روایت یک اختلاف دائمی بر سر یک پیوند موقت

علی‌اشرف فتحی: اهمیت اجتماعی و فرهنگی نیازهای جنسی انسان‌ها به قدری است که جدال بر مشروعیت نکاح موقت به یکی از تفاوت‌های مهم شیعه و سنی در میان توده مردم بدل شده و طرفین با حدّت و شدت تمام به بیان دلایل خود در دفاع از ازدواج موقت می‌پردازند. بحث‌ها به ویژه در جایی شدت می‌گیرد که طرفین با بهره‌گیری از دلایل نقلی و عقلی مورد نظر خود، تبعات غیراخلاقی رواج یا عدم رواج این نوع عقد را متذکر می‌شوند و طرف مقابل را به تلاش برای نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی و کمک به ترویج فساد و بی‌بند و باری اخلاقی متهم می‌کنند.

شیعیان با تمسک به روایتی از امام علی (علیه‌السلام) که در منابع معتبر اهل سنت هم آمده (۱)، نادیده گرفتن متعه را به معنای ترویج فحشا و انحراف جنسی می‌دانند و اهل سنت نیز با تمسک به روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) که در برخی منابع شیعی آمده است (۲)، دقیقا در نقطه مقابل شیعیان قرار گرفته و ترویج متعه را به معنی ترویج فحشا و قانونی کردن بی‌بند و باری تلقی می‌کنند. شاید یکی از مهم‌ترین مستمسک‌های اهل سنت برای مقابله با قانون متعه همین روایت شیعی باشد که علمای شیعه را به تلاش برای تفسیر و توجیه آن ترغیب کرده است. در سال‌های اخیر که بحث بر سر کیفیت تشریع و تبعات نکاح موقت شدت گرفته است، برخی محققین شیعی بر آن شده‌اند که نگاه متفاوتی به این‌گونه احادیث بیاندازند. فی‌المثل درباره همین حدیث مذکور که علی‌الظاهر، متعه را به معنی «فاحشه‌گری» قلمداد کرده است، تفاسیر سنتی بر این بودند که آن را حمل به تقیه کرده و به شرایط ویژه و سخت هشام‌بن حکم و دیگر یاران امام صادق (علیه‌السلام) در زمان صدور روایت ربط دهند. اما آیت‌الله سید جعفر مرتضی با تألیف کتاب جداگانه و مفصلی بنام «زواج‌المتعه» این روایت را نه یک حکم شرعی درباره متعه، که گزارشی از وضعیت اجتماعی آن زمان دانست که درصدد بیان این مسأله بوده که متعه به دلیل فشارهای حکومت‌های وقت که همگی پیرو آیین اهل سنت و طبعا مخالف متعه بوده‌اند، از کارکرد اصلی خود خارج شده و تنها مورد استفاده فاحشه‌ها قرار می‌گرفته است. (۳) بدیهی است که این امر به معنی مذموم بودن متعه نیست.

از آنچه که گفته شد به خوبی می‌شود دریافت که جدال بر سر مشروعیت و تبعات ازدواج موقت، یک جدال دائمی بین فقهای شیعه و سنی بوده و در دهه‌های اخیر نیز که این مسأله مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی قرار گرفته، ابعاد جامعه‌شناختی نیز پیدا کرده است. درباره ریشه اصلی این اختلاف فقهی نیز به اندازه کافی، جدال و کشمکش وجود داشته و خواهد داشت. اما چیزی که می‌شود با قطعیت گفت این است که شیعه و سنی معتقدند متعه در زمان پیامبر و به دستور ایشان حلال و قانونی بوده است. (۴) فقهای شیعه آیه ۲۴ سوره نساء را مستند قرآنی این نوع ازدواج دانسته‌اند و در منابع اهل سنت نیز به شواهد و قرائنی که چنین تفسیری از این آیه ارائه داده‌، اشاره کرده‌اند. (۵)

این هم تقریبا از گزاره‌های مورد پذیرش دو فرقه است که عمر بن خطاب نقش اصلی را در ممنوعیت متعه زنان داشته است. (۶) اما حتی دستور عمر نیز نتوانسته مانع از تداوم بحث بر مشروعیت متعه زنان در میان علمای مسلمان شود و از همان دهه‌های نخستین، بحث بر جواز یا حرمت متعه با وجود تدابیر اقتدارگرایانه حکومتی ادامه داشته است. (۷)

اما اینکه چرا خلیفه دوم چنین دستوری داده است، می‌تواند راهگشای بحث درباره متعه باشد. آنچه که نتایج تحقیقات معاصر نشان می‌دهد این است که دستور عمر معطوف به یک مقطع و قضیه خاص بوده و می‌شود آن را یک حکم سیاسی و حکومتی موقت تلقی کرد که یارای مقاومت در برابر مستندان قرآنی و نبوی را ندارد. (۸)

در روایت تاریخی دیگری که مربوط به تصمیم مأمون عباسی برای آزاد کردن متعه است، از قول یکی از فقهای مهم اهل سنت در آن روزگار گفته شده که قانونی شدن متعه در صدر اسلام منجر به بروز برخی معضلات اجتماعی شد و به اختلال در روابط اجتماعی انجامید تا اینکه نگرانی رهبران جامعه و بی‌تابی توده‌های مردم منجر به تصمیم حکومتی خلیفه دوم برای ممنوعیت متعه شد. (۹) همچنین شیخ طوسی در تفسیر روایت ضعیفی از امام صادق (علیه‌السلام) گفته است که احتمال دارد ازدواج موقت با یک زن اصل و نسب‌دار موجب کسر شأن او شود و همین، موجب حکم به کراهت چنین ازدواجی در چنین مواردی باشد. (۱۰)

با توجه به چنین مواردی می‌توان حدس زد که تصمیم خلیفه دوم، یک تصمیم مقطعی و شخصی (بدون هیچ مستند قرآنی و نبوی) برای جلوگیری از برخی تبعات منفی که حاصل سوءاستفاده از متعه است بوده و به همین دلیل، تنها مشروعیت سیاسی در نزد دستگاه خلافت داشته و اگر به مرور زمان، تبدیل به یکی از مسلمات و حتی بدیهیات شده است، فقط معلول حمایت خلفای حاکم از ممنوعیت متعه بوده که قبح آن را تبدیل به یک رفتار و روحیه اجتماعی نهادینه‌شده کرده است. تا جایی که به گزارش آیت‌الله محمد جواد مغنیه تا همین چند دهه اخیر، حتی در مناطق شیعه‌نشین لبنان، سوریه و عراق نیز به رغم باور به مشروعیت متعه، هیچ‌گاه چنین نوعی از نکاح رواج و شیوع نداشته که طبیعی است به خاطر سیطره هزار ساله حکام اهل سنت در این مناطق بوده است. (۱۱)

در چند دهه اخیر، به همان میزان که حملات اهل سنت و برخی جریان‌های زن‌سالار شیعی به ازدواج موقت افزایش یافته است، نوع تازه و بدیعی از ازدواج در کشورهای عربی که پیرو مذهب اهل سنت هستند رواج یافته که به باور بسیاری، قابل مقایسه با متعه است. این نوع نکاح که به غلط در برخی سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی از آن به عنوان «میسار» یاد شده، «مسیار» نام دارد که در یک دهه اخیر مورد توجه و بحث فقهای شیعه و سنی قرار گرفته است. اگرچه کتاب‌های انگشت‌شماری درباره مسیار نوشته شده است، اما برای شناخت آن چاره‌ای جز رجوع به مقالات و اخبار رسانه‌ها، دروس خارج فقه علما و استفتائات مراجع تقلید نیست. درباره معنی لغوی مسیار اختلافاتی وجود دارد و برخی گفته‌اند که این اصطلاح در بین برخی قبایل عرب رایج شده و مفهوم خاصی ندارد، ولی آیت‌الله مکارم شیرازی که در درس خارج فقه خود در مهر ماه سال ۸۲ چند جلسه درباره ماهیت مسیار بحث کرده‌ است معنای «ازدواج زودگذر» را برای مسیار برگزیده است.

آن‌گونه که در مقاله «زواج المسیار» در ویکی‌پدیای عربی آمده است، این ازدواج که یک «زواج الإیثار» نیز نامیده می‌شود، یک پدیده نوظهور در برخی کشورهای عربی – اسلامی است که مورد تأیید فقهای بزرگ اهل سنت نظیر بن‌باز و قرضاوی نیز قرار گرفته است. در این مقاله، دلیل نامگذاری مسیار این‌گونه ذکر شده که چون در این نوع رابطه، شوهر فقط گهگاه به دیدن همسرش می‌رود و نزد او زندگی نمی‌کند، به همین دلیل در جوامعی که این‌گونه رابطه رواج دارد، اصطلاح مسیار را خود مردم برای آن وضع کرده‌اند.

در میان فقهای معاصر شیعه نیز آیت‌الله مکارم شیرازی چنین تعریف اصطلاحی برای مسیار ارائه داده است: «نکاح مسیار به نکاحى مى‌گویند که تمام شرایط نکاح مثل ایجاب، قبول، مهر و در نظر عامه که شاهد از شرایط نکاح است معتبر مى‌دانند با این تفاوت که مَرأه از بسیارى از حقوق خویش مى‌گذرد مانند حق نفقه، سکنى و لباس، حق القَسْم (شب‌خوابى). حال اگر قصدش این باشد که بعد از مدّتى طلاق دهد بحث جداگانه‌اى دارد که همان الزواج بقصد الطلاق است. پس در این نکاح زن در خانه خودش ساکن است و از نفقه خودش مى‌خورد فقط شوهرى دارد که گاه و بى‌گاه به او سر مى‌زند بنابراین شبیه نکاح متعه است.» (۱۲) مرحوم آیت‌الله منتظری نیز رواج مسیار را نتیجه نادیده گرفتن متعه از سوی فقهای اهل سنت دانسته و نکاح تازه‌تأسیس مسیار را تحت برخی شرایط مجاز اعلام کرده بود.

بدین ترتیب می‌شود گفت که دو نکاح مسیار و متعه اگرچه هر دو در قیاس با نکاح دائم، دارای محدودیت‌هایی هستند، اما تفاوت‌های بنیادین با یکدیگر دارند. متعه سابقه بیش از ۱۴ قرن سابقه دارد و مورد امضای شخص پیامبر قرار گرفته، ولی مسیار نوع محدودی از نکاح دائم است که طی سال‌های اخیر رایج شده و پاسخی ناخودآگاه به محدودیت‌های جنسی جوامع سنتی عرب شمرده می‌شود.
اگرچه (همان‌گونه که آیت‌الله مکارم شیرازی اشاره کرده) نکاح مسیار با موافقت بیشتر فقهای شیعه و سنی مواجه شده است، اما همانند متعه دارای چالش‌های جدی اجتماعی است و بعید نیست که در درازمدت با افزایش تبعات منفی آن، از حوزه روابط مورد پسند جوامع عربی خارج شود و یا دچار دگرگونی‌های کلیدی گردد. آن‌گونه که آمارها در عربستان سعودی نشان می‌دهد، رواج مسیار به افزایش آمار طلاق انجامیده و برخی مطبوعات عربی نیز از اقبال ویژه دانشجویان (که طبعا به دنبال روابط گذرا با مسؤولیت‌های کم هستند) به مسیار خبر داده‌اند. از این جهت به نظر می‌رسد مسیار تقریبا با همان مشکلاتی روبه‌روست که فقهای سنی‌مذهب، متعه را به همان دلایل ممنوع اعلام کرده‌اند. بنا به نقل آیت‌الله مکارم، شیخ یوسف قرضاوی؛ مفتی مشهور اهل سنت در مقدمه کتاب «زواج المسیار؛ حقیقته و حکمه» که در دفاع از مسیار نوشته، پیرامون تبعات اجتماعی فتوای جواز مسیار آورده است: «وقتى من این فتوى را دادم غوغایى در مناطق خلیج و اطراف آن برپا شد که چرا قرضاوى چنین فتوایى داده است و گفتند این فتوایى که تو دادى باعث شده است که اکثر زنانى که در این مناطق زندگى مى‌کنند با تو بد شوند (چون هشتاد درصد زنان با آن مخالفت کرده‌اند) … ولى ما باید حکم خدا را بگوییم … فقیه باید حکم خدا را بگوید. من تشویق به نکاح مسیار نمى‌کنم ولى اگر از حکم آن از من سؤال کنند، مى‌گویم حلال است و حلال خدا را هم حرام نمى‌کنم، چون دلیل بر حلیّت داریم و دلیلى بر حرمت آن نداریم.»

اما مشکلاتی که دامن‌گیر ابتکاری به نام مسیار شده، نتوانسته مانع از حملات و نقدهای بی‌امان فقهای اهل سنت علیه قانون شیعی متعه شود. آنها اگرچه عملا با پذیرش مسیار، گام بزرگی در جهت پذیرش دلایل تشریع متعه برداشته‌اند، ولی این مسأله را نادیده می‌گیرند که بیشتر فقهای شیعه در دهه اخیر با پذیرش نسبی مسیار، واقع‌بینی خود را نشان داده‌اند و اکنون، نوبت فقهای سنی‌مذهب است که به تناقضی که گرفتار آن هستند چاره‌ای بیاندیشند. ادعاهای غیرواقعی و غیرعلمی همچون اینکه از نظر شیعه، نکاح موقت با زنان شوهردار جایز است! نمی‌تواند راه فرار خوبی برای جلوگیری از بحران جنسی موجود باشد.

منابع:
۱- لولا أنّ عُمَر نَهَى عن المتعه ما زَنا إلّا شَقىّ: اگر عمر بن خطاب متعه را ممنوع نکرده بود، فقط افراد بدبخت و پست به زنا روی می‌‌آوردند. این سخن امام علی (ع) در منابعی همچون «الدرّ المنثور» سیوطی، ج۲، ص ۱۴۰ و تفسیر ثعلبی، ج۳، ص ۲۸۶ آمده است. همچنین در برخی منابع همچون الدر المنثور، ج۲، ص ۱۴۱ و «الجامع لأحکام القرآن» قرطبی، ج ۵ ، ص ۱۳۰ مضمون مشابه همین روایت از زبان ابن‌عباس نقل شده که گفته است: یرحم الله‏ عمر ما کانت المتعه الا رحمه من الله رحم بها أمه محمد و لو لا نهیه عنها ما احتاج إلى الزنا إلا شقى: خداوند عمر را بیامرزد. متعه فقط رحمتی از خدا به امت محمد بود و اگر عمر آن را ممنوع نکرده بود فقط افراد بدبخت و پست به زنا محتاج می‌شوند.
۲- ما تفعلها عندنا إلا الفواجر: نزد ما فقط افراد بدکاره هستند که مرتکب متعه می‌شوند. به نقل از بحارالأنوار، ج ۱۰۰، ص ۳۱۸، همین روایت با اختلاف ناچیزی در وسائل‌الشیعه (چاپ آل‌البیت)، ج ۲۱، ص ۳۰ و وسائل‌الشیعه (چاپ اسلامیه)، ج ۱۴، ص ۴۵۶ نیز آمده است.
۳- مرتضی عاملی، سید جعفر، زواج‌المتعه، ج ۲، ص ۱۴۰
۴- مغنیه، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۲، ص ۱۰۹
۵- عسکری، سید مرتضی، معالم المدرستین، ج ۲، ص ۲۴۴
۶- همان، ص ۲۴۸
۷- همان، ص ۲۵۵
۸- شرف‌الدین، سید عبدالحسین، الفصول المهمه فی تألیف‌الأمه، ص ۷۰
۹- همان، ص ۸۱
۱۰- طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، ج ۷، ص ۲۵۳
۱۱- مغنیه، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۲، ص ۱۱۰، البته در مناطقی مثل نجف که همواره شیعه‌نشین بوده و به نوعی، مرکز اقتدار دینی و سیاسی شیعه شمرده می‌شده است، متعه رواج داشته و مذموم شمرده نمی‌شده است. (به گزارش آقا نجفی قوچانی در سیاحت شرق، صفحه ۳۹۷ مراجعه شود.)
۱۲- درس خارج فقه آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، بحث نکاح، جلسه هفتم مهر ۱۳۸۲

همین نوشته در زنان پرس

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اجتماع, دین ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به روایت یک اختلاف دائمی بر سر یک پیوند موقت

  1. حال و هوایم می‌گوید:

    سلام. من از اطلاعاتی که نوشتید بهره مند شدم و ممنونم.
    پاراگراف اول را به گونه ای نوشته اید که گویی دعوای جامعه شناسان را روایت کرده اید. من برخلاف شما گمان می کنم عمق این اختلاف بیشتر بخاطر “شیعه بودن” یک طرف و “اهل سنت بودن” طرف دیگر است، تا اهمیت وافر نیازهای جنسی (به یاد بیاورید دعواهای تاریخی شیعه و اهل سنت را. مثلا مساله ی بسم الله اوایل سور که به نظرم به هیچ یک از نیازهای انسان برنمی گردد و نشان دهنده ی فرقه گرایی است) و به همین خاطر است که آنچنانکه روایت کرده اید، حتی الان که نظر دو طرف درباره ی شیوه ی برآورده کردن حاجات جنسی به هم نزدیک شده است، “نتوانسته مانع از حملات و نقدهای بی‌امان فقهای اهل سنت علیه قانون شیعی متعه شود.”
    همچنین اینجا:
    “اگر به مرور زمان، تبدیل به یکی از مسلمات و حتی بدیهیات شده است، فقط معلول حمایت خلفای حاکم از ممنوعیت متعه بوده که قبح آن را تبدیل به یک رفتار و روحیه اجتماعی نهادینه‌شده کرده است.”
    گمان می کنم قضاوتتان کلی است. در مورد ایران چه می گویید؟ که متعه قبیح بوده و هست و خلفای حاکم هم از آزادیش جلوگیری نمی کنند؟ ظاهرا قبیح بودن متعه نزد مردمان،عوامل دیگری هم دارد.
    متوجه نشدم در پاراگراف آخر از کدام واقع بینی سخن می گویید؟ اینکه ادعایی (جواز مسیار) را پذیرفته اند، که منجر به پذیرفته شدن مقدمات ادعای خودشان (جواز متعه) می شود؟

    [پاسخ]

  2. شرف الدین می‌گوید:

    سلام
    ممکنه یک عملی از نظر شرعی حلال باشه اما امر خوبی تلقی نشه و ترویجش ممدوح نباشه.
    به نظرم متعه هم چنین حالتی داره. متعه برای کسانی مفیده که به هیچ وجه امکان ازدواج دائم ندارند و توانایی کنترل غریزه جنسی شون هم ندارند و درحقیقت تشریع متعه برای بن بست نداشتن احکام شریعته. یک جورایی مثل طلاق که ممدوح نیست اما برای بن بست نداشتن لازمه

    [پاسخ]

  3. عزرائیل می‌گوید:

    تورجان جان، هنوز هستی؟ الان باید آیت الله شده باشی.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *