دین را هضم کرده بود

 

یادداشت اختصاصی آیت‌الله‌العظمی حسین مظاهری اصفهانی درباره مکانت علمی مرحوم آیت‌الله‌العظمی داماد

آیت‌الله‌العظمی شیخ حسین مظاهری اصفهانی

فقیه عالی‌مقدار و اصولی نامدار و استاد بزرگوار، مرحوم حضرت آیت‌الله‌العظمی آقای حاج سیّد محمد محقّق‌داماد«قدس‌الله‌روحه» یکی از ستارگان فروزان آسمان فقاهت و یکی از برجسته‌ترین استادان تأثیرگذار و صاحب نقش در مکتب فقهی اصولی قم در قرن اخیر است. سخن گفتن دربارۀ این استاد عظیم‌الشأن آسان نیست. پس از گذشت چهل و پنج سال از فقدان آن فقیه محقّق و پارسا، هنوز جایگاه علمی و روح لطیف آن بزرگوار بر من تأثیرگذار است. امّا از باب اداءِ احترام و تکریم یاد و نام ایشان، برخی از نکاتی را که شاید برای خوانندگان سودمند باشد، به طور گذرا اشاره می‌کنم.

پس از سال ۱۳۳۰ هجری شمسی که به منظور ادامۀ تحصیل از حوزۀ علمیّۀ اصفهان به حوزه علمیّۀ قم مهاجرت کردم، درس خارج‌ فقه و اصول مرحوم آیت‌الله‌العظمی محقّق‌ داماد، یکی از مبرّزترین حوزه‌های درسی آن دوره بود و در میان فضلاءِ خاص، معروفیّت ویژه‌ای داشت. پس از گذشت یکی دو سال که دورۀ دروس سطح عالی را تکمیل نمودم، علاوه بر شرکت در دروس مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی«قدس‌سرّهما» در درس مرحوم آیت‌الله‌العظمی محقّق‌داماد نیز حاضر شدم و تا پایان عمر پر برکت ایشان به دروس خارج‌فقه و اصول آن استاد بزرگوار ملتزم بودم و بیش از چهارده سال علاوه بر یک دورۀ کامل خارج اصول، بخش‌های مهمّی از فقه یعنی کتاب‌های صلاه، صوم، حج، خمس، زکات و بخشی از کتاب طهارت را در محضر آن فقیه عالی مقدار تلمّذ نمودم و معمول این دروس را تحریرکرده‌ام.

دربارۀ شیوۀ تدریس و روش درسی ایشان، چهار نکته، حائزاهمیّت بود: «قدرت علمی، همّت عملی،تحقیق همه جانبه، تمرکز بر اصل بحث».

اولاً: تسلّط به مبانی علمی و جودت فکر و فهم، یکی از بارزترین ویژگی‌های آن استاد بزگوار بود. مرحوم حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ مرتضی حائری، آقازادۀ معظّم مؤسّس حوزۀ علمیّۀ قم«قدس‌سرّهما» از قول والد ماجدشان نقل می‌کردند که ایشان فرموده بودند: «آقای داماد دارای ذهنی صاف است و از خوش‌فکرترین شاگردان من است» و شاید همین علاقۀ خاص هم سبب شد تا آیت‌الله‌العظمی‌ محقّق‌داماد به افتخار دامادی مؤسّس حوزۀ علمیّۀ قم نائل آمدند و به لقب داماد شهرت یافتند. به هر صورت توان علمی ایشان و چیرگی ایشان به مبانی اصولی و فقهی، هیچ تردیدی نداشت.

ثانیاً: علاوه بر این قوّت و قدرت علمی، انصافاً اهتمام و همّت علمی ایشان هم، فوق‌العاده و چشم‌گیر بود. تمام اوقات ایشان صرف تفکر و تأمّل و مطالعه و تحقیق می‌شد و هیچ کاری را بر آن مقدّم نمی‌داشتند. مکرّراً از ایشان شنیدم که در برخی بحث‌ها می‌فرمودند: «من دیشب دربارۀ این مسئله، هفت هشت ساعت مطالعه کرده‌ام». و اساساً نسبت به کار علمی، شدیدالحُبّ بوده و از نشاط و شادابی علمی  بی‌اندازه‌ای برخوردار بودند و لذا هرگاه در اثر کسالت یا امثال آن از این حالت و روحیّه، باز می‌ماندند، تأثّری عمیق ایشان را می‌گرفت.

ثالثاً: درتدریس و درس و بحث، فقط حامل و ناقل آراء و دیدگاهای دیگران نبود. حقّاً محقّق بودند و بی‌جهت و براساس تعارفات معمول، به لقب محقّق، شهرت نیافته بود و بر این اساس، مطالعۀ ایشان به معنای حقیقیِ کلمه بود، یعنی در اثر مطالعه، از ذهن وقّاد او آراء و نظراتی بدیع، طلوع می‌کرد و بدین جهت وقتی وارد یک بحث می‌شدند، به طور همه جانبه، ابعاد مسأله را با موشکافی‌های عالمانه بررسی می‌کردند و تا آن مسأله را از هر جهت حلّ و فصل نمی‌کردند، ردّ نمی‌شدند و از جمله، نظرات خود را با دقّت‌های ظریفی از روایات استخراج می‌نمودند.

و رابعاً: علی‌رغم آنکه در بحث‌ها، بطور همه جانبه بررسی می‌کردند، امّا هیچ‌گاه از تمرکز بر اصل مطلب خارج نمی‌شدند و رسم ویژۀ درسی ایشان، حاشیه‌پردازی و مقدّمات تطویلی و ذکر همۀ فروع و نظایر اینها، نبود و از همین جهت هم، کمتر کسانی بودند که به مدّت طولانی در حوزۀ درسی ایشان حضور پیدا کنند و به تعبیر دیگر بیان ایشان چون مشتمل بر مقدّمات مطویّه بود، لذا باید شاگرد و مستمع، با مبانی به خوبی آشنایی می‌داشت تا بتواند بفهمد و دریابد که فرمایشات ایشان بر روی چه اساس‌هایی استوار شده است و همچنین چون مشتمل بر نتایج و نظرات عملی بود، لذا به دقّت و تحلیل کافی نیاز داشت و از این رو، حوزۀ درسی آیت‌الله العظمی محقّق‌داماد، انصافاً حوزۀ بسیار با کیفیّت و پرثمری بود و صرفاً خواص و نخبگان، در این مجلس درس حضور می‌یافتند و لذا محصول و ثمرات درس آن استاد عظیم‌الشّأن هم کاملاً مفید و چشم‌گیر بود. و حقّاً باید آن فقیه محقّق را یکی از نخبه‌پرورترین مدرّسان عالی‌رتبۀ حوزۀ علمیّۀ قم، به شمار آورد که نقش ایشان در نضج و رشد و ارتقاء مکتب اجتهادی و فقهی – اصولی قم در کنار سایر مکتب‌های فقهی اصولی دیگر مثل مکتب نجف اشرف و مکتب سامرّا، نقشی برجسته و بسیار با اهمیّت بوده است.

از این جهات علمی و تحقیقی که بگذریم، مقام قدس و معنویّت و تقوای آیت‌الله‌العظمی محقّق‌داماد نیز برجسته بود. ایشان واقعاً مجسّمۀ تقوا و عدالت و پارسایی و وارستگی بودند و از این جهت هم جزء فقهاءِ درجۀ اوّلِ معروف به تقوا در حوزۀ علمیّۀ قم به شمار می‌آمدند و از این بُعد در میان خواصّ و عوام از وجاهت ویژه‌ای برخوردار بودند. و خلاصه اینکه: آیت‌الله‌العظمی داماد به معنای واقعی کلمه، مهذّب بودند و دین را هضم کرده، یعنی به مقام یقین نائل شده بود، همان‌گونه که خود ایشان پس از اینکه در یک سفر زیارتی به مشهد مقدّس با مرحوم سیدالطائفه، حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی «قدس‌سرّهما» همراه و همسفر شده بودند دربارۀ آن بزرگوار می‌فرمودند که: «من در این سفر دیدم که آقای بروجردی دین را هضم کرده است».

علاوه بر این دو بعد علمی و تقوایی، روح لطیف و احساسات پاک و عواطف خالصانۀ ایشان هم، شاگردپرور و آموزنده بود. در مجلس درس، گاهی به مناسبت، موعظه‌هایی می‌فرمود و با آن احساسات روحانی خود و با آن چشمان نافذ اشکبارشان، شاگردان را منقلب می‌کردند و تحت تأثیر قرار می‌دادند.

به سبب همین روحیّۀ خلوص و احساسات پاک معنوی، هیچ‌گاه امور ظاهری و دنیوی و تشریفات مرسوم مثل تعداد شاگردان و حاضران در مجلس درس برایشان اهمیّتی نداشت. گاهی در مجلس درس موعظه می‌فرمودند و هشدار می‌دادند که: «آقایان مواظب باشید شیطان و جاه و جلال دنیا شما را نفریبد و بدانید شیطان برای هر کسی از راهی وارد می‌شود. مثلاً به من می‌گوید: آسید محمّد! تو که از دیگران چه در جهت علمی و چه در سایر ابعاد، کمتر نیستی. چرا خودت را مطرح نمی‌کنی؟» و با همین موعظه‌ها، ابتدا خود آن استاد عزیز متأثّر می‌شد و می‌گریستند و از این‌رو سخن نافذ ایشان در دلِ شاگردان و شنوندگان، اثر عمیقی می‌گذاشت. چنانکه آن فقیه وارسته، در مسجد بازار قم هم که اقامۀ جماعت می‌فرمودند در برخی ایّام مثل ماه مبارک رمضان برای عموم مردم، به منبر رفته و سخن و موعظه می‌فرمود و با همین حالات روحانی و سوز و گداز در وعظ و دعا، هر مخاطبی را تحت تأثیر قرار می‌دادند.

رحلت ایشان در حالیکه سنّ شریفشان هنوز به ۶۵ هم نرسیده بود، ثلمه‌ای جبران ناپذیر برای حوزۀ علمیّۀ قم به شمار می‌آمد، خصوصاً که در آن زمان هم آیت‌الله‌العظمی آقای بروجردی رحلت کرده بودند و هم حضرت امام راحل عظیم‌الشّأن نیز در اثر تبعید، در حوزۀ علمیّۀ قم حضور نداشتند.

از پیشگاه خداوند متعال، علوّ درجات آن استاد عظیم‌الشأن و ان فقیه پارسا را مسألت می‌کنم و خدای را سپاسگزاریم که دو یادگار گرامی ایشان در حوزه و در دانشگاه، مایۀ افتخار همگان بوده و نام و یاد آن والد ماجد و بزرگوار را زنده نگاه داشته‌اند، خصوصاً حضرت آیت‌الله آقای حاج سیدعلی محقّق داماد«دامت‌برکاته» که یکی از مدرّسان مبرّز حوزۀ علمیّۀ قم و علاوه بر این، یکی از شخصیّت‌های تأثیرگذار بر فعالیّت‌های اجتماعی و عامّ‌المنفعه در شهر مقدّس قم هستند و حقّاً ایشان را باید از ذخائر ارزشمند حوزه علمیّۀ قم به شمار آورد. من از زمانی که در درس والد ماجدشان با ایشان آشنایی و مراوده پیدا کردم و سپس در مواقع مختلف از جمله در جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیّۀ قم روشن‌بینی‌های کم‌نظیر و فکر و سلیقۀ ارشمند ایشان و همچنین خدمات فراوان ایشان در شورای مدیریّت حوزۀ علمیّۀ قم در سال‌های اولیّۀ تأسیس آن و نیز هدایت‌ها و زحمات ایشان در فعالیّت‌های مهمّ عامّ‌المنفعه در شهر مقدّس قم را ملاحظه کرده‌ام و همچنین تا به امروز به ایشان ارادت داشته‌ام. خداوند ایشان و جناب اخوی مکرّم‌شان را در استمرار یاد و نام والد معظّم‌شان بیش از گذشته، توفیقات عالیه عنایت فرماید.

و لازم می‌دانم در همین فرصت به این دو شخصیّت مکرّم حوزوی و دانشگاهی پیشنهاد نمایم که اگر برای چند سال آینده که پنجاهمین سال وفات استاد عظیم‌الشّأن است، امکان تشکیل یک همایش علمی که البتّه همراه با نشر آثار و تقریرات دروس فقه و اصول ایشان و تحقیق و پژوهش در ابعاد علمی و آراء و نظریّات ایشان باشد فراهم آید، بسیار به‌جا و مناسب است. به امید آن روز. والسّلام‌علیکم و رحمه‌الله وبرکاته.

حسین المظاهری

۲۳  محرّم‌الحرام  ۱۴۳۵

ششم آذر ۱۳۹۲

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *