بالا مُلّا

شیخ حسین جوقینی؛ قاضی شرع زنجان در اواخر قاجار. عکس را حجه‌الاسلام والمسلمین دکتر ابوالفضل شکوری از طریق مرحوم شیخ شمس‌الدین تقیلو به دست آورده و در کتاب خط سوم در انقلاب مشروطیت ایران منتشر کرده است

علی اشرف فتحی: نخستین تصاویر ذهنی من از روحانیت به دو برادر به نام‌های شیخ نجم‌الدین و شیخ زین‌الدین شهیدی برمی‌گردد که تبار آنها به روستای جوقین در زنجان برمی‌گشت و چون بخشی از اقوام ما جوقینی‌اند، مرحوم پدربزرگم با این دو روحانی که نسبت خویشاوندی دوری هم با ما داشتند، مراوده بسیاری داشت. شیخ زین‌الدین بیش از برادرش با خانواده ما ارتباط داشت و چون کوتاه‌قد بود، به او «بالا مُلّا» یعنی ملای کوچک می‌گفتیم. او هر از گاهی به عنوان منبری به خانه ما در محله امجدیه زنجان می‌آمد و روضه‌خوانی می‌کرد.

مادرم می‌گفت در ماه رمضان سال ۶۳ پدربزرگم از شیخ زین‌الدین دعوت کرده بود که یک ماه در خانه ما روضه‌خوانی و سخنرانی کند. بعد از اتمام روضه‌ها، پدربزرگم ۵۰۰ تومان اجرت به شیخ زین‌الدین داده بود. چند روز بعد هنگام نظافت منزل، همان ۵۰۰ تومان را از زیر فرش پیدا کرده بودند. شیخ زین‌الدین با اینکه زندگی‌اش از طریق نماز و روزه استیجاری اداره می‌شد و خانه‌اش در محله قویو باشی (سر چاه) بسیار محقر بود، اما حاضر نشده بود بابت آن یک ماه منبر و روضه‌خوانی اجرتی بگیرد.

از هفت سال پیش که پدربزرگم از دنیا رفت، اطلاعی از این دو برادر ندارم. شیخ نجم‌الدین را می‌شد در نماز جماعت مرحوم آیت‌الله صائنی در مسجد رسول‌الله (ص) زنجان و یا مسجد جامع شهر دید. یادم هست که وقتی سوم راهنمایی می‌خواندم، شیخ نجم‌الدین را در صحن مسجد جامع دیدیم. پدربزرگم درباره علاقه من به تحصیلات حوزوی با شیخ سخن گفت و او به پدربزرگم توصیه کرد که حتما تحصیلات حوزوی را از حوزه قم آغاز کنم.

شیخ نجم‌الدین و شیخ زین‌الدین فرزندان مرحوم شیخ جواد شهیدی و نوه‌های شیخ حسین جوقینی بودند که قاضی شرع زنجان در دوره مشروطه و از قربانیان ترورهای کور آن روزگار بود. شیخ حسین که بانی و امام‌جماعت مسجد «یِری بالا» در خیابان سعدی جنوبی (ایستگاه) بود، پس از ۴۱ سال تحصیل و تدریس در نجف، به زنجان بازگشته و به قضاوت و فعالیت حوزوی مشغول شده بود. به گفته شیخ نجم‌الدین شهیدی، پدربزرگش ابتدا از مخالفان مرحوم آخوند ملاقربانعلی زنجانی (حجه‌الاسلام) شمرده می‌شد و دلیل مخالفتش هم سوءاستفاده اوباش و خوانین زنجان از موقعیت جناب حجه‌الاسلام بود (۱) که البته شیخ ابراهیم زنجانی هم در خاطراتش چنین اتهامی را به بیت آخوند ملاقربانعلی زنجانی وارد کرده است. (۲) با این حال، شیخ حسین جوقینی به تدریج به جناح ملاقربانعلی پیوست و همچون او از مخالفان قدرتمند و متنفذ مشروطه در زنجان شد. همین مخالفت‌ها سبب شد که ترور وی در شهریور ۱۲۸۸ شمسی (شب ۷ ربیع‌الاول ۱۳۲۷قمری، حدود یک ماه و اندی پس از فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان) به مشروطه‌خواهان نسبت داده شود و از شیخ حسین جوقینی با عنوان شهید جناح مشروطه‌ستیز زنجان یاد شود. شیخ حسین را  شبانه در منزلی در مقابل کوچه باشگاه و در جوار محل کنونی پاساژ تهران (بخش غربی میدان انقلاب شهر زنجان) هدف گلوله قرار دادند.

بعدها نام خانوادگی این خاندان نیز به همین مناسبت، به نام «شهیدی» ملقب شد و البته همچون برخی خاندان‌های حوزوی که نیای آنها در جدال‌های سیاسی فعال بوده و آسیب می‌بینند، فرزندان و نوادگان شیخ حسین نیز از فعالیت سیاسی کناره‌گیری کرده و به فعالیت حوزوی و دینی اکتفا کردند. علامه امینی در کتاب «شهداء الفضیله» به شرح حال شیخ حسین جوقینی پرداخته است. (۳)

پی‌نوشت: در جریان سفری که در تعطیلات نوروز ۹۲ به زنجان داشتم، سری به صحن امامزاده سید ابراهیم زنجان زدم تا بر مزار مرحوم شیخ آقا کاظم زنجانی و برخی مبارزان زنجانی انقلاب مشروطه که در سمت جنوب‌غربی صحن امامزاده مدفون شده بودند فاتحه‌ای بخوانم، ولی در کمال تعجب دیدم که اثری از آن قبور نیست و در چند قدمی آنجا نیز دستشویی ‌ساخته‌اند! شیخ آقا کاظم زنجانی که مردم زنجان، مسجد آقا کاظم را (که در ابتدای خیابان سعدی جنوبی قرار دارد) حدود ۱۲۰ سال به عنوان محل تدریس و نماز جماعت وی ساخته بودند، از علمای آزادی‌خواه زنجانی بوده که در حوزه نجف در محضر حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی درس خوانده بود. شیخ ابراهیم زنجانی در خاطرات خود از وی به نیکی یاد کرده و او را از دوستان نزدیک خود معرفی کرده است. (۴) آقاکاظم دو سال قبل از آغاز انقلاب مشروطه، در جریان شیوع بیماری وبا در سال ۱۲۸۳ شمسی درگذشت و در جوار امامزاده سید ابراهیم به خاک سپرده شد. مسجد آقا کاظم در دهه شصت و هفتاد محل اقامه نماز جماعت به امامت مرحوم شیخ بیوک‌آقا خاتمی از علمای معاصر زنجان، امام جمعه موقت شهر در دهه هفتاد و پدر امام جمعه کنونی زنجان بود.

پاورقی‌ها:

۱-     شرح زندگانی دانشمندان زنگان، کریم نیرومند، زنجان: انتشارات عود، ۱۳۸۵، ص ۳۷۶

۲-     خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، غلامحسین میرزاصالح، تهران: انتشارات کویر، ۱۳۸۰، ص ۱۱۹

۳-     شهداء الفضیله، عبدالحسین امینی تبریزی، قم: دارالشهاب، ص ۳۶۱

۴-     خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، صص ۱۲۰ و ۱۸۲

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, خودمانی ارسال و , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به بالا مُلّا

  1. گمنام می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشین.خدا قوت
    یه سوالی داشتم سایت شما چرا فیلتره ؟؟
    آقای فتحی شما از علمای جوقین بازم میشناسید؟؟ آقا نجم الدین هر از گاهی جوقین میاد.
    خوشحال میشم جوابتونو به ایمیلم بفرستین.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۹ ب.ظ:

    سلام. دلیل فیلتر بودن ۴ ساله سایت رو به خود ما هم اعلام نکردن هنوز!
    من ارتباطی با روحانیون این روستا ندارم

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *