فقیهی برای همه اعصار

نگاهی به ادوار سیاسی زندگی آیت‌الله‌العظمی سیستانی و نقش وی در تحولات معاصر عراق

علی‌اشرف فتحی: نقش‌آفرینی آیت‌الله‌العظمی سیستانی به عنوان پرنفوذترین مرجع تقلید شیعیان در جریان عملیات‌های اخیر گروه موسوم به داعش، بار دیگر ضرورت توجه به پیشینه و نقش این مرجع تقلید برجسته شیعه را آشکار ساخته است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا آیت‌الله بار دیگر خواهد توانست شیعیان و عراق را از یک بحران مذهبی – سیاسی دیگر عبور دهد؟

۱- فقیه عصر سکوت

«آقا سید محمد باقر صدر نه با مخالفین امام همراهی می‌کرد و نه سعی می‌کرد بر خلاف فضای نجف، با انقلابیون و مخالفان شاه همراه شود، ولی چون چهره روشنفکری داشت برای امام احترام قائل بود. آقای سیستانی هم در آن زمان این‌گونه بود و درس محدودی در خانه‌اش داشت. با دستگاه‌ها و بیوت هم زد و بند نداشت و فقط مشغول به تدریس بود. یادم هست پسر مرحوم آقای مروارید که از زهاد مشهد بودند از شاگردان قدیمی آقای سیستانی بود و وقتی دوستداران امام در مدرسه آقای بروجردی جمع شده بودند یک بار ایشان هم آمد و گفت آقای سیستانی گفته اگر دانشجویان ایرانی مقیم اروپا به عراق آمدند از آنها بخواهید نشریات آنجا را برای مطالعه ایشان بیاورند. خلاصه اینکه ایشان علاقه‌مند به مطالعه این نشریات بودند ولی ترجیح می‌دادند در مسایل سیاسی و امور بیوت دخالت نکنند و فقط مشغول درس و بحث باشند. حتی زمانی که بعد از فوت آقای حکیم، ۱۲ نفر از مدرسین قم مثل آقای منتظری، آقای مشکینی، آقای ربانی شیرازی، آقای صالحی نجف‌‌آبادی و … بیانیه‌ای در دفاع از مرجعیت امام نوشتند، در نجف نیز عده‌ای مثل آقا سید محمد باقر صدر، صدرا بادکوبه‌ای، فیروزآبادی (صاحب عنایه‌الاصول) و شیخ مجتبی لنکرانی (هم‌بحث آیت‌الله خویی) بیانیه‌‍‌‌هایی در دفاع از مرجعیت آقای خویی دادند. اما در همین جریان نیز آقای سیستانی وارد نشد و دخالت نکرد» (۱)

اینها خاطرات مرحوم حجه‌الاسلام شیخ محمدحسین شریعتی از نزدیکان امام خمینی در نجف بود که درباره جایگاه و فعالیت آیت‌الله‌العظمی سیستانی در دهه چهل شمسی سخن گفته بود. در آن سال‌ها آیت‌الله سیستانی از فضلای جوان حوزه نجف محسوب می‌شد و مورد توجه استادش مرحوم آیت‌الله‌العظمی خوئی قرار داشت. سعید حجاریان نیز در سال ۱۳۸۴ طی گفتگویی با نگارنده درباره علاقه آیت‌الله سیستانی به شناخت تاریخ ژاپن و سیر پیشرفت آن سخن گفته بود. هرچند علاقه به ژاپن در میان بزرگان نجف، مسبوق به سابقه بود و آخوند خراسانی (۲) و برخی نویسندگان حوزوی مجلات نجف (۳) نسبت به پیشرفت‌های محسوس ژاپنی‌ها در ابتدای قرن بیستم حساس بوده و تحولات این کشور را پیگیری می‌کردند.

مرحوم آیت‌الله‌العظمی خویی و شاگردش آیت‌الله‌العظمی سیستانی

با اخراج جمعی از روحانیون ایرانی مقیم عراق از این کشور به دستور بعثی‌ها در ابتدای دهه پنجاه شمسی، نقش آیت‌الله سیستانی در میان نزدیکان و حواریون آیت‌الله خویی پررنگ‌تر شد و با ورود به هیأت استفتای این مرجع تقلید اثرگذار معاصر، در جرگه علمای رده دوم نجف در دهه پنجاه و شصت شمسی مطرح شد.(۴)

آیت‌الله سیستانی طی این سال‌ها به عنوان یکی از بازوان علمی استاد نامدارش، سخت‌ترین شرایط ناشی از سیطره بعثی‌ها بر عراق را تاب آورد و کوشید با دوری‌گزینی از سیاست به تقویت بنیه علمی حوزه هزار ساله نجف بپردازد؛ حوزه‌ای که تحت فشار بی‌سابقه بعثی‌ها روزگار ضعف و انزوای خود را می‌گذراند.

۲- فقیه عصر گذار

با سرکوب بی‌سابقه و وحشیانه شیعیان عراق در جریان انتفاضه شعبانیه سال ۱۹۹۱میلادی که با چراغ سبز امریکایی‌ها در دولت جرج بوش اول، منجر به کشتار بیش از سیصد هزار شیعه و کُرد عراقی و آوارگی دو میلیون نفر شد، آیت‌الله‌العظمی خویی و بزرگان نجف نیز به عنوان رهبران این خیزش مردمی، تحت فشار بی‌سابقه قرار گرفتند و سید خوئی به همراه برخی اعضای خانواده و شاگردانش بازداشت و به بغداد منتقل شد تا مجبور به دیدار با دیکتاتور جلاد عراق شود. تصاویر دیدار اجباری آیت‌الله خوئی و صدام حسین به سرعت منتشر شد تا خیزش بی‌سابقه مردم عراق مهار شود.

ملاقات اجباری و تحقیرآمیز مرحوم آیت‌الله‌العظمی خویی با صدام حسین

حوزه نجف بعد از این سرکوب وحشیانه به انزوای شدید فرو رفت و زعیم آن نیز در ماه‌های پایانی عمر ۹۴ ساله‌اش تحت حصر و کنترل شدید دستگاه بعثی قرار داشت. تابستان ۱۳۷۱ (یک سال و نیم بعد از قیام شیعیان) آیت‌الله‌العظمی خویی در انزوا و حصر درگذشت و حکومت صدام اجازه برگزاری تشییع جنازه علنی را صادر نکرد. آیت‌الله سیستانی که اکنون از مهم‌ترین شاگردان استادش بود، به همراه تعداد بسیار معدودی از نزدیکان و یاران سید خوئی، بر جنازه این فقیه بلندآوازه شیعه در حرم علوی(ع) نماز خواند. این نخستین جلوه‌گری از جایگاه خاص سید سیستانی در حوزه نجف بود، چرا که در سنت دیرپای حوزویان، اقامه نماز بر پیکر یک فقیه و استاد بزرگ حوزوی غالبا به معنی اعلام جانشینی پیش‌نماز محسوب می‌شده است. بدین ترتیب از ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ مرجعیت آیت‌الله سیستانی آغاز شد. هرچند در آن زمان، آیت‌الله‌العظمی سید عبدالاعلی سبزواری به همراه برخی شاگردان شاخص سید خوئی در نجف و قم (حضرات آیات عظام مرحوم سید محمد روحانی، مرحوم شیخ جواد تبریزی، مرحوم سید علی بهشتی و شیخ اسحاق فیاض) در قید حیات بودند، اما حوزه نجف مرجعیت و زعامت سید سیستانی را پذیرفت و این محوریت، با رحلت آیت‌الله سید عبدالاعلی سبزواری در ۲۵ مرداد ۱۳۷۲ کاملا تثبیت شد. دیگر شاگرد برجسته آیت‌الله خوئی که احتمال زیادی می‌رفت که جانشین استادش شود، دامادش آیت‌الله سید نصرالله مستنبط بود که در زمان حیات سید خوئی به مرگ مشکوکی از دنیا رفت. برخی نزدیکان سید خوئی حکومت صدام را متهم به قتل این فقیه مهم حوزه نجف در سال ۱۳۶۴ شمسی کرده‌اند.

اقامه نماز بر پیکر مرحوم آیت‌الله‌العظمی خویی به امامت آیت‌الله‌العظمی سیستانی؛ بدون حضور مردم و تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم علوی (ع)

بدین ترتیب سید سیستانی در سن ۶۲ سالگی به عنوان زعیم حوزه نجف و مهم‌ترین مرجع تقلید شیعیان جهان مطرح شد. آیت‌الله سیستانی در شرایطی سرپرستی حوزه نجف را عهده‌دار شده بود که این حوزه در ضعیف‌ترین حالت ممکن در طول فعالیت پر رونق علمی و سیاسی خود در صد سال گذشته به سر می‌برد. دهه نخست مرجعیت آیت‌الله سیستانی با دهه پایانی حکومت وحشت بعثی‌ها همزمان بود و این فقیه آرام و کم‌حرف نجف که حتی برخی نشریات مطرح غربی از اون با عنوان «سیستانی خاموش» یاد می‌کردند، توانست این حوزه سرکوب‌شده و مقهور را از خاموشی کامل نجات دهد. دوره ده ساله نخست مرجعیت آقای سیستانی با انحطاط تدریجی حکومت صدام زیر فشار تحریم‌های اقتصادی غرب همراه بود، با این حال رژیم صدام هرگز به مرجعیت نجف اجازه نداد که فعالیت چشم‌گیری در این سال‌ها انجام دهد و تنها تلاش سید سیستانی معطوف به اداره امور حوزه و پاسخگویی به سؤالات و نیازهای شرعی شیعیان معطوف بود. اما همه این فشارها نتوانست مانع از محبوبیت روزافزون زعیم حوزه نجف شود. با آنکه بیشتر مراجع تقلید شیعه در ایران زندگی و فعالیت می‌کردند، اما سید سیستانی همچنان نخستین رهبر مذهبی شیعیان شمرده می‌شد و انواع و اقسام تلاش‌ها نتوانست مانع از نفوذ صعودی وی در جهان تشیع شود.

۳- فقیه عصر بحران

همزمان با آغاز جنگ دوم خلیج فارس در ساعات پایانی سال ۱۳۸۱ و سقوط صدام در فروردین ۱۳۸۲ شمسی، دومین دهه و دوره مرجعیت آیت‌الله سیستانی نیز آغاز شد. این بار سید سیستانی با وجود همه فشارها و رقابت‌ها، به عنوان مرجع بی‌بدیل شیعیان نقش مهمی در انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در عراق پس از صدام ایفا کرد. در این دوره بود که حتی مراجع برجسته مقیم نجف نیز محوریت آقای سیستانی را پذیرفته و زعامت وی را بر محوریت خود ترجیح دادند. فی‌المثل چندی پیش نیز شیخ محمود فیاض، فرزند آیت‌الله‌العظمی شیخ اسحاق فیاض از مراجع اربعه نجف درگفت‌وگویی به دیدگاه پدرش نسبت به جایگاه آیت‌الله‌العظمی سیستانی اشاره کرده و گفته بود: «در حال حاضر آیت‌الله سیستانی مرجع همه شیعیان و نماد شیعیان هستند. لذا حاج‌آقا همه جا بیان می‌کنند که باید ایشان را تقویت کرد و اگر خدای ناکرده به ایشان صدمه‌ای وارد شود، مرجعیت شیعه ضرر خواهد کرد. برای همین هم هر دو سه ماه یک‌بار برای ملاقات آقای سیستانی می‌روند و البته توقع بازدید هم ندارند.»

شاید نخستین اقدام مهم آیت‌الله سیستانی در ابتدای این دهه این بود که با سکوت خود در برابر حمله قوای ائتلاف به عراق، تن به آخرین تلاش‌های مذبوحانه صدام برای بقای رژیم دیکتاتوری‌اش نداد و راه را برای سقوط صدام مهیا کرد. آقای سیستانی هرچند همچون دیگر رهبران شیعه عراقی همچون شهید آیت‌الله سید محمدباقر حکیم و مرحوم سید عبدالعزیز حکیم، با غربی‌ها همکاری مستقیم نکرد و حتی از پذیرفتن مقامات امریکایی حاکم بر عراق همچون جی گارنر و پل برمر به شدت پرهیز داشت، اما به هیچ وجه خواهان مقاومت در برابر سقوط صدام نیز نشد و پس از آن نیز نقش کلیدی در تشویق مردم به شرکت در انتخابات مختلف برای تغییر نظام و قوانین حاکم بر عراق ایفا کرد.

این مرجع تقلید متنفذ شیعه در این روش میانه‌روانه خود ملامت‌ها و تندخویی‌هایی را نیز از جانب برخی روحانیون شیعه تحمل کرد و حتی از سوی طلبه جوانی به نام مقتدا صدر مورد بازخواست قرار گفت که که چرا به عنوان یک ایرانی در مسائل داخلی عراق اظهار نظر می‌کند. هرچند مقتدا صدر بعدها موضع خصمانه خود نسبت به آیت‌الله را کنار گذاشت، چرا که یک سال پس از سقوط صدام و در تابستان سال ۱۳۸۳ آیت‌الله سیستانی با وجود آنکه به دلیل بیماری به لندن سفر کرده بود، در نزاع میان مقتدا صدر و نیروهای امریکایی – عراقی مداخله کرد و مانع از قتل‌عام هواداران این روحانی جوان عراقی شد.

با آغاز عملیات‌های تروریستی بعثی‌ها و القاعده در عراق از بدو سقوط صدام، آیت‌الله سیستانی تمام تلاش خود را به کار گرفت که این جنایات تروریست‌ها منجر به جنگ و نزاع میان شیعه و سنی نشود. هرچند نمی‌شد کتمان کرد که برخی از حکومت‌های اسلامی غیرشیعه از قدرت گرفتن اکثریت شیعه عراق نگران بودند و از همین رو طی دهه گذشته همواره از حامیان مالی و سیاسی تروریست‌های بعثی و سلفی در عراق به شمار می‌رفته‌اند. اما تلاش‌های آیت‌الله برای جلوگیری از جنگ مذهبی به قدری پررنگ بود که جمال الخاشقجی؛ یک روزنامه‌نگار مشهور سعودی طی مقاله‌ای اذعان کرد که اگر آقای سیستانی نیز همچون برخی مفتی‌های سلفی و تکفیری، فتوای قتل مسلمانان سنی را صادر کند، شیعیان و مقلدان وی امنیت را از همه سنی‌ها سلب خواهند کرد، بنابر این سران مذهبی اهل سنت همچون شیخ الازهر، مفتی سعودی و شیخ یوسف قرضاوی باید به نجف رفته و دستان آقای سیستانی را ببوسند، چرا که وی تنها شخصیت شیعی است که دعوت به آرامش می‌کند.

این‌گونه مواضع آشتی‌جویانه آیت‌الله سبب شده که حتی علمای برجسته اهل سنت عراق همچون شیخ خالد الملا رییس جماعت علمای [اهل سنت] عراق اعلام کند که آیت‌الله سیستانی بدون شک، مرجع همه عراقی‌هاست. با این حال در جریان بحران اخیر عراق که گروه موسوم به داعش آغازگر آن بوده است، برخی سران عشایر اهل سنت عراق که دل خوشی از حاکمیت شیعیان ندارند، اقتدار آیت‌الله را برنتابند و حتی خواهان انفجار خانه وی شوند. هرچند تاکنون آیت‌الله سیستانی در دام خانمان‌سوز سوق دادن عراق به سوی جنگ مذهبی نیافتاده است، اما حرکات مرموز داعشی‌ها نشان می‌دهد که مخالفان حاکمیت اکثریت شیعه در عراق تا چه حد به شعله‌ور کردن آتش اختلافات مذهبی در عراق و منطقه علاقه دارند. بعید به نظر می‌رسد که این بار نیز داعش بتواند خدشه‌ای در مدیریت صلح‌جویانه آیت‌الله ایجاد کند. هرچند این مرجع تقلید ۸۳ ساله شیعیان خواهان دفاع همه‌جانبه از سرزمین، مردم و مقدسات عراق در برابر وحشی‌گری‌های داعش شده است، اما حتی همین فراخوان را نیز می‌توان در چارچوب نظام فکری آیت‌الله سیستانی مبنی بر نفی خشونت مذهبی و فرقه‌ای در عراق و جلوگیری از قانون‌شکنی و تضییع حقوق اکثریت مردم عراق تعریف کرد.

پاورقی‌ها:

۱-     قمی‌ها در نجف، گفتگوی نگارنده با مرحوم حجه‌الاسلام شریعتی، آبان ۱۳۸۷

۲-     علی ططری، فاطمه ترک چی، آخوند خراسانی به روایت اسناد، سند شماره ۱۳۱

۳-     دره‌النجف، سال اول، شماره دوم، ۲۰ ربیع‌الثانی ۱۳۲۸ق

۴-     غلامرضا اسلامی، غروب خورشید فقاهت، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳، ص ۲۵

همین نوشته در سایت دین‌آنلاین

در همین باره: آیت‌الله سیستانی و سرمایه اجتماعی

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, سیاست ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به فقیهی برای همه اعصار

  1. غرام خجیر می‌گوید:

    باسلام
    بعد ۴ و اندی سال مجدد توانستم از مطالب بسیار جالب شما استفاده کنم و مثل همیشه عالی و تأثیر گذار بود . ممنون.
    توفیق روزافزون شما رو از درگاه ایزد منان خواهانم.

    [پاسخ]

  2. محمد می‌گوید:

    مقا له خوبی است و به نظرم پیشرفت محسوسی در دیدگاه شما در خصوص لزوم عملکرد فعالانه سیاسی مراجع نسبت به مقاله سرمایه اجتماعی مشاهده می شود . به بیان دیگر مراجع اگر سرمایه اجتماعی هستند که هستند باید مواضع شفاف دائمی وفعال در مسائل سیاسی اتخاذ نمایند نه آنکه در مسئله رباست جمهوری نظر نداشته باشند ولی در مسائل بی اهمیت از نظر دین ولی مهم از نظر اجتماعی نظیز رویت هلال در گیر شوند و مردم را نیز در گیر نمایند.در مورد مسائلی فرعی مثل جزئیات نحوه وضو گرفتن و سایر عبادات (حتی مستحبی) آنقدر به جزئیات تفرقه افکنانه بپردازند ولی نتوانند روشی برای حل مشکل ربا که حرمت آن نص صریح و مورد اتفاق همه فرق اسلامی است کاری بکنند .به نظرم درد اینهاست .لطفا از منظر سیاسی به مطالب نگریسته شود نه از منظر آکادمیک و علمی که از این منظر گفتنی هایی است نا گفتنی !!!!

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    مسأله رؤیت هلال از نظر دینی بی‌اهمیت است؟!

    [پاسخ]

  3. محمد می‌گوید:

    با سلام
    یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ ۖ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ ۗ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـٰکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

    خدا وکیلی این ادا واطواری که برای شروع (ببخشید پایان ماه مبارک رمضان)در می آوریم بی شباهت به پریدن از دیوارپشتی برای ورود به خانه نیست؟تشخیص زمان در روزگار ساعت اتمی و…. اینقدر دشوار است ؟ وقت انجام بفیه کارهایمان و عباداتمان وشروع ماه ها را چگونه تشخیص میدهیم؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۸ ب.ظ:

    سلام. البته بی‌انصافی و غیرعلمی است که بگوییم دلیل اختلاف درباره رؤیت هلال ماه، ادا و اطوار است. به هر حال فقها تابع متن و برداشت خود از ادله هستند و راه علاج هم این نیست که آیه بی‌ربطی را که اساسا در مقام بیان موضوع مورد نزاع نیست، علیه این قضیه استفاده کنیم.

    [پاسخ]

  4. محمد می‌گوید:

    با سلام
    دو دفعه مطالبی را نوشتم که ناگهان پرید!
    منظور من از ذکر آیه شریفه این بود که روئت هلال و تعیین ماه یک مساله دینی نیست هر چند برای انجام فرایض از تقویم وساعت استفاده می شود .به عبارت دیگر هر موضو عی که اگر پیامبر نیامده بود وجود داشت دینی نیست هر چند عالمان دین به علت هوش زیاد وبا سواد بودن متعرض آن شده اند ولی در سالهای اخیر به علت رشد علم وتخصصی شدن آن از اینگونه دخالت ها کاسته شده است.تعیین مصداق که جای خود دارد و باید متناسبا وسیله شخص ،جامعه(عرف)،کارشناسان و مراجع قانونی حکومتی صورت پذیرد.پذیرش این مطلب استفاده ی عالم یک علم از دستاورد های علوم دیگر را نفی نمی کند بلکه منظور عدم دخالت و اظهار نظر درموضوعات آن علوم است .تقویم یک امر واقعی ، قراردادی،عرفی (سنتی) است که اگر نگوییم قبل از پیدایش دین بوده است مسلما قبل از اسلام وجود داشته است پس موضوع تخصصی وخاص عالم اسلام نمی تواند باشد.راستی شما با سوالتان بحث را از مطلب شیرین واساسی دخالت عالم دین در سیاست دور کردید

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *