التقاط حوزه و دانشگاه!

علی‌اشرف فتحی: یکی از دردناک‌ترین بدفهمی‌ها از مسأله «وحدت حوزه و دانشگاه»، ظهور افرادی است که هیچ جایگاه موجه و مقبولی میان محافل اصیل علمی حوزوی و دانشگاهی ندارند ولی خود را یک متفکر حوزوی  و دانشگاهی می‌دانند و با بهره‌گیری از تریبون‌ها و رانت‌هایی که با لطائف‌الحیل به چنگ می‌آورند، راهکارهایی برای مقابله با پدیده‌هایی مثل «تحجر حوزوی» و «ترجمه‌زدگی دانشگاهی» ارائه می‌دهند و خود را برتر و ژرف‌اندیش‌تر از هر متفکر اصیل حوزوی یا دانشگاهی می‌دانند.
استفاده مکرر از ابزار سخنرانی، دوری عامدانه از ورود به مباحث علمی و تخصصی، عدم ارائه مستند و مکتوب آرا و باورها، فرار از هرگونه مناظره علمی و کنار هم قرار دادن چند کلمه خوش آب و رنگ حوزوی یا دانشگاهی بدون توجه به ملزومات و تبعات این سخنان و فرار از پذیرش آن تبعات و لوازم از مشخصه‌های این دسته از افراد است که تعدادشان در سایه برخی غفلت‌ها و بی‌تدبیری‌ها در حال افزایش است.
جالب است که بسیاری از آنها سعی وافری در بهره گرفتن از الگوهایی همچون شریعتی و فردید دارند و البته که با وجود امکانات آن‌چنانی، حتی در سطح مقلد امثال شریعتی و فردید نیز تثبیت نشده‌اند و نخواهند شد، چه برسد به اینکه بخواهند دوشادوش آنان تأثیرگذار باشند.
از دیرباز بین حوزوی‌ها میان یک «منبری» با یک «عالم» و «فقیه» تفاوت وجود داشته است. هم منبری‌ها متوجه این تفاوت بوده‌اند و هم مخاطبین آنها. اما افرادی که از آنها سخن گفتیم، سعی در کمرنگ کردن این مرز و تفاوت دارند؛ در واقع آنها منبری‌هایی هستند که سعی دارند مخاطب را به اشتباه انداخته و خود را در جایگاه یک عالم، فقیه، اندیشمند و نظریه‌پرداز نشان دهند.
آنها حاصل بدفهمی از آرمان «وحدت حوزه و دانشگاه» و از نمونه‌های پدیده‌ای هستند که می‌توان آن را «التقاط حوزه و دانشگاه» نامید!

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اندیشه, حوزه ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *