شاهی که نباید فاتح‌اش بدانند

حاج ملا علی کنی و فتحعلی شاه قاجار

تاریخ را ارسطو از شعر هم نازل‌تر می‌دانست. بعدها هم شایع شد که تاریخ را فاتحان می‌نویسند. شاید بتوان گفت که همین جمله، چقدر به سود خود فاتحان بوده است. هیچ چیز برای یک زورمند بهتر از آن نیست که همه داده‌های تاریخی را بی‌اعتبار جلوه دهند تا او بتواند در سایه بی‌اعتباری مطلق تاریخ، کار خود را پیش ببرد.

این درست است که کتب تاریخی گذشته ما بیش از آنکه تاریخ اجتماعی یا فرهنگی باشد، تاریخ سیاسی بوده است، اما مرز باریک میان سیاست با فرهنگ و اجتماع که شاید اکنون کمی شفاف‌تر شده باشد، باید ما را ملتفت کند که تاریخ سیاسی را بازخوانی کنیم.

هر فاتحی تمام تلاش خود را کرده که مغلوبین را بی‌اعتبار و بی‌آبروتر کند. این را وقتی که وارد دوره رسانه‌های مدرن شدیم، بیشتر لمس کردیم. اوج آن، قاجارستیزی پهلوی‌ها بود. در صدر شاهان قاجار باید فتحعلی‌شاه بیشتر لجن‌مال می‌شد؛ جنگاور سلحشوری که گفته نمی‌شد یکپارچه‌‌گی کنونی ایران تا حدود زیادی مدیون تلاش‌های او و عمویش آقامحمدخان است. گفته نمی‌شد که اگر هر پادشاه دیگری جای او بود، نمی‌توانست در برابر حملات ارتش مدرن روس مقاومت کند. گفته نمی‌شد که خود وی و شاهزادگانش فرماندهی جنگ‌ها را شخصا بر عهده داشتند. گفته نمی‌شد که شاه قاجارستیز پهلوی خودش کمترین مقاومتی در برابر حمله خارجی نکرد و ارتش مدرن او ظرف چند روز متلاشی شد. گفته نمی‌شد که فتحعلی شاه برای تثبیت پایه‌های ایل کم‌جمعیت قاجار در ایران ناچار بود که با زنان متعددی از مناطق متعدد وصلت کند. گفته نمی‌شد که فتحعلی شاه بعد از دو جنگ طولانی و خانمان‌ساز با روسیه، با لطایف‌الحیل توانست ایران را حفظ و از تلفات بیشتر جلوگیری کند. گفته نمی‌شد که فتحعلی شاه بر خلاف پهلوی‌ها به جان فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید مردمانش نیافتاد و بلکه با درک اهمیت نقش تشیع در حفظ ایران، به تقویت آن پرداخت.

با همه تنش‌های بی‌سابقه دوره فتحعلی شاه، وی را باید یکی از سازندگان فرهنگ کنونی جامعه ما باید دانست. باید او را با تمامی نقاط قوت و ضعفش بازشناسی کرد. او رهبر ایرانیان در نخستین دوره مواجهه با دوره مدرن بود، بدون آنکه سنت‌ها لگدمال شود.

در میان شاهان ایرانی دوره مدرن نیز هیچ پادشاهی به اندازه وی با علمای شیعه، رابطه حسنه نداشته است. مرحوم آیت‌الله سید احمد زنجانی (۱۳۵۲–۱۲۶۹ ش) در جلد چهارم کتاب «الکلام یجر الکلام» از ماجرای عجیبی سخن گفته که برای حاج ملّاعلی کنی (مجتهد بانفوذ عصر ناصری) در سن ۲۹ سالگی‌اش رخ داده است:

«شب فوت او [فتحعلی شاه قاجار] مکاشفه‏اى براى حاج ملاّعلى کنى شده بود. آقاى حاج شیخ مهدى مازندرانى، از مرحوم آقاى شریعت اصفهانى (متوفّى در سنه ۱۳۳۹)، او نیز از مرحوم آقاى حاج میرزا حسین نورى (متوفّى در سنه ۱۳۲۰) و او از مرحوم حاج ملاّعلى نقل کرد:

هنگامى که مسأله‏اى براى من مشکل مى‏شد، یک عملى داشتم که در کربلا، در حرم مطهّر حسینى به جا مى‏آوردم [و] آن مشکل براى من حل مى‏شد. شبى در حرم، مشغول این عمل بودم، دیدم که خاقان [فتحعلی شاه] – با آن تاج سلطنتى و لباس شاهى – از باب‏الحبیب مشرّف شد. من خیلى تعجّب کردم و درست دقّت نمودم، دیدم خاقان، خودش است. در حیرت افتادم که چرا بى‏سابقه مشرّف شد و کسى را از ورود وى خبر نشد. بارى، دیدم که نزدیک ضریح مبارک ایستاد و زیارت کرد و رفت طرف پایین پا. من منتظر شدم که برگردد. دیدم برنگشت. تعقیب کردم که بفهمم به کجا رفت، ولى پیدایش نکردم! آمدم از کفشدارها پرسیدم شخصى که با این هیکل مشرّف شده بود به کجا رفت؟ گفتند چنین کسى را ما ندیده‏ایم که مشرّف شده باشد! آن وقت ملتفت شدم که این مکاشفه بوده و همان دم، تاریخ گذاشتم. بعد، معلوم شد که [فتحعلی]شاه همان شب از دنیا رفته است».

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به شاهی که نباید فاتح‌اش بدانند

  1. امید می‌گوید:

    عزیز جان پیوند بازار و دربارو حوزه که اظهر من الشمس است
    درست که تاریخ قاجار توسط پهلوی لجن مال شده ولی برای اثبات این موضوع چرا مزخرفاتی مانند این روایت را ذکر میکنید
    معلوم نیست چرا از زمانی که دوربین و عکاسی و فیلم برداری درست شده دیگه از این شاسکول بازیها نیست

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *