل پرداخته و نوشته است: «بدون هیچ گونه تعصبى باید گفت: چون اطلاعات ابن عباس از اوضاع کوفه ناچیز بوده و اطلاعات مسلم دقیق‏تر و واقع بینانه‏تر بوده است طبعا نظر مسلم بن عقیل با ارزش‏تر و به صلاح نزدیک‏تر بوده است.» (۱۰) مطهری در اینجا حاشیه زده است: «عجیب است!همه سخن معترضان این است که چرا مسلم این گونه ارزیابى کرد؟» (۱۱)

جدال کلامی؛ در آن سوی جدال‌های سیاسی و تاریخی

اگر حکومت شاه نگران تبعات سیاسی انتشار کتاب شهید جاوید بود و از سوی دیگر سعی داشت با تقویت مخالفین و موافقین بر شکاف میان مخالفین حکومت بیافزاید و اگر روشنفکران نیز دغدغه تاریخی نسبت به این کتاب داشتند، فقها و وعاظ از سخنان صالحی نجف‌آبادی در حوزه علم کلام و اعتقادات به ویژه بحث علم امام ناراضی بودند. این دغدغه در نام مهم‌ترین کتاب انتقادی یعنی «شهید آگاه» نوشته آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی به خوبی هویداست. وی در این کتاب تصریح کرده که شهید جاوید، بدعت‌هایی پدید آورده و باید با آن مقابله کرد. (۱۲) همچنین فصلی از کتاب را با نام «امام آگاه بود» به رد نظریه شهید جاوید مبنی بر عدم اطلاع کامل امام حسین (ع) از شهادت‌شان در سفر به مکه و کوفه پرداخته است.

علامه طباطبایی نیز رساله کوچک ۳۱ صفحه‌ای با عنوان «بحثی درباره علم امام» تألیف کرد که با توجه به فضای آن سال‌ها به عنوان پاسخ ایشان به شهید جاوید تلقی شد. در این رساله ایشان سعی کرده همچون کتاب شهید آگاه بر علم امام نسبت به جزئیات شهادتش تأکید کند. از همین رو نوشته‌اند: «به موجب روایاتی که به حد و حصر نمی‌آید، امام از راه موهبت الهی نه از راه اکتساب به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است.» (۱۳)

حمید عنایت ضمن جسورانه و مؤثر خواندن کتاب شهید جاوید درباره نظریه او درباره علم امام نوشته است: «بحران فکری نجف‌آبادی در ایام جوانی علی‌الظاهر شبیه بحران مازنی بوده، ولی چون خود پرورده محیط شیعی بوده، شیوه حل بحرانش با او فرق داشته است. وی بر خلاف مازنی و در واقع اجماع همه شیعیان، تحقیق خود را با چون و چرا در این عقیده که امام از سرنوشت خود خبر داشته آغاز می‌کند و این کار را نه با درافتادن آشکار با عقیده کلامی شیعه راجع به علم غیب امام، بلکه از طریق اثبات بی‌ریشه‌گی و نادرستی داستان‌های عامیانه راجع به علم قبلی امام حسین انجام می‌دهد.» (۱۴)

بعضی از ناقدان شهید جاوید

از راست ردیف بالا: آیت الله اشتهاردی، آیت الله العظمی صافی، علامه طباطبایی
ردیف پایین: آیت الله رضا استادی، علامه رفیعی قزوینی، مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

عنایت به روش استدلال صالحی اشاره کرده و ادامه داده است: « هرچند نجف‌آبادی در بی‌اعتبار نمودن بسیاری از احادیث درجه دوم شیعه راجع به علم امام به شهادت خویش، موفق می‌گردد، موضعش نهایتاً آسیب‌پذیر است چرا که این رد و انکارش شاید آگاهانه با منابع دست اول شیعه در این زمینه یعنی مجامیع معتبر و مفصل کلینی، طوسی و شیخ صدوق که بسیاری از احادیث در  تأیید و تصریح به علم غیب یا معرفت موهوب الهی راجع به امور گذشته و حال و آینده دارند، رو در رو درمی‌آید. ولی قصد اصلی مؤلف در بی‌اعتبار کردن احادیث ضعیف، آنقدرها که تمهید مقدمه برای ارائه نظر او راجع به قیام است، انکار اعتقاد به علم امام نیست.» (۱۵)

سخن عنایت اثبات این نکته است که اختلاف کلامی میان موافقان و مخالفان شهید جاوید، تنها بر سر برخی جزئیات بحث علم غیب امام معصوم بود و همه دعواها بر سر این شدت گرفت که اختلاف ولو جزئی در بحث علم غیب امامان، وقتی به بحث مهمی چون قیام عاشورا برخورد کند، ابعاد جریان‌سازی به خود می‌گیرد و حتی کار به درگیری فیزیکی طلاب در قم و برخی ترورهای مشکوک می‌کشد و حامیان کتاب را در مظان اتهامات سنگین قرار می‌دهد.

حاشیه‌های غالب بر متن کتاب

از منبری‌هایی که همّ و غمّ خود را صرف ابراز مخالفت با شهید جاوید کردند تا طلاب انقلابی جوانی که تا خشونت فیزیکی برای اثبات حقانیت کتاب پیش رفتند، همگی سبب شدند که حاشیه‌های شهید جاوید پررنگ‌تر شود. به گفته صالحی نجف‌آبادی:

«قبل از انتشار کتاب شهید جاوید همه اهل منبر می‌گفتند امام حسین به قصد اینکه خود و اصحابش را به کشتن بدهد و خانواده‌اش را به اسیری بکشاند، حرکت کرد. ولی کتاب شهید جاوید این مطلب را باطل کرده و این تهمت بزرگ را از دامن قیام امام پاک کرد. مردم روشنفکر که از مطالب کتاب مزبور آگاه می‌شدند به اهل منبر اعتراض می‌کردند که چرا شما حقیقت را برای مردم نمی‌گفتید؟» (۱۶)

از این سخن صالحی و نیز دیگر سخنان وی در برخی جوابیه‌هایش برمی‌آید که وی مخاطبین موسوم به روشنفکر را در همه مذاهب اسلامی در استدلال‌های خود در نظر می‌گرفته است. شاید از همین رو بود که وی از همان زمان همچون علی شریعتی متهم به گرایش به افکار وهابی‌ها شد. حتی آیت‌الله جوادی آملی در خطبه‌های عید قربان سال ۸۵ قم از صالحی نجف‌آبادی با عنوان نویسنده‌ای با گرایش‌های وهابی یاد کرد که قصد انحراف در اهداف نهضت عاشورا را داشته است. در همان سال‌ها نیز آیت‌الله مطهری هشدار داده بود: «مؤلف کاری کرده که حق امام حسین هم ادا نشود.» (۱۷) که البته صالحی سال‌ها بعد به این سخن مطهری چنین پاسخ داد: «در نظر استاد، کسی حق امام حسین را ادا می‌کند که مثل ایشان بگوید امام پس از محاصره شدن تصمیم گرفت خود و اصحابش را به کشتن بدهد. ولی به عقیده ما این گفته بر خلاف حقیقت است و هرگز امام نخواسته است خود را به کشتن بدهد.» (۱۸)

یکی از مهم‌ترین حواشی انتشار کتاب شهید جاوید که حکومت شاه نیز از آن بهره وافی برد، قتل مشکوک روحانی سنتی ۷۱ ساله اصفهانی به نام آیت‌الله سید ابوالحسن شمس‌آبادی بود که رسانه‌های رسمی از جمله رادیو  و تلویزیون و روزنامه کیهان، انگیزه اصلی قاتلین را «اجرای تم کتاب شهید جاوید» اعلام کردند. (۱۹) گره قضیه وقتی بیشتر شد که برخی از نزدیکان فکری و خانوادگی آیت‌الله منتظری به عنوان مهم‌ترین حامی کتاب جزء متهمین اصلی این پرونده بودند. در همان زمان امام خمینی نسبت به توطئه حکومت برای افزایش شکاف میام اپوزیسیون از طریق بزرگ‌نمایی پرونده مرحوم شمس‌آبادی هشدار داد و گفت: «مرحوم شمس‏آبادی – خدا رحمتش کند ـ رفتند مثلاً یا کشتندش یا کشته شد. یک بساطی هم آنطور بود. یک سال هم مردم را معطل این کردند که آن آقای شمس‏آبادی را کی کشته، کی نکشته. دعوا سر یک همچو مسأله‏ای کردند؛ و این بی‏نقشه نیست. شما خیال نکنید که همین طوری واقع شده، یک کسی را کشته و یک کسی هم چه کرده. خیر، این یک نقشه‏ای است که روی این نقشه حساب شده. آن وقتی که شما می‏خواهید اجتماع با هم پیدا کنید و آنها می‏ترسند که مبادا در این اجتماعات چه بشود، یک همچو مطلبی را پیش می‏آورند؛ یک قدری کهنه می‏شود یک چیز دیگر پیش می‏آورند … چقدر قوای ما را، قوای اسلامی را تحلیل بردند و همه را به هم متوجه کردند و همۀ قدرتها را کوبیدند برای اختلاف بین این اهل منبر. داد و قال و اهل محراب چه و دانشگاهی چه و دانشکده‏ای چه. الآن هم این اختلافات هست. همین اختلافات اسباب این شده که دشمنهای اصیل شما با دل راحت بخوابند و بگویند الحمدللّه‏ خودشان به جان خودشان افتاده‏اند و دارند توی سر خودشان می‏زنند!» (۲۰)

منتتقدان شهید جاوید همچنین از بی‌توجهی وی به انتقادها گله‌منده بوده و هستند. هرچند همان‌گونه که گفتیم صالحی نجف‌آبادی چندین کتاب در پاسخ به ایرادهای منتقدان تألیف کرد، ولی مخالفان و منتقدان انتظار داشته‌اند که وی این ردیه‌ها را در تعدیل نظریات خویش مورد توجه قرار دهد. آیت‌الله رضا استادی که در همان سال‌های نخست با انتشار کتابچه‌ای به روحانیون منتقد کتاب پیوسته بود، در سال‌های اخیر و پس از انتشار دوره تازه آثار صالحی در اواخر عمرش، با انتشار کتاب «سرگذشت کتاب شهید جاوید» از صالحی گله کرد که بدون توجه به انتقادات منتقدان، کتاب خود را بارها تجدید چاپ کرده است. (۲۱)

حمله به نویسنده شهید جاوید در سال‌های پس از انقلاب نیز ابعاد سیاسی متفاوتی به خود گرفت. با اینکه بسیاری از طلاب و روحانیون انقلابی از شاگردان صالحی نجف‌آبادی محسوب می‌شدند (۲۲)، اما نزدیکی زیاد وی با آیت‌الله منتظری سبب شد که حواشی مسایل قائم‌مقامی مرحوم منتظری به نویسنده شهید جاوید هم سرایت کند. حتی در تابستان ۱۳۷۶ و هنگام مباحثات مربوط به رأی اعتماد به کابینه اول خاتمی در مجلس پنجم، یکی از نمایندگان منتقد خاتمی با لحن تندی از صالحی یاد کرد که ناطق نوری به عنوان رئیس مجلس به وی تذکر داد که احترام آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی را رعایت کند. ناطق نوری از شاگردان صالحی بود و در تشییع جنازه او نیز شرکت کرد.

با درگذشت صالحی نجف‌آبادی در اردیبهشت ۱۳۸۵ کمتر کسی رغبت داشته که همچون خود او از عاشورای سیاسی مورد نظر شهید جاوید، به گونه‌ای پرشور دفاع کند. کتاب‌های او نیز که در دوره اصلاحات مجوز انتشار می‌گرفت، بار دیگر به انزوا رانده شد و کمتر در ویترین کتابفروشی‌ها خودنمایی می‌کند. انتشار آثار وی در دوره اصلاحات با دلخوری و گلایه روحانیون سنتی قم مواجه شده بود که از مخالفین اصلی و پرشور نظریات صالحی بوده‌اند.

——
در همین باره:

مسأله شهید جاوید

——

 

منابع

۱- مجموعه آثار دکتر شریعتی، جلد ۱۹ (حسین؛ وارث آدم)، ص ۱۳۴

۲- عصای موسی یا درمان بیماری غلو، صالحی نجف‌آبادی، ص ۱۵

۳- توطئه شاه بر ضد امام خمینی، صالحی نجف‌آبادی، ص ۶۰

۴- صحیفه امام، جلد ۴، سخنرانی ۹ آبان ۵۷ در نوفل لوشاتو

۵- صحیفه امام، جلد ۸، سخنرانی ۱۷ تیر ۵۸ در قم

۶- صحیفه امام، ج۳، ص ۱۸

۷- نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری، صالحی نجف‌آبادی، ص ۲۸

۸- نقدهای استاد مطهری بر کتاب شهید جاوید، انتشارات صدرا، ص ۵

۹- مجوعه آثار استاد مطهری، جلد ۱۷، ص ۱۴۸

۱۰- شهید جاوید، صالحی نجف‌آبادی، ص ۶۴

۱۱- نقدهای استاد مطهری بر کتاب شهید جاوید، انتشارات صدرا، ص ۵۰

۱۲- شهید آگاه، لطف‌الله صافی گلپایگانی، ص ۷۴

۱۳- بحثی درباره علم امام، سید محمدحسین طباطبایی، ص ۵

۱۴-  اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، حمید عنایت، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص ۳۲۷

۱۵-  همان، صص ۵ – ۳۳۴

۱۶- عصای موسی یا درمان بیماری غلو، صالحی نجف‌آبادی، ص ۴۹

۱۷- حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج۳، ص ۴۱۸

۱۸- نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری، صالحی نجف‌آبادی، ص ۱۶۱

۱۹- توطئه شاه بر ضد امام خمینی، صالحی نجف‌آبادی، ص ۳۷٫ روزنامه کیهان مورخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۵

۲۰- صحیفه امام، جلد ۴، سخنرانی ۹ آبان ۱۳۵۷ در نوفل لوشاتو

۲۱- سرگذشت کتاب شهید جاوید، رضا استادی مقدم، انتشارات قدس: ۱۳۸۲

۲۲- جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی سیاسی ایران، رسول جعفریان، ص ۸۵۳

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, دین ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به هفت ساله، چهل سال صدا درآورد!

  1. نوا می‌گوید:

    خیلی جالب بود. هر سه مطلب تون در مورد این کتاب. از گردآوری جامع شما متشکرم.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *