نجف؛ سال‌های فریاد و سکوت

متن زیر گزارشی است از پایان‌نامه‌ام که در صفحات ۲۷۲ و ۲۷۳ شماره ۲۵ (مهر ۱۳۹۱) ماهنامه مهرنامه منتشر شده است.

“قفسه” های کتابخانه ها، اولین و آخرین قفسی است که جای-گاه عمده رساله های دانشجویی را می سازد. فارغ از ضعف های عدیده و غیر قابل انکار بسیاری از رساله ها در حوزه علوم انسانی، کارهای جدی دانشجویی نیز چندان مجالی برای فرار از محبس پر گرد و غبار کتابخانه ها نمی یابند و در کنج قفسه ها به فراموشی سپرده می شوند.

دانشجوی ایرانی همانگونه که در ساحت زندگی اجتماعی-سیاسی اش با محدودیتها و مشکلات –اگر نگوییم مظلومیت-های فراوان روبه رو است، در میدان علمیِ آکادمیِ ایرانی نیز موانع متعددی پیش رو دارد. از محدودیتهای موجود بر سر انتخاب موضوعات گرفته تا کمبود منابع و … . فراموش شدگی و انکار موجودیت سوژه مستقلی به نام “دانش-جو” در میدان آکادمی، بخش مهمی از آثار مهم دانشجویی را برای همیشه راهی “قفس”ه ها می کند. دانشجوی گمنام و بی اعتبار،  در بی توجهی رسانه ها و نشریات، در فقدان موجودیت نهادهای مستقل علمی و در فرسایش ناشی از حضور در نهادهای شکننده و لرزان فعلی، زیر آوار نامها و اعتبارهای اساتید و بزرگان معتبر و نام دار مدفون می شود، توان تثبیت سوژه مستقل دانش-جویی اش را نمی یابد و رساله اش را اینگونه بی ثمر می یابد.

این مجال، سرِ آن دارد تا با پرداختن به برخی رساله های دانشجویی جدی انجام شده در سالهای اخیر گامی در جهت طرح مستقل آثار دانشجویان بردارد، تا آرام آرام با پیدا شدن جای-گاه دانش-جو در میدان علم، فراموشی این بخش مهم از میدان علم کمرنگ تر شود. رساله های دانشجویی مهمترین میراث دانشجویان در دوره تحصیلات تکمیلی بوده و خارج کردن این آثار از کنج قفسه ها، گامی مهم در قوام بخشی به آکادمی مستقل ایرانی و در پی آن علوم انسانی زمینه مند خواهد بود.

عنوان اثر :

جریان‌شناسی سیاسی مذهبی حوزه علمیه نجف

در نیمه نخست قرن بیستم

مؤلف: علی‌اشرف فتحی

استاد راهنما: دکتر محمدعلی اکبری

استاد مشاور: دکتر حسین واله

استاد داور: دکتر قباد منصوربخت

تاریخ جلسه دفاع: ۱۵ شهریور ۱۳۹۱

نمره ۱۹

دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بهشتی

گروه تاریخ

مقطع کارشناسی ارشد

ایده‌ای تاریخی با نتایج سیاسی

حوزه علمیه نجف که از میانه قرن پنجم هجری با مهاجرت اجباری شیخ طوسی از بغداد به شهر نجف تأسیس و یا احیا شد، با احیای حوزه علمیه قم و گسترش اقتدار و جمعیت آن در دهه‌های اخیر از یک سو و فشارهای شدید دولت بعثی عراق از سوی دیگر، شاهد افول محسوس قدرت خود در چندین دهه اخیر بوده‌ است.

با این حال، هنوز هم پژوهش‌های چندان گسترده و دامنه‌داری درباره نقش‌آفرینی و کارکرد این نهاد مذهبی – سیاسی انجام نشده و همین امر، به دشواری پژوهش درباره این موضوع می‌افزاید.  در این میان آنچه که بر اهمیت چنین پژوهشی می‌افزاید، وضعیت کنونی عراق در دهه اخیر (دوره پس از سقوط صدام حسین) و فعال شدن دوباره حوزه نجف در فضای فکری – سیاسی خاورمیانه و جدی‌تر شدن بحث‌ها درباره کارکرد و اثرگذاری مرجعیت شیعی مستقر در نجف در حال و آینده عراق، خاورمیانه، جهان اسلام و حتی معادلات جهانی است. از همین رو احساس می‌شود که نیاز به تتبع درباره پیشینه سیاسی و تاریخی این حوزه در قرون اخیر بیش از پیش جدی‌تر و ضروری‌تر شده است. بی‌گمان شناخت ماهیت سیاسی و پیشینه تاریخی این حوزه هزار ساله می‌تواند به فهم گفتمان حاکم بر فضای کنونی جهان شیعه کمک اساسی کند و تحلیل‌گران را از پاره‌ای ابهام‌ها و اغلاق‌ها رهایی بخشد.

مهم‌ترین ابهام و پرسشی که در یک دهه اخیر فراروی تحلیل‌گران و پژوهش‌گران قرار دارد، پیرامون نسبت حوزه نجف با سیاست است. مراد از سیاست در این پرسش‌، کوشنده‌گی سیاسی و اثرگذاری گفتمانی و عملی بر فضای سیاسی منطقه و جهان است. گزارش‌های تاریخی دست اولی در دست داریم که فضای سیاست‌گریزانه‌ای از حوزه نجف در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی به تصویر کشیده‌اند. همچنین در سال‌های اخیر بارها شاهد امتناع بزرگان حوزه نجف از دخالت در مسایل سیاسی عراق و ایران بوده‌ایم.

بنابر این آنچه که در این تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد علل و بسترهای زمینه‌ساز سیاست‌گریزی و انزواطلبی حوزه علمیه نجف در هفتاد سال گذشته است که از پدیده‌های اثرگذار و البته بحث‌برانگیز در میان جریان‌های سیاسی و مذهبی شیعه محسوب می‌شود. رویکرد مهم این پژوهش بر این اساس بنا شده است که بسترهای چنین پدیده‌ای را باید در تحولات متعدد نیمه اول قرن بیستم جستجو کرد که توانست حوزه علمیه نجف را با چالش‌های بنیادینی روبه‌رو کند.

در این پژوهش، این سؤالات فراروی ماست که آیا حوزه علمیه نجف پس از سال‌ها نقش‌آفرینی در عرصه سیاست و اجتماع، به ناگهان در مقام یک نهاد قدرتمند مدافع تفکیک نهاد دین از نهاد سیاست ظاهر شده است؟ و آیا چنین گزاره‌ای دارای پشتوانه تاریخی و مستندات معتبر است؟ همچنین در صورت پذیرش چنین گزاره‌ای، علل و زمینه‌های چنین پدیده مهمی چیست؟ علاوه بر این باید به این پرسش هم پاسخ داد که آیا وضعیت متأخر حوزه نجف، محصول مسایل سیاسی است یا مسایل مذهبی نیز در رکود سیاسی این حوزه نقش داشته است؟

ادبیات پژوهش

اگرچه درباره وقایع عراق در نیمه نخست قرن بیستم، پژوهش‌های فراوانی در قالب کتاب، رساله و مقاله نوشته شده است، ولی پیرامون مسأله و پرسش تحقیق پیش‌ رو یعنی دلایل کناره‌گیری حوزه نجف از فعالیت‌های سیاسی در دوره معاصر به هیچ پژوهش قابل توجهی برخورد نکردم. منابع عربی و فارسی که درباره تاریخ سیاسی و مذهبی حوزه نجف در بازه زمانی مورد نظر در این پژوهش وجود دارد، به بررسی وقایع تاریخی این دوره پرداخته و تأثیرگذاری آن بر دوره‌های متأخر و معاصر کمتر سخن گفته شده است. در میان منابع فارسی، کتاب عبدالهادی حائری (تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق) از اهمیت بیشتری برخوردار است که در بخش نقد منابع اصلی اثر به آن پرداخته شده است. در میان منابع عربی نیز آثار پژوهشگران عراقی همچون علی الوردی، فریق آل‌فرعون، حسن عیسی الحکیم و کاظم سلمان الجبوری تنها به بررسی وقایع‌نگارانه بخش‌هایی از تاریخ این دوره زمانی پرداخته‌اند و نگاه آنها نیز معطوف به اثرپذیریِ دوره متأخر از بازه زمانیِ مورد نظر ما نبوده است. بدین ترتیب می‌توان ادعا کرد که کمتر کسی به نقش وقایع نیمه نخست قرن بیستم در شکل‌گیری سامان سیاسی حوزه نجف در نیمه دوم این قرن التفات داشته است. عمده پژوهش‌ها نیز معطوف به وقایع‌نگاری و تک‌نگاری در قالب تراجم و شخصیت‌شناسی بوده است.

فرضیه اصلی این پژوهش بر این استوار است که ناکامی‌های پی در پی سیاسی حوزه نجف در وقایع سه دهه نخست قرن بیستم و نیز دل‌مشغولی‌های چالش‌برانگیز این حوزه نسبت به امور سیاسی، مانع از شکل‌گیری یک تفکر سیاسی در سامان فکری این حوزه و علمای آن شد و در نتیجه، ترجیح دادند که حتی‌المقدور از مسایل سیاسی دوری کرده و به وظایف صنفی و مذهبی خود اکتفا نمایند. آنها به این نتیجه رسیدند که عدم آگاهی به پیچیدگی‌های وادی سیاست، سبب غفلت آنها از رسالت‌های دینی‌شان شده و توده مردم را نیز پشتوانه اصلی مشروعیت اجتماعی روحانیت شیعه بوده‌اند، به آنان بدبین و بی‌اعتماد کرده است.

منابع و مطالعات

در این پژوهش علاوه بر استفاده مستقیم از منابع متعدد عربی و فارسی و نیز استفاده با واسطه از برخی منابع انگلیسی، از مقالات و گفتگوهای متعددی نیز بهره گرفته شده است. همچنین به این موارد اکتفا نشده و سعی شده که برخی پرسش‌هایی که در منابع و اسناد مکتوب موجود از آنها غفلت شده بود، از طریق مصاحبه با عده‌ای از فعالان و آگاهان حوزه نجف پاسخ داده شوند. با این حال، باید متذکر شد که هنوز هم بسیاری از اسناد اداری و کنسولی مربوط به این دوره حوزه نجف، محرمانه تلقی شده و یا فهرست‌بندی و منتشر نشده‌اند. همچنین به دلیل اتکای تاریخی حوزه‌های علمیه شیعه به سنت‌ نقل شفاهی، بسیاری از پرسش‌های مربوط به این حوزه به ویژه در حوزه مسایل سیاسی تنها از طریق منابع شفاهی قابل پاسخ‌دهی بود که دوریِ حوزویان از رسانه‌ها  (که تا حدودی در آنان نهادینه شده است) و احتیاط‌های سیاسی و صنفی آنان سبب شد این پژوهش دچار پاره‌ای موانع و نواقص شود.

 منابع و مآخذ این پژوهش به دسته تقسیم می‌شوند:

۱-       منابعی که اسناد و مکتوبات و مطبوعات مربوط به حوزه نجف را گردآوری کرده‌اند. علاوه بر این از آرشیو مطبوعاتی نظیر حبل‌المتین، النجف، دره النجف، العرفان و آیین اسلام استفاده شده است.

۲-       منابعی که در نیمه نخست قرن بیستم و یا فاصله بسیاری کمی از آن نوشته شده و نخستین وقایع‌نگاری‌های مربوط به وضعیت حوزه نجف در این بازه زمانی هستند. همچنین گروهی از منابع رجالی (شخصیت‌شناسی) نیز در این رده قرار می‌گیرند. علاوه بر این برای درک اندیشه سیاسی نجف در این دوره از آثار فقهی و اصولی مربوط به این دوره همچون حاشیه کتاب مکاسب (آقا رضا همدانی) و المنتفی الاصول (عبدالصاحب الحکیم) بهره گرفته شده است.

۳-       مطالعات و تحقیقات جدید که برخی از آنها مانند تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق (عبدالهادی حائری) و السید محمد کاظم الیزدی، … (الجبوری) دربرگیرنده اسناد منتشر نشده نیز هستند. همچنین کتاب‌هایی مانند: سیری در اندیشه سیاسی عرب (حمید عنایت)

۴-       گفتگوها: همان‌گونه که گفته شد بخش مهمی از تاریخ سیاسی حوزه‌های علمیه را باید از خلال تاریخ شفاهی به دست آورد. در این راستا گفتگوهایی با چند نفر از آگاهان و فعالان حوزه نجف انجام شد.

یکی از دشواری‌های این پژوهش ضد و نقیض بودن منابع و اسناد با یکدیگر بود. گاه حتی اسناد متعدد کتبی و شفاهی، ادعاهای کاملاً متناقضی درباره یک رویداد یا یک شخصیت ارائه کرده‌اند. این مسأله به این دلیل شدت گرفته که سنت حوزه‌های علمیه بر منابع شفاهی و لسانی استوار بوده و اسناد  و مکتوبات چندان قادر به شناسایی وقایع و شخصیت‌ها نیستند. به همین دلیل شاهد تناقض‌های فراوانی در منابع شفاهی موجود هستیم.

یافته‌های اصلی

بر خلاف تصور رایج، حوزه نجف در همه تاریخ هزار ساله خود فعالیت سیاسی جریان‌ساز و مهم نداشته و فتوای جهاد در جریان جنگ‌های ایران و روس و نیز واقعه تنباکو نخستین نقش‌آفرینی‌های سیاسی مهم این حوزه محسوب می‌شوند. همچنین دریافتیم که تا پیش از انقلاب مشروطه، هیچ جریان قابل توجه سیاسی در این حوزه شکل نگرفته بود و حتی در قضیه دینی مهمی چون ظهور بابیت و بهائیت نیز که شائبه سیاسی داشت، هیچ دخالت مؤثری از سوی بزرگان نجف گزارش نشده است.

با این حال، نباید این را نادیده گرفت که تجربه جهاد علیه روس و مقابله با قرارداد تنباکو، سبب شکل‌گیری اندیشه و جریان سیاسی در حوزه نجف شد. میرزای شیرازی به گواهی منابع موجود، به دنبال تأثیرگذاری مستمر و بنیادین در نظام سیاسی ایران نبود. او اگرچه حضور در سامرا را به دلایلی ترجیح داد، اما به هر حال توانست حوزویان نجف را نیز امیدوار کند که می‌توانند اصلاحات اساسی در نظام سیاسی ایران انجام دهند. با این حال، سیاسی شدن حوزه نجف با چند رویداد مهم مواجه شد؛ نخست آنکه امواج مدرنیته بر فرهنگ و سیاست کشورهای اسلامی، به گونه فعالانه‌ای اثر گذاشت و جهان اسلام را دچار انفعال کرد. دوم آنکه جنگ جهانی اول بر دو کشور ایران و عراق هم تحمیل شد و قدرت برتر متفقین توانست پیروزی انقلاب مشروطه را از یاد نجفی‌ها ببرد و ناکامی مبارزه ضداشغالگری را جایگزین آن کند. حوزه نجف در برابر این دو موج ناگهانی و غالب، نتوانست تاب بیاورد و بازگشت مأیوسانه علمای تبعیدی به عراق و پذیرش شرایط تحمیلی ملک فیصل اول مبنی بر دوری از هرگونه فعالیت سیاسی، نماد و نتیجه این مغلوبیت بود. از سوی دیگر به دلیل نبود ساختارهای حزبی و مدنی در حوزه نجف، علما و طلاب این حوزه از طریق نشریات عربی و فارسی نسبت به تحولات و اندیشه‌های نو آگاه می‌شدند و نگاه آنها به چنین مسایل مدرنی، برگرفته از آثار ترجمه‌ای و دست چندم بود. رویارویی با تحولات مدرن، اقتضا می‌کرد که آموزش‌های متناسب نیز در نظر گرفته شود، اما حوزه نجف با انگیزه دینی وارد این تحولات شد و از پیچیدگی‌های آن اگاه نبود.

از نظر فعالیت فکری و فرهنگی نیز حوزه نجف به دلیل ضربات سختی که در اثر دو انقلاب و یک جنگ بزرگ متحمل شده بود، رمق کار فرهنگی نداشت.  حمید عنایت معتقد بود جنبش‌های نوین اهل سنت به دلیل درگیر شدن در فعالیت‌های سیاسی از تولید فکر بازماندند. حوزه نجف نیز از نظر عقب ماندن از کار فرهنگی و تولیدات فکری در قیاس با حوزه با نشاطِ قم در همان سال‌ها، مشمول همین پدیده شد و با وجود مرجعیت نسبتاً مقتدر سید ابوالحسن اصفهانی، تولیدات فرهنگی محدود به پاره‌ای تلاش‌های فردی بود. از نظر مذهبی نیز با وجود آنکه جریان تقریب‌گرا محوریت بیشتری در مرجعیت نجف داشت و در این نیمه، شاهد شکاف شدیدی میان شیعه و سنی در عراق نبودیم، اما جریان هویت‌گرای شیعی نیز از فعالیت فکری بازنماند و چهر‌ه‌های مهمی چون علامه عبدالحسین امینی به تولید مهم‌ترین منابع مورد نیاز هویت‌گرایان پرداختند. اما در کل باید گفت که پررنگی فعالیت سیاسی حتی فعالیت‌های مذهبی را نیز تحت‌الشعاع قرار داده بود و تنها در اواخر این نیمه می‌توان شاهد تکاپوهای مذهبی در درون حوزه نجف بود.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به نجف؛ سال‌های فریاد و سکوت

  1. سمانه اسکندری می‌گوید:

    سلام
    من تخصصی در زمینه ی مسائل دینی ندارم. اما به نظرم یکی از ویژگی های یک پایان نامه ی خوب این است که به آن چیزی پرداخته شود که نیاز حال حاضر جامعه ی خود و یا میدان پژوهش باشد. به نظرم این پژوهش را میتوان مصداق بارز این امر دانست. از این بابت به عنوان یک هموطن به شما تبریک گفته و از زحماتتان تشکر میکنم.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۶ ب.ظ:

    سلام. ممنون از لطف شما

    [پاسخ]

  2. ms می‌گوید:

    سلام
    علاء عزیز کریم، دانشجوی مقطع فوق لیسانس دانشگاه بابل عراق، در سال ۲۰۰۷ پایان‌نامه‌ای نوشته است با موضوعِ «موقف الحوزه العلمیه فی النجف الاشرف من التطورات السیاسیه فی العراق ۱۹۲۴-۱۹۲۱»

    [پاسخ]

  3. بازتاب: استاد بی قائم‌مقام | تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *