عناصر دهگانه درس مرحوم آیت‌الله‌ سید محمد داماد

بیانات آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در دیدار با سرویس حوزه مجله مهرنامه درباره سلوک علمی مرحوم آیت‌الله‌العظمی داماد

محسن طهماسبی: آیت‌الله‌العظمی عبدالله جوادی آملی در زمره برجسته‌ترین شاگردان مرحوم آیت‌الله‌العظمی داماد است که مباحث حج، خمس و بخشی از بحث صلاه این استاد نامدار حوزه قم را تقریر و منتشر کرده است. به محضر این فقیه، فیلسوف و مفسر ۸۰ ساله رفتیم تا درباره روش درسی و مبانی فکری مرحوم آیت‌الله داماد از بیانات ایشان بهره‌مند شویم. ایشان که ۱۳ سال در جلسات درس مرحوم داماد شرکت کرده‌اند، سخن را از روش تدریس آن فقیه فقید آغاز کردند:

آیت الله محقّق داماد (ره)؛ مصداق بارز وارثان علوم انبیا

بسم الله الرحمن الرحیم. شرح حال عالمان دین در حقیقت تتمّه بررسی علوم انبیا و اولیای الهی است، زیرا ارزیابی علمِ وارث, کاشف از علم مورِّث است. مرحوم آیت الله العظمی محقّق داماد (رضوان الله تعالی علیه) از مصادیق بارز «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیَاءِ» بودند؛ به علت اینکه دو عنصر علمِ صائب و عمل صالح تشکیل‌دهنده هویّت استاد ما حضرت آیت الله العظمی محقّق داماد بود.

روش تدریس آیت الله العظمی محقّق داماد (ره)؛ الگویی برای مدرسان حوزوی

کیفیت تدریس ایشان در فقه و اصول را اگر بخواهید خوب تنظیم کنید، در ده محور قابل ارزیابی است. مبانی علمی ایشان در کتاب‌‌هایی چاپ‌شده هست که آنها برای محققان حوزوی کار آمدند نه برای تودهٴ مردم، اما آنچه کارآمد و به ‌روز است و می‌تواند برای مدرّسان و اساتید حوزوی اُسوه‌ باشد، عبارت از این ده امر است. منظور از این امور ده‌گانه این نیست که ایشان در تدریس می‌فرمودند به ده امر توجه کنید، بلکه منظور آن است که شاگرد اگر شاگرد بود، می‌توانست این امور ده‌گانه را از بیانات نورانی ایشان استفاده کند، همان‌طوری که مورّثان اینها؛ یعنی ائمه(علیهم السلام) فرمودند: «عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَیْکُمُ التَّفْرِیعُ» ما اصول و مبادی و منابع و مبانی را مطرح و شما فروع را از آنها استنباط کنید و اگر کسی بعد از شنیدن آن اصول نتواند مطالبی را از آنها استنباط و فروعی را استخراج کند, شاگرد خوبی برای علوم اهل بیت(علیهم السلام) نخواهد بود و همچنین اگر کسی این اصول و عناصر ده‌گانه حضرت استاد را نتواند از فرمایشات ایشان استخراج کند، شاگرد خوبی برای ایشان نخواهد بود.

تفاوت شیوه تدریس استاد (ره) در عبادات و معاملات

کیفیت تدریس ایشان در عبادات این بود که عمق روایات را ارزیابی کنند و با کمال خضوع در پیشگاه روایات، متعبّدانه تعقّل کنند؛ نه می‌کوشیدند چیزی را بر آنها بیفزایند و یا چیزی را از آنها کم کنند، «مستمِعٍ واع»  باشند و به تعبیر قرآن کریم ﴿تَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَهٌ﴾ ؛ یعنی گوشِ شنوا که فقط ظرفیت آن آماده برای پُر کردن فرمایشات ائمه است. اما در عبادات چون صبغهٴ تعبّدی آن بیش از معاملات است، کار یک مجتهد ماهر و استاد کامل این است که بدون تسامح و تساهل در روایات غور و غوص کند و غوّاصانه از روایات مایه علمی و پایه استنباطی بگیرد و از دریای روایات غوص شده با دست پُر بیرون آید. اگر کسی خواسته‌های خود را بر روایات تحمیل کند، توان استنباط فرع از اصل را ندارد. ائمه(علیهم السلام) این نکته را بازگو کردند و شاگردان خوبی را هم براساس «عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَیْکُمُ التَّفْرِیعُ» پروراندند.

القاء عناصر محوری بحث درتدریس آیت الله العظمی محقّق داماد (ره)

منطق علمی استاد ما آیت الله العظمی محقق داماد و روش ایشان در تدریس این بود که ما این اصول و عناصر ده‌گانه را در لابه‌لای تدریسمان ارائه می‌کنیم و «علیکم النظم»؛ شاگردان باید آنها را منظم و منسجم کرده و بهره‌های علمی ببرند، زیرا همه این عناصر ده‌گانه در تدریس ملحوظ شده‌اند.

بررسی عناصر محور بحث در شیوه تدریس آیت الله العظمی محقّق داماد (ره)

آن عناصر ده‌گانه عبارت از این است:

عنصر اول: تحریر دقیق صورت مسئله و فواید آن

بررسی عمیق محلّ نزاع و تحریر صورت مسئله، چون وقتی کسی وارد یک مسئله می‌شود، اگر موضوع و محمول و صورت مسئله را خوب ارزیابی کند، از هر راه می‌تواند بر آن برهان اقامه کند، چون صورت مسئله از واقعیّتی حکایت می‌کند و امور واقعی هیچ‌کدامشان تافته جدا بافته نیستند ؛ هرکدام از اینها مسبوق به یک سابق و ملحوق به یک لاحق می‌باشند؛ یعنی علت و معلولی دارند. اگر کسی صورت مسئله را خوب تحلیل کرد از چند راه می‌تواند بر آن برهان اقامه کند، زیرا آن موجود خارجی که مطابَق صورت مسئله هست لوازمی دارد, ملزوماتی دارد, ملازماتی دارد، اینکه می‌بینید یک فیلسوف ماهر و همچنین یک ریاضی‌دانِ کامل موفق می‌شود که یک مسئله را از چند راه حل کند، برای آن است که صورت مسئله را خوب فهمید, وقتی صورت مسئله را خوب فهمید، این مسئله، بیگانه و یک موجود تَک در عالَم نیست، زیرا از یک سو به علل خود مرتبط است و از سوی دیگر به معالیل خود ارتباط دارد، هم از دو طرف جلو و دنبال و بالا و پایین و مانند آن به ملازمات مرتبط است. آن فیلسوف یا آن ریاضی‌دان گاهی از راه لازم, زمانی از راه ملزوم و گاهی از راه ملازم برهان اقامه می‌کند و چون موجود واقعی مقارناتی هم دارد که ملازم نیستند، آن مقارنات را به عنوان تأیید مطرح می‌کند. قدرت یک فیلسوف و توان یک ریاضی‌دان در این است که صورت مسئله را خوب تشخیص دهد و از هر راه بر آن برهان اقامه کند. توانمندی یک فقیه ماهر؛ مثل آیت الله العظمی محقق داماد در این است که وقتی وارد مسئله می‌شد آنرا به‌ خوبی تحریر می‌کرد و صورت مسئله را به خوبی ادراک می‌کرد، اگر مسئله با امارات و روایات اِشراب و اثبات می‌شد، چون امارات و روایات که اماره‌اند، لوازم, ملزومات و ملازمات آنها حجّت است، از هر راه می‌توانستند انجام می‌دادند و برهان اقامه می‌کردند و چون مقارناتی هم آنها را همراهی می‌کرد، از مقارنات آنها به عنوان تأیید استفاده می‌کردند. در فقه آن قدرتی که در فلسفه و ریاضی هست نیست، زیرا برخی از مسائل فقهی با اصول عملیه ثابت می‌شود؛ اصول عملیه برای رفع حیرت «عندالعمل» است؛ لذا لوازم و ملزومات و ملازماتشان حجّت نیست و نمی‌توان از راه لوازم, ملزومات و ملازمات مسئله‌ای را که اصلِ عملی بر آن اقامه شده است، برهانی کرد؛ ولی اگر مطلبی با اماره‌ای ثابت شد، چون اماره واقعیت را نشان می‌دهد و آ‌ن واقعیت همراه با این سه ضلع، لازم و ملزوم و ملازم هست، می‌توان از اضلاع دیگر مسئله را برهانی کرد، چه اینکه اگر کسی صورت مسئله را خوب ارزیابی نکند و متوجه عمق آن نشود، ناقدانی که گفتار وی را نقد می‌کنند، از هر طرف به قول یا مقاله وی حمله می‌کنند؛ یعنی از طرف لازم, از طرف ملزوم, از طرف ملازم نقد ‌کنند. اینکه بعضی‌ها مطلبی را ناپخته مطرح می‌کنند و دیگران از هر طرف به او اشکال می‌کنند، رازش این است و اینکه بعضی‌ها مسئله را پخته طرح می‌کنند و از هر طرف برهان اقامه می‌کنند، رمزش آن است. اوّلین کار یک استاد ماهرـ که حضرت آیت الله العظمی محقق داماد(رضوان الله تعالی علیه) در این رشته کامل و ماهر بودـ تحریر صحیح محلّ بحث بود.

عنصر دوم: بیان اختلافات در محل نزاع و قوّت وضعف آنها

آن است که احتمالات قابل طرح در آن مسئله را باید بازگو کنند، چون علم نه منحصر در گذشته است و نه منحصر در حال, ممکن است برای آیندگان هم مطرح باشد. خدا مرحوم شیخ اشراق را رحمت کند، این بزرگ حکیم الهی در کتاب حکمهالاشراق چنین فرمود: تاکنون وقف‌نامه‌ای پیدا نشده که خدا علم را برای عصری یا مصری یا نسلی وقف کرده باشد، علم وقف هیچ گروه و زمان و زمینی نیست ، زیرا ممکن است عالِمی در گذشته مطلبی را نگفته باشد و عالِم فعلی یا آینده آنرا بگوید. بنابراین یک محقّق توانمند باید محتملات مسئله را با دقت بازگو کند؛ اگر قبلاً کسی این را گفت, آن‌ را احیا کند و اگر قبلاً کسی این را نگفت, زمینه ابداع احتمال را برای آیندگان طرح کند. استاد ما آیت الله العظمی محقّق داماد(قدّس الله نفسه الزکیّه) این‌چنین بود که محتملات آن مسئله را کاملاً طرح می‌کرد؛ البته محتملات یکسان نبودند، بعضی ضعیف بودند، بعضی قوی, بعضی اقوا و بعضی اضعف و مانند آن.

 عنصر سوم وچهارم: ارائه اقوال و پیشینه تاریخی آن

بیان اقوال در مسئله است که کدام محتمَل قائل دارد و کدام محتمَل قائل ندارد، چه کسی آن قول را گفته است و چه کسی نگفته است. راز طرح اقوال مسئله این است که یک محقّق به دنبال کتاب‌هایی برود که اقوال صاحبان آن کتاب در آن کتاب‌ها مطرح است، هر کسی قولی را گفته است، لابد دلیلی هم برای قول خود ذکر می‌کند یا «بالاجمال» یا «بالتفصیل»; این توسعه ادله برای محقّقان بعدی راهگشاست. در مرحله سوم اقوال مسئله را مطرح می‌کردند، اقوال هم طبق احتمالات گذشته بود که برخی از محتملات قائلی نداشت و برخی از محتملات قائل داشت. عنصر بعدی، پیشینه تاریخی اقوال است که کدام احتمال را پیشینیان گفته‌اند و کدام احتمال را متأخّران بیان کردند.

عنصر پنجم و ششم: ادله اقوال و ترجیح و شکوفا سازی یکی از آن

ادلّه اقوال بود تا آن‌جا که ممکن بود اقوال ارائه‌شده با ادله مطرح می‌شد که اگر کسی فلان قول را گفته است، دلیل او این است. ضمن این کار, پیشینه تاریخی و تطوّرات فکری هم مشخص می‌شد که اقدمین چگونه فکر می‌کردند, قدما چگونه فکر می‌کردند, فقهای میانی چگونه فکر می‌کردند, متأخّرین چگونه فکر می‌کردند, «متأخّر المتأخّرین» چگونه فکر می‌کنند که پیشینه تاریخی ، تطوّر فقهی و مانند آن مطرح می‌شد. این بیان لطیفی که استاد ما امام راحل(رضوان الله تعالی علیه) فرمودند که زمان و مکان سهم تعیین‌کننده‌ای در اجتهاد دارند  در بررسی پیشینه تاریخی و تطوّرات تدریجی آن کاملاً راهگشاست و این مطلب را مشخص و به این اصل هم کمک می‌کند.

بعد از اینکه پیشینه تاریخی مسئله روشن شد، ادلّه اقوال مشخص شد، قول منتخب خودشان را ذکر می‌کردند که در بین محتملات کدام محتمل قوی است و در بین اقوال کدام قول قوی است. گاهی ممکن است یکی از محتملات را ترجیح می‌دادند که قائلی نداشت یا اگر قائلی داشت قائل آن گمنام و قول او هم نادر بود؛ ولی با برهان آن قول را می‌پروراندند و آن‌ را از نُدرت به شهرت در می‌آوردند.

عنصر هفتم:تبیین ادلّه قول مختار

بعد از اینکه قول منتخب خودشان را ارائه دادند و مشخص کردند که کدام قول منتخب است، ادلّه اثبات آن قول منتخب را ارائه می‌کردند، براهینی اقامه می‌کردند، اگر آیه بود, اگر روایت بود و اگر اجماع تعبّدی محصّل بود ـ در جایی که اجماع حجّت است، چون اجماع زیر پوشش سنّت است، در برابر سنّت نیست ـ اگر اجماعی قابل اعتماد بود آن را بازگو می‌کردند.

عناصر بعدی :بررسی نقدها بر قول مختار و بیان نظر نهایی

عنصر هشتم و آن نقد دلیل خودشان است، چه اینکه اقوال دیگران را نقد می‌کردند، نوبت به نقد قول منتخب خودشان و دلیل قول منتخب خودشان می‌رسید که این را هم اگر کسی نقدی داشت، سؤالی و اشکالی در ذهنش بود، چه در همان روز در جلسه درس و چه در روزهای بعد، طرح می‌کردند و ایشان کاملاً گوش می‌دادند و بعد از ارزیابی این نقدها، سؤالات، اشکالات و شبهات، شروع می‌کردند به جواب دادن که این عنصر بعدی است؛ جواب شبهات را طوری ارائه می‌کردند که ضمن تقویت آن ادلّه, زمینه شبهه‌افکنی و نقدپردازیِ بعدی‌ها را هم برطرف می‌کردند.

سرّ کم بودن احتیاطِ در فتوا در مبانی فقهی استاد (ره)

 آن‌گاه مسئله احتیاط در مبانی ایشان کمتر بود، زیرا یک فقیه ماهر، توانمندانه قوانین اصولی و قواعد فقهی را ارزیابی می‌کند، در هر حال راه یک‌طرفه است، کمتر اتفاق می‌افتد که کسی راه را نتواند به پایان برساند و در اثر اجمال، ابهام یا تعارض ادلّه بماند و قدرت جمع‌بندی نداشته باشد. آن‌جا که یک فقیه احتیاط می‌کند؛ یعنی من فتوایی ندارم. یک وقت است فقیه فتوا به احتیاط می‌دهد؛ مثل اطراف علم اجمالی، آن ماهرانه فتوا دادن است، آن فتوای به احتیاط است نه احتیاط در فتوا; یک وقت است که راه برای او روشن نشد و مطلب برای او حل نشد آن وقت احتیاط می‌کند که طریق نجات است. اینکه می‌گویند در جایی که مرجع تقلید احتیاط کرده است می‌توان به غیر مراجعه کرد، برای آن است‌، در مواردی که فقیه فتوا به احتیاط داد آن‌جا فتواست و جا برای رجوع به غیر نیست، اما جایی که احتیاط کرد، فتوا نداد، بازگشت این احتیاط به آن است که مرجع در این حال فتوایی ندارد، چون فتوایی ندارد مقلّدان او می‌توانند به دیگری مراجعه کنند؛ آن‌جا که فرمودند مشکل است, آن‌جا که فرمودند احتیاط این است، فتوا در کار نیست؛لذا مقلّد می‌تواند به غیر او مراجعه کند.مرحوم استاد آیت الله العظمی محقّق داماد(رضوان الله تعالی علیه) در بحث این‌چنین بودند، گاهی ممکن است کسی در عمل, احتیاط کند؛ ولی بحث طوری بود که ایشان غالباً به نتیجه مثبت یا منفی می‌رسید و در فتوای علمی درنگ نداشت، همواره با روشنی فتوای علمی روبرو بود؛ خواه در موارد تعارض ادلّه، خواه در موارد فقدان نص و مانند آن. بنابراین هم اصول و مبانی و مبادی را خوب طرح می‌کردند، هم فروع مستخرَج‌ از آنها را خوب بازگو می‌کردند، هم قول منتخب را ارائه می‌کردند و هم دلیل آن را به خوبی بیان می‌کردند و هم شبهات را خوب می‌پرداختند و پاسخ می‌دادند. ارزیابی این امور ده‌گانه، عصاره نظم تدریسی این بزرگوار بود.

ریزش کوثرگونه عناصر بحث، علت شاگرد پروری آیت الله العظمی محقّق داماد (ره)

یک وقت است که بزرگواری؛ نظیر مرحوم آقای نائینی و امثال ایشان(رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) از همان اول می‌گفتند: «ینبغی التنبیه علی امور ثلاثه أو امور اربعه» با نظم خاصّی تدریس می‌کردند، این نظم را خود استاد به شاگرد منتقل می‌کند، اما یک وقت است که استادِ محقق، کوثرگونه مطالب را می‌ریزند و شاگردپروری می‌کنند که شاگرد هم مطلب را بفهمد و هم به آن نظم دهد، منتظر نباشد مطلب دسته‌کرده و بسته‌بندی شده‌ای را به او ارائه کنند، او خودش باید دسته‌بندی، منظّم و بهره‌برداری کند. بنابراین اگر گفته شده است درس مرحوم آقای داماد با این عناصر ده‌گانه همراه بود، معنایش این نیست که ایشان می‌فرمودند ما باید این امور ده‌گانه را در نظر داشته باشیم، بلکه ایشان مطالب فراوان را القاء می‌کردند و شاگرد باید هم مطلب را می‌فهمید و هم این امور ده‌گانه را کنار هم تنظیم می‌کرد.

علت برتری دروس استاد بر دروس برخی دیگر از فقها

قداست و تقوای ایشان از یک سو و قدرت بدنی و سلامت ایشان «بحمدلله» از سوی دیگر و علاقه وافر ایشان به علوم الهی از سوی دیگر و همچنین فراغت ایشان باعث شد که درس یک روز ایشان تقریباً معادل درس چند روز برخی دیگر باشد. اگر کسی ذخیره پرتوان علمی و اشتیاق وافر به علوم اهل بیت(علیهم السلام) داشته باشد، فراغت داشته باشد، قدرت بدنی داشته باشد و از این قدرت بدنی و آن فراغتِ وقت بهره کافی ببرد، می‌شود محقّق‌داماد(رضوان الله تعالی علیه). در دوران نوجوانی و جوانی که به درس مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم می‌رفتند، می‌فرمودند ما به یاد داریم، صبح زود که برای شرکت در درس مرحوم آقای حائری به مسجد بالاسر می‌رفتیم، طلابی که در مسجد بالاسر مشغول مباحثه درس روز قبل بودند، «لهم دویّ کدویّ النحل» مانند زنبورهای کندوی عسل با هم زمزمه می‌کردند هر دو نفر یا بیشتر کنار هم نشسته بودند و با هم بحث می‌کردند، فضای مسجد بالاسر فضای بحث‌های پرجاذبه بود.

استفاده استاد (ره) از فضای باز حوزه مقدسه قم

بعد از آمدن آیت الله العظمی بروجردی(رضوان الله تعالی علیه) تفکّر جدیدی در حوزه علمیه قم پیدا شد که استاد ما محقّق داماد و همچنین استاد ما امام (رضوان الله تعالی علیهما) از این فیض هم مستفیض شدند و آ‌ن اعتنای شدید آیت الله العظمی بروجردی به مبانی و اقوال پیشینیان بود؛ ایشان الجوامع‌الفقهیه را احیا کردند، چه اینکه طبقات‌الرجال را هم احیا کردند، بازگشایی آرا و اقوال گذشتگان سهم تعیین‌کننده‌ای در بررسی و ارزیابی متأخّران دارد. استاد ما آیت الله العظمی محقّق داماد (رحمه الله)، از آنچه مرحوم آقا شیخ عبدالکریم داشت بهره‌مند شد و البته مشایخ و اساطین و اساتید بزرگوار دیگری هم بودند که ایشان از محضر آنها هم استفاده کرد؛ مرحوم آقای یثربی بودند، آقا سیدمحمدتقی خوانساری بودند و دیگران ؛ ولی مرحوم آقای بروجردی که آمدند فضای بازی ایجاد کردند که این فضای باز یک ره‌آورد تازه‌ای داشت و مرحوم آقای داماد و همچنین استاد ما امام خمینی (رضوان الله تعالی علیهما) از این فضای باز هم بهره ‌بردند.

عدم تفاوت مدرسه فقهی قم با نجف در اهتمام به روایات

حضرت استاد، یکی از جهاتی که در مورد مدرسه فقهی قم به مرحوم آیت الله بروجردی منسوب بود, علاوه بر اعتنا به اقوال قدما ـ که فرمودید ـ‌ اعتنای شدید به روایات بود، این جهت را در درس مرحوم آقای داماد تا چه حد ملاحظه می‌فرمودید؟ آیا با مرحوم آقای خویی و مدرسه نجف تفاوت محسوسی داشت یا خیر؟

همان‌طور که اشاره شده است در بحث عبادات, تأمّل ژرف درباره روایات لازم است، در بحث معاملات که روایات کم است ارزیابی غرایز و ارتکازات عقلا تعیین‌کننده است؛ ولی در بحث عبادات و تعبّدیات, حرف اول را روایات می‌زند؛ لذا ایشان بیش از هر چیزی و پیش از هر چیزی به روایات بها می‌داد و محتملات روایات را ارزیابی می‌کرد، البته در معاملات این‌طور نبود، در معاملات چون روایات کم است و خطوط کلی معاملات هم به وسیله روایات امضا می‌شود، یک استاد ماهر اگر بخواهد بحثی درباره معاملات داشته باشد؛ مثل مرحوم آقای نائینی و امثال ایشان، بیش از هر چیزی به غرایز و ارتکازات مردمی بها می‌دهند و وارد درون غریزه و ارتکاز مردم می‌شوند و آن را استنباط می‌کنند، بعد روایات را هم که امضای همان غرائز هستند بررسی می‌کنند مگر در مواردی خاص که امور تعبدی در معامله راه می‌یافت؛ ولی در عبادیّات، چون سخن از غرایز عقلا و امضای بنای عقلا و امثال آنها نیست، اهتمام اصیل یک فقیه باید همان روایات باشد که ایشان این کار را می‌کردند؛ مرحوم آقای بروجردی(رضوان الله تعالی علیه) و سایر مراجع هم اگر به روایات اعتنای شدید داشتند، بخش مهمّ آن مربوط به بحث‌های عبادات بود، اما در معاملات که روایات کم است به غرایز عقلا و ارتکازات عقلا بیشتر بها می‌دادند.

امیدواریم که خدا به همه شما و دست‌اندرکاران این مجلّه و عموم علاقه‌مندان به علوم اهل بیت، سعادت و سیادت دنیا و آخرت بدهد. نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و مملکت ما را در سایه امام زمان(علیه السلام) حفظ بفرماید! روح مطهر امام راحل, استاد عزیز ما آیت الله العظمی محقّق داماد, همه مشایخ و همچنین شهدای انقلاب و جنگ را با انبیا و اولیای الهی محشور بفرماید! «غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

همین مصاحبه در سایت آیت‌الله جوادی آملی

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *