تفلسف در میان فقیهان

دیدار آیت‌الله مصباح یزدی با مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت در مسجد فاطمیه قم

علی‌اشرف فتحی: «او از همان آغاز مى‌کوشید ضمن احترام به همه بزرگان حوزه، به هیچ بیتى وابسته نشود. از همین روى، تمام مدتى که در نجف بود به خانه هیچ یک از مراجع رفت‌وآمد نمى‌کرد مگر در یکى از اعیاد که به اتفاق استادش آقاى فانى براى عرض تبریک چند دقیقه‌اى به خانه همسایه‌شان مرحوم آقاسیدجمال گلپایگانى رفتند. او این شیوه را در قم نیز ادامه داد و با وجود ارادت و محبتى که از بزرگان حوزه در دل داشت، جز براى درس گرفتن یا شرکت در مجالس سوگوارى اهل بیت(علیهم‌السلام) که در منزل مرحوم آیت‌الله‌العظمى بروجردى برپا مى‌شد به بیوت آنان رفت‌وآمد نمى‌کرد.»

اینها بخشی از زندگی‌نامه آقای مصباح یزدی است که درباره دوره شش ماهه زندگی وی و خانواده‌اش در نجف و در سایت رسمی وی منتشر شده است. آن‌گونه که از این سایت برداشت می‌شود این است که آقای مصباح وقتی که یک طلبه جوان بیست و شش ساله بوده، کوشش داشته که به هیچ بیتی وابسته نشود. درباره ابعاد علمی وی نیز تنها به این نکته اشاره شده که وی هشت سال در درس خارج آیت‌الله‌العظمی بروجردی، هشت سال در درس خارج امام خمینی و ۱۵ سال در درس خارج آیت‌الله‌العظمی بهجت شرکت کرده و در سن ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد رسیده است. حجه‌الاسلام محمود رجبی که از شاگردان شاخص آقای مصباح و قائم‌مقام وی در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم است، درباره مراتب فقهی استادش چنین گفته است: «جناب استاد مصباح حدود هشت سال به طور فعال در درس فقه مرحوم آیت‌الله بروجردى شرکت کردند و در اولین امتحان درس خارج که در زمان مرحوم آیت‌الله بروجردى برگزار شد و ممتحنان آن مرحوم آیت‌الله سلطانى و مرحوم حاج مقدس اصفهانى بودند، دانش‌پژوه ممتاز معرفى گردیدند، به طورى که برخى اساتید پیش‌بینى کردند اگر چهار سال دیگر، همین‌گونه به تحصیل ادامه دهد، مسلماً به مرتبه اجتهاد خواهد رسید.»

با این حال به تصریح سایت رسمی وی و سایر منابع موجود، آقای مصباح در طول نیم قرن حیات علمی خود جزو مدرسان فقه و اصول حوزه علمیه قم شناخته نمی‌شده و به تدریس و بحث فلسفه، کلام و عرفان اسلامی اکتفا کرده است. شاید با توجه به این سابقه علمی، درک این سخن اخیر آقای مصباح چندان دشوار نیست که در دیدار با زنان فعال در «ستاد امر به معروف و نهی از منکر» گفته است: «اگر امام حسین(ع) شرایطی که در رساله‌های عملیه ذکر شده را در نظر می‌گرفتند، اصلا نباید قیام می‌کردند، زیرا نه فقط احتمال ضرر، بلکه یقین به آن وجود داشت … اگر امروز بخواهیم برای امر به معروف و نهی از منکر تمام شرایط آن را مثل آمرانه بودن، عدم احتمال ضرر و مانند آن را فراهم کنیم، دیگر جایی برای تأثیرپذیری مخاطب باقی نمی‌ماند؛ چون شرایطی که در رساله‌های عملیه برای امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده، مربوط به زمانی است که در شرایط است که در جامعه اسلامی گناه کمتر اتفاق می‌افتد و امر و نهی در افراد متخلف، اثرگذار است.»

آقای مصباح یزدی در نیم قرن فعالیت حوزوی خویش فراز و نشیب‌های فراوانی را طی کرده و بارها خبرساز شده است. این خبرسازی از دهه پنجاه آغاز شد، در دهه هفتاد به اوج خود رسید و در دهه هشتاد منجر به سیطره گفتمان وی بر دولت ایران شد. از نخستین فعالیت‌های پرشور وی می‌توان به مخالفت شدید وی با کتابچه «تکامل انسان در قرآن» بود که از اولین آثار آیت‌الله علی اکبر فیض (مشکینی) شمرده می‌شد و در همدلی با انطباق نظریات علمی روز با قرآن کریم نوشته شده بود. این‌گونه شایع است که آقای مصباح در جریان تألیف و انتشار این کتابچه که پس از کتاب مشهور دکتر یدالله سحابی و همسو با آن نوشته شد، آیت‌الله مشکینی را دعوت به مباهله کرده بود.

اما اوج خبرسازی آقای مصباح یزدی به جریان اختلافات وی با آیت‌الله دکتر بهشتی در اداره مدرسه حقانی در سال ۵۶ برمی‌گردد؛ آنجا که نظرات بهشتی و مصباح درباره علی شریعتی به تقابل جدی رسیده بود و سرانجام دکتر بهشتی در مقام مدیریت مدرسه اعلام می‌کند که یا وی باید در مدرسه بماند و یا آقای مصباح. آقای مصباح نیز به همراه گروهی از شاگردانش تصمیم به ترک مدرسه حقانی می‌گیرد و نشان می‌دهد که مرزبندی‌های وی شوخی‌ناپذیر است.

در دهه شصت پررنگ‌ترین حضور آقای مصباح در اوایل سال ۶۰ به عنوان «نماینده حوزه علمیه قم» به همراه عبدالکریم سروش در مناظره ایدئولوژیک تلویزیونی با احسان طبری (مغز متفکر حزب توده) و فرخ نگهدار (چهره فکری سازمان فدائیان خلق) ظهور می‌یابد و این بار نیز وی به عنوان یک چهره فلسفی ظاهر می‌شود. در اینجا نیز بحث و جدل درباره نظریه داروین به عنوان یکی از نقاط اختلاف میان آقای مصباح با نمایندگان جریان‌های مارکسیستی مطرح می‌شود.

اما در دهه هفتاد بود که آقای مصباح توانست پس از دو دهه تربیت شاگرد، به عنوان یکی از چهره‌های شاخص فکری حامی نظام جمهوری اسلامی به تأثیرگذاری در فضای فکری و سیاسی کشور همت گمارد و خیل شاگردان خود را وارد نهادهای مهم و کلیدی کشور کند. ثمره عملی این تلاش در دو مقطع بروز یافت؛ نخست در تقابل با دولت اصلاحات و تضعیف بنیان‌ها و مشروعیت‌زدایی از دولت خاتمی و از دیگر سو در روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد و تولید مشروعیت برای وی. اوج نقش‌آفرینی آقای مصباح و شاگردان وی به تحصن بهمن ۱۳۷۸ مسجد اعظم قم برمی‌گردد که صدها تن از طلاب علاقه‌مند به وی با سازماندهی گروهی از شاگردانش در اعتراض به کاریکاتور نیک‌آهنگ کوثر در روزنامه مناطق آزاد، با تعطیل کردن دروس حوزه قم در مسجد اعظم گرد آمده و خواهان برکناری مهاجرانی از وزارت ارشاد و تغییر سیاست‌های فرهنگی دولت خاتمی شدند. این تحصن از آن رو مهم بود که تلاش نمایندگان مجلس پنجم برای استیضاح مهاجرانی در اردیبهشت همان سال ناکام مانده بود.

تحصن بهمن ۷۸ نیز راه به جایی نبرد و خاتمی به شاگردان مصباح پاسخ داد که اگر قرار باشد مهاجرانی برود او نیز استعفا خواهد داد. مهاجرانی البته یک سال بعد مجبور به استعفا شد. در جریان تحصن مسجد اعظم قم تنها مرجع تقلیدی که حاضر به شرکت در برنامه‌های معترضین شد، آیت‌الله نوری همدانی بود. هرچند علمای مشهوری چون آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله مشکینی جزو حامیان تحصن بودند و حجه‌الاسلام حسینی بوشهری نیز به عنوان مدیر حوزه علمیه قم با تعطیل کردن دروس حوزه در کنار متحصنین حضور یافت.

از نظر فکری نیز آقای مصباح در سالیان دولت اصلاحات در قامت یک متفکر در حوزه فلسفه و اندیشه سیاسی ظاهر شد و در قالب سخنرانی‌های پیش از خطبه نماز جمعه تهران به تبیین مبانی فکر سیاسی خویش پرداخت. در کنار این فعالیت‌ها، شاگردان وی نیز در قالب مؤسسه امام خمینی قم و نشریه پرتو سخن به فکر تسخیر قوه مجریه افتادند و شکست‌های پی‌درپی اصلاح‌طلبان که از انتخابات شوراهای سال ۸۱ آغاز شده بود، آنها را ترغیب کرد که شهرداری برای تهران برگزینند تا ذخیره آنها برای انتخابات سال ۸۴ شود. اما این بار نیز آقای مصباح یزدی چندان با همراهی فقهای بزرگ قم مواجه نشد و حتی فقهایی که در طول سالیان دولت اصلاحات با وی همراه بودند، از کاندیدایی حمایت کردند که مبغوض آقای مصباح و یاران او بود.

دولت احمدی‌نژاد اوج شکاف میان این استاد برجسته فلسفه با فقهای بزرگ قم بود. فقیهان قمی احمدی‌نژاد را نصیحت و سپس بایکوت کردند و آقای مصباح، اطاعت از احمدی‌نژاد را اطاعت از خدا و او را رئیس‌جمهور مورد نظر امام زمان (ع) می‌دانست و تا شش سال جزو مهم‌ترین حامیان حوزوی او بود. حتی آیت‌الله محمد یزدی نیز که زمانی همراه پرشور آقای مصباح در نقد اصلاح‌طلبان و حمایت از احمدی‌نژاد بود در تابستان ۹۲ به اختلاف نظر شدید خود با آقای مصباح اشاره کرد و گفت: «بنده خطاب به جناب آقای مصباح عرض کردم جناب آقای مصباح اگر جامعه مدرسین و روحانیت مبارز در مسائل انتخاباتی آینده که در پیش داریم به یک نقطه واحدی رسیدند شما که در جامعه اثر گذار هستید آمادگی آن را دارید که همراهی و کمک کنید تا اختلاف کمتر شود تا با همراهی شما این دو نهاد که اثر گذار هستند یکی شوند و اختلافات بین آنها کمتر شود. ایشان فرمودند که در آن زمان هر تکلیف شرعی که داشته باشم عمل خواهم کرد. آیت‌الله مهدوی فرمودند که همه ما موظفیم که تکلیف شرعی را عمل کنیم. بنده مجددا عبارات خود را تغییر دادم و عرض کردم جناب آقای مصباح، این مشخص است که همه ما تکلیف شرعی را عمل خواهیم کرد. هیچ کس قصد ندارد تکلیف غیر شرعی عمل کند. بحث این است که از نظر سیاسی فرمایشات شما در جامعه تاثیر دارد و مردم به این مسائل توجه دارند. هرچه شکاف کمتر باشد و اگر به یک نقطه رسیدیم شما حاضر هستید همراهی و کمک کنید تا هر سه به یک نقطه مشترک برسیم؟ ایشان فرمودند صحبت‌های شما درست و عاقلانه است به هر حال شرایط زمان باید بررسی شود و باید در زمان خودش بررسی کنم. دفعه سوم که بنده اصرار کردم و جواب درستی نگرفتم یکی از آقایان گفتند که این موضوع را ادامه ندهید به نتیجه‌ای نخواهیم رسید.»

با این حال به نظر می‌رسد که آقای مصباح یزدی در هشتاد سالگی همچنان پرشور و پر حرارت است و قصد دارد که از کوچک‌ترین نقاط ضعف دولت روحانی برای پیروزی دوباره اندیشه سیاسی خویش بهره بگیرد، هرچند که فقهای کمتری همراهی‌اش کنند، چرا که آقای مصباح همواره به فکر انجام تکالیف شرعی خویش بوده است.

این نوشته در صفحه ۴۴ شماره ۵۳ ماهنامه نسیم بیداری (آبان ۹۳) منتشر شده است.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, حوزه, سیاست ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *