سه احمد

سید مرتضی ابطحی:  در تاریخ حوزه علمیه قم گاه اتفاقات جالبی می‌افتد؛ اتفاقاتی که اگر چه در جزایر مستقل بیوت مراجع گوناگون واقع می‌شود اما شباهت‌های جالبی با هم دارند و برای تحلیل وضعیت فعلی نظام سنتی بیوت مراجع نیز نکات کلیدی به دنبال خود دارند. «سه احمد» نمونه‌ای بارز از این نوع اتفاقات است؛ روایتی که به پشت پرده بیوت سه مرجع بزرگ شیعه در قم یعنی حضرات آیات عظام بروجردی، خمینی و منتظری مرتبط می‌شود.

بیوت مراجع نوعا بر محور یک فرد اداره می‌شوند و بار اصلی مدیریت بیت، اعم از مدیریت زمان مرجع در دیدارها، مدیریت مالی و جهت‌گیری‌های سیاسی بیشتر بر دوش همین فرد قرار می‌گیرد. معمولا این مسؤولیت را «آقا زاده»ها برعهده می‌گیرند ولی در عین حال این فرد می‌تواند از نزدیکان مرجع تا یک فرد خبره و امین باشد.

حاج احمد خادمی

حاج سید احمد خمینی

و حاج احمد منتظری

سه احمد حوزه هستند که در عین تفاوت‌های چشمگیر با یکدیگر، مشترکات جالبی دارند و در عین آن‌که نزدیک‌ترین افراد به سه تن از مؤثرین مراجع دینی حوزه قم بودند، هدف انتقاد یکسانی قرار گرفتند: کانالیزه کردن اطلاعاتی یک مرجع دینی.

حاج احمد خادمی

وی کاردار مورد اعتماد مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی بود و همانطورکه آیت‌الله بروجردی می‌خواست از یک سو امین و کاردان، و از سوی دیگر در مقابل آیت‌الله بی‌ادعا بود. نقل است که زمانی آیت‌الله‌العظمی بروجردی توسط حاج احمد خادمی پیامی را برای شاه می‌فرستند، حاج احمد به شاه می‌گوید:«آیت الله بروجردی فرمودند که به شما عرض کنم…» و با این ترفند هم احترام و جایگاه آیت‌الله بروجردی را در کلام حفظ کرده بود و هم قواعد دیپلماتیک را نیز زیر پا نگذاشته بود.

حضور آیت‌الله بروجردی در قم که مدیون پیگیری‌های فضلای قم خصوصا حاج شیخ مرتضی حائری یزدی(فرزند مرحوم مؤسس حوزه علمیه قم) و حاج‌آقا روح‌الله خمینی بود با استقبال خوبی در میان بزرگان حوزه روبرو شد اما به مرور زمان اختلاف‌ها عیان گردید و در جریان اصلاح نظام حوزه، امام و حاج شیخ مرتضی حائری راه خود را از آیت‌الله‌العظمی بروجردی جدا کردند. یعنی زمانی که یک بار آیت الله بروجردی دست‎خطی مبنی بر اجازه اداره امور حوزه صادر کرد ولی بعد پس گرفت. امام و حاج‌آقا مرتضی حائری پس از این اتفاق پیش آقای بروجردی می‌روند و با ایشان گفتگوی تندی می‌کنند. «اطرافیان دخالت کرده بودند و آقا فرموده بود از کجا بدانم که می خواهید اصلاح کنید. آقا مرتضی حائری با عصبانیت می‌گوید آقا یعنی ما مفسد هستیم؟! پدر من حوزه‌ای به آن خوبی تشکیل داد و حال ما مفسد هستیم؟! این را می‌گوید و عمامه‌اش را به زمین می‌زند، با دخالت یکی از اطرافیان، حاج‌آقا روح‌الله خمینی هم استکان چایش را که در درست داشته به دیوار می‌کوبد که می‎شکند. آقای بروجردی بلند می‎شود به اندرون می‎رود، آنها هم برخاسته از خانه خارج می شوند.»(آیت الله بروجردی/علی دوانی/ص۳۱۰)

در این تغییر موضع، انگشت اتهام بیش از همه به سوی یک نفر بود: حاج احمد خادمی. مرحوم علی دوانی پس لرزه‌های این اختلاف و نقش حاج احمد را در خاطره‌ای اینگونه بیان می‌کند:«حاج احمد خادمی ریاست بیرونی را به هیچ کس واگذار نمی‌کرد. احترام به افراد یا اهانت به آنها و تحقیر مخالفین خود را بیشتر در همان بیرونی سر و صورت می‌داد. بدین گونه که تا او سفارش نمی‌کرد، چای نمی‎آوردند، وقتی هم می‌آوردند تا آخرین نفر را خودش می‌داد، ولی گاهی اوقات که کار دیگر داشت دو صف سمت چپ و راست آیت الله فقید را خود به عهده می‌گرفت، و به طلاب گمنام که می‌رسید به سایر خدام واگذار می‌کرد. این را که در حوزه منعکس بود شنیده بودم، ولی یک دو بار موقع چای دادن رفتم از نزدیک ببینم. در آن روزها دیدم همین که مجلس پر شد، اشاره کرد چای! استکان اول را جلوی آیت الله فقید، و بعد از سمت راست ایشان شروع کرد، و بعد سمت چپ و بعد مقابل آیت الله فقید تا آخرین نفر را. در هر نوبت دیدم با این که حاج آقا روح الله خمینی پهلوی آیت الله فقید نشسته بود، حاج احمد چای را از نفر دوم شروع کرد، و وقتی دو صف را به اتمام رسانید، آمد و چای را جلو امام گذاشت! و هر نوبت هم امام گفت نمی خواهم!»(زندگانی زعیم بزرگ عالم تشیع، آیت الله بروجردی/ علی دوانی/ص۳۱۶) مرحوم دوانی خاطره دیگری را نیز از دیدار مشترک میر سید حسن برقعی، امام خمینی و احمد خادمی نقل می‌کند که در آن حاج احمد بدون آنکه حتی به امام سلام کند، با میر سید حسن خوش و بش کرده است.

 حاج احمد خادمی پس از فوت آیت‌الله‌العظمی بروجردی سعی در برپا داشتن دفتر و پرداخت شهریه آن مرحوم را داشت اما موفق به این امر نشد و حضرات آیات عظام گلپایگانی  و شریعتمداری عهده‌دار منصب مرجعیت شدند.

حاج سید احمد خمینی

دومین پسر مرحوم امام خمینی پس از برادر بزرگ خود مرحوم آیت‌الله سید مصطفی خمینی عهده‌دار مسؤولیت مدیریت بیت امام در نجف شد. با توجه به بالا گرفتن آتش انقلاب و محوریت پیدا کردن رهبری امام خمینی طبیعی بود که بیشترین مشغله سید احمد رتق و فتق امور بیت امام باشد؛ بیتی که حتی پس از پیروزی انقلاب و رهبری امام نیز روال ساده و سنتی بیت یک مرجع را حفظ کرد. در این میان محور اصلی بیت امام یک تن بود: حاج سید احمد خمینی.

فرزند امام خمینی مقام و منصب رسمی نداشت اما مدیریت بیت امام، به او این امکان را می‌داد که با تمام سران نظام در ارتباط باشد و حتی در جلسات آنان با امام شرکت داشته باشد. حاج سید احمد به نوعی نماینده امام بود که با توجه به ارتباط نزدیکی که با ایشان داشت(جایگاهی که هیچ مقام رسمی در کشور نداشت) علاوه بر آنکه پیام امام برای مسؤولان و بالعکس را منتقل می‌نمود، طرف مشورت بزرگان در مسائل جاری کشور بود. همچنین برخی ملاقات‌ها که در آن امکان حضور شخص امام نبود، با حضور حاج سید احمد صورت می‌پذیرفت. آنطور که حجت‌الاسلام محمد حسن رحیمیان روایت می‌کند، حاج سید احمد در مسائل مالی دفتر(مثل وجوهات شرعیه) نقشی حاشیه‌ای داشت اما تنظیم برنامه ملاقات‌های امام را بیشتر خودش انجام می‌داد و «در حیطه مسائل نظام، عمده مسائل از طریق ایشان برقرار می‌شد…»(رمز عبور/ویژه‌نامه نوروز ۱۳۸۹ روزنامه ایران/ص۸۸)

همین سطح ارتباط نزدیک حاج سید احمد و  امام بود که موجب شد وی به طور عمده از سوی دو گروه متهم به کانالیزه کردن اطلاعاتی امام خمینی شود: ۱٫ نهضت آزادی ۲٫ طیف مرحوم آیت الله منتظری.

ارتباط نزدیک نهضت آزادی با امام به سال‌های پیش از انقلاب بازمی‌گردد. اعضای نهضت آزادی مورد اعتماد امام بودند و امام نیز مسؤولیت برپایی دولت موقت را به این طیف وانهاد اما در عمل و پس از انقلاب رفته رفته شکاف‌ها عیان شد. روند همگرایی پیش از انقلاب و واگرایی پس از آن‌را مهندس بازرگان در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» شرح می‌دهد. نهضت آزادی پس از استعفای دولت موقت دست از انتقاد نکشید و اوج انتقادات این طیف از امام در جنگ تحمیلی مطرح شد. دبیرکل این نهضت در نامه‌ای محرمانه به امام در اسفندماه ۱۳۶۲ با انتقاد از وضعیت جنگ خواستار پایان آن شد. مهندس بازرگان در این نامه اشاره دارد که امام آنان را به مشورت نمی‌خواهد.

 شعله‌های اختلاف بالاتر گرفت و سرانجام امام خمینی در سال ۱۳۶۶ در نامه‌ای به وزیر کشور وقت بر لزوم جلوگیری از فعالیت نهضت آزادی تأکید نمود: «نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی‌اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند می‌گردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.» (صحیفه نور ج ۲۲ صفحه ۳۸۴) از آنجا که تصویر این نامه در دیماه ۱۳۶۸ و پس از ارتحال امام خمینی منتشر شد، نهضت آزادی اما این موضع را موضع واقعی امام ندانسته و اعتقاد داشت که این نامه دستخط امام خمینی نیست بلکه خط حاج سید احمد است. سید احمد خمینی در نامه‌ای به مرحوم آیت‌الله پسندیده تأکید کرد: «اینان اعلامیه‌ای را که امام (قدس سره) با خط مبارکشان خطاب به آقای محتشمی نوشته‌اند، مجعول دانسته و در عین اینکه نسبت جعل را مستقیماً به من نداده‌اند ولی با قراردادن خط من بالای نامه امام به آقای محتشمی، جعل را از من دانسته‌اند.»

طیف مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری نیز ضمن آنکه معتقد بودند مرحوم حاج سید احمد اطلاعات خاصی را به امام می‌دهد(کانالیزه کردن) در مورد نامه ۶/۱/۱۳۶۸ نیز اتهامی شبیه به اتهام نهضت آزادی در مورد نامه امام را به حاج سید احمد وارد می‌کنند و معتقدند این نامه دستخط مرحوم امام خمینی نیست.

شایان ذکر است که مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به عنوان تنها مرجع قانونی صحت انتساب هر دو نامه به امام خمینی را تأیید نموده است.

 

حاج احمد منتظری


احمد منتظری
دومین پسر مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری است. وی پیش از انقلاب در دانشگاه پلی‌تکنیک مهندسی نساجی می‌خواند و فعالیت سیاسی‌اش را هم از انجمن اسلامی همین دانشگاه آغاز نمود. او که پس از انقلاب در دفتر میرحسین موسوی مشغول به کار بود، پس از شهادت برادر ارشدش، شهید محمد منتظری به توصیه پدر به قم آمده و درس طلبگی خواند.

پس از داستان استعفای آیت‌الله منتظری و اعدام سید مهدی هاشمی، برای کم کردن حساسیت‌ها مسؤولیت اداره دفتر از سید هادی هاشمی به احمد منتظری منتقل شد و حاج احمد آقا چهره دوم بیت آیت‌الله گردید. البته سعید منتظری نیز در کنار برادرش بود و بخشی از مسؤولیت‌های بیت این فقیه منتقد را به دوش کشید. اما به هر حال این تغییر مدیریت نیز نتوانست اتهامات پیشین به آیت‌الله را سامان دهد و آیت‌الله منتظری هنوز متهم بود که از سوی نزدیکانش اطلاعات کانالیزه دریافت می‌کند؛ امری که هیچ‌وقت از سوی خود آیت‌الله و نزدیکانش تأیید نشد.

سابقه انتقادات علنی از بیت آقای منتظری به پیش از دوران مدیریت احمد منتظری باز می‌گردد. از جمله زمانی‌که پس از بالا گرفتن اختلاف امام و آیت‌الله منتظری و پخش اخبار در بولتن‌های محرمانه خبری، حاج سید احمد خمینی انتقادات تند خود به آیت‌الله منتظری را در نامه‌ای سرگشاده با عنوان «رنجنامه» منتشر نمود و در آن تأکید کرد مواضع سیاسی آیت‌الله تحت تأثیر اطرافیانش است: «من تأکید می‌کنم که هرگز منظورم از این نامه این نیست که خدای ناکرده بگویم جنابعالی تفکر و خط منافقین و لیبرال‌ها را پذیرفته‌اید بلکه غرضم این است که ثابت شود جریان توطئه‌گر طیف مهدی هاشمی با القائات خود، شما را وادار به مواضعی کرده‌اند که بعضی از گفته‌های شما چیزی جز خواست دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام نبود.» سید احمد خمینی همچنین در این نامه اعتراضات آقای منتظری را «القائات شیطانی» دانست که عدول از آنها شهامت می خواهد و گفت این اعتراضات به این دلیل بود که «اطرافیان شما خواسته‌اند تا شما ژست آزادی خواهی بگیرید.»

 

احمد منتظری در سال‌های پرکش و قوسی مسؤولیت دفتر را به عهده گرفت؛ سال‌هایی که همزمان با حصر پنج‌ساله آیت‌الله در منزلش بود؛ دوره‌ای بحرانی که در پی انتقادات تند آیت‌الله در ۱۳ رجب سال ۱۳۷۶ آغاز شد و بهانه‌ای شد تا تحلیل‌های سید احمد خمینی در رنجنامه این بار از زبان رهبر جمهوری اسلامی شنیده شود: «امام بزرگوار، مکرّر مى‌فرمود که گاهى دشمن با ده واسطه، یک نفر را تحریک مى‌کند که حرفى بگوید، یا کارى را انجام دهد! اگر شما بخواهید دشمن را بشناسید، باید ده واسطه را طى کنید و بروید. دشمن انقلاب در ایران – یعنى ایادى استکبار جهانى – راحت مى‌توانند ده واسطه پیدا کنند و خودشان را در حوزه قم، به بیچاره‌اى برسانند و او را به حرفى، به گفته‌اى و به یک موضعگیرىِ غلط و ناشیانه وادار کنند! آن‌قدر در کشور، ورشکستگان سیاسى، ضربت خورده‌هاى از انقلاب، تودهنى خورده‌هاى از همین بسیج، ضربت خورده‌هاى از دادگاههاى انقلاب، ساواکیهاى قدیم و کسانى که امیدشان به این بود که نظام مزدور گذشته ظالم بماند و آنها از آن استفاده کنند و محروم ماندند، هستند که واسطه بشوند تا آن ده واسطه را درست کنند و خبر غلط و حرف دروغى را به فلان آدم بیچاره و مفلوک بدهند و او خیال کند که اوضاع و احوال به صورتى است که باید حالا حرفى زد؛ خودش و دیگران و زن و بچه خود را به بلا بیندازد!»

 اگر چه پس از رفع حصر، موضع‌گیری‌های سیاسی آیت‌الله کمتر شد، اما آیت‌الله منتظری باز هم متهم بود که توسط اطرافیانش کانالیزه شده و اطلاعات خاص و جهت‌داری به ایشان داده می‌شود. حتی بعضی معتقد بودند که خاطرات جنجالی آیت‌الله، حرف‌های خودش نیست و توسط اطرافیانش منتشر شده است. در یکی از آخرین تحلیل‌های این‌گونه، سایت رجانیوز پس از جریانات انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ در نوشته‌ای آیت‌الله منتظری را متهم نمود که بیانیه‌های سیاسی‌اش کار خودش نیست و توسط یکی از پسرهایش مهر می‌شود. البته ایشان شخصا در نامه‌ای به تکذیب این اتهام اقدام نمود.

حکایت همچنان باقی‌ است

واقعیت آن است که بررسی دقیق میزان تأثیر پذیری این سه آیت‌الله‌العظمی از نزدیکان‌شان نیاز به اطلاعاتی دارد که جز در درون بیوت این مراجع یافت نمی‌شود و بخشی از آنها نیز شاید هیچ‌گاه منتشر نشود. اما براساس قواعد مدرن تحلیل تاریخ، نباید فراموش کرد اعتمادسازی بین سه آیت‎‌الله‌العظمی (خصوصا با توجه به تجربیاتی که در زندگی علمی و سیاسی‌شان داشته‌اند) و سه احمد، نمی‌تواند به سادگی اتفاق بیفتد. فرد (یا افراد) معتمد باید توانایی بالایی از خود نشان دهد تا بتواند مورد اعتماد کامل یک مرجع قرار بگیرد و اطلاعاتی که از سه احمد به ما رسیده است، نیز مؤید همین مسأله است. شاید بتوان گفت در پروسه‌ای طولانی مدت و بر اساس شناخت و نیاز، اعتماد بالایی بین آیات عظام و سه احمد به وجود آمده است. این مسأله در معادلات انسانی چیزی جز تأثیر و تأثر متقابل را به دنبال نخواهد داشت. اما از آنجا که از نگاه‌ عرفی، یک مرجع تقلید نماینده خدا در روی زمین است، طبیعی است که بعضی تصمیمات ناخوشایند وی، به حساب اطرافیانش نوشته شود. تصمیماتی که از نگاه ناظران «غیر منطقی» هستند اما لزوما به معنی «بی‌دلیل» بودن نیستند.

در همین باره: بیت و آقازاده

این نوشته در اجتماع, تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به سه احمد

  1. بازتاب: بیت و آقازاده‌ « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *