درباره گعده

علی اشرف فتحی: واژه «گعده» را عرب‌ها رایج کردند و به تدریج وارد ادبیات حوزوی و عمومی ما ایرانی‌ها هم شد. در گویش محلی عرب‌های عراقی، حرف قاف را همچون گاف تلفظ می‌کنند. درست مثل ترک‌ها که چنین گویشی دارند. بنا بر همین قاعده بود که به جای «قعده»، واژه گعده رایج شد و اکنون نیز در زبان فارسی هم بومی شده و رواج دارد. قعده مثل جلسه، به معنای نشستن است. هرچند برخی عالمان لغت عرب، تفاوت‌هایی قائل شده‌اند.
اگر روزی در ایران، روشنفکران و نویسندگان در کافه نادری می‌نشستند و گپ می‌زدند، در عراق، مصر، اردن و سایر بلاد عربی نیز، قهوه‌خانه‌ها و منازل به کانون شب‌نشینی‌ها و گپ زدن‌های عوام و خواص بدل شده بود. حتی برخی از پژوهشگران، بخشی از موفقیت سید جمال‌الدین اسدآبادی را مدیون حضور مستمرش در گعده‌های شبانه قهوه‌خانه‌های مصر و ترویج دیدگاه‌هایش از این طریق می‌دانند.
گعده‌های روحانیون و علمای حوزه علمیه نجف (این دیرپاترین حوزه شیعی) هم تاریخ مفصلی دارد. روزگاری در این شهر، حتی دروس خارج نیز حالت گعده داشته است. آنگونه که حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسین خمینی (نوه امام خمینی)، از گفته‌های پیشکسوتان خود به یاد می‌آورد، زمانی دور در نجف به دلیل کم‌شمار بودن طلاب، دروس خارج حوزه که عالی‌ترین سطح تحصیلات حوزوی است، در قالب گعده‌های استاد با شاگردانش برگزار می‌شده و تا چند ساعت هم به طول می‌انجامیده است. استاد و شاگردان، چای می‌خورده‌اند و گپ می‌زده‌اند و مباحثه خود را تا چند ساعت ادامه می‌داده‌اند.
با پیدایش حوزه قم در اواخر سلطنت احمد‌شاه قاجار به دست دانش‌آموختگان حوزه نجف، رسم و رسوم نجف هم به قم سرایت کرد و گعده‌ها بومی شد. قمی‌ها که بر خلاف نجفی‌ها اجتماعی‌تر بودند و به مساله تبلیغ اهمیت ویژه‌ای می‌دادند، از گعده‌ها به عنوان ابزاری برای تبلیغ باورهای خود نیز بهره می‌جستند.
خاصیت هر گعده‌ای مثل همه شب‌نشینی‌ها این است که موضوع خاصی ندارد. از هر دری سخنی می‌رود و حرف، حرف می‌آورد. مرحوم آیت‌الله سیداحمد زنجانی از علمای مشهور حوزه قم در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی و پدر آیت‌الله العظمی سیدموسی شبیری زنجانی هم در نخستین سال‌های تأسیس حوزه قم کتابی نوشت که نامش، مهم‌ترین ویژگی گعده بود: «الکلام یجرّ الکلام» یعنی حرف، حرف می‌آورد. کتابی که در آن از هر دری سخنی رانده شده است؛ از تاریخ، داستان، فقه، سیاست، دین و…
علمای بزرگ هم به تناسب مقام و موقعیت خویش، گعده‌های مهمی داشته و دارند که در آن می‌توانند مسائل فقهی و اصولی را با شاگردان و نزدیکان به بحث بگذارند و به نتیجه‌ای برسند. البته گاهی در این گعده‌ها حرف‌های خودمانی‌تری هم مطرح می‌شود و در چند دهه اخیر هم که فضای حوزه‌های علمیه سیاسی‌تر شده است، حرف‌های سیاسی هم رد و بدل می‌شود. معمولا ورود به گعده‌های مراجع و علمای حوزه، مخصوص اعضای بیت، دفتر یا شاگردان خاص است و از همین رو دیدن آن و شنیدن حرف‌ها بسیار جالب و به یادماندنی است.
علمای قم به دلیل هوای گرم این شهر در ایام تابستان که دروس حوزه تعطیل است، یا به شهرهای دیگر مثل مشهد می‌روند یا به روستاهای خوش آب و هوای قم پناه می‌برند. روستاهای وشنوه، خاوه، کرمجگان و فردو چهار روستای خوش آب و هوای قم هستند که همواره میزبان تابستانی علما بوده‌اند. آیت‌الله‌العظمی بروجردی به وشنوه می‌رفت و دروس و گعده‌های خود را در این روستا برقرار می‌کرد. آیت‌الله العظمی سیدصدرالدین صدر هم به کرمجگان می‌رفت. آیت‌الله منتظری و آیت‌الله شبیری زنجانی هم روابط بسیار نزدیکی با هم دارند، به خاوه می‌روند و ییلاق می‌کنند. آنها اقامتگاه‌هایی در این روستا دارند و به دید و بازدید یکدیگر نیز می‌روند. روستای خاوه در تابستان‌های داغ قم، گاهی میزبان روشنفکران و سیاسیونی چون دکتر سروش و سعید حجاریان یا مبارزینی چون عزت شاهی می‌شود که به دیدن آیت‌الله منتظری می‌آیند و با وی گعده می‌کنند.
در درجات بعد نیز سایر روحانیون و طلبه‌های حوزه هم گعده‌های خاص خود را دارند. حیاط مدرسه فیضیه را می‌توان محل برگزاری بسیاری از این گعده‌ها دانست. البته طلبه‌های حجره‌نشین هم در حجره‌های خود گعده دارند و به مقتضای جوانی خود از سیاست، ورزش، درس، مشکلات زندگی طلبگی و… سخن می‌گویند. گاهی شوخی هم می‌کنند و لطیفه هم می‌گویند.
طلبه‌های قدیمی هم که اکنون به نام فضلا و روحانیون شهره‌اند، رفاقت‌های قدیمی خود را حفظ کرده‌اند و گعده را بهانه‌ای برای تداوم دوستی دوران طلبگی می‌دانند. محمد علی ابطحی درباره گعده هفتگی اعضای بیت و دفتر امام چنین نوشته است: «در بیت امام از زمان مرحوم حاج احمد آقا هفته‌ای یک شب گعده هست. دوستان و علاقه‌مندان خصوصی‌تر برای حفظ رفت و آمد در بیت امام به آنجا می‌روند. حاج حسن آقا خمینی هم با اینکه در قم مشغول تحصیل جدی است، ولی هفته‌ای یک شب خود را به تهران می‌رساند و دوستان هم به آنجا می‌روند.»
گعده را همانگونه که گفته شد می‌توان مشابه کافه‌نشینی روشنفکری دانست. با این تفاوت که در جامعه ما به دلیل ارتباطات گسترده‌تر روحانیون با اقشار مختلف مردم و نیز رده‌های گوناگون مسوولان حکومتی، گعده‌های آنها هم تاثیرات خاص خود را دارد و بر خلاف کافه‌نشینی روشنفکران، به فضای خاص یک طبقه اجتماعی محدود نمی‌شود. چه بسا فتاوای مهمی که در این گعده‌ها به بار می‌آید و چه بسا تصمیمات مهم سیاسی و اجتماعی که در این نشست‌های خودمانی گرفته می‌شود.

همین نوشته در صفحه حوزه روزنامه اعتماد ملی

همین نوشته در مسیر

همین نوشته در فردا

نوشته شده در روز جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱۲:۴

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اجتماع, حوزه, فرهنگ و هنر ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *