مسیر یادگار

 

 

 

 

علی اشرف فتحی: هنگامی که مرحوم حجه‌الاسلام علی دوانی از سوی مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی فراخوانده شد تا درباره فعالیت نشریه حوزوی «مکتب اسلام» گزارش دهد، آیت‌الله در حضور پسر ارشدش محمدحسن به دوانی جوان گفت: «دو نفر آقازاده در میان شماست که باید مواظب بود. تجربه نشان داده که آقازاده‌ها کمتر خدمت به اسلام کرده‌اند … بیشتر خدمت‌ها که به اسلام شده، امثال شما کرده‌اید که آقازاده نبوده‌اید. زحمت کشیده‌اید، خود را ساخته‌اید و به همین جهت می‌توانید دیگران را هم بسازید.» (۱)

این هشدار آیت‌الله بروجردی در حالی بود که یکی از آن دو آقازاده، امام موسی صدر بود که چند سال بعد به یکی از چهره‌های کلیدی خاورمیانه بدل شد. با این حال، آقازاده‌های حوزوی در دوره پیش از انقلاب بیشتر به اداره بیت پدر خود و رتق و فتق امور مالی و صنفی آن می‌پرداختند و گاه رابط میان پدر و مقامات نیز بودند. آقازاده‌هایی چون سید محمدحسن طباطبایی بروجردی پسر ارشد آیت‌الله بروجردی بودند که مهم‌ترین بروز فعالیت حوزوی وی در خواندن نماز بر پیکر پدر تبلور یافت (۲) و نقش چندانی در مسایل سیاسی و اجتماعی بر عهده نگرفت.

در مقابل نیز آقازاده‌هایی چون میرزا مهدی خراسانی فرزند آخوند خراسانی بودند که همواره و حتی پس از پدرشان نیز محوریت خاصی در جریان‌بندی‌ها و رویدادهای سیاسی و اجتماعی روزگار خود داشتند. مرحوم حجه‌الاسلام سید احمد خمینی از این دسته بود. وی که تا پیش از درگذشت ناگهانی برادر ارشدش مرحوم آیت‌الله سید مصطفی خمینی، نقش چندانی در اداره بیت امام در قم و نجف نداشت، با فقدان برادر تصمیم گرفت به طور دائم در نجف ساکن شود تا پدر تبعیدی خود را در اداره امور یاری دهد.

تفاوت روحیه سید احمد خمینی با برادر ارشدش سبب شد که تغییرات مهمی در رویکردهای دفتر و بیت امام از سال ۱۳۵۶ تا پایان عمر امام در سال ۱۳۶۸ ایجاد شود. سید مصطفی یک چهره مقبول و علمی حوزوی بود که حتی میان مخالفین امام در حوزه نجف نیز جایگاه مورد احترامی داشت. اما سید احمد که تحصیلات حوزوی را به تازگی آغاز کرده بود و وجهه حوزوی چندانی نداشت، ناخودآگاه اداره بیت را به سوی مسایل سیاسی، مبارزاتی و اجتماعی سوق داد و نمی‌توان منکر شد که حضور وی سبب شتاب‌گیری روند مبارزه روحانیون انقلابی علیه حکومت پهلوی شد.

گفتگوی سید احمد خمینی با روزنامه کیهان در نوفل‌شاتو

پس از انقلاب  و بازگشت امام خمینی به کشور، جایگاه سیاسی سید احمد خمینی روزبه‌روز افزایش یافت و سرانجام به یکی از ارکان اداره کشور بدل شد. نخستین موضع‌گیری رسانه‌ای وی به آخرین روزهای حضور امام در نوفل‌لوشاتو برمی‌گردد که در پاسخ به سؤال منصور تاراجی؛ خبرنگار روزنامه اطلاعات درباره اینکه آیا فعالیت حزب توده در جمهوری اسلامی آزاد خواهد بود یا خیر، گفت: «سلام علیکم، حال شما خوبه؟» وی در همین مصاحبه تصریح کرد که قرار نیست در جمهوری اسلامی، «آزادی مطلق» وجود داشته باشد. (۳)

دومین نقش‌آفرینی سیاسی احمد خمینی به ۲۳ مهر ۱۳۵۸ برمی‌گردد که ابتدا در یک گفتگوی مبسوط با خبرنگاران، ولایت فقیه را از «اصول مسلّمه اسلامی» دانست و سپس همان روز با انتشار نامه‌ای خطاب به مرحوم آیت‌الله منتظری رییس مجلس خبرگان قانون اساسی، شبهه‌ای کلیدی درباره «ملیت ولی فقیه» مطرح کرد و نوشت:

 «مجاهد بزرگوار حضرت آیت‌الله منتظری رئیس مجلس خبرگان دامت برکاته. امروز مِن‌باب فضولی وارد مجلس خبرگان شدم. بحث راجع به تصویب مشاغل فقیه در آینده بود. فرماندهی کل قوا، عزل و نصب رئیس جمهور و خیلی از مشاغل دیگر که تعارف بود. مسأله‌ای که برایم طرح شده این است که اگر فقیه مثل مرحوم آیت‌الله کاشف‌الغطاء و یا مرحوم آیت‌الله حکیم عراقی بود و یا یک فقیه پاکستانی و یا کویتی اعلم زمان بود و مردم ایران همه او را به عنوان مرجع و رهبری برگزیدند … در این صورت اگر بین عراق و ایران جنگ درگرفت و طبق قانون تصویب شده، فرمانده کل قوای ایران یک عراقی بود چه می‌شود کرد؟ چه آنچه اگر بگوید بجنگید دستور جنگ با کشور خود را صادر کرده است و اگر دستور بدهد تکلیف ما چیست؟ … اگر بگویید اسلام مرز ندارد شوخی است و بدیهی است که مرزها سر جایش باقی است.» (۴)

 

 

آیت‌الله منتظری دو روز بعد در گفتگو با روزنامه کیهان، پاسخ نه‌چندان دقیقی به این اشکال داد و گفت: «اشکال ایشان وارد نیست برای اینکه ایران ما همیشه رهبر مذهبی و مرجع تقلید دارد … اگر هم یک وقت یک نفر فرض کنید که در نجف رهبر مذهبی باشد و بنا شد سیاست ایران را در دست بگیرد به ایران خواهد آمد.» (۵)

پاسخ آیت‌الله، خمینی جوان را قانع نکرد و دو روز بعد طی نوشته‌ای از رئیس مجلس خبرگان پرسید که آیا خبرگان حق دارد اعلم فقهای زمان را اگر ایرانی نباشد، وادار به اقامت در ایران و پذیرش مقام ولایت کند؟ در ادامه این نوشته آمده است: «شهرت و محبوبیت حوزه علمیه نجف در خارج از ایران به حدی است که شیعیان اکثر کشورهای خارجی از مرجع این حوزه تقلید می‌کنند. حال اگر عراق تصمیم جدی به اخراج ایرانیان حوزه نجف گرفت، همه شیعیان از آن به بعد مرجع‌شان فقیه عرب است و همیشه این مرجع عراقی اکثریت مقلد را دارا است.» (۶)

 

 

هرچند مباحثه میان آیت‌الله منتظری و حجه‌الاسلام احمد خمینی ادامه نیافت، اما از همان زمان احمد خمینی ۳۴ ساله به عنوان یک روحانی فعال مطرح شد و حضور وی در تحولات مربوط به اشغال سفارت آمریکا بر اهمیت جایگاه سیاسی وی افزود. رهبر «دانشجویان پیرو خط امام» روحانی ۳۸ ساله‌ای به نام «سید محمد موسوی خوئینی‌ها» بود که از دوستان نزدیک و قدیمی احمد خمینی به شمار می‌رفت. احمد خمینی در جریان گروگان‌گیری، نقش فعالی ایفا می‌کرد و چندین مصاحبه مطبوعاتی درباره وضعیت دیپلمات‌های امریکایی انجام داد.

فعالیت‌های احمد خمینی در سال ۵۹ نزدیکی محسوسی با جریان‌های نوگرا و نواندیش دینی داشت. وی در گفتگو با کیهان از جوانان خواست آثار دکتر شریعتی را مطالعه کنند. (۷) همچنین در واکنش به درگیری در میتینگ سازمان مجاهدین خلق در ورزشگاه امجدیه (شیرودی)، طی واکنش تندی از مسؤولین خواست که عوامل حمله به تجمع مجاهدین خلق را شناسایی و مجازات کنند. وی در گفتگو با خبرگزاری پارس (ایرنای کنونی) حملات تندی به مخالفین رجوی کرده و گفت:

«آیا واقعا محرکین را نمی‌شود شناسایی کرد که قطعا نظر سوئی دارند؟ چطور اگر مثلا به نماز جمعه حمله شود فورا شناسایی می‌شود و می‌دانید که چه کسانی هستند و منزل‌شان کجاست و چند گربه هم در منزل‌شان دارند و یکی از آنها هم دُم ندارد، ولی یک واقعه به این مهمی و دردآوری و شرم و خجالت‌آوری را اگر تحت تعقیب قرار دهند ممکن است تحریک احساسات شود؟! … مجاهدین که می‌گویند ما طرف را می‌شناسیم. بگذارید بیایند در تلویزیون بگویند و اگر ثابت شد شما هم او را بگیرید و جواب خون آن جوان ناکام و کوری آن شخص و زخمی شدن بقیه را بدهید. «حزب فقط حزب‌الله» اگر معنایش زدن است که آبروی الله را بردند. مرگ بر این تفکر! … برادران پاسدار به جای تیراندازی، همه کوشش خودشان را در  دستگیری سران حزب‌اللهی که آبروی اسلام و مسلمین و الله را بردند بنمایند تا اسلام از لوث وجود این خائنین پاک شود و غیر از این هم راهی ندارد. من بارها گفته‌ام که اندیشه را نه تنها با چماق نمی‌شود تغییر داد که جایش را برای صاحب اندیشه محکم‌تر می‌کند. اندیشه را با اندیشه باید پاسخ داد. بارها گفته‌ام که اگر زور کار می‌کرد شاه، شاه بود. اگر زور می‌توانست حکومت کند، هنوز تمام عزیزان ما در زندان‌های شاه مخلوع بودند … من حمله به این اجتماعات را خیانت به اسلام می‌دانم.» (۸) ‌

 

 

 افزایش شکاف میان بنی‌صدر و سازمان مجاهدین خلق با قوای مقننه و قضائیه و حزب جمهوری اسلامی سبب شد که سید احمد خمینی به جناح حزب جمهوری نزدیک‌تر شود و حتی در ابتدای سال ۱۳۶۰ رسما با عمویش آیت‌الله پسندیده و برادرزاده‌اش حجه‌الاسلام سید حسین خمینی اعلام مرزبندی کند. (۹) پس از یکدست شدن حاکمیت در تابستان ۶۰ و نگرانی از وضعیت مزاجی امام خمینی، همه تلاش احمد خمینی به مراقبت از سلامتی پدرش و مدیریت بیت و دفتر امام خمینی متمرکز شد و از همین رو کمتر وارد جدال‌های سیاسی روزمره‌ می‌شد. با این حال موقعیت وی در کنار آیت‌الله خامنه‌ای (رئیس‌جمهور)، آیت‌الله موسوی اردبیلی (رئیس دستگاه قضایی)، حجه‌الاسلام هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس) و مهندس میرحسین موسوی (نخست‌وزیر) به عنوان یکی از پنج مدیر اصلی کشور پس از امام خمینی تثبیت شده بود. خاطرات هاشمی رفسنجانی از سال‌های دهه شصت گویای آن است که سید احمد خمینی به عنوان نزدیک‌ترین مشاور امام خمینی در تمامی جلسات و رخدادهای مهم دهه شصت حضور کلیدی داشته است.

مرحوم سید احمد خمینی و یارانش در کنار مرحوم آیت‌الله پسندیده (برادر ارشد امام خمینی)، حجج اسلام امام جمارانی، قدرت علیخانی، حسن صانعی، رحمانی و سید سراج موسوی و نیز حمید انصاری در عکس دیده می‌شوند

واپسین نقش‌آفرینی سید احمد خمینی در زمان حیات پدرش، انتشار کتابچه «رنجنامه» بود که نخستین اثر مکتوب درباره اختلافات آیت‌الله منتظری در جایگاه قائم‌مقام رهبری با سران کشور شمرده می‌شود. وی در رنجنامه به آیت‌الله منتظری یادآوری می‌کند که نخستین گام را برای طرح آقای منتظری به عنوان جانشین امام، در سال ۱۳۵۸ برداشته و نقش بسیار مهمی در تثبیت موقعیت سیاسی وی داشته است. (۱۰) آیت‌الله منتظری و نزدیکانش نیز متقابلا سید احمد خمینی را یکی از عوامل اصلی «پروژه برکناری آقای منتظری» معرفی می‌کنند.

آخرین نقش‌آفرینی کلیدی احمد خمینی را باید در جریان انتخاب جانشین امام خمینی در خرداد ۱۳۶۸ جستجو کرد. پس از رحلت امام خمینی در آخرین ساعات روز ۱۳ خرداد ۱۳۶۸، گروهی از دوستان و حامیان قدرتمند احمد خمینی که در قالب جناح چپ تعریف می‌شدند، با تشکیل جلسه‌ای در حسینیه جماران، خواهان به قدرت رسیدن احمد خمینی به عنوان رهبر جمهوری اسلامی شدند که این درخواست با مخالفت فرزند امام روبه‌رو شد. (۱۱) اگرچه سید احمد نتوانست مطابق وصیت امام، در جلسه صبح ۱۴ خرداد حاضر شده و وصیت‌نامه رهبر فقید جمهوری اسلامی را قرائت کند، اما نقل قولی که هاشمی رفسنجانی (نایب رئیس خبرگان رهبری) از وی درباره شایستگی آیت‌الله خامنه‌ای برای تصدی مقام رهبری در جلسه عصر ۱۴ خرداد بیان کرد، نقش مهمی در انتخاب رهبر جدید داشت. سید احمد خمینی همچنین از نخستین کسانی بود که با رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام بیعت و وفاداری کرد.

نام سید احمد خمینی در میان نامزدهای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران در انتخابات دومین دوره خبرگان رهبری در سال ۱۳۶۹

دوران ۶ ساله حیات احمد خمینی پس از رحلت پدرش، دوره‌ «انزوای فعال» وی بود. وی در ۱۲ تیر ۱۳۶۸ تقاضای ۲۱۰ نماینده مجلس سوم برای شرکت در انتخابات مجلس را نپذیرفت و گفت که آمادگی روحی و جسمی برای حضور در مجلس را ندارد. (۱۲) با این حال از اواخر آبان سال ۱۳۶۸ با انتصاب به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی، شرکت در انتخابات دومین دوره مجلس خبرگان رهبری و انتخاب به عنوان نماینده تهران، به تدریج وارد مناصب مهم حکومتی شد. حضور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و مجلس خبرگان رهبری از مهم‌ترین فعالیت‌های وی در سال‌های پایان عمر بود. وی در ۱۷ فروردین ۱۳۷۰ طی حکمی از سوی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان سومین امیرالحاج جمهوری اسلامی (پس از موسوی خوئینی‌ها و کروبی) منصوب شد، اما چند روز بعد همسر امام خمینی با مسؤولیت جدید پسرش در مقام سرپرستی حجاج ایرانی مخالفت کرد و همین مخالفت، سبب استعفای احمد خمینی از سرپرستی حجاج ایرانی شد.

سید احمد خمینی در اواخر عمرش در کنار غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران که از دوستان نزدیک وی بود، عکس از روزنامه همشهری

نگاهی به فهرست سخنرانی‌ها، دیدارها و پیام‌های سید احمد خمینی در پنج سال پایانی عمرش نشان می‌دهد که وی در قامت یکی از ارکان اصلی حکومت با بسیاری از مقامات داخلی و خارجی دیدار داشته و به آنان رهنمود ارائه می‌داده است. وی همچنین سعی می‌کرد همچون دوره جوانی خود، با جریان‌های نواندیش دینی هم ارتباطاتی برقرار کند، از همین رو در اواخر سال ۱۳۷۳ (مدتی پیش از درگذشت مهندس بازرگان و حدود دو ماه پیش از درگذشت خود) در بیمارستان دی تهران به عیادت مهندس بازرگان می‌رود و پس از درگذشت بازرگان نیز برای عرض تسلیت در خانه عبدالعلی بازرگان؛ پسر ارشد مهندس بازرگان حاضر می‌شود. وی در بیمارستان به بازرگان می‌گوید که مدت‌هاست از سیاست کنار گرفته و هفته‌ای دو روز برای درس حوزوی به قم می‌رود. (۱۳)

عیادت سید احمد خمینی از مهندس بازرگان در دهه شصت

همان‌گونه که از قول مرحوم سید احمد خمینی در جریان عیادت از مهندس بازرگان نقل شده، وی در ماه‌های پایانی عمر خود (سال ۱۳۷۳) در منطقه کوشک نصرت قم و در زمینی که از دریاچه حوض سلطان در سمت شرقی اتوبان تهران – قم تا سمت غربی اتوبان امتداد داشت و در ابتدا قرار بود محل دفن امام باشد، خانه کوچکی ساخته بود و در آنجا خلوت می‌کرد. در این خانه، نگهبانی به نام مصیب بی‌شناس که به معمار قمی معروف است، شاهد آخرین روزها و ماه‌های حیات فرزند امام بوده است. گفته می‌شود که وی در طول حضور چند ماهه در این منطقه دورافتاده به ریاضت و مباحثات فقهی مشغول بوده و فردی به نام طباطبایی نیز که در طب سنتی و گیاهی تخصص داشته، برای معالجه و گعده نزد وی می‌آمده است. پس از درگذشت سید احمد خمینی، این منطقه به یاد وی به نام دشت احمد و احمدآباد نامگذاری شد؛ منطقه‌ای چند هزار هکتاری که در اختیار مسؤولین مرقد امام قرار دارد و چند صد هکتار از آن نیز پسته‌کاری شده است.

آخرین عکس منتشر شده از مرحوم سید احمد خمینی، ۱۵ اسفند ۱۳۷۳ در کنار سد ۱۵ خرداد قم، عکس از روزنامه همشهری

آخرین حضور عمومی سید احمد خمینی، شرکت در نشست سالیانه مجلس خبرگان در نیمه اسفند ۱۳۷۳ بود که در آن سال‌ها در قم برگزار می‌شد. وی پس از این جلسه، در مراسم افتتاح سد ۱۵ خرداد قم نیز شرکت کرد. همچنین روز ۱۹ اسفند نیز فیدل راموس رئیس‌جمهور وقت فیلیپین را به حضور پذیرفت. دو روز در بامداد یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ پیکر نیمه‌جان وی در خانه‌اش در جماران، همگان را شوکه کرد. تلاش پزشکان برای مداوا بی‌ثمر بود و عصر جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۷۳ وی در سن ۴۹ سالگی از دنیا رفت.

مرحوم سید احمد خمینی در کما در بیمارستان قلب جماران، عکس از روزنامه همشهری

پیکر وی صبح شنبه ۲۷ اسفند  ۱۳۷۳ به دانشگاه تهران آورده شد و آیت‌الله خامنه‌ای برای اولین بار در دوره رهبری خود نماز میت اقامه کرد و بعد از ظهر آن روز، پیکر این آقازاده متنفذ و مشهور تاریخ معاصر ایران در حالی در کنار پدر آرام گرفت که پسر ارشدش حجه‌الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی ۲۲ ساله هنگام دفن پدرش طی سخنرانی کوتاهی گفت که امروز گنجینه اسرار امام دفن می‌شود.

پاورقی‌ها:

۱-      زندگانی آیت‌الله بروجردی، علی دوانی، تهران: نشر مطهّر، ۱۳۷۲، ص ۳۵۰

۲-      با وجود علما و مراجع بزرگ، به صلاح‌دید آیت‌الله سید محمد بهبهانی (روحانی ارشد پایتخت) و دیگر علما قرار بر این شد که نماز میت بر پیکر آیت‌الله بروجردی به امامت پسر ارشدش برگزار شود. در حالی که برخی تصور می‌کردند این کار به آیت‌الله شریعتمداری محول شود.

۳-      روزنامه اطلاعات، یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۵۷، شماره ۱۵۷۷۰، صفحه اول

۴-      مجموعه آثار یادگار امام، تهران: انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۵، جلد اول، ص ۵۴

۵-      روزنامه کیهان، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۵۸، شماره ۱۰۸۳۳، ص ۵

۶-      مجموعه آثار یادگار امام، جلد اول، ص ۵۸

۷-      روزنامه کیهان، پنج‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۵۹، شماره ۱۱۰۲۴، ص ۱۱

۸-      روزنامه کیهان، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۵۹، شماره ۱۱۰۲۰، ص ۹

۹-      مجموعه آثار یادگار امام، جلد اول، ص ۸۷

۱۰-   همان، ص ۱۶۹

۱۱-   پاسداشت حقیقت (بازخوانی خاطرات آیت‌الله منتظری)، عباس سلیمی نمین و مسعود رضایی، تهران: دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، ۱۳۸۱، چاپ سوم، ص  ۱۹۳

۱۲-   مجموعه آثار یادگار امام، جلد اول، ص ۳۱۰

۱۳-   روزنامه اطلاعات، ۲۳ اسفند ۱۳۷۵، ویژه‌نامه سالگرد مرحوم سید احمد خمینی. نیز: در تکاپوی آزادی، حسن یوسفی اشکوری، تهران: قلم، ۱۳۷۹، قسمت دوم، ص ۳۶۳

در همین باره: بیت و آقازاده

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به مسیر یادگار

  1. بازتاب: بیت و آقازاده‌ « تورجان

  2. حسین می‌گوید:

    اشکال و جواب مرحوم احمد اقا و منتظری، هردو، بی ربط است. «فرض» معتقد به ولایت مطلقه این است که ولی فقیه چنان پارساsت و عادل که در چنان مواقعی، به مصلحت اسلام می اندیشد و نه به ملیتش و بچه محل هایش. اشکال، خلاف فرض است و مشکل روشی دارد.

    [پاسخ]

  3. احسان فراتی می‌گوید:

    برادر عزیز جناب آقای فتحی سلام . نزدیک به ۴ سال می باشد که با وب سایت شما آشنا شدم و از مطالب شما استفاده فراوان برده ام. دوستدار ارتباط بیشتری با شما هستم برایتان آرزوی سلامتی و سعادت را دارم.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *