جنبش طلبگی؟

درنگی کوتاه در پیشینه، ماهیت و ابعاد فعالیت سیاسی طلاب

علی اشرف فتحی: امروزه شاید فعالیت سیاسی طلبه‌ها چندان عجیب و نامأنوس نباشد، ولی چندین دهه پیش که طلاب حوزه‌های علمیه ایران و عراق، خسته و سرخورده از ناکامی وقایع پس از مشروطه و به توصیه بزرگان خود سعی داشتند تا حد ممکن از بازی‌ها و فعالیت‌های سیاسی دوری کنند، سخن گفتن از فعالیت سیاسی طلاب کمی غیرمتعارف و نامأنوس بود. با این حال هنوز هم در کنار اصطلاح «جنبش دانشجویی»، از اصطلاحی تحت عنوان «جنبش طلبگی» استفاده نمی‌شود و اساساً چنین اصطلاحی وجود خارجی ندارد. آیا فقدان چنین عنوان و اصطلاحی به معنی فقدان فعالیت سیاسی در میان طلاب حوزه‌های علمیه است؟ اندک مطالعه‌ای در تاریخ سیاسی حوزه‌های علمیه شیعه در ایران و عراق نشان می‌دهد که طلاب جوان این حوزه‌ها نقش کلیدی در سه انقلاب مشروطه ایران، انقلاب ۱۹۲۰ عراق و انقلاب اسلامی ایران داشته‌اند. با این حال هرگز فعالیت سیاسی طلاب جوان به اندازه فعالیت سیاسی دانشجویان به چشم نیامده است.

سه دلیل کلی را می‌توان برای چنین پدیده‌ای متصور بود:

نخست آنکه طلاب در فعالیت‌های سیاسی خود همواره سعی داشته‌اند که زیر سایه یه روحانی عالی‌رتبه‌تر از خود قرار بگیرند، همان‌گونه که در فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی و تحصیلی خود نیز چنین رویه‌ای را مراعات می‌کنند. این امر که ناشی از سنت‌های چند صد ساله حوزوی است، انگیزه‌هایی چون احترام به استادان و بزرگان را به همراه داشته و از همین رو، در فعالیت‌های سیاسی خود نیز هیچ‌گونه تلاشی نکرده‌اند که به عنوان شخصیت سیاسی مستقلی در کنار استادان و بزرگان خود مطرح شوند.

دلیل دوم این می‌تواند باشد که در دانشگاه از استادان این نهاد، انتظار فعالیت سیاسی خاصی نمی‌رود. برای استادان دانشگاه تنها رسالتی که تعریف شده است، تدریس و تحقیق است و بیش از آن، از آنها توقع نمی‌رفته است. بدین ترتیب، خلأ فعالیت سیاسی آنان را دانشجویان پر می‌کرده‌اند. اما در حوزه، هر چه استادان حوزوی به مراتب بالاتری از علم برسند، مسؤولیت ارشاد مردم و تبلیغ دین ایجاب می‌کند که در بسیاری اوقات به طور اتوماتیک وارد فعالیت‌های سیاسی شده و همواره به عنوان طبقه مرجع در امور سیاسی و اجتماعی شناخته می‌شده‌اند. در چنین حالتی است که دیگر نیاز به فعالیت مستقل طلاب جوان وجود نداشته و آنها در سایه استادان و بزرگان خود که مقبولیت اجتماعی بیشتری نیز داشته‌اند، فعالیت کرده‌اند.

سوم آنکه هیچ‌گاه در حوزه‌های علمیه، نهاد مدنی و غیر دولتی برای فعالیت سیاسی تعریف نشده و وجود نداشته است. در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، به دلیل تجربه تلخ انقلاب مشروطه و اتفاقات پس از آن، بزرگان حوزه با هرگونه فعالیت سیاسی طلاب جوان مخالفت می‌کرده‌اند. این مخالف حتی گاه تا مرز افراط نیز پیش رفته بود. آن‌چنان که امام خمینی در یکی از آخرین نوشته‌های خود با عنوان «منشور روحانیت» که در جلد ۲۱ صحیفه امام آمده، گفته است: «وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الاّ عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‏ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‏ها بود که هر کس کج راه می‏رفت متدین‌تر بود.» در سال‌های پس از انقلاب نیز فعالیت سیاسی طلاب از سوی نهادها و سازمان‌های حکومتی و رسمی سازمان‌دهی و هدایت شده و همانند فعالیت‌های دانشجویی، حالت نیمه مستقل و یا مستقل نداشته است. اگر در سال‌های پیش از انقلاب، فعالیت سیاسی حتی در حد روزنامه خواندن و رادیو گوش دادن تقبیح می‌شد، پس از انقلاب همه نهادهای رسمی و حکومتی بسیج شدند که چهره فعالانه‌ای از طلاب و روحانیون در مسائل سیاسی نشان دهند.

در سالیان پس از انقلاب و به ویژه در دو دهه اخیر، اگر چه فعالیت سیاسی طلاب با حمایت نهادهایی مثل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم و تیپ مستقل امام صادق (ع) وابسته به سپاه پاسداران روند صعودی به خود گرفته است، اما باز هم به همان دلایلی که گفته شد، این فعالیت‌های روزافزون چندان به چشم نیامده است. در حوزه قم نیز رقابت سیاسی میان دو طیف جامعه مدرسین و مجمع مدرسین که مشابه رقابت روحانیون حاضر در دو گروه سیاسی جامعه روحانیت مبارز تهران و مجمع روحانیون مبارز تهران بود، تعیین‌کننده جدال‌های سیاسی طلاب جوان نیز بوده است. هرچند بیشتر رقابت‌ها و فعالیت‌های سیاسی  طلاب متأثر از دعواهای سیاسی پایتخت‌نشینان بوده است. اما پس از روی کار آمدن دولت کنونی که متأثر از  حمایت‌ها و فعالیت‌های فراوان گروهی از طلاب جوان بود و پس از سرخوردگی ناشی از برخی عملکردهای احمدی‌نژاد و گروه  موسوم به «جریان انحرافی»، به میزان زیادی از فعالیت سیاسی طلاب کاسته شده است. البته این سرخوردگی را نمی‌توان با سرخوردگی پس از انقلاب مشروطه و وقایع پس از آن قیاس کرد، درست به همان دلیل که قیاس فعالیت سیاسی طلاب با جنبش دانشجویی نیز آنقدرها معقول و واقع‌بینانه نیست. هرچند جنبش دانشجویی نیز با وجود آنکه موانع موجود در حوزه را نیز نداشت، در دوران اوج فعالیت خود ناگهان دچار سرخوردگی کم‌سابقه شد.

این یادداشت در شماره سوم فصلنامه «شهر قانون» منتشر شده است.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, سیاست ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به جنبش طلبگی؟

  1. سمانه اسکندری می‌گوید:

    پس از اتفاقاتی که در دولت نهم و دهم رخ داد و هزینه ای که برای این نوع عملکرد پرداخت شد، نمیدانم واقعاً افرادی که از آغاز با این جریان فکری همراه بودند چگونه میتوانند برای آرامش روحی خود هم که شده مسائل را حد اقل در ذهن خودشان حل و فصل کنند. هیچ گاه انداختن نامهی بیعت دولتمردان با امام زمان (عج) در چاه جمکران را فراموش نمیکنم. حالهی نور احمدینژاد و سکوت حامیانش ننگآور است. حال چه شده که آنانی که با این نوع رویکردها سکوت کرده بودند، فریادشان از همه بلندتر است، نمیفهمم. با این کارنامهی فکری و عملی چه اوضاعی را میتوان برای طلاب و دانشجویان فرض کرد، نمیفهمم. اما فقط میدانم که این تنها راه ممکنی نبود که گزیری جز طی کردنش نباشد. حیف از این همه فرصت سوخته!

    [پاسخ]

  2. م.ب می‌گوید:

    اول اینکه ایده بسیار جالبی است و من گاهاً بهش فکر کردم و همین که ترمی به نام “جنبش” برای 
    طلبه ها بوجود نیامده خیلی تفکر برانگیزه. به نظرم تدقیق در مفهوم “جنبش” قبل از ورود به بحث ضروری است. 
    دوم اینکه فکر میکنم حافظه تاریخی طلاب تاثیر دارد اما برای تحلیل این ماجرا برای دوره پس از انقلاب ١٣۵٧ عامل سوم که اشاره کردید تاثیر زیادی داشته است.
    یک نکته مهم هم در آخر شاید نام “اسلامی” نظام است که مسلماً دست و پای انتقاد را تا حد زیادی میبندد. البته این خاصیت در جنبش دانشجویی هم وجود داشته به نحوی که انجمن اسلامی دانشجویان هم ابتدای انقلاب جزیی از بدنه قدرت شده بود و خاصیت انتقادی خود را از دست داده بود. حالا اینکه جنبش دانشجویی چطور دوباره رونق میگیرد شاید امتداد “برخورد” باشد. به عنوان مثال ما بسته شدن فضای فعالیت دانشجویی را مجدداً پس از چند سال تجربه میکنیم و یا پس از چندی حوادثی چون کوی دانشگاه ٧٨ را داریم که دومرتبه حریم دانشگاه شکسته میشود که این اتفاق برای حوزه با این عینیت(حمله و…) نمی افتد. عامل سومی که خودتان هم اشاره کردید بسیار تاثیرگذار است. جای پژوهش جدی و کار عینی دارد. 
    ممنون

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۵ ب.ظ:

    سلام و سپاس از کامنت‌تون 🙂

    [پاسخ]

  3. سعید می‌گوید:

    سلام
    گاهی به اینجا سرکی می کشم ، مطالب در بیشتر پست ها تحقیقی و ارزش مطالعه را دارد ، من با اینکه همنشین بچه های هیئتی و ولایتی هستم گاهی با بعضی از تندروی ها هم در جلسات مخالفت می کنم ، نمونه اون مخالفت ها فیلتر های نابجا هست ، مخصوصا درباره نوشته های شما برادر بزرگوار ، شاید بعضی از عقاید شما رو قبل نداشته باشم ولی با بیشتر مباحث مطرح شده انس دارم و استفاده می کنم
    ای کاش سطح انتقاد پذیری و تحلیل مسائل سیاسی جوانان را ارج می نهادند مسئولین به اصطلاح اصول گرا ،
    از اصول سیاست باز بودن گفتمان سیاسی هست ، نمی خوام بگم بسته هست ولی چرا سایت شما فیلتر شده؟ چرا ستار بهشتی با توجه به اراجیفی که گفته بود به این وضع دچار شد؟ واقعا من با اینکه رهبری و انقلاب رو حکایت می کنم ، در این مسائل گیر می کنم
    به هر حال جناب فتحی خدا قوت
    دوستدار شما یکی از بچه های انصار ولایت

    [پاسخ]

  4. بنده خدا می‌گوید:

    افسوس که شهوت سیاسی و فساد نهفته در ذات سیاست مدرن بیش از ان جذابیت دارد که بتوان طلاب را متقاعد کرد که در این مهلکه نیفنتند. خدا امثال آقای سیستانی و حوزه نجف را حفظ کند که تا به حال کمابیش مقاومتی را در مقابل این خیمه شب بازی ها حفظ کرده اند.

    [پاسخ]

  5. علی می‌گوید:

    چیزی که من به عنوان یک دانشجو از فعالین سیاسی طلبه نظیر طلاب مدرسه …، طلاب موسسه … و طلاب موسسه … در ذهن دارم، همگی مسایل منفیی چون خشونت، تعصب، عدم تحمل و بی منطقی است

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *