با چراغ سنت، به پیشواز تجدد

علی‌اشرف فتحی: رسانه‌ها و اقتضائات و نیازهای رسانه‌ای می‌توانند ابعاد مهمی از زندگی و شخصیت رجال علمی، سیاسی، هنری و اجتماعی را پوشیده نگاه دارند. این مسأله لزوما به معنی پروژه‌ای و عامدانه بودن این روند نیست و می‌تواند حاصل یک فرایند و پروسه کاملا طبیعی و ناخواسته باشد.

یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار و تاریخ‌سازی که دچار این فرایند شد، استاد بزرگوار مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری(ره) است که وجهه مرجعیتی و سویه‌های فقهی او زیر سایه تاریخ‌سازی سیاسی و نوگرایانه وی مستتر مانده و حتی گاه موجب بدفهمی‌هایی نیز شده است.

نخست آنکه باید پذیرفت مرحوم آیت‌الله منتظری از تأثیرگذارترین و جریان‌سازترین فقهای معاصر شیعه بوده است. وی بی‌گمان بارزترین نماد مدرسه فقهی استادش مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی بود و به شهادت آثار و گفته‌هایش از مرحوم بروجردی بیش از همه استادانش تأثیر گرفته بود. از این منظر، او حتی از امام خمینی نیز تأثیر کمی گرفته بود و روش‌های استدلالی‌اش تفاوت‌های محسوسی با متدهای فقهی و اصولی امام خمینی دارد. حتی ادبیات نوشتاری او نیز بیش از آنکه به امام خمینی نزدیک باشد، برگرفته از نثر گفتاری مرحوم بروجردی بود. آثار مکتوب وی را می‌توان مهم‌ترین منابع قابل مطالعه و ارجاع در شناخت مبانی علمی دوره قم میانه (حوزه قم در دهه سی شمسی) دانست.

دوم اینکه مرحوم منتظری از معدود روحانیون انقلابی بود که با وجود جایگاه کم‌نظیر علمی و حوزوی‌اش، وارد کارزار مبارزه با حکومت پهلوی شد و سال‌ها زندان و تبعید، حاصل این پرشوری سیاسی و مسؤولیت‌پذیری اجتماعی وی بود. حجم گسترده فعالیت‌های سیاسی وی سبب تضعیف موقعیت علمی وی نشد و در سال‌های دهه پنجاه شمسی، آن فقیه فقید را می‌توان شاخص‌ترین مجتهد مبارز در میان شاگردان امام خمینی قلمداد کرد.

از سومین منظر، آیت‌الله منتظری به دلیل موقعیت سیاسی و اجتماعی خاصی که در نیمه دوم عمر خویش داشت، حلقه اتصال میان بدنه نخبه‌گی حوزه با نواندیشان دینی – دانشگاهی محسوب می‌شد. وی اگرچه حامی جدی کتاب شهید جاوید و مهم‌ترین تقریظ‌نویس بر این کتاب بود و از همدلان حوزوی جریان دکتر شریعتی محسوب می‌شد و پس از انقلاب نیز با وجود آنکه تنش‌ها و چالش‌های سهمگینی را تجربه کرد، از جایگاه و مکانت حوزوی‌اش کاسته نشد و در عین حال نیز مقبول جریان روشنفکری و نزدیک به آنان محسوب می‌شد.

چهارمین رویکردی که به حیات آیت‌الله منتظری می‌توان داشت، این است که وی به دلیل همین موقعیت‌ها و چالش‌ها دچار نقطه‌عطف‌ها و تبدل‌های چالش‌برانگیزی در نظام فکری خود شد و باورهایش همسو با جریانی که بدان تعلق داشت دچار تغییر یا ارتقا شد. یافته‌های فقهی و معرفتی وی در مباحث مهمی چون حکومت فقها، ارتداد، حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر دگرگونی‌هایی پیدا کرد و گاه به نتایج شاذی رسید.

نکته پنجم که گرانیگاه حیات علمی آن مرجع فقید است، این نکته می‌تواند باشد که وی با وجود همه این ویژگی‌ها، دچار نوسان در اسلوب فکری و متد علمی خود نشد. شاید از این منظر بتوان وی را یک نمونه قابل توجه محسوب کرد که علی‌رغم قرار گرفتن در منتهی‌الیه یک جریان سیاسی و به عنوان اوج و شاخص این جریان، نه سوار بر موج این جریان شد و نه تحت تأثیر سیستماتیک این جریان در مسیر استدلال‌های خود قرار گرفت. حتی نتایج شاذی که وی در اواخر عمرش بدان‌ها باور پیدا کرد، از مسیری استنباط شده بود که قرن‌های گذشته، دیگر فقها از همان مسیر رفته بودند.

سال گذشته در گقتگویی که با یکی از اعضای شورای استفتای آیت‌الله منتظری و یکی از شاگردان برجسته وی داشتم، وی به اتکای مرحوم منتظری به منابع و متدهای سنتی و مرسوم اشاره کرد و گفت: «یادم هست که من زمانی درباره موضوع خاصی به ایشان اصرار داشتم که نگاه نویی به مسأله داشته باشند، ایشان نپذیرفت، در نهایت وقتی که بلند شدند برای استراحت بروند، به من فرمودند: «نمی‌خواهد این‌قدر روشنفکربازی دربیاوری. ما در این مسأله چند روایت صحیح داریم و نمی‌توانیم آنها را نادیده بگیریم».

همان‌گونه که انتظار داشتم، استفاده از اصطلاح «روشنفکربازی» که خود آیت‌الله حتی در سر درس نیز به کار می‌گرفتند، موجب گلایه‌ها و انتقادهایی شد. با این حال چگونه می‌توان انکار کرد که مرحوم منتظری چندان با برخی فتاوای نوگرایانه و ساختارشکنانه سال‌های اخیر برخی روحانیون نزدیک به طیف سیاسی ایشان همدلی نشان نمی‌داد. همین شاگرد برجسته آیت‌الله در ادامه همین مصاحبه چنین گفته بود: «به یاد دارم که یکی از روزنامه‌نگاران زندانی در جلسه‌ای که گروهی از حقوقدانان برجسته هم حضور داشتند، شروع به تعریف و تمجید از اعلامیه حقوق بشر و نقد فقه کرد. آقای منتظری به او گفت که مگر اعلامیه حقوق بشر وحی منزل است؟! آن دوست‌مان به مسأله ارث زنان اشاره کرد و آن را تبعیض‌آمیز دانست. آقای منتظری هم پاسخ داد که نظام اقتصادی اسلام را باید به عنوان یک ساختمان نگاه کرد که ارث یک اتاق آن است و همه را باید در کنار هم دید. یک بار دیگر خود ایشان به من فرمودند که گروهی از فعالان دفاع از حقوق زنان خدمت ایشان آمده بودند و ایشان به گونه‌ای در دفاع از احکام اسلام درباره زنان سخن گفته بودند که سخنگوی آن جمع به شوخی گفت که بر این اساس ما باید اسم گروه خود را به نام دفاع از حقوق مردان تغییر دهیم!».

با این حال همان‌گونه که در ابتدا گفته شد، این بخش از اندیشه و شخصیت آیت‌الله منتظری به دلیل پررنگ بودن فعالیت‌های سیاسی و نوگرایانه‌اش و نیز تعلق وی به جریان نواندیش دینی مغفول مانده و او را هم‌طراز فقها و روحانیونی قرار می‌دهند که برای رفتن به پیشواز تجدد، همراهی و همدلی کمتری با متدهای سنتی نشان می‌دهند.

با توجه به همین بخش مغفول می‌توان دریافت که چرا جایگاه علمی و اجتماعی آقای منتظری در میان فقها و مراجع بزرگ معاصر هیچ‌گاه مخدوش نشد و او را همچون طیف‌های دیگر فقهای متجدد مورد نقد ندادند. حتی مباحثی که وی در سال‌های پایانی عمرش در قالب دروس فقه و اخلاق مطرح کرد، به روش سنتی و مرسوم حوزه بود و آنچه که او را به مثابه مهم‌ترین فقیه نوگرا مطرح کرد، نه تغییر در روش‌ها و استدلال‌ها و مرعوب شدن در برابر هجوم مؤلفه‌ها و گزاره‌های مدرن، بلکه میانه‌روی در برقراری سازگاری میان سنت‌ و تجدد بود. این میانه‌روی بود که او را مقبول اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی قرار می‌داد.

این یادداشت در شماره ۱۳ نشریه دانشجویی آزادراه (گاهنامه مستقل دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر) منتشر شده است.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اندیشه, حوزه ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *