مشکله استبداد و تفسیر سیاسی آیت‌الله سید ابوالفضل زنجانی از قرآن

از راست: دکتر بهشتی، آیت‌الله سید ابوالفضل زنجانی و مرحوم آیت‌الله خسروشاهی؛ لحظاتی قبل از دفن آیت‌الله طالقانی در کنار محل دفن وی

دکتر یوسف خان‌محمدی؛ مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه شیخ مفید قم: از میان شاگردان نائینی، آیت‌الله سید ابوالفضل زنجانی (۱۲۷۹-۱۳۷۱) برجستگی ویژه‌ای دارد. زنجانی با قلم و عمل سیاسی پای در مسیر نائینی گذاشت. مانند نائینی مقالات و کتاب‌های موجز ولی پر مغز و راه‌گشا ارائه کرد. آخوند خراسانی و نائینی افکار و اندیشه‌های سیاسی خود را با رویکرد فقهی بیان می‌کردند اما زنجانی و آیت‌الله طالقانی مباحث سیاسی را با رویکرد تفسیر قرآن دنبال می‌نمودند.  تفسیرهای اینها از قرآن معطوف به معضلات سیاسی و اجتماعی جامعه و مهار استبداد بود. مسأله استبداد را در تفسیر سیاسی زنجانی از قرآن به تأمل می‌نشینیم.

آسیب‌های حکومت استبدادی در تفسیر سیاسی قرآن

زنجانی ابتدا به شرح وظایف حاکم اسلامی می‌پردازد و معتقد است حاکم از نظر اسلام وظیفه و عنوانی به جز اجرای عدالت و قانون ندارد و در قضیه حضرت داود پیغمبر (ع) که علاوه بر منصب نبوت، سمت حکومت نیز داشته است، بدین معنی تصریح شده است:

یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لاتتبع الهوی «سوره ص/۲۶»

«ای داود! ما تو را در روی زمین خلافت دادیم، پس در میان مردم به حق حکم کن و از هوای نفس پیروی ننما».

و نیز خطاب به حضرت رسول اکرم (ص) با همه شأن و جلالت که دارد چنین می‌فرماید:

و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع أهواءهم « سوره مائده /۴۹ »

«و تو ای پیغمبر! بدانچه خدا به تو فرستاده میان مردم حکم کن و از خواهش‌های آنان پیروی مکن».

حکومت مطلقه و خودکامه از هرنوع که بوده باشد مردود شناخته شده است و قرآن مجید از حاکم مستبد گاهی به کلمه «مسرف» به معنی تجاوزکار و گاهی به کلمه «مفسد» به معنی تبهکار تعبیر می‌نماید، چنان‌که درباره فرعون می‌فرماید:

انه کان عالیا من المسرفین «سوره دخان/۳۱»

«همانا فرعون گردنکش و از ستمکاران بود»

زنجانی سپس دیدگاه قرآن کریم در نفی حکومت استبدادی را بیان می‌کند:

  1. حاکم مستبد مردم را به بردگی کشانده و از آنها سلب آزادی می‌نماید:

وقومهما لنا عابدون «سوره مومنون/۴۷»

«قوم موسی و هارون بندگی ما می‌کنند». و نیز:

و تلک نعمه تمنها علی أن عبدت بنی اسرائیل «سوره شعراء/۲۲»

 «موسی گفت بنی اسرائیل را بنده خود کرده‌ای، مگر این هم نعمتی است که منت آن را بر من می‌نهی».

  1. فرصت ارشاد و انتقاد به کسی نمی‌دهد و بدین سبب کارهای زشت خود در نظرش پسندیده می‌آید:

و کذلک زین لفرعون سوء عمله «سوره غافر/۳۷»

«به همین طور عمل زشت فرعون در نظرش زیبا می‌نمود.»

  1. آنچه درامر مملکت به نظرش آمد قابل اجرا می‌داند، ورای خود را بدون دلیل، بر آراء دیگران مقدم می‌شمارد:

و قال فرعون ما اریکم الا ما اری «سوره غافر/۲۹»

«فرعون گفت:جز آنکه رای دادم، رای دیگری به شما نمی‌دهم خلاصه این که رای و نظر خودم می‌باشد و لاغیر!».

  1. مانع از رشد فکر و نمو اراده گردیده و جامعه را در حال جمود و خمود نگاه داشته و به اطاعت کورکورانه وادار می‌نماید:

فاستخف قومه فاطاعوه «سوره زخرف/۵۴»

«قوم خود را به زبونی و سبک‌مغزی کشانید، تا هرچه گفت اطاعتش کردند»

  1. حاکم مستبد، خودخواهی را به حد نهایی رسانده و شخص خود را موجودی مقدس و بالاتر از همه می‌پندارد! و اگر فرصت پیدا کند، تا ادعای خدایی هم پیش می‌رود و از همگان پرستش و خضوع مطلق توقع می‌نماید:

ما علمت لکم من اله غیری «سوره قصص/۳۸»

فقال انا ربک الاعلی «سوره نازعات/۲۴»

لئن اتخذت الها غیری لا جعلنک من المسجونین «سوره شعراء/۲۹»

«من جز خودم کسی را خدای شما نمی‌دانم»

  1. درمقابل دعوت حق و منطق عقل از در تهدید و ارعاب برآمده و با ایجاد فشار و اختناق، معتقدات قلبی و احساسات باطنی مردم را تابع هوی و هوس خود قرار می‌دهد تا آنجا که اگر کسی بخواهد به خداوند جهان ایمان بیاورد، باید از او اجازه بگیرد! و هرگاه  نتوانست در عقیده و ایمان مردم رخنه پدید آورد، به زور شلاق و سرنیزه متوسل می‌شود و چون از تصرف در روح و قلب مخالفان خود مایوس شد، جسم و پیکرشان را در معرض شکنجه‌های غیرانسانی قرار می‌دهد:

قال آمنتم له قبل ان آذن لکم انه لکبیرکم الذی علمکم السحر فلا قطعن ایدیکم و ارجلکم من خلاف و لاصلبنکم فی جذوع النخل «سوره طه/۷۱»

«گفت: بدو ایمان آورید پیش از آنکه من به شما اجازه بدهم پس حتما دست و پای شما را از چپ و راست قطع می‌کنم و شما را به دار می‌زنم»

  1. مخالفان خود را به باد تهمت و ناسزا گرفته و به جاه‌طلبی و اخلالگری و ایجاد فتنه و فساد منتسب می‌نماید:

و تکون لکما الکبریاء فی الارض «سوره یونس/۷۸»

«می‌خواهید بساط ما برچیده خودتان بر روی زمین حکم‌فرما بشوید»

یرید ان یخرجاکم من ارضکم بسحرهما و یذهبا بطریقتکم المثلی «سوره طه/۶۳»

«موسی و هارون می‌خواهند با مکر و افسون خود، شما را بیرون رانده و روش عالی شما (رژیم) را از میان ببرند»

  1. در عین حال که با اهل دین و ایمان مبارزه می‌کند، تظاهر به دینداری نموده و خویشتن را حامی و طرفدار دیانت قلمداد می‌کند:

انی اخاف ان یبدل دینکم او أن یظهر فی الارض الفساد «سوره غافر/۲۶»

«می‌ترسم دین شما را تغیر داده و یا اینکه بر روی زمین فساد برپا کند»

و همچنین برای درهم کوبیدن مصلحان، ریاکارانه خود را مصلح جلوه می‌دهد:

و ما اهدیکم الا سبیل الرشاد «سوره غافر/۲۹»

«من شما را به راهی که بهتر از آن راهی نیست، هدایت می‌کنم»

  1. به پیروی از اصل «جدایی بینداز و حکومت کن» فاصله طبقاتی در میان افراد ملت ایجاد می‌کند:

إن فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفه منهم «سوره قصص/۴»

«فرعون در آن سرزمین به گردن‌کشی آغاز کرد و میان مردم آن تفرقه انداخت»

۱۰٫ ثروت مملکت را مال شخصی خود حساب کرده و هرگونه تصرف را در آن جایز می‌شمارد:

أ لیس لی ملک مصر و هذه الانهار تجری من تحتی «سوره زخرف/۵۱»

«آیا مگر سرزمین مصر از آن من نیست و این نهرها از کاخ من جاری نمی‌شود؟»

خلاصه آن که در منطق حاکم طاغی و مستبد مطلق‌العنان، هر نوع عمل متضاد و گفتار متناقض روا بوده و همه کارهای زشت، پسندیده می‌باشد و چون نه از درون وجود خود رادع و مانعی دارد و نه از خارج به کسی اجازه انتقاد و اندرز می‌دهد، طغیان را تا سرحد جنون رسانده و عالمی را به تباهی می‌کشاند[۱]. ناگفته نماند که استبداد دینی هم مانند استبداد سیاسی، از نظر اسلام محکوم و مطرود می‌باشد و اسلام به هیچ کس اجازه نمی‌دهد که اوهام و هوس‌های خود را منتسب به خداوند نموده و در قالب دین، به مردم تحمیل نماید:

و لاتقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام «سوره نحل/۱۱۶»

«هرآنچه که به زبان‌تان آمد به دروغ به خدا نسبت ندهید و نگویید این حلال است و آن یکی حرام و به خدا افترا نبندید»

نتیجه‌گیری :

یکی از عوامل عمده عقب‌ماندگی جامعه ایران، حکومت‌های استبدادی بوده است. این معضل مهم مورد توجه نوگرایان دینی از جمله مکتب آخوند خراسانی قرار گرفته است. از منظر این مکتب، استبداد «ام الفساد» محسوب می‌شود که سایر مفاسد از آن ناشی می‌شود، اما تداوم آن در جامعه بیشتر با توجیهات دینی قابل تحقق است، آیت‌الله سید ابوالفضل موسوی زنجانی در مکتب آخوند خراسانی با استناد به قرآن، ماهیت استبداد و مضرات آن را کالبدشکافی کرده و راهکارهایی برای درمان آن ارائه کرده است.


[۱]– جعفر سعیدی، یادگاری ماندگار،شرکت سهامی انتشار، صص۱۹۳-۱۹۲، لازم به یادآوری است که مجموعه مقالات وکتاب‌ها و برخی از سخنرانی‌های سید ابوالفضل زنجانی در این کتاب عرضه شده است.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اندیشه, حوزه, دین ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به مشکله استبداد و تفسیر سیاسی آیت‌الله سید ابوالفضل زنجانی از قرآن

  1. بازتاب: سیاست‌ورزی مجتهدانه « تورجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *