می‌گفت در تفقه نباید به مردم سخت گرفت

گفتگو با شیخ احمد اثنی‌عشری؛ کارشناس مذهبی رادیو ایران در دهه سی شمسی

با حجه‌الاسلام‌والمسلمین شیخ احمد اثنی‌عشری درباره جایگاه حوزوی برخی استادان بزرگ قم به گفتگو نشستیم. این روحانی ۸۷ ساله قمی که از علمایی چون آیت‌الله کاشف‌الغطاء و آیت‌الله اصطهباناتی اجازه اجتهاد دارد و در ابتدای دهه سی به همراه استاد مطهری از کارشناسان مذهبی رادیو ایران بوده است، سال‌ها در جلسات درس علمایی چون امام خمینی و نیز مرحوم آیت‌الله‌ داماد شرکت کرده و از شاگردان نزدیک وی محسوب می‌شده است. وی از هم‌درسان و دوستان قدیمی آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی و امام موسی صدر در درس مرحوم محقق داماد بوده و دستی در شعر و شاعری نیز داشته است و در مطبوعات حوزوی دهه سی و چهل شمسی اشعاری درباره ائمه شیعه(ع) و علما سروده است.

شما چگونه با مرحوم آیت‌الله داماد آشنا شدید و به درس ایشان رفتید؟

وقتی وارد حوزه علمیه شدم، آوازه فضل و دانش آیت‌الله داماد را می‌شنیدم. پس از آنکه آیت‌الله بروجردی به قم آمدند و درس‌شان آغاز شد، آقای داماد می‌فرمود مسیر فقاهت رونق گرفته و طلبه‌ها به درس ایشان خیلی محتاج هستند. همین‌گونه تأییدات باعث شد که درس آقای بروجردی اوج بگیرد. همه می‌دانستند که آقای داماد اهل و هوس نیست و زندگی ساده‌ای دارد. مرحوم آقای خمینی درباره آقای داماد می‌فرمود که حرف‌های ایشان مستند است و باید تبعیت کرد. تعبیر دیگری که آقای خمینی درباره آقای داماد داشت و من از مرحوم مطهری یا آقای شبیری شنیدم این بود که ایشان را یک «بحر موّاج» می‌خواندند که همه باید از ایشان استفاده کنند. به تعبیر حاج شیخ عبدالکریم حائری، حرف‌های آقای داماد غیر مجازف است و حرف گزاف نمی‌زند. ایشان زندگی بسیار ساده‌ای داشت و منزلش محل رفت و آمد روحانیون و مردم بود.

شما هم مباحث درس ایشان را نوشته‌اید؟

گاهی یادداشت می‌کردم، ولی چون حافظه خوبی داشتم به خاطر می‌سپردم. علاوه بر اینکه مباحثه می‌کردم.

درس آقای داماد را با چه کسی مباحثه می‌کردید؟

با مرحوم آقای سید جلال طاهری اصفهانی.

ایشان به کدام یک از شاگردانشان توجه ویژه‌ای داشت؟

مزیت خاصی برای کسی قائل نمی‌شد و به همه احترام می‌گذاشت. رابطه خوبی با طلبه‌ها داشت و شوخ‌طبع بود.  من با ایشان زیاد مزاح می‌کردم. یک بار به ایشان عرض کردم که شما باید شاگردان خود را به مهمانی دعوت کنید. ایشان هم به مزاح گفتند که فلانی تو چقدر کلّاش هستی. من عرض کردم فرقی نمی‌کند، چه کلّاش باشم چه نباشم، شما باید ما را به مهمانی دعوت کنید. بعدا شنیدم که وقتی من در سفر بودم، شاگردان خود را به مهمانی دعوت کرده بودند و من نتوانستم به این مهمانی بروم. ایشان بسیار رئوف‌القلب بودند و حتی یک بار یادم هست که سر درس، روایتی را خواندند و گریه کردند. در هر صورت، اغلب فضلای فعلی مرهون تعلیمات ایشان هستند. درس ایشان چون در سطح بالایی بود، آن زمان که ما می‌رفتیم سی چهل نفر در بقعه‌های صحن حضرت معصومه (س) به درس ایشان می‌آمدند.

چه کسانی مستشکل درس ایشان بودند؟

مستشکل کمی داشت. چون حرف‌های ایشان پذیرفته شده بود، برای همین کمتر طلبه‌ها اشکال می‌کردند.

ایشان در اصول فقه به عرف توجه ویژه‌ای داشتند. چیزی در این باره به خاطر دارید؟

این نظر را آقای خمینی هم داشت. من سه ماه در درس ایشان در مسجد سلماسی شرکت کردم. ایشان هم مثل آقای داماد معتقد بود که به نظریات عرفی باید توجه کرد و زندگی مردم مسلمان را مورد توجه قرار داد تا هنگام فتوا دادن نسبت به مردم سخت‌گیری نشود. البته آقای خمینی در خانه‌اش به آقایان منتظری و مطهری به طور خصوصی درس فقه را در سطح بالایی می‌گفت که من یک بار در این درس شرکت کردم. گویا دوست نداشتند این درس شلوغ و علنی شود.

ارتباط ایشان با انقلابیون حوزه چگونه بود؟

ایشان می‌دید که طبقه جوان حوزه چیزی را می‌خواهد که پیران حوزه نمی‌خواهند، اما اگر ایشان موضعی می‌گرفت این اختلافات تشدید می‌شد. برای همین، ایشان سعی می‌کرد در جلسات خصوصی علما شرکت بکند و نظرات خود را به صورت خصوصی مطرح کند. یادم هست که یکی از تجار خدمت آقای داماد آمد و به ایشان پیشنهاد مساعدت مالی داد. ایشان در پاسخ گفت که پول خود را به رخ ما نکشید، ما به پول نیاز نداریم بلکه نیاز به افرادی داریم که فعالیت کنند و کارها را جلو ببرد. نظر آقای خمینی هم این بود که سرمایه‌داران به انقلابیون حوزه نزدیک نشوند تا انقلابیون متهم به مسائل مالی نشوند.

نظر آقای داماد درباره فعالیت سیاسی طلاب چه بود؟

خودشان فعالیتی نداشتند ولی باطناً خوشحال بودند، هرچند بروز نمی‌دادند. با آقای خمینی و حاج آقا روح‌الله کمالوند خرم‌آبادی در زمینه مسائل سیاسی مذاکره می‌کردند. خصوصا با آقای خمینی رابطه خیلی خوبی داشتند.

ایشان با مخالفین شاه یا مقامات حکومت هم ارتباط می‌گرفت؟

نه، فقط با علما ارتباط داشت. نه با مخالفین سیاسی ارتباط داشت و نه با مقامات حکومت وقت رفت و آمد می‌کرد. حکومت را جائر و ظالم می‌دانست و البته مخالفت علنی را هم بی‌فایده می‌دانست. ایشان حتی در جریان اختلاف میان امام خمینی و آقای شریعتمداری هم مواضع خود را در جلسات خصوصی می‎‌گفت تا اختلاف بین علما تشدید نشود.

آقای داماد از حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی چه خاطراتی نقل می‌کردند؟

شنیدم که وقتی آقای خمینی در جوانی شاگرد حاج شیخ بوده به ایشان گفته که چرا علیه رضاشاه اقدامی نمی‌کنید؟ آقای حائری گفته که اگر من اقدامی بکنم رضاشاه مرا می‌کشد و شایع می‌کند که آقا حصبه گرفت و از دنیا رفت. آقای خمینی در پاسخ گفته بوده که اشکالی ندارد، ما از خون شما استفاده می‌کنیم و علیه رضاشاه قیام می‌کنیم. آقای حائری به مزاح پاسخ داده که خونی در کار نیست، چون مرا به گونه‌ای از بین می‌برند که خونی بر زمین نریزد و می‌گویند که آقا خودش از دنیا رفت.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *