فیلسوف نبود اما بیش از هر فیلسوفی معقول می‌اندیشید

 

حجهالاسلام و المسلمین محمدعلی کوشا (متولد ۱۳۳۱) از شاگردان قدیمی مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی است. وی علاوه بر سابقه تدریس دروس دینی در حوزه علمیه قم،  از اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم می‌باشد و بیش از ۳۰ اثر تحقیقی و تألیفی در زمینه‌های گوناگون علوم دینی از ایشان به چاپ رسیده است.

سید مرتضی ابطحی: سابقه آشنایی جنابعالی با مرحوم صالحی نجف آبادی به کجا باز می‌گردد؟

ابتدای آشنایی من با مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی به سال ۱۳۵۳ باز می‌گردد یعنی وقتی من کتاب پرماجرای «شهید جاوید» را مطالعه نموده بودم. البته نخستین دیدار اینجانب با ایشان در سال ۱۳۵۵ بود که پس از گفت وگوی ابتدایی مجذوب مقام علمی و اخلاقی به ویژه تواضع و فروتنی او شدم و سپس در جرگه شاگردان او درآمدم. من در ساعات غیر درسی هفته‌ای چندین ساعت به حضورش می‌رسیدم و ایشان با تأنی و دقت فراوان به پرسش‌های من در مسائل اعتقادی، تفسیری، تاریخی و اجتماعی پاسخ می‌داد. و بنده بیش از سی سال از محضر درس ایشان استفاده نمودم.

طبعا در دروس خارج ایشان که در سال‌های پس از انقلاب هم برگزار می‌شد هم شرکت داشتید.

 بله. در حقیقت بنده پس از تحصیلات مقدماتی و تکمیل دروس متوسطه حوزوی که همزمان با پیروزی انقلاب شده بود رسما به جرگه شاگردان استاد در دروس فقه، تفسیر، رجال و نهج البلاغه پیوستم و دروس «ولایت فقیه»، «خمس و انفال»، «جهاد» و «فوائد الرجالیّه» ایشان را که در آن روزها برگزار می‌شد درک کردم. بهره‌ای که از درس‌های عمیق استاد می‌بردم مشابه بهره‌ای بود که از دروس خارج مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری می‌بردم. البته استفاده علمی من از مباحث ایشان منحصر به درس‌های رسمی نبود بلکه در جلسات خصوصی از گذشته زندگی خویش نیز برایم می‌گفت.

 با توجه به قرابتی که با ایشان داشتید شخصیت چه کسانی را در شکل گیری شخصیت استادتان مؤثر می‌دیدید؟

مرحوم صالحی از سویی در خانواده‌ای متدیّن رشد کرده و از سوی دیگر در شهر نجف آباد که  آنجا نیز به «دار العلم» و «دار المؤمنین» شهرت دارد رشد کرده بود. در کنار این دو مهم، ایشان از استادان بزرگی بهره برده بود. استادانی چون آیت الله حاج آقا رحیم ارباب که ایشان بارها از آن فقیه فرزانه با تجلیل یاد می‌کرد. دایی ایشان مرحوم آیت الله شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی نیز یکی از الگوهای شخصیت ایشان بود. ایشان بارها از مقام علمی و تقوا و اظهار ادب و اراداتش به حضرت سیدالشهدا و استشفای او به ترتب امام حسین (ع) یاد می‌کرد. میرزا علی آقای شیرازی و مرحوم آیت الله فیاض اصفهانی هم از جمله همین بزرگان بودند که ایشان از آندو بزرگوار نیز بهره برده بود. مرحوم صالحی در قم نیز در درس مرحوم امام خمینی و مرحوم آیت‌الله سید محمد داماد بهره برده بود. اما به لحاظ علمی و سبک و سیاق روش اجتهادی می‌توان گفت ایشان بیش از همه متأثر از مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بودند. البته نباید فراموش کرد که مرحوم صالحی در دروس فلسفه مرحوم علامه طباطبایی نیز شرکت می‌کردند و «منظومه سبزواری» و «اسفار ملاصدرا» را از محضر ایشان آموختند.

  مرحوم صالحی در روش تحقیق‌شان از متدهای جدید هم استفاده می‌کردند؟

 واقع مطلب این است که عمده شیوه تحقیق استاد صالحی نه به سبک حوزویان است و نه به شیوه دانشگاهیان. او در این باره منحصر به فرد است و شیوه خاص خود را دارد.

 متوجه منظورتان نمی‌شوم.

 ببینید برای توضیح این مسأله مثلا اگر به جایگاه عقل در آثار ایشان توجه کنیم متوجه می‌شویم که به کارگیری عنصر عقل در استبناط مسائل فقهی، تفسیر آیات قرآن و تحلیل مسائل تاریخی و اجتماعی به خوبی در روش ایشان برجسته است و ایشان به طور مشخص در آثاری همچون «بحثی در طهارت و نجاست»، «بحثی در اخبار کرّ»، «بحثی درباره طهارت کافر»، «تفسیر سوره یوسف» و فلسفه قیام امام حسین(ع) در کتاب «شهید جاوید» به روشنی از عنصر عقل بهره می‌برند.

حجهالاسلام و المسلمین محمد علی کوشا

 استاد در هر موضوعی از موضوعات که وارد بحث می‌شد، چه در فقه و چه در تفسیر و یا تاریخ، به گونه‌ای دقیق به بررسی احادیث و اخبار آن موضوع از جهت سند و متن می‌پرداخت و علاوه بر آن، آن را با قرآن می‌سنجید و سپس در سنجه عقل می‌گذارد و آنگاه با واقعیّت‌های تاریخی تطبیق می‌داد که آیا مثلا فلان روایت از جهت مضمون و محتوا مطابق با واقعیت‌های محسوس و ملموس خارج از ذهن هست یا خیر؟ اجازه دهید مثالی در این باره بزنم تا بحث کمی روشن‌تر شود. مثلا اگر در روایاتی سخن از جابلقا و جابلسا و یا قرار گرفتن زمین روی شاخ گاو و یا نزول فلان ستاره به منزل امیرالمؤمنین(ع) و امثال آن به میان آمده، آیا چنین اموری می‌تواند اساسا وجود خارجی داشته باشند یا خیر؟ مسائلی از این قبیل فرضا اگر با سند صحیح هم نقل شده باشد، طبیعی است که نمی‌تواند مطابق با واقع باشد بلکه جایگاه آنها صرفا در دایره وهم و خیال خواهد بود. مرحوم صالحی به تمام معنا عقلانی می‌اندیشید، او هر چند به عنوان فیلسوف شناخته نمی‌شد ولی بیش از هر فیلسوفی-منظورم فیلسوفان حوزوی است- معقول و منطقی می‌اندیشید. او تمام تحلیل‌هایش بر محور عقل و خرد ورزی بود و با این معیار وارد تحقیق و بررسی می‌‌شد.

 آنچه که از گفته‌های شما استنباط می‌شود و البته در آثار ایشان هم مشخص است، ایشان از لحاظ علمی باید آزاد اندیشی خاص خودشان را داشتند.

 بله. ایشان بارها می‌گفت: «پس از مدتی تحصیل در همه چیز شک کردم و تصمیم گرفتم تمام آنچه را که از راه تلقین و تقلید در ذهنم رسوب کرده بود دور بریزم و با نگاهی علمی و عقلی و دور از یافته‌ها و بافته‌های این و آن، بنیادهای اعتقادی خود را بنیان نهم و آزادانه مسائل را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهم. بنابراین آنچه را که بدان دست یافته‌ام  با تحقیق و تفکر بر اساس دلایل متقن و محکم به دست آورده‌ام، به گونه‌ای که هیچ شک و تردیدی در آنها ندارم و جزء باورهای قطعی و صددرصد من است.» طبعا ایشان با این روحیه محققانه، استقلال علمی خاصی داشتند. استاد صالحی هیچ‌وقت تحت تأثیر شخصیت و شهرت  شخصیت‌های علمی و اجتماعی واقع نشد. صالحی آنچه را که خوانده بود، خوب و عمیق و پخته خوانده بود و در هر مسأله که تحقیق کرده بود به عمق و کنه آن رسیده بود. او هیچ تحقیقی را نیمه کاره رها نمی‌کرد.

 

نظریات آن مرحوم در حوزه به شدت نقد شد؛ با توجه به قرابت شما با ایشان، شما چقدر ایشان را پذیرای این نقدها دیده‌اید؟

  ببینید مرحوم صالحی همان‌طور که عرض کردم اهل تحقیق بود و باورش را خودش می‌ساخت و این‌طور نبود که برای ساختن باور و عقیده تحت تأثیر شخصیت یک نفر قرار بگیرد بلکه اصل سخن را نقد می‌کرد. او اگر در مسأله‌ای تحقیق نیمه‌کاره کرده بود، وقتی کسی از او سؤال می‌کرد از گفتن «نمی‌دانم» ابایی نداشت. زیرا تا خودش در مسأله‌ای به یقین نمی‌رسید آن را برای دیگران بیان نمی‌کرد. استاد صالحی هر وقت سخن درست و مستدلی را در ضمن مباحث علمی از کسی می‌شنید پس از بررسی آن را می‌پذیرفت و به تشویق ارائه دهنده آن، اگر چه از کوچک‌ترین شاگرد درسش می‌بود، می‌پرداخت. و اگر کسی با دلایل قوی‌تر بر او چیره می‌شد در اظهار نظریه طرف مقابل و بیان علنی آن برای شاگردان تأخیری روا نمی‌داشت و آن رامی‌پذیرفت. و بارها به ما تذکر می‌داد که تابع دلیل باشید نه مرعوب استاد و یا شخصیت اجتماعی افراد.

 

به عنوان آخرین سؤال درباره مکتوبات دست نویس ایشان که اخیرا جلد اول آن به کوشش شما منتشر شده است برایمان بگویید.

این مجموعه که قرار است در ده مجلّد منتشر شود، مجموعه‌ای است از آثار دست نویس ایشان که تا به حال منتشر نشده است و خانواده آن مرحوم این نوشته‌ها را در اختیار من قرار دادند. من در طول بیش از دو سال به تنظیم این نوشته‌ها پرداختم و جلد اول این مجموعه با عنوان «تأثیر روایات در تفسیر و فهم قرآن» به تازگی منتشر شده است.

 

 

——
در همین باره:

مسأله شهید جاوید

این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *