از مطرح شدن اجتناب می‌کرد

آیت الله سید محمود مجد

سید مرتضی ابطحی: آیت‌الله سید محمود مجد، متولد سال ۱۳۱۸ و پسر خاله مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی است. وی از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی در حوزه قم است. ایشان مدیر حوزه علمیه باقرالعلوم(ع) تهران است و علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد امام حسن مجتبی(ع) شهرک قدس(غرب) به تدریس در دانشگاه‌های شهید بهشتی، صنعتی امیرکبیر و دانشکده افسری در مباحثی مانند فلسفه، معارف، ادبیات عرب، قانون اساسی مشغول است. گفتگو با ایشان در دفتر ایشان در مسجد امام حسن مجتبی(ع) در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ انجام شد.

 

آشنایی شما با مرحوم حاج آقا مجتبی چگونه بود؟

مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی پسر خاله ما بودند. ایشان دو سال از ما بزرگتر هستند. یعنی من متولد سال ۱۳۱۸ و ایشان متولد ۱۳۱۶ هستند. ما در زمان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در قم درس می‌خواندیم و درس خارج را در همان دوره امتحان دادیم. بعد از ارتحال ایشان ما در درس مرحوم امام شرکت می‌کردیم و حاج آقا مجتبی هم در این درس شرکت می‌کردند. ایشان از شاگردان خوب حضرت امام بودند و کتاب مکاسبی که امام نوشتند را ایشان تذییلاتی(ذیل نویسی) بر آن نوشتند.

وضعیت طلاب قم در آن زمان چگونه بود؟

در آن زمان از لحاظ سیاسی طلاب چند دسته بودند. یک دسته اشخاص بی‌تفاوت بودند. گروهی داغ و پیروی امام بودند؛ مثل ما و حاج آقا مجتبی تهرانی و گروهی دیگر. و عده‌ای دیگر هم وابسته به جناح‌های دیگر بودند. ایشان از لحاظ درسی خیلی خوب بودند و یکی از امتیازات مرحوم حاج آقا مجتبی که در آن زمان کمتر دیده می‌شد همین مسأله انقلابی بودن و همراهی با حضرت امام بود.

روحیه شخصی در آن دوره مرحوم حاج آقا مجتبی چگونه بودند؟

ایشان زیاد اهل رفت و آمد و معاشرت نبود و روحیه منزوی داشت و حتی در مجالسی که به صورت خانوادگی تشکیل می‌شد کمتر شرکت می‌کردند. این هم به خاطر روحیه شخصی ایشان بود. علت آن هم این بود که معمولا کسانی که مشی عرفانی و درون‌گرایی دارند کمتر با دیگران در ارتباط هستند و ما در تاریخ نمونه‌های زیادی از عرفا داریم که روحیه اینگونه داشتند.

علت روحیه منزوی ایشان به خاطر این نبود که جد ایشان میرزا غلام‌حسین در مشروطه شهید شد؟

در مورد جدشان اطلاعی ندارم ولی دایی ما مرحوم حاج آقا روح الله دانایی همراه با شیخ فضل الله نوری بودند و ایشان به مرگ طبیعی از دنیا رفتند ولی برای چند سال در یک زیرزمین مخفی شده بودند که اگر ایشان را می‌گرفتند همراه با شیخ فضل الله نوری اعدام می‌کردند.

ایشان درس عرفان هم می‌رفتند؟

الان در ذهنم نیست که پیش چه کسانی می‌رفتند ولی ایشان خط و مشی عرفانی داشتند و شرط پیشرفت در مسایل عرفانی هم انزوا است. وقتی انسان با دیگران زیاد معاشرت کند ناخوداگاه باید حرف بزند و در سخن گفتن، حرف‌هایی پیش می‌آید که احیانا با مراقبت‌های عرفانی منافات دارد. و البته این هم یکی دیگر از ممیزات شخصیت ایشان بود که از مطرح شدن اجتناب می‌کردند. حتی تصاویر و فیلم‌هایی که از ایشان به جا مانده معمولا به صورت مخفی گرفته شده است و گاهی در مجالسی که ما بودیم اگر دوربین می‌آوردند ایشان اجازه فیلم‌برداری نمی‌دادند و مانع می‌شدند. ولی بعد از فوت‌شان تصاویر ایشان پخش شد. که این هم یکی از شرایط عرفانی است که اشخاص این چنینی دوست ندارند مطرح بشوند. یکی دیگر از امتیازات ایشان دائم الذکر بودن بود. حتی من یادم هست که در مراسم ازدواج پسر ایشان و صبیه آقای درّی نجف‌آبادی، در یک تالاری مجلس جشن برپا بود و ما دعوت شده بودیم و رفتیم. با اینکه ایشان صاحب مجلس محسوب می‌شدند ولی می‌دیدم که در همان حال هم مشغول ذکر هستند. این طور افراد واقعا کم پیدا می‌شوند. ایشان از لحاظ بی آلایشی در زندگی و ساده زیستی هم ممتاز بود. به  همین علت هم منزل ایشان همان منزل قدیمی بود که در خیابان ری در مرکز شهر بود و ایشان هیچ‌وقت منزل‌شان را عوض نکرد و به بالای شهر نرفت.

از لحاظ درسی چگونه بودند؟ آیا شما هم بحث ایشان بودید؟

در آن دوره البته ما با هم هم بحث نبودیم ولی هم درس بودیم و با هم در درس امام شرکت می‌کردیم.

در نجف چطور؟

ایشان دوره کوتاهی در نجف و بیشتر در قم بودند. در حقیقت ایشان در دوره جوانی در تهران بودند و بعد یک دوره همراه با ابوی‌شان به مشهد رفتند و از مشهد دوباره به تهران بازگشتند و بعد از آن بود که به همراه اخوی‌ بزرگ‌شان حاج آقا مرتضی تهرانی به قم رفتند.

 درس خارج ایشان در تهران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مرحوم حاج آقا مجتبی مسؤول مدرسه علمیه امام رضا(ع) بودند و درس خارج‌شان هم در مدرسه مروی بود. درس ایشان بین روحانیون جوانی که تازه به تهران آمده بودند و با درس ایشان در ارتباط بودند تعریف می‌شد و می‌گفتند درس عمیقی است. ولی روحانیون قدیمی طبعا اطلاع چندانی نداشتند. بیان ایشان هم در تفهیم مطالب خیلی خوب بود. حتی در سخنرانی‎ هم ایشان خیلی خوب می‌توانستند یک مطلب را جا بیاندازند.  بعضی هستند که از لحاظ علمی ید طولایی دارند ولی قدرت بیان چندانی ندراند ولی ایشان از این جهت هم قوی بودند.

 با توجه به اینکه شما مدیر حوزه علمیه باقرالعلوم(ع) در تهران هستید چرا بیشتر علمای تهران برخلاف علمای قم، مشی عقلی و فلسفی دارند؟

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی با تشکیل مجالس فلسفه به صورت علنی و عمومی و آزاد موافق نبودند زیرا فلسفه شبهاتی را وارد می‌کند و بعد در جهت رفعش بر می‌آید. به همین جهت آقای بروجردی به جلسات خصوصی فلسفه مایل بودند و حتی دروس فلسفه علامه طباطبایی هم خصوصی بود و به گونه‌ای نبود که هر کس بخواهد برود بتواند. در بین علمای تهران هم نمی‌توان حرف شما را قبول کنم. در قم و نجف البته بار فقهی بیشتر از فلسفه است ولی در تهران هم فقهای بزرگی هم داشتیم. حتی مرحوم رفیعی قزوینی که استاد فلسفه بودند و به همین جهت هم شهرت داشتند و درس خصوصی فلسفه هم داشتند، ایشان در مسجد جامع بازار درس خارج فقه می‌داد و عده‌ای از فحول در این درس شرکت می‌کردند. آیت الله خوانساری هم در تهران بودند که شهرت‌شان به فقه بود و در کل نمی‌توان حکم کلی کرد.

این مصاحبه در شماره ۶ فصلنامه شهر قانون (تابستان ۱۳۹۲) منتشر شده است

این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *